بهای اعتراض دانشجویان؛ از تعلیق تا مهاجرت

یک جامعه شناس: تورم نجومی و وخامت وضعیت معیشتی، اعتراض را اجتناب‌ناپذیر می‌کند.

به گزارش رصد روز،  اعتراض دانشجویان از روز شنبه هفته جاری آغاز شد. در این میان دو طیف دانشجویان معترض و بسیج با یکدیگر درگیر شدند و این امر سبب شد دانشگاه همچنان در تب اعتراض باقی بماند. در چنین شرایطی برخی دانشگاه‌ها از همان روزهای نخست با ارسال پیامک به تعدادی از دانشجویان اعلام کردند که ورود آنها تا اطلاع ثانوی به دانشگاه ممنوع است و این افراد باید برای تشکیل پرونده به حراست مراجعه کنند.

از سوی دیگر برخی دانشگاه‌ها ازجمله خوارزمی، علم و فرهنگ و آزاد البرز، فعالیت‌های آموزشی خود را تا پایان سال‌جاری به‌صورت مجازی اعلام کردند. اتخاذ این تصمیمات نکات اساسی را یادآوری می‌کند؛ از یک‌سو تجمع دانشجویان در ادامه اعتراضات دی‌ماه بیانگر آن است که جامعه همچنان معترض و بیدار است و مطالبات خود را پیگیری می‌کند. از سوی دیگر تعطیلی این دانشگاه‌ها می‌تواند نشانه‌ای از احتمال اجرای سیاست‌های مشابه در سایر مراکز آموزشی باشد؛ سیاست‌هایی که با هدف جلوگیری از گسترش اعتراضات احتمالی در پیش گرفته می‌شوند.

اتخاذ چنین تصمیماتی از برخورد و تعلیق دانشجویان معترض گرفته تا تعطیلی‌های گسترده در نهایت بیش از همه دانشجویان را متاثر خواهد کرد. این در حالی است که برخی کارشناسان معتقدند اعمال چنین سیاست‌هایی علاوه بر افزایش نارضایتی، چارچوب علمی و آموزشی کشور را نیز تحت‌‌تاثیر قرار می‌دهد. از منظر حقوقی نیز منع ورود دانشجویان به دانشگاه، اعمال تنبیهات انضباطی یا محرومیت از ادامه تحصیل از جمله اقداماتی است که در تعارض با حقوق اساسی است. اعمال تعطیلی‌های گسترده پس از وقفه‌ای نزدیک به ۶۰روز در روند آموزش کشور، علاوه بر ایجاد اختلال در فرآیند آموزشی ممکن است شرایط دانشگاه‌ها را با پیچیدگی‌های بیشتری مواجه کند.

ماجرای ارسال پیامک‌ها به دانشجویان معترض

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف اعلام کرده است که شماره‌هایی ناشناس با خانواده برخی دانشجویان تماس گرفته و به آنها هشدار داده‌اند که فرزندان‌شان ممکن است به دلیل فعالیت یا موضع‌گیری در فضای مجازی با ممنوع‌الورودی یا تعلیق مواجه شوند. تاکنون این ادعا از سوی نهادهای رسمی دانشگاه یا وزارت علوم تایید نشده است. همزمان تصاویری در فضای مجازی منتشر شده که نشان می‌دهد برخی دانشجویان دانشگاه بهشتی پیامک‌هایی با محتوای تعلیق دریافت کرده‌اند. طی دو روز گذشته هیچ اطلاعیه رسمی‌ای درباره تعداد، هویت یا وضعیت دقیق دانشجویان منتشر نشده و تنها روایت‌هایی از تماس با خانواده‌ها یا پیامک‌های تهدیدآمیز در دسترس است. از سوی دیگر تحلیل وضعیت فعلی دانشجویان معترض دشوار است چراکه اطلاعات رسمی و آماری دقیق درباره تعداد دانشجویان تعلیق‌شده، احضار شده به کمیته‌های انضباطی یا بازداشتی موجود نیست. روایت‌های منتشرشده، شامل گزارش‌های دانشجویی و فیلم‌هاست. در شرایطی که کشور در پیچیده‌ترین مقطع سیاسی و اجتماعی قرار دارد همچنان نگرانی‌های زیادی درباره وضعیت دانشجویان معترض وجود دارد.

تعطیلی؛ سیاست مسوولان برای مواقع اضطراری

تعطیلی مراکز آموزشی طی سال‌های گذشته به یکی از تصمیمات رایج مسوولان به‌ویژه مدیران آموزشی تبدیل شده است. حدود ۶۰‌روز پیش دولت به دلیل شرایط کشور، مدارس و دانشگاه‌ها را برای مدتی تعطیل کرد. حال پس از این وقفه طولانی‌مدت، تعطیلی برخی دانشگاه‌ها نشان می‌دهد که احتمال دارد سایر دانشگاه‌ها نیز به همین مسیر کشیده شوند. این تصمیم علاوه بر آسیب به روند آموزشی، تاثیر منفی بر روحیه محصلان نیز دارد. نبود زیرساخت مناسب برای آموزش مجازی نیز عملا این اقدام را با پیامدهای فاجعه‌بار همراه کرده است. بارها رسانه‌ها و کارشناسان درباره تبعات چنین تصمیماتی هشدار داده‌اند اما به‌دلیل نبود برنامه، مسوولان چاره‌ای جز اعمال تعطیلی ندارند.

تعلیق دانشجو؛ تعلیق آزادی بیان

حال که نگرانی‌ها درباره برخورد با دانشجویان معترض افزایش یافته، پرسش‌های متعددی در این زمینه ذهن افکار عمومی را مشغول خود کرده است.

سیامک زند رضوی، جامعه‌شناس درباره تعلیق و برخورد انضباطی با دانشجویان پس از اعتراضات به «جهان‌صنعت» گفت: تعلیق کردن دانشجو در درجه اول یعنی عدم اجازه حضور او در دانشگاه که در واقع «خانه دوم» دانشجو محسوب می‌شود. این اقدام عملا به معنای تعلیق آزادی بیان دانشجو است. اجازه داده نمی‌شود حرف خود را بیان کند و با این کار، حق او برای بیان ایده‌ها و اعتراض‌ها سلب می‌شود. علاوه‌براین معلق کردن حق تجمع دانشجویان به این معناست که افرادی که ایده‌های مشترکی دارند، نمی‌توانند آن ایده‌ها را به‌طور مشترک  فریاد بزنند و درخواست‌های خود را مطرح کنند.  وی افزود: تجربه تاریخی نشان می‌دهد که نسل‌ بعد از نسل دانشجویان طی ۴۷سال گذشته به این نتیجه رسیده‌اند که راه دیگری برای بیان مطالبات خود باقی نمانده است. من این صحبت‌ها را از منظر تجربه شخصی بیان می‌کنم چراکه از سال۱۳۵۴تا۱۳۸۲ دانشجوی دانشگاه بودم و این دوره طولانی، از کارشناسی تا دکترا، به من امکان می‌دهد به این پرسش‌ها پاسخ‌هایی متکی به تجربه زیسته‌ام بدهم. با تعلیق دانشجویان و خاموش کردن صدای آنها نمی‌توان اعتراض‌ها را محدود، کنترل یا مدیریت  کرد. این نوع برخوردها تاثیر گسترده‌ای بر فضای دانشگاه و احساس امنیت یا ناامنی دانشجویان دارد. واقعیت این است که دانشجویان را نمی‌توان از سایر شهروندان جدا کرد.

نگرانی دانشجویان از سرنوشت خود و آینده کشور

زند رضوی ادامه داد: با گسترش دانشگاه‌ها به ویژه دانشگاه‌های غیرحضوری مانند پیام‌نور و دانشگاه آزاد، چندین نسل از دانشجویان، شامل فرزندان برخی از فقیرترین شهروندان از دورترین مناطق نسبت به پایتخت، امکان حضور در دانشگاه را یافته‌اند و دانشگاه به فضایی برای تمرین شهروندی تبدیل شده است. احساس امنیت یا ناامنی دانشجویان صرفا محدود به خود آنها نیست بلکه پدیده‌ای فراگیر است و شامل نگرانی‌های اقتصادی، اشتغال آینده، سبک زندگی و حتی توان اندیشیدن به دنیایی بهتر و انسانی‌تر می‌شود. دانشجویان این ناامنی را در تجربه روزانه خود احساس کرده و با در کنار هم بودن تلاش می‌کنند آن را جبران کنند که شعارهایی مانند «نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم» نمونه‌ای از این تلاش‌هاست.

حمل پدیده بی‌اعتمادی به نهادها

این جامعه‌شناس می‌گوید: اعتماد نسل جوان به نهادهای رسمی و دانشگاه نیز تحت‌تاثیر این برخوردها قرار می‌گیرد. دانشجویان از همان سال‌های اول، تجربه‌های خود را از دانشجویان سال‌های بالاتر و از جامعه، خانواده و مدرسه با خود به دانشگاه می‌آورند بنابراین بی‌اعتمادی پدیده‌ای عمومی است که دانشجویان با خود حمل می‌کنند. دانشگاه با وجود ادعای کارکرد سه‌گانه آموزش، پژوهش و نقد، در عمل بخش نقد را محدود و عملا حذف کرده است. بخش اداری رسمی دانشگاه این کارکرد مهم را محدود می‌کند تا دانشگاه صرفا محیط آموزش و پژوهش باشد. وقتی فضای نقد حذف شود، امکان آموزش و پژوهش موثر نیز محدود می‌شود. تجربه طولانی نشان می‌دهد که در این دو حوزه، موفقیت‌های بین‌المللی قابل‌توجهی حاصل نشده است و برخی کارکنان دانشگاه، با تولید مقالات صرفا برای کسب امتیاز، به جای حل مسائل جامعه، تلاش می‌کنند جایگاهی محدود در سطح بین‌المللی کسب کنند بنابراین بی‌اعتمادی به نهاد دانشگاه و نهادهای رسمی عمومیت دارد و بخش نقد دانشگاه طی ۴۷سال گذشته به غیر از دوره‌های کوتاه، در عمل محدود بوده و با فشار کنترل شده است.

فضای نقد؛ نشان از زنده بودن دانشگاه

زند رضوی معتقد است که دستاوردهای محدودی به همت اعضای هیات علمی و دانشجویان حاصل شده و همواره در وضعیت جنینی باقی مانده است. نیروهایی بیرون از دانشگاه  اجازه آزادی بیان و تجمع دانشجویان را نمی‌دهند، بی‌اعتمادی موجود را تشدید می‌کنند. این فضا از یک‌سو در حرکت‌های اعتراضی مشارکت اجتماعی دانشجویان را افزایش می‌دهد و به نفع جامعه و شهروندان است زیرا وجه نقد دانشگاه تقویت می‌شود. از سوی دیگر تعلیق آزادی بیان ممکن است گرایش‌هایی در دانشگاه ایجاد کند که خود نقد را نمی‌پذیرند. هرچه محیط نقد مسدودتر شود، ایده‌های غیرنقدپذیر گسترش می‌یابد که امکان بررسی و نقد عمومی را ندارند و این به نفع جامعه در میان مدت  نیست.

فراری دادن دانشجو از کشور

این جامعه‌شناس با بیان اینکه اتخاذ چنین تصمیماتی، دانشجو را به مهاجرت و ترک وطن سوق داده، گفت: این برخوردها همچنین می‌توانند باعث افزایش ناامیدی، انزوا و حتی تمایل به مهاجرت شوند. مهاجرت فقط محدود به جابه‌جایی جغرافیایی نیست بلکه افراد به دنبال تجربه زندگی انسانی و حداقلی، گذران زندگی خود هستند. گاهی این ناامیدی‌ها درونی می‌شوند و افراد به درون خود بازمی‌گردند که می‌تواند منجر به افسردگی شود. نمونه‌های متعدد از جوانان دچار افسردگی یا حتی موارد خودکشی در این بستر مشاهده می‌شود.

بن‌بست سیاسی و اقتصادی

زند رضوی بیان کرد: دانشگاه‌ها سه کارکرد اصلی دارند: آموزش، پژوهش و نقد. محدود شدن فعالیت‌های اعتراضی هر سه کارکرد را کاهش می‌دهد. وقتی اعتراض گسترده می‌شود و فشارها افزایش پیدا می‌کند، نه آموزش موثر انجام می‌شود، نه پژوهش جدی و نه نقد اصولی زیرا ایده‌ها پیش از بررسی جدی  و پیوند با تجربه نسل‌های قبلی به شعار تبدیل می‌شوند. اعتراضات دانشجویان باید در چارچوب شرایط اقتصادی و اجتماعی فعلی فهمیده شوند. سیاست‌های اجرایی چهار دهه اخیر به بن‌بست رسیده؛ بن‌بستی که سیاسی و اقتصادی است. تورم نجومی و وخامت وضعیت معیشتی، اعتراض را اجتناب‌ناپذیر می‌کند. اعتراضات محدود به دانشجویان نیست بلکه کارگران، زنان، بازنشستگان و معلمان و… نیز در این جنبش‌ها مشارکت دارند و همه این اعتراضات باید در یک بستر واحد درک شوند. این شرایط قابل دوام نیست.

وی ادامه داد: ادامه این روند تاثیر مستقیمی بر رابطه دانشگاه با ساختارهای رسمی در آینده خواهد داشت. تجربه من در سال‌های۵۷تا۵۸ نشان می‌دهد که اداره شورایی دانشگاه‌ها با مشارکت نمایندگان دانشجویان، اعضای هیات علمی و کارکنان، امکان بررسی مسائل دانشگاه و پیگیری راه‌حل‌ها را فراهم می‌کرد، همچنین طی این تجربه، ورود نیروهای نظامی به دانشگاه محدود شد اما با آغاز آنچه انقلاب فرهنگی نامیده شد، این قاعده از بین رفت و دانشگاه تحت تسلط نیروهای بیرونی قرار گرفت. در این ۴۷سال، غیر از سال‌های۵۸ و ۵۹، این روند به صورت مستمر برقرار بوده است. به نظر من رابطه آینده دانشگاه با ساختار رسمی وابسته به استقلال دانشگاه، مدیریت شورایی و تضمین حقوق آزادی بیان، تجمع و تشکل است. اینها بذرهایی هستند که به بار نشسته و عمومی خواهند شد، مگر اینکه سیستمی خارج از مناسبات انسانی و آزادی‌های اساسی سر کار بیاید که در آن صورت مبارزه ادامه پیدا خواهد کرد.

تعطیلی‌ها؛ تعلیق غیر رسمی

این جامعه‌شناس در پایان گفت: یکی از سیاست‌هایی که برخی دانشگاه‌ها به‌دلیل اعتراضات دانشجویان به سرعت به آن روی آوردند، غیرحضوری کردن کلاس‌هاست. این سیاست همان تعلیق غیررسمی حقوق دانشجویان است به‌گونه‌ای که امکان تجمع در محیط مورد علاقه خود را نداشته باشند و آزادی بیان مشترک خود را از دست بدهند. با در نظر گرفتن سه کارکرد دانشگاه، حضوری شدن کلاس‌ها اهمیت دارد زیرا غیرحضوری کردن کلاس‌ها عملا نقد را معلق می‌کند، پژوهش را محدود می‌سازد و کیفیت آموزش را به شدت کاهش می‌دهد. علاوه‌برآن  غیرحضوری شدن، همه وجوه دانشگاه را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. تعلیق‌ها و برخوردها پیام واضحی از سوی  دولت به دانشجویان و جامعه مخابره می‌کنند. این پیام همان پیامی است که طی ۴۷ سال گذشته، چه توسط گروه‌های اصولگرا و چه اصلاح‌طلب استمرار یافته و تجربه دانشجویان فارغ از هر گرایش سیاسی، این روند را نشان می‌دهد.

 

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط