بورس در مه ِ سیاست

فردین آقابزرگی: ركود حاكم بر بورس از ابتداي سال تاكنون با افت و بازدهي نااميدكننده همراه بوده است.

به گزارش رصد روز، فردین آقابزرگی در یادداشتی مطرح کرد:

اقتصاد ایران سال‌هاست با مجموعه‌ای از ریسک‌های اقتصادی، سیاسی و غیراقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ اما آنچه امروز شرایط را از گذشته متمایز کرده، شکل‌گیری نوعی سردرگمی عمیق و فراگیر در سطوح کلان تصمیم‌گیری است. ابهامی که نه‌تنها به سرنوشت توافق یا جنگ محدود نمی‌شود، بلکه حتی پرسش‌هایی بنیادین درباره ثبات، تداوم حکمرانی و مسیر آینده کشور را در ذهن فعالان اقتصادی و سرمایه‌گذاران ایجاد کرده است.در چنین فضایی، خود مسوولان نیز نشانه‌هایی از نگرانی و تکاپو بروز می‌دهند. اتفاقات اخیر نیز ریسک تازه‌ای به مجموعه ریسک‌های پیشین افزوده است؛ ریسکی که می‌تواند کسب‌وکارها را برای مدتی طولانی وارد رکودی عمیق‌تر از گذشته کند. قطعی‌های مکرر اینترنت، آب، برق و گاز، تعطیلی دانشگاه‌ها و مدارس و اختلال در فعالیت‌های روزمره، همگی هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیمی بر اقتصاد تحمیل کرده‌اند؛ هزینه‌هایی که نمی‌توان آنها را در تحلیل وضعیت بازارها نادیده گرفت.

بازار سرمایه نیز به عنوان آینه انتظارات و نگرانی‌های اقتصادی، به‌طور طبیعی به این شرایط واکنش نشان داده است. رکود حاکم بر بورس از ابتدای سال تاکنون با افت و بازدهی ناامیدکننده همراه بوده است. شاخص هم‌وزن حدود ۲۰ درصد و شاخص کل نزدیک به ۴۰ درصد بازدهی اسمی ثبت کرده؛ اما با در نظر گرفتن تورم و حتی نرخ سود سپرده‌های کوتاه‌مدت بانکی، این ارقام عملا به معنای کاهش قدرت خرید سرمایه‌گذاران است. فرابورس نیز با وجود ساختار همگن‌تر، شرایط بهتری نداشته و شاخص‌های کل و هم‌وزن آن حدود ۱۹ تا ۲۰ درصد بازدهی نشان می‌دهند؛ بازدهی‌ای که در یک بازه ۱۱ماهه، حتی از سود بانکی نیز عقب مانده است.

ریشه این وضعیت را باید در سیاستگذاری‌های ناصحیح در عرصه بین‌الملل و مدیریت اقتصادی کشور جست‌وجو کرد. ناترازی‌های مزمن، از کسری بودجه دولت گرفته تا بحران در نظام بانکی و صندوق‌های بازنشستگی، نتیجه سال‌ها تصمیم‌گیری ضعیف و غیرپایدار است. این کاستی‌ها صرفا به دولت‌های مقطعی محدود نمی‌شود، بلکه به ساختار حکمرانی اقتصادی بازمی‌گردد؛ ساختاری که نتوانسته افق روشنی پیش‌ روی فعالان اقتصادی ترسیم کند.

در چنین شرایطی، حتی احتمال تعطیلی موقت بورس یا توقف گسترده فعالیت‌های اقتصادی در یک بازه زمانی قابل ‌توجه، دیگر سناریویی دور از ذهن نیست. از سوی دیگر، پیام‌های متناقض در سیاست خارجی و نبود یک صدای واحد در مذاکره با طرف‌های بین‌المللی، بر ابهام‌ها افزوده است. سرمایه‌گذاران با فضایی مواجهند که نمی‌دانند طرف تصمیم‌گیر واقعی کیست و مسیر آینده به کدام سمت خواهد رفت.

نتیجه طبیعی این فضای ابهام‌آلود، افزایش ترس، احتیاط و خروج سرمایه از بازار سهام است. افت شاخص‌ها بیش از آنکه ناشی از ضعف ذاتی بنگاه‌ها باشد، بازتاب مستقیم نااطمینانی عمیقی است که بر اقتصاد ایران سایه انداخته؛ نااطمینانی‌ای که تا رفع نشود، نمی‌توان انتظار بازگشت پایدار اعتماد به بازار سرمایه را داشت.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط