بحران بیکاری جوانان و دانشجویان

بحران بیکاری جوانان در ایران به دلیل ناامیدی از آینده و فقدان شغل متناسب با تحصیلات، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی جدی ایجاد کرده است.

به گزارش رصد روز، از کلاس درس تا خیابان‌ها، مسیر مشترک بسیاری از جوانان کشور به بیکاری ختم می‌شود. تفاوتی وجود ندارد؛ چه دانشجو باشید و چه نباشید با بحران بیکاری مواجه خواهید شد و ناچار برای استقلال مالی و کاهش فشار از خانواده‌ها به مشاغلی تن می‌دهید که یا علاقه‌ای به آنها ندارید  یا سخت و طاقت‌فرساست. بحران بیکاری و بلاتکلیفی شغلی مساله‌ای بوده که از دیرباز وجود داشته اما طی سال‌های گذشته در کشور شدت گرفته است. کارشناسان معتقدند بیکاری می‌تواند نسل جدید و جامعه دانشگاهی را با بحران‌های جدی مواجه کند و بازتاب اجتماعی نیز داشته باشد؛ به‌گونه‌ای‌که در اعتراضات اخیر قشر جوان بخش عمده گروه‌های معترض را شکل داده‌ و نسبت‌به شرایط موجود اعتراض دارند.

فقدان شغل متناسب با رشته دانشگاهی، حقوق‌های ناچیز، تورم، گرانی و سایر چالش‌های اقتصادی این روزها باعث شده جوانان نسبت‌به آینده شغلی و تحصیلی خود ناامید یا دلسرد شوند. فشار معیشتی بیش از هر زمان دیگری تشدید شده و گروه‌های مختلف جامعه را تحت‌تاثیر قرار داده است؛ یکی از این گروه‌ها جوانان هستند که به دلایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی توانایی یافتن شغل مناسب را ندارند. این وضعیت علاوه بر آسیب به جایگاه جوانان، می‌تواند پیامدهای روانی نیز برای آنها به‌همراه داشته باشد.

 

 

دانشجویان در صف اول بیکاری

براساس داده‌های موجود، سهم بیکاری فارغ‌التحصیلان از کل کشور به ۴۳‌درصد رسیده است. طبق تخمین‌های زده‌شده از بین جمعیت فارغ‌التحصیلان حدود ۷۹۵‌هزار و ۵۱۳نفر بیکار هستند. بنابر اعلام نهادهای مرتبط تعداد و آمارهای ارائه‌شده بیانگر وضعیت بحرانی در زمینه اشتغال دانش‌آموختگان کشور است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که زنان سهم بیشتری را به خود اختصاص داده‌اند به‌گونه‌ای که طبق مدارک و داده‌های ارائه‌شده در سال گذشته، زنان فارغ‌التحصیل سهم بیشتری نسبت‌ به نقاط روستایی و مردان نقاط شهری دارند. با این حال مدیران ارشد و مسوولان آموزشی اعلام کردند که این ارقام درحال حاضر کاهشی بوده اما به باور برخی کارشناسان کاهش صورت‌گرفته بسیار ناچیز بوده و همچنان بحران بیکاری در بین دانشجویانی که تحصیلات خود را به اتمام رساندند وجود دارد. برای نمونه می‌توان به رشته‌های پرطرفدار اشاره کرد که در حال حاضر تناسب زیادی با نیاز کشور و بازار کار ندارند.

برای نمونه در رشته‌های حقوق، بازرگانی و علوم‌اجتماعی مجموعا ۲۲۲‌هزار نفر بیکار وجود دارد. در رشته‌های مهندسی حدود ۱۰۰‌هزار نفر و پرچمدار این بحران علوم انسانی و هنر است که بیش از ۳۰۰‌هزار نفر بیکار را شامل می‌شوند. از سوی دیگر طی سال‌های اخیر رشته‌های زیادی مانند علوم سیاسی و کشاورزی با تعداد دانشجوی بیش از حد مواجه بوده که در حال حاضر نزدیک به ۹۰‌درصد از آنها همچنان بیکار هستند یا شغل مرتبط با رشته خود را پیدا نکرده‌اند. طبق مطالعات انجام‌شده توسط جامعه‌شناسان، افزایش ظرفیت پذیرش دانشگاه‌ها بدون توجه به نیازهای جامعه و بازار کار باعث شده که چنین بحرانی در کشور رخ دهد. آنها معتقدند که درحال حاضر اولویت بسیاری از دانشگاه‌های کشور مالی است و توجه چندانی نسبت به نیاز کشور و نیروی کار ندارند. علاوه بر این موارد جامعه‌شناسان هشدار دادند که اگر روند فعلی ادامه پیدا کند در آینده‌ای نزدیک با معضلات جدی مواجه خواهیم شد که آسیب‌زاست.

 

جوانان زیر تیغ بیکاری

براساس اعلام مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ساله حاکی از آن است که ۶/‏‏۲۰‌درصد از فعالان این گروه سنی در پاییز۱۴۰۲ بیکار بوده‌اند. بررسی تغییرات فصلی نرخ بیکاری این افراد نشان می‌دهد این نرخ نسبت‌به پاییز۱۴۰۱، ۴/‏‏۱‌درصد افزایش یافته است. بررسی نرخ بیکاری گروه سنی ۱۸ تا ۳۵ساله نیز نشان می‌دهد که ۴/‏‏۱۴‌درصد از جمعیت فعال این گروه سنی در پاییز۱۴۰۲ بیکار بوده‌اند. این در حالی است که تغییرات فصلی نرخ بیکاری این افراد نشان می‌دهد این نرخ نسبت‌به پاییز۱۴۰۱، به میزان ۴/‏‏۰‌درصد کاهش یافته است. بررسی سهم جمعیت ۱۵ساله و بیشتر دارای اشتغال ناقص نشان می‌دهد که ۱/‏‏۸۰‌درصد جمعیت شاغل، به دلایل متعدد مانند فصل غیرکاری، رکود کاری، پیدا نکردن کار با ساعت بیشتر و… کمتر از ۴۴ساعت در هفته کار کرده و آماده برای انجام کار اضافی بوده‌اند. این در حالی است که ۷/‏‏۳۷‌درصد از شاغلان ۱۵ساله و بیشتر ۴۹ساعت و بیشتر در هفته کار کردند. این ارقام بیش‌از آنکه صرفا فقط یک عدد باشد، نشان از یک بحران جدی اجتماعی است. از سوی دیگر مساله فراتر از بحث شغل است؛ ناامنی شغلی و ناامیدی که نمی‌گذارد جوانان به یک معیشت پایدار دست پیدا کنند، امروز مشکل‌ساز شده است.

 

 

 

بیکاری؛ پدیده‌ای فراتر از اقتصاد

علیرضا شریفی‌یزدی، جامعه‌شناس با بیان اینکه پدیده بیکاری در کشور از بحث اقتصاد گذشته و به یک مساله سیاسی و امنیتی بدل شده به «جهان‌صنعت» گفت: بیکاری جوانان امروز یک پدیده صرفا اقتصادی نیست. بیکاری در همه جای دنیا پدیده‌ای اقتصادی محسوب می‌شود اما در کشور ما قطعا یک پدیده اجتماعی، سیاسی و حتی یک پدیده امنیتی و آسیب اجتماعی نیز هست. بنابراین صرفا در سطح اقتصاد نمی‌توان به این مساله نگاه کرد. اینکه چرا بحران اشتغال بیش از هر قشری نسل جوان را درگیر کرده، دلیل روشنی دارد. به هر حال همه دولت‌ها چند دهه پیش از ورود نسل نو به بازار کار، برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند تا از یک‌سو فرد بتواند معیشت مناسبی متناسب با استعداد، توان و علاقه‌اش داشته باشد و از سوی دیگر از توانمندی و نیروی کار او برای توسعه ملی استفاده شود. وی افزود: وقتی ما از دهه‌های قبل در این مسیر فکر نکرده‌ایم و برنامه‌ریزی صورت نگرفته، طبیعتا باید این انتظار را داشت که امروز نسل جوان ما با مشکل مواجه شود. دلیل اصلی درگیری بیشتر جوانان، عدم برنامه‌ریزی مناسب و عدم سرمایه‌گذاری کافی برای ایجاد اشتغال در دوره‌های قبل است؛ مساله‌ای که امروز جوانان باید نتیجه آن را ببینند که متاسفانه چندان هم نمی‌بینند. در مورد اینکه گفته می‌شود نسل جوان بلاتکلیف است، از یک جهت می‌توان این تعبیر را پذیرفت و از یک جهت خیر. اگر منظور این باشد که به‌دلیل بی‌برنامگی و سردرگمی در سیاستگذاری‌های دولت، مسیر آینده مشخص نیست، بله، این بلاتکلیفی به‌وضوح وجود دارد. فرد نمی‌داند آیا باید تحصیلات عالی داشته باشد یا نه، آیا باید کلا درس بخواند یا نخواند، آیا مهاجرت کند یا قرار است در کشور خودش شغلی متناسب با استعداد، توان، تحصیل و تخصصش پیدا کند.

 

 

 

بلاتکلیفی دولت

شریفی‌یزدی ادامه داد: از نظر فکری اما معتقد هستم که نسل جوان دچار بلاتکلیفی نیست. نسل جوان تکلیفش با خودش مشخص است، آ‌نها می‌خواهند رشد کنند، شغل داشته باشند و بخش اعظم‌شان خواهان ماندن در کشور هستند. این بلاتکلیفی برنامه‌ریزی دولت است که برای آنها وضعیت بلاتکلیف ایجاد کرده است. وقتی جوان احساس ناامیدی می‌کند، احساس ناکامی دارد و تصور می‌کند آینده‌ای پیش‌روی او نیست، طبیعی است که واکنش نشان دهد. امروز برای داشتن یک واحد مسکونی ۶۰‌متری در کلانشهرها صحبت از چند صد‌سال انتظار می‌شود و روزبه‌روز فاصله میان درآمد فردی که تازه وارد بازار کار شده با نیازهای اولیه خود مانند مسکن، خودرو و بهداشت بیشتر می‌شود. این وضعیت در کنار تورم‌های عجیب‌وغریب و سقوط ارزش پول ملی که عملا ما را به یکی از رکوردداران جهانی تبدیل کرده، زمینه‌ساز سرخوردگی گسترده می‌شود. در چنین شرایطی گروهی به اعتیاد پناه می‌برند، گروهی مهاجرت را انتخاب می‌کنند، گروهی دچار افسردگی، درون‌گرایی و انزوا می‌شوند، گروهی به مسلک‌های نوظهور، از جمله جریان‌های شبه‌عرفانی، برای تسکین مشکلات روحی و روانی خود روی می‌آورند و گروهی نیز این وضعیت را در قالب اعتراض بروز می‌دهند.

 

 

 

پیامدهای اجتماعی بیکاری

این جامعه‌شناس با ارائه پیامدهای اجتماعی تشریح کرد: این وضعیت پیامدهای اجتماعی متعددی دارد. از یک‌سو آسیب‌های اجتماعی را به‌شدت افزایش می‌دهد، فردگرایی افراطی را تقویت می‌کند و انواع بیماری‌های روانی را بر جامعه تحمیل می‌کند. از سوی دیگر ناتوانی کشور در به‌کارگیری صحیح انرژی و پتانسیل جوانان باعث می‌شود که جامعه نتواند آن‌چنان که باید و شاید در مسیر توسعه از این توانمندی‌ها استفاده کند. در کنار این مسائل، شاهد باقی‌ماندن یک دایره تنگ از نسل‌های پیشین هستیم که حاضر به واگذاری ارکان تصمیم‌گیری و مدیریت کشور به جوان‌ترها نیستند. افرادی در سنین ۳۰، ۳۵، ۴۰ یا ۴۵سال همچنان در سطوح بالای مدیریتی حضور دارند و تصور می‌کنند باید در راس امور باقی بمانند. این روند در نهایت به حاشیه‌رفتن و منزوی‌شدن جوانان منجر می‌شود.

 

 

 

تضعیف شدید اعتماد عمومی

شریفی‌یزدی گفت: در چنین شرایطی سرمایه اجتماعی نیز به‌شدت آسیب می‌بیند. سرمایه اجتماعی سه مولفه اصلی دارد؛ اعتماد عمومی، شفافیت و مشارکت. وضعیت کنونی به‌طور مستقیم باعث کاهش هر سه مولفه شده است. کاهش مشارکت‌های مدنی، از جمله مشارکت در فرآیندهای رسمی مانند رای دادن، یکی از نمودهای آشکار این مساله است. در حوزه اعتماد عمومی کافی است به میزان اعتماد مردم به سخنان مسوولان نگاه کنیم. وقتی وعده‌ها و اظهارنظرها با بی‌اعتمادی گسترده مواجه می‌شود، نشان‌دهنده تضعیف شدید اعتماد عمومی به‌ویژه اعتماد به نهادهای دولتی است. در حوزه شفافیت نیز وضعیت روشن است؛ مقایسه ساده‌ای میان ایران و کشورهایی که اطلاعات مربوط به بودجه، نحوه هزینه‌کرد و تصمیم‌گیری‌های کلان را به‌صورت شفاف و در دسترس عموم منتشر می‌کنند، نشان می‌دهد که فاصله معناداری وجود دارد. وی توضیح داد: مجموعه این عوامل بیانگر آن است که سرمایه اجتماعی به‌شدت کاهش یافته و در صورت تداوم این روند، این کاهش عمیق‌تر نیز خواهد شد. نداشتن جایگاه و اعتبار دولتمردان، مدیران و برنامه‌ریزان در میان جوانان، خود موید همین واقعیت است. در ادامه این روند می‌توان انتظار داشت که بخشی از جوانان مهاجرت را به‌عنوان راه‌حل انتخاب کنند، بخشی به انزوا و گوشه‌نشینی روی بیاورند و بخشی دیگر که برونگراتر هستند و کنش‌های اعتراضی داشته باشند- همان‌گونه که در سال‌های۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ شاهد آن بوده‌ایم- با وجود هشدارها و توصیه‌های مکرری که در سال‌های گذشته مطرح شده بود، متاسفانه اصلاح مسیر صورت نگرفت و تداوم این وضعیت می‌تواند هرسه پیامد را تشدید کند. وی در پایان هشدار داد: در بلندمدت ادامه این روند از نظر اقتصادی به وخیم‌ترشدن شرایط معیشتی منجر خواهد شد و از نظر اجتماعی، افزایش آسیب‌هایی مانند طلاق، تجرد غیرانتخابیِ دائمی، اعتیاد و گسترش مشاغل کاذب نظیر دلالی و ترید را به‌دنبال خواهد داشت. همچنین افزایش خشونت اجتماعی، گسترش روابط خارج از چارچوب و کاهش اعتماد به دولت از دیگر پیامدهای قابل پیش‌بینی است. اگر این مسیر اصلاح نشود جامعه در بلندمدت توان طی‌کردن مسیر صحیح توسعه را از دست خواهد داد.

 

 

 

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار