به گزارش رصد روز، «عالیه شکربیگی» جامعهشناس و عضو هیات علمی دانشگاه در تحلیل خود از اعلام صریح حقوق هزار دلاری رئیس جمهور گفت: در یک نشست عمومی اعلام شد که حقوق ماهانه دکتر پزشکیان به عنوان رئیس جمهور حدود هزار دلار است. این اظهارات صریح، جنجالی شد و در رسانهها و شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای یافت؛ بهطوریکه مردم نسبت به این سخن رئیس جمهور واکنش نشان دادند. حال سؤال این است که چرا این واکنشها رخ داد و اساساً حقوق هزار دلاری رئیس جمهور چه معنایی دارد؟
وی افزود: اگر بخواهیم با نرخ دلار آزاد فعلی—که حدود ۱۶۰ تا ۱۶۲ هزار تومان است—محاسبه کنیم، این رقم (هزار دلار) معادل حدود ۱۶۰ تا ۱۶۲ میلیون تومان در ماه میشود. در حالی که حقوق رئیس جمهور در کشورهای مختلف تفاوتهای زیادی دارد، در شرایط فعلی جامعه ایران که با بحرانهای اقتصادی، مشکلات معیشتی و فشارهای اقتصادی بر خانوادهها، کارگران، کارمندان، اساتید دانشگاه و دیگر اقشار مواجه است، این مسأله بهویژه مورد توجه و بحث قرار میگیرد.
این جامعهشناس خاطرنشان کرد: این مبلغ بسیار بیشتر از حداقل دستمزد کارگران ساده است؛ که پایهی حقوقشان تقریباً بین ۱۰ تا ۱۷ میلیون تومان گزارش میشود، یعنی معادل حدود ۶۰ تا ۱۰۰ دلار در هر ماه. آقای پزشکیان این رقم را در مقایسهی گذشته مطرح کرد. این مقایسه بیشتر به منظور نشان دادن افت شدید ارزش پول ملی و کوچک شدن سفرهی مردم انجام شده است. تا اینجا ما مسئله را طرح کردهایم؛ اکنون اگر بخواهیم این تحلیل را در چارچوب فقر جامعهی ایران بهکار ببریم، این صحبت دقیقاً همان نقطهای را برجسته میسازد که درد مردم را نشان میدهد؛ جامعۀ ما دچار فقر گسترده و شکاف طبقاتی عمیقی است.
عالیه شکربیگی تصریح کرد: اگر بخواهیم مقایسهای بین رئیسجمهور و یک کارگر ساده داشته باشیم، میبینیم که رئیسجمهور حدود ۱۰ تا ۱۵ برابر درآمد کارگر ساده را دارد. این شکاف در بسیاری از کشورها وجود دارد، اما در ایران که بر پایهی آمارهای موجود نرخ فقر مطلق بالای ۳۰ تا ۴۰ درصد و گزارشهای فقر شدید بالای ۲۰ درصد برای خانوارها است، این تفاوت بهوضوح قابل مشاهده است و احساس بیعدالتی را در میان مردم شدید است.
وی تصریح کرد: مشکلات معیشتی و اقتصادی که منجر به اعتراضات دیماه شد، یکی از دلایل اصلی این اعتراضات بود؛ واقعیت این است که مسأله اقتصادی و آن شکاف اجتماعی‑طبقاتی است که برخی از مردم را برانگیخت تا به خیابان آمدند.
این جامعهشناس در ادامه توضیح داد: تحلیلها نشان میدهد که مشکل اصلی، نه حقوق بالای مسئولان، بلکه حقوق بسیار پایین اکثریت جامعه است. این واقعیت باعث شد جامعه واکنش نشان دهد.
وی درباره تبعات این شکاف اقتصادی گفت: خط فقر مطلق برای یک خانوار شهری حدود ۳۲ میلیون تومان تخمین زده میشود. این شکاف نه تنها اقتصادی، بلکه اجتماعی و روانی نیز هست. زمانی که بالاترین مقام کشور از کوچک شدن سفرهها گلایه میکند، احساس بیعدالتی در جامعه افزایش مییابد. این تضاد در درآمدها و شرایط معیشتی، نارضایتی مردم را تشدید کرده و به احساس ناامیدی و یأس در جامعه دامن میزند.
شکربیگی با اشاره به اینکه رئیسجمهور در حالی ۱۰۰۰ دلار دریافت میکند که کارگران و کارمندان به هر حال زیر خط فقر هستند، اظهار کرد: همچنین متخصصانی مانند پزشکان شهری بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون تومان دریافت میکنند که معادل ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار است و این نسبت به خط فقر بین یک و نیم تا دو است.
به گفته وی اگر بخواهیم تحلیلی بر اساس این آمارها داشته باشیم، نشان میدهد که حقوق رئیسجمهور در مقایسه جهانی بالا نیست؛ به طور مثال رئیسجمهور آمریکا حدود ۴۰۰ هزار دلار حقوق میگیرد و در ترکیه نیز حدود ۱۰ هزار دلار.
وی با اشاره به تورم ۴۰ تا ۵۰ درصدی سالانه و نرخ فقر ۳۶ درصدی گفت: این شکاف درآمدی طبق گزارشهای اقتصادی نشاندهنده نابرابری است؛ ضریب جینی در ایران به ۴۲ درصد رسیده که بالای میانگین جهانی است و به سطح هشداردهندهای رسیده و فقر را به نسلهای بعدی منتقل میکند.
به گفته این جامعه شناس، اگر نگاهی به عملکرد رئیسجمهور بیندازیم، آقای پزشکیان از تیرماه ۱۴۰۳ به قدرت رسید و وعدههایی نظیر دولت رفاه، کاهش تورم، افزایش یارانهها و مذاکره برای رفع تحریمها را داد. اما بعد از ۱۸ ماه تا بهمن ۱۴۰۴، عملکردش در حوزه معیشت و فقر مورد انتقاد جامعه قرار گرفته است. تورم همچنان بالای ۴۰ درصد باقی مانده و رشد اقتصادی زیر ۲ درصد است که کمتر از پیشبینیهای اولیه است. گزارشها نشان میدهند که فروپاشی معیشت در همین دوره تشدید شده است. جنبه مثبت صحبتهای رئیسجمهور این است که برخی رسانهها به شفافیت او در اعلام حقوقش اشاره کردهاند و آن را نشانهای از صداقت او دانستهاند. به نظر میرسد هدف او انتقاد کلی از سیستم اقتصادی بوده و نه شکایت از حقوق خود.
وی افزود: وقتی عده زیادی از مردم زیر خط فقر هستند، حقوق هزار دلاری رئیسجمهور حتی اگر کم هم باشد، نماد ناکارآمدی است. این وضعیت نشاندهنده وجود یک چرخه معیوب است؛ فقر و تشدید آن به بیاعتمادی اجتماعی منجر میشود. وقتی مسئولان در شرایطی که معیشت مردم را مدیریت نمیکنند، حقوقهای بالایی دریافت میکنند، این امر میتواند به اعتراضات و اعتصابات کارگران و بازنشستهها دامن بزند و مهاجرت نخبگان نیز شدت میگیرد.
وی با انتقاد از اینکه سالانه حدود ۱۵۰ هزار متخصص از ایران مهاجرت میکنند و این به دلیل ساختاری تحریمها و مدیریت ناکارآمد است، گفت: انتظارات از رئیسجمهور بسیار بالاست و در نتیجه، فقر از مطلق به نسبی تبدیل میشود. این وضعیت تأثیرات منفی بر سلامت روان جامعه دارد و میتواند منجر به افزایش افسردگی، خودکشی و آسیبهای اجتماعی شود.همچنین حقوق بالای آقای پزشکیان نماد بحران عمیقتری است؛ جامعهای که حتی بالاترین مقامش نیز تحت تأثیر تورم قرار دارد، در حالی که مشکلات قشرهای پایین نادیده گرفته میشود. این مسئله باعث میشود خشم و نارضایتی در جامعه افزایش یابد.
شکر بیگی با بیان اینکه دومین موضوعی که باعث واکنش جامعه شد، دلاری شدن ذهنیت اقتصادی است، افزود: وقتی رئیسجمهور در سخنرانی عمومی حقوق خود را به دلار اعلام میکند، این نشاندهنده این است که ارزش واقعی درآمدها در اقتصاد ایران تنها با دلار سنجیده میشود. با ادامه تورم و سقوط ارزش پول، حتی اگر حقوق ریالی افزایش یابد، قدرت خرید دلاری آن کاهش مییابد. نتیجه این وضعیت کوچکتر شدن سفره مردم است.
به گفته این استاد دانشگاه، سومین دلیل واکنش جامعه، نقش رسانهها در انتشار صحبتهای رئیسجمهور است. بسیاری از مردم با انتقاد از اینکه رئیسجمهور با درآمد هزار دلاری خود گلایه میکند، به وضعیت خود که با درآمد ۶۵ دلاری مواجهاند، اشاره میکنند.
عالیه شکربیگی خاطر نشان کرد: از سوی دیگر، در مقایسه با حقوق رئیسجمهورهای دنیا، حقوق رئیسجمهور ایران ممکن است پایین به نظر برسد، اما در بافت اجتماعی ایران، این موضوع نمایانگر شکاف طبقاتی عمیقتری است. سخنان رئیسجمهور باید تحلیل شود تا مشخص شود هدف ایشان از این بیانات چه بوده است و چه پیامی به مردم میخواهند منتقل کنند. فقدان گفتگو و ناکارآمدی در ارتباط مسئولان با مردم یکی از دلایل اصلی بروز نارضایتیها و بحرانها در جامعه است. مردم ایران همواره نشان دادهاند که نسبت به مسائل اجتماعی و اقتصادی هوشیارند و دارای سواد و آگاهی هستند.
این جامعهشناس در پایان تأکید کرد: به عنوان بالاترین مقام اجرایی، رئیسجمهور باید به طور مستقیم با مردم گفتگو کند و به درد دلها و نگرانیهای آنها گوش دهد. این ارتباط نزدیک میتواند به بازسازی اعتماد اجتماعی کمک کند و احساس همدلی و دلسوزی را در جامعه تقویت کند. گفتگو با گروههای مختلف جامعه، از جمله جوانان، زنان، نوجوانان و نسلهای مختلف، بسیار مهم است. مردم ایران، که به عنوان یک ملت نجیب و مقاوم شناخته میشوند، در پی دریافت حمایتی واقعی از سوی مسئولان هستند. احساس نادیده گرفتن و فاصله بین مردم و مسئولان میتواند به تشدید شکافهای اجتماعی منجر شود. مسئولان برای بازگرداندن اعتماد مردم راه بسیار طولانی در پیش دارند.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید