به گزارش رصد روز، کاهش صادرات فرش دستباف ایران به حدود ۳۰ میلیون دلار، صرفا یک افت آماری نیست؛ نشانهای از جابهجایی موقعیت تاریخی ایران در بازاری است که زمانی در آن بازیگر بلامنازع بود. صنعتی که دههها سهمی تعیینکننده در ارزآوری غیرنفتی و تثبیت برند فرهنگی ایران داشت، اکنون زیر فشار همزمان تحریمها، محدودیتهای بانکی، ضعف بازاریابی و تغییر ذائقه جهانی، به حاشیه رانده شده است. تداوم تولید در داخل، در کنار کوچک شدن بازارهای صادراتی، نشان میدهد مساله اصلی نه در کارگاههای بافندگی، بلکه در سیاستگذاری تجاری و دسترسی به بازارهای جهانی نهفته است؛ جایی که اگر بازتعریفی جدی صورت نگیرد، سهم ایران بیش از پیش کاهش خواهد یافت.
بر اساس تازهترین آمارهای منتشرشده از سوی مرکز ملی فرش ایران، از ابتدای سال جاری تاکنون هزار و ۷۳۷ تن فرش دستباف ایرانی به ۶۱ کشور جهان صادر شده و ارزش این صادرات به بیش از ۳۰ میلیون دلار رسیده است. هرچند گستره جغرافیایی مقاصد صادراتی نشان میدهد فرش ایرانی همچنان در بازارهای مختلف حضور دارد، اما مقایسه این رقم با صادرات چند صد میلیون دلاری دهههای گذشته، تصویری روشن از افول تدریجی این صنعت ارایه میدهد؛ صنعتی که زمانی یکی از مهمترین نمادهای هویت فرهنگی ایران و از پایههای اصلی ارزآوری غیرنفتی کشور بود. نگاهی به کارنامه نه چندان دور صادرات فرش دستباف، عمق این عقبنشینی را آشکارتر میکند. در سال ۱۳۹۶ ارزش صادرات این محصول به حدود ۴۲۶ میلیون دلار رسید؛ رقمی که با وجود روند کاهشی نسبت به دهههای قبل، همچنان جایگاه ایران را در میان بازیگران اصلی بازار جهانی حفظ میکرد. حتی از سال ۱۳۷۴ به بعد که صادرات نسبت به سالهای اوج پیش از آن کاهش یافت، این رقم کمتر از ۵۰۰ میلیون دلار نبود. در آن سالها که کل صادرات غیرنفتی کشور بین ۵ تا ۷ میلیارد دلار در نوسان بود، فرش دستباف سهم قابلتوجهی در ارزآوری داشت و ایران همچنان بزرگترین صادرکننده این محصول در جهان محسوب میشد. با ورود به دهه ۹۰، روند نزولی شتاب گرفت. تشدید تحریمهای بینالمللی، محدودیتهای بانکی و مشکلات نقلوانتقال ارز، نخستین ضربههای جدی را وارد کرد. ارزش صادرات از ۴۲۷.۳ میلیون دلار در سال ۱۳۹۱ به ۲۹۰ میلیون دلار در سال ۱۳۹۴ کاهش یافت؛ افتی بیش از ۱۳۰ میلیون دلار طی سه سال که نشانه تضعیف دسترسی ایران به بازارهای جهانی بود. هرچند در سال ۱۳۹۶ صادرات بار دیگر به ۴۲۶ میلیون دلار رسید، اما این رشد پایدار نماند. خروج امریکا از توافق هستهای و بازگشت تحریمها نقطه عطف دیگری در مسیر نزولی صادرات بود. با بازگشت تحریمها در دوره ریاستجمهوری Donald Trump، فرش ایرانی در فهرست نخست کالاهای تحریمی قرار گرفت و مسیر صادرات به بازار امریکا ـ که سالها یکی از مهمترین مقاصد فرشهای نفیس ایرانی بود ـ عملاً مسدود شد. نتیجه این تحولات، سقوط صادرات به کمتر از ۷۳ میلیون دلار در سال ۱۳۹۸ بود. این روند نزولی در سالهای بعد نیز ادامه یافت. در سال ۱۴۰۱ تنها ۵۰.۷ میلیون دلار صادرات ثبت شد؛ رقمی که نسبت به سال ۱۳۹۷ حدود ۷۸ درصد کاهش داشت و در مقایسه با سال ۱۳۷۳ افتی نزدیک به ۹۸ درصدی (به قیمت جاری) را نشان میدهد. در سال ۱۴۰۲ صادرات به کمتر از ۵۰ میلیون دلار رسید و در سال ۱۴۰۳ با ثبت ۴۱.۷ میلیون دلار، رکورد تازهای از کاهش به جا گذاشت. اکنون در سال جاری، رقم صادرات به حدود ۳۰ میلیون دلار رسیده است؛ عددی که در قیاس با دوران اوج، تنها بخش کوچکی از سهم پیشین ایران در بازار جهانی را بازتاب میدهد.
با وجود این افت چشمگیر، فرش دستباف ایران همچنان به ۶۱ کشور صادر میشود. در میان مقاصد اصلی، نام امارات متحده عربی، آلمان، ژاپن، چین و آفریقای جنوبی دیده میشود. قرار گرفتن امارات متحده عربی در صدر فهرست بیش از آنکه به مصرف داخلی این کشور مربوط باشد، به نقش آن به عنوان هاب تجاری منطقه و مرکز صادرات مجدد بازمیگردد. بخش قابلتوجهی از فرشهای صادرشده به امارات، از آنجا به سایر بازارها ارسال میشود. در اروپا، آلمان همچنان یکی از بازارهای سنتی و باکیفیت فرش ایرانی محسوب میشود؛ بازاری که مشتریان آن عمدتاً به دنبال آثار نفیس و اصیل هستند. در شرق آسیا نیز ژاپن جایگاه خود را حفظ کرده و همچنان به کیفیت و ظرافت فرش ایرانی توجه ویژه دارد. حضور چین در میان پنج مقصد نخست، از تغییر آرایش تجارت جهانی و افزایش نقش بازارهای آسیایی حکایت دارد. همچنین آفریقای جنوبی به عنوان یکی از مقاصد مهم، بیانگر تنوع جغرافیایی بازارهای هدف است، هرچند حجم صادرات به این کشورها همچنان با ظرفیت بالقوه بازار جهانی فاصله دارد. در بخش تولید، نشانههایی از تداوم فعالیت دیده میشود. طبق اعلام رییس مرکز ملی فرش ایران، در ۱۰ ماهه سال ۱۴۰۴ حدود ۲ میلیون و ۴۳۰ هزار متر مربع فرش دستباف در کشور تولید شده است. این آمار نشان میدهد با وجود افزایش هزینه مواد اولیه، رشد دستمزدها، تورم و نوسانات ارزی، شبکه گسترده بافندگان در شهرها و روستاها همچنان فعال است. فرش دستباف علاوه بر ارزش فرهنگی، یکی از منابع مهم اشتغال در مناطق کمتر برخوردار به شمار میرود و صدها هزار بافنده، عمدتاً زنان روستایی، از این مسیر امرار معاش میکنند. با این حال، شکاف میان ظرفیت تولید و توان فروش در بازارهای جهانی به چالشی اساسی تبدیل شده است.
کارشناسان مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی را در افت صادرات موثر میدانند: تحریمها، محدودیتهای بانکی، نوسانات شدید نرخ ارز، ضعف در بازاریابی بینالمللی، نبود برندینگ منسجم، تغییر سلیقه مشتریان جهانی و رقابت فزاینده سایر کشورها در تولید فرش دستباف و ماشینی.
از سوی دیگر، رشد هزینههای تولید و کاهش قدرت خرید در بازارهای هدف، تقاضا برای کالایی که در بسیاری از کشورها در زمره کالاهای لوکس قرار میگیرد را محدود کرده است. دشواری در نقلوانتقال ارز و دسترسی به شبکه بانکی بینالمللی نیز مسیر فعالیت صادرکنندگان را پیچیدهتر کرده است. برخی کارشناسان معتقدند با اصلاح سیاستهای حمایتی، تسهیل فرآیندهای صادراتی، تقویت بازاریابی دیجیتال و تمرکز بر بازارهای نوظهور میتوان بخشی از جایگاه ازدسترفته را احیا کرد. آینده فرش دستباف ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای سیاستی، نوآوری در بازاریابی و بازگشت موثر به بازارهای جهانی وابسته است.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید