غرویان: صدا و سیما «ملی» نیست! / رشیدی کوچی: صدا و سیما به تنفر مردم دامن می‌زند

دردآور است صدا و سيمايي كه با پول ملت به رتق و فتق امورش و حقوق ده‌ها هزار كارمند خود را مي‌پردازد، مطالبات اكثريت اين مردم را بازتاب نمي‌دهد .

به گزارش رصد روز، «ضرورت اصلاح و تغییر در صدا و سیما» ترجیع‌بندی است که هر اندازه فعالان سیاسی و تحلیلگران، بیشتر درباره آن صحبت و آن را به شکل یک مطالبه جدی مطرح می‌کنند، کمتر نشانه‌ای از تحقق این هدف و اعمال تغییر در صدا و سیما می‌یابند. از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب و میانه‌رو گرفته تا دلسوزان اصولگرا، از عالمان علوم دینی گرفته تا استادان دانشگاهی و البته عموم مردم نسبت به بازتاب صدای یک اقلیت خاص در صدا و سیما و از دست رفتن مرجعیت رسانه‌ای گلایه و انتقاد می‌کنند، اما آنچه البته به جایی نمی‌رسد فریاد این جماعت در خصوص  این رسانه که هر چند عنوان «ملی» را بر تارک خود نشانده است.

آخرین نمونه از تذکارهای مسوولان در خصوص عملکرد این رسانه به صحبت‌های اخیر رییس‌جمهور بازمی‌گردد، زمانی که در پاسخ به درخواست تنظیم زمان جلسه با برنامه‌های شبکه خبر ۲! اعلام کرد: «شبکه خبر به جای حرف‌های بی‌ربط کمک‌های دولت به مردم را نشان دهد تا مردم بدانند کاری انجام می‌شود.»  حیرت‌انگیز اینکه مدیران صدا و سیما به جای شنیدن صحبت‌های پزشکیان و اجابت کلام رییس جمهور کشور چند دقیقه پس از انتقاد رییس‌جمهور، برنامه مهم افتتاح پروژه‌ها را قطع کرد تا تریبونش را در اختیار یکی از اعضای جریان پایداری قرار دهد تا برای مردم رجز بخواند! تصویری روشن از آنچه در صدا و سیما می‌گذرد.

محسن غرویان در واکنش به این رفتار صدا و سیما می‌گوید: «صداوسیما چون بیشتر دست جناح آقای جلیلی و اخوی ایشان است و از انتخابات ۱۴۰۳ به بعد هم نگاه خاصی به پیروزی آقای پزشکیان دارند. روشن است که هم خود آقای جلیلی، اخوی ایشان و صداوسیما یک موضع‌گیری‌های خاصی در مقابل آقای پزشکیان دارند. برای همین هم هست که مردم به صداوسیما خیلی اعتراض دارند و برخی این‌گونه تعبیر می‌کنند که این صداوسیما «ملی» نیست .»

اما این برای نخستین‌بار نیست که مدیران صدا و سیما در واکنش به یک تذکار دلسوزانه دومین مقام کشور چنین واکنشی از خود نشان می‌دهند، بعد از برنامه موهوم شبکه افق و در شرایطی که تصور می‌شد پس از برنامه موهوم شبکه افق در خصوص کشته‌شدگان حوادث اخیر یک خانه تکانی اساسی در این رسانه صورت گیرد، مدیران این رسانه با اخراج یک مجری و یک ناظر پخش، موضوع را فیصله دادند. انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته. اوج مدیریت در صدا و سیما زمانی به منصه ظهور رسید که در جریان رخدادهای دی‌ ماه ۱۴۰۴، این رسانه قافیه روایت‌سازی را به صورت کامل به رسانه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان واگذار کرد.

در روزهایی که رسانه‌هایی چون ایران اینترنشنال با تسلط غالب رسانه‌ای خود تلاش می‌کردند هرم کشته‌شدگان حوادث اخیر را به اوج برسانند و از اعداد و ارقام حیرت‌انگیز ۱۲ هزار، ۲۰هزار، ۳۰ هزار و حتی ۶۰هزار نفری صحبت می‌کردند، صدا و سیما سرگرم پخش برنامه‌های خنثایی بود که هیچ رغبتی برای مخاطب ایجاد نمی‌کرد. این‌گونه شد که نگاه ایرانیان به جای رسانه‌ای که هر سال هزاران هزار میلیارد تومان بودجه از بیت‌المال دریافت می‌کرد، به شبکه‌هایی دوخته شد که به جای منافع ملی ایرانیان، منافع سایر کشورها را جست‌وجو می‌کردند. دردآور این است که حتی صدا و سیمایی که با پول ملت به رتق و فتق امورش و حقوق ده‌ها هزار کارمند خود را می‌پردازد نیز مطالبات اکثریت این مردم را بازتاب نمی‌دهد . جلال رشیدی‌کوچی، نماینده مجلس یازدهم با انتقاد از عملکرد صدا و سیما اعلام می‌کند که این رسانه جایگاه مردمی خود را از دست داده و حتی در بازتاب اخبار و واقعیت‌ها نیز ناکام مانده است، به‌طوری که بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند به اخبار رسانه‌های بیگانه استناد کنند که این امر به افزایش تنفر عمومی دامن می‌زند.

جلال رشیدی‌کوچی در گفت‌وگو با «اعتماد» در خصوص رفتارهای غیرمتعارف صدا و سیما می‌گوید: «رسانه ملی وضعیت کنونی خود را به شکلی رسانده که دیگر مخاطبی ندارد و متاسفانه اکثریت مردم ما، چه بپذیریم چه نپذیریم، سخنان رسانه‌های بیرونی مانند اینترنشنال و امثالهم را ملاک عمل خود قرار داده‌اند. این روند نگران‌کننده باعث شده که آن رسانه‌ها به راحتی بتوانند بر افکار جوانان ما تاثیر بسیار زیادی بگذارند.»

رشیدی‌کوچی ادامه می‌دهد: «به عنوان مثال، در مورد تعداد جان‌باختگان حوادث اخیر، شاهد بودیم که در رسانه‌های خارجی آمارها از ۴ تا ۱۵ هزار نفر شروع شد و حتی به ۷۰ تا ۸۰ هزار نفر نیز رسید. اما پس از اقدام مثبت و ارزشمند رییس‌جمهور در انتشار لیست جان‌باختگان، شاهد بودیم که این اعداد دوباره کاهش یافت و حتی به زیر ۱۰ هزار نفر و به‌طور مشخص ۶ هزار نفر رسید، هر چند که در نهایت لیست دقیقی نیز ارایه نشد. این وضعیت به وضوح نشان می‌دهد که متاسفانه صدا و سیمای ایران به‌رغم بودجه هنگفتی که برایش صرف می‌شود جایگاه خود را از دست داده و اکنون مردم به رسانه‌هایی اعتماد دارند و حرف رسانه‌هایی را گوش می‌دهند که سراسر با دروغ به دنبال آسیب زدن به مملکت و ملت ما هستند.»

او با تشریح دلایل این وضعیت می‌گوید: «این امر یک دلیل ریشه‌ای دارد و آن هم عدم توجه به خواسته‌های مردم است. ببینید، سال‌هاست که من و بسیاری دیگر از دلسوزان فریاد زده‌ایم که باید به دنبال رضایت مردم بود، نه اینکه آنان را بر سر مسائل بی‌پایه و اساسی که هیچ خروجی مثبتی برای کشور ندارند، ناراحت کنیم. متاسفانه ما شاهد بودیم که دلخوری‌های کوچک مردم به مرور تبدیل به ناراحتی شد، ناراحتی‌ها تبدیل به اعتراض شد، اعتراضات تبدیل به خشم شد و امروز ما در جایی قرار گرفته‌ایم که این خشم تبدیل به تنفر شده است.»

رشیدی‌کوچی تصریح می‌کند: «اگر قرار است راهکاری ارایه دهیم، دیگر نباید راهکار ما صرفا برای برطرف کردن نارضایتی یا اعتراض یا حتی خشم باشد. راهکار امروز ما باید راهکاری باشد برای تسکین دادن بر تنفر مردم. باید در این سطح عمیق‌تر فکر کنیم. وقتی به این سطح از سخن و راهکار می‌رسیم، قاعدتا صدا و سیما به عنوان پیشانی و بزرگ‌ترین ابزار در اختیار حاکمیت، باید برنامه‌ای جدی برای کاهش تنفر مردم داشته باشد. اما متاسفانه ما شاهد این هستیم که نه تنها چنین برنامه‌ای وجود ندارد، بلکه گاهی اوقات با کج‌سلیقگی‌هایی که مشاهده می‌شود – البته امیدوارم صرفا کج‌سلیقگی باشد -اتفاقاتی می‌افتد که بر تنفر مردم می‌افزاید. اینقدر این اتفاقات بر تنفر مردم اضافه می‌کند که گاهی آدم شک می‌کند نکند واقعا یک نفوذی در کار باشد و این صرفا ناشی از کج‌سلیقگی نباشد.»

او با مقایسه نقش رسانه‌های داخلی و خارجی اضافه کرد: «ما شاهد بودیم که در این ایام، متاسفانه صدا و سیما نه تنها نمی‌تواند مانند گذشته، بلکه اکنون نیز نمی‌تواند دردی از مردم را دوا کند یا تسکینی بر درد آنان باشد، بلکه برعکس، به درد مردم نیز اضافه می‌کند. (مطلب موهون شبکه افق از جمله این موارد بود) قاعدتا وقتی کار به اینجا می‌رسد، مردم نیز حرف‌شنوی نخواهند داشت و اطلاعات خود را از منابع دیگری دریافت می‌کنند؛ منابعی که مشخصا با آمارسازی‌های دروغین به دنبال افزایش تنفر در مردم هستند. پس ما به این نقطه می‌رسیم که صدا و سیما و رسانه‌های بیگانه هر دو در یک نقطه تلاقی پیدا کرده و وجه مشترک پیدا می‌کنند. رسانه‌های بیگانه با آمارسازی‌های دروغین در جهت افزایش تنفر و خشم مردم و صدا و سیما نیز با برنامه‌های نامناسب و عدم شناخت دقیق خواسته‌ها و مشکلات مردم، باز هم ناخواسته به این روند دامن می‌زند و آن را تقویت می‌کند.» نماینده سابق مجلس در تشریح دلایل این وضعیت اظهار می‌کند: «این وضعیت نگران‌کننده می‌شود، چراکه دلیل آن مشخص است. دلیلش این است که تفکری که امروز بر صدا و سیمای ما حاکم است، متاسفانه یک تفکر بسیار خاص و اقلیت است که همه هم می‌دانیم این تفکر، تفکر جبهه پایداری است. به نظر من، اکثر اقدامات تندی که علیه مردم ما انجام گرفته، چه در بحث قوانین، چه در بحث اجرای قوانین و چه در حوزه‌های دیگر مانند فیلترینگ، عدم واردات خودرو، سنگ‌اندازی در حوزه‌های اقتصادی یا در حوزه بانوان مانند مقاومت در برابر ورود بانوان به ورزشگاه‌ها، همگی گواه این تفکر هستند.»

جلال رشیدی‌کوچی در پایان با ابراز نگرانی عمیق در خصوص دورنمای فعالیت‌های این رسانه می‌گوید: «این موارد نشان می‌دهد که فرصت‌های مهمی از دست رفته است. اینها همه برآیند یک تفکر رادیکال و تندرو است و این تفکر امروز بر صدا و سیما حاکم شده است. پس جای بسیار نگرانی دارد که صدا و سیمای ما در دست چنین تفکری باشد که حالا چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه عمدی باشد و چه سهوی، به افزایش خشم و تنفر مردم دامن می‌زند همان‌طور که رسانه‌های بیگانه نیز به طرق مختلف بر خشم و تنفر مردم می‌افزایند.»

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار