به گزارش رصد روز، روزنامه سازندگی نوشت: توهین به جانباختگان اعتراضات دیماه در یکی از برنامههای شبکه افق، اینبار به خشم یک طیف یا جریان خاص محدود نماند. حالا از جامعهشناسان و سیاستمداران تا اهالی رسانه، هنرمندان و حتی چهرههای اصولگرا، همصدا خواستار عزل پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما هستند. مطالبهای که بسیاری آن را «حداقلیترین انتظار افکار عمومی» و پاسخی اولیه به زخمهای انباشته جامعه پس از اعتراضات اخیر میدانند؛ پاسخی که میتواند نشانهای از عزم اصلاح و بازسازی سرمایه اجتماعی باشد.
اگرچه سازمان صداوسیما در واکنشی سریع، مدیر شبکه افق را عزل و پخش برنامه را متوقف کرد اما این اقدام از نگاه افکار عمومی و بسیاری از تحلیلگران، نه کافی بود و نه متناسب با عمق خطا. برای بسیاری، این اتفاق فقط یک «لغزش فردی» نبود بلکه محصول ساختاری است که سالهاست میان رسانه ملی و جامعه شکاف انداخته و بهجای ترمیم بر دوقطبیها دمیده است. این اولینبار نیست که صداوسیما با چنین حاشیهای مواجه میشود. در سالهای اخیر از شبکه افق گرفته تا شبکههای دیگر، نمونههای ریز و درشت دیگری رخ داده که همواره بازتاب رسانهای داشته است. بهطور مثال در اردیبهشت ماه سال جاری، پخش بخش ضبط شدهای از برنامه «سیمای خانواده» از شبکه یک که در آن مطالبی توهینآمیز نسبت به عقاید اهل سنت مطرح شد، اعتراضاتی را برانگیخت و از سوی اقشار مختلف مردم و علمای اهل سنت محکوم شد. آن زمان هم کارزاری برای برکناری پیمان جبلی، رئیس صداوسیما، شکل گرفت اما به نتیجه نرسید. مشکل اصلی اما محدود به اشتباهات موردی نیست. طیف جدید مدیران صداوسیما که اغلب بیارتباط با دنیای واقعی هستند، تولید محتوای کمارزش را جایگزین برنامههای حرفهای کردهاند تا جایی که بیشتر محصولات تلویزیون فاقد جذابیت برای بیننده هستند.
در همین رابطه، صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی با انتقاد تند از عملکرد صداوسیما، توهین صورتگرفته در شبکه افق را نه یک خطای لفظی بلکه نشانهای از گسست عمیق این رسانه از جامعه دانست و گفت: «آنچه در شبکه افق رخ داد حتی شایسته نام «توهین» هم نیست. در شرایطی که خانوادههایی هنوز پیکر عزیزانشان را پیدا نکردهاند، چنین رفتاری با جانباختگان، رفتاری است که بهسختی میتوان برای آن واژهای انسانی پیدا کرد».
او با اشاره به تجربه تدریس ارتباطات و جامعهشناسی رسانه در دانشگاه تأکید کرد که صداوسیمای جمهوری اسلامی اساساً کارکرد رسانهای ندارد و بیشتر شبیه یک بلندگوی ایدئولوژیک و دستگاه روابط عمومی حاکمیت عمل میکند: «اگر اخبار رادیو و تلویزیون را فقط یک هفته رصد کنید بهوضوح میبینید که هیچ خبری پخش نمیشود که با جهانبینی و باورهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی مغایرت داشته باشد؛ چه در اخبار داخلی و چه در اخبار خارجی». به گفته او، روایت صداوسیما از جهان، روایتی کاملاً یکسویه است؛ روایتی که در آن هیچگاه خبری مثبت از کشورهایی که «دشمن» تلقی میشوند، دیده نمیشود و هیچ انتقادی متوجه سیاستهای رسمی نظام نیست.
زیباکلام، این وضعیت را در تضاد کامل با رسانههای معتبر بینالمللی مانند بیبیسی یا الجزیره دانست که به گفته او حتی سیاستهای دولتهای متبوع خود را نیز به نقد میکشند. او با اشاره به پیامدهای این رویکرد افزود: «بعد از ۴۶ سال و با وجود بودجههای هزاران میلیاردی، مردم ایران برای فهمیدن واقعیتها به رسانههای فارسیزبان خارجی رجوع میکنند؛ حتی بسیاری از حامیان جمهوری اسلامی هم برای اطلاع از اخبار واقعی، یواشکی بیبیسی فارسی یا ایران اینترنشنال را دنبال میکنند».
این استاد دانشگاه سپس به نقش مدیریت فعلی صداوسیما پرداخت و تصریح کرد: «در دوره مدیریت پیمان جبلی، شکاف میان جامعه و صداوسیما عیانتر از همیشه شده است. برخلاف دورههایی که هنوز روزنههایی برای گفتوگو و برنامههای زنده و چالشی وجود داشت امروز صداوسیما به تریبونی کاملاً بسته، تنگنظرانه و محدود تبدیل شده است». او با یادآوری برنامههای زنده و مناظرهمحور سالهای گذشته گفت که حذف کامل این فضاها، نتیجه رویکردی است که تنها به یک طیف محدود اجازه حضور میدهد و حتی صدای جریانهای میانهرو را نیز تاب نمیآورد. زیباکلام در جمعبندی تأکید کرد: «من معتقدم بزرگترین ستون پنجم رسانههایی مثل ایران اینترنشنال، نه توانایی آنها بلکه بیکفایتی مدیریت صداوسیماست. اگر مدیریت رسانه ملی حتی اندکی کارآمد و حرفهای بود این رسانهها نمیتوانستند چنین نفوذی در جامعه ایران پیدا کنند». او در پایان خاطرنشان کرد: «ایران اینترنشنال بیش از آنکه از لیاقت خود تغذیه کند از بیکفایتی مدیریت صداوسیما و شخص پیمان جبلی نان میخورد؛ و تا زمانی که این مدیریت تغییر نکند، این روند ادامه خواهد داشت».
محمد مهاجری، فعال رسانهای اصولگرا نیز درباره این اتفاق و مطالبه عزل رئیس صداوسیما گفت: «من بهعنوان یک روزنامهنگار و فرد رسانهای، ایشان را حتی در حد یک روزنامهنگار یا خبرنگار درجه سه هم نمیدانم و حاضر نیستم با او همکاری کنم. به نظر من، رئیس صداوسیما نه ابتداییترین اصول حرفهای رسانه را میشناسد و نه به حداقلهای اخلاق رسانهای پایبند است؛ به همین دلیل اساساً فاقد صلاحیت حرفهای است. از سوی دیگر، مسئله فقط به یک فرد یا حتی مدیریت یک شبکه محدود نمیشود. مدیریت صداوسیما الان به این شکل است که هر کس زودتر از خواب بیدار شود و در اتاق را باز کند، رئیس صداوسیماست». او معتقد است: «با تغییر یک مدیر شبکه، مشکل حل نخواهد شد چراکه ممکن است فردا همان اتفاق یا مشابه آن دوباره تکرار شود» و میگوید: «به اعتقاد من، ریشه مسئله جای دیگری است و باید از سطح اصلی حل شود. مشکل اساسی، تفکر حاکم بر صداوسیماست؛ تفکری که اگر تغییر نکند، جابهجایی افراد تأثیر معناداری نخواهد داشت».
پس از این اتفاق، واکنشهایی نیز در میان چهرههای سیاسی و اجتماعی و رسانهها از جریانهای مختلف فکری شکل گرفت. یکی از نخستین واکنشها از سوی محمدرضا جوادییگانه، جامعهشناس و رئیس سابق مرکز ارتباطات مردمی ریاستجمهوری مطرح شد که در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در جامعهای که همه چیز دوقطبی شده، نارضایتی از عملکرد صداوسیما از معدود اموری است که همه بر آن اتفاق دارند؛ انسان و خونش در آن حرمت ندارد. برکناری فوری رئیس صداوسیما و اخراج او از هیأت دولت بر سرمایه اجتماعی نظام میافزاید. تغییر رویه صداوسیما نماد و نشانه عزم اصلاح در نظام است». این اظهارنظر عملاً بحث را از سطح یک خطای رسانهای به سطح پیوند میان رسانه، اعتماد عمومی و امنیت اجتماعی ارتقا داد.
غلامحسین کرباسچی، فعال سیاسی و مدیرمسئول روزنامه هممیهن هم با لحنی تند به ماجرا واکنش نشان داد و گفت: «رویکرد صداوسیما نه از سر لجبازی بلکه ناشی از جهالت است. یک مشت آدم جاهل و متعصب که مردم را درک نمیکنند، نشستهاند و برنامه میسازند». او افزود: «خروجی صداوسیما برای مردم چیزی جز خشم و ناراحتی نیست. من شخصاً تحمل دیدن این رسانه را ندارم». کرباسچی، صداوسیمای فعلی را حتی نماینده حاکمیت هم ندانست و تأکید کرد که این رویکرد، نه با منطق اجتماعی سازگار است و نه با مصلحت سیاسی.
جلال رشیدیکوچی، نماینده مجلس یازدهم هم صراحتاً اعلام کرد که برکناری یک مدیر میانی یا توقف یک برنامه، پاسخگوی تبعات اجتماعی این اتفاق نیست. او گفت: «ما در شرایطی هستیم که جامعه داغدار است و کشور وضعیت امنیتی حساسی را پشت سر گذاشته. در چنین فضایی، یک خطای رسانهای میتواند، اثرات منفی بزرگی بر انسجام اجتماعی بگذارد». رشیدیکوچی با رد روایت «خطای انسانی» تأکید کرد: «این یک خطای بزرگ و برنامهریزیشده بود. تفکری خطرناک در بخشهایی از صداوسیما حاکم شده که نهتنها فضا را آرام نمیکند بلکه بر التهاب نیز میافزاید».
جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات نیز طی اظهاراتی خواستار عزل فوری رئیس صداوسیما شد. او تأکید کرد: «یکی از مأموریتهای صداوسیما دوقطبیسازی است. این سازمان واجد صفت ملی نیست و رفتارهایش نشان داده که جامعه را مقابل هم قرار میدهد». امام افزود: «نمک پاشیدن بر زخم خانوادههای داغدار، آن هم از تریبون رسمی، مصداق روشن بیاعتنایی به مطالبات جامعه است. اخراج مجری یا جابهجایی مدیر شبکه، پاک کردن صورت مسئله است».
از درون جریان اصولگرا هم انتقادهایی مطرح شد. علی قلهکی، فعال رسانهای اصولگرا در رشته توئیتی نوشت که صداوسیما در روزهای اخیر بارها با گزارشهای نادرست، جامعه را تحریک کرده است. او با اشاره به تمسخر جانباختگان نوشت: «امروز صداوسیما در حال آتش زدن دل پدر و مادر کشتههای اخیر است. دقیقاً چه اتفاقی باید بیفتد که مسئولان تصمیم به تغییر بگیرند؟ میخواهیم مجدداً ملت را کف خیابان ببینیم؟»
واکنش رسانهها نیز قابل توجه بود. روزنامه قدس بهعنوان یک رسانه اصولگرا، با لحنی کمسابقه نوشت: «شرم باد بر کسی که ایرانی باشد و هموطنان درگذشته خود را به سخره بگیرد؛ کفتارها و گرگها هم از این دست رفتارها بر همنوع خود روا نمیدارند». قدس تأکید کرد که عزل مدیر شبکه، اگرچه اقدامی درست بود اما «دریغا بر آنچه رسانه ملی است و نباید در آن چنین اشتباهات نابخشودنی رخ دهد». روزنامه آرمان ملی هم نوشت که صداوسیما به جای انسجام بر دوقطبیها افزوده و عملاً بخش بزرگی از جامعه را از خود رانده است. این روزنامه تأکید کرد که اکنون زمان تغییر رویکردی جدی در رأس سازمان است، نه صرفاً برخوردهای مقطعی.
در فضای مجازی نیز رضا رشیدپور، مجری پیشین صداوسیما، با انتشار یک استوری اینستاگرامی، کمپین عزل رئیس سازمان را کلید زد و نوشت: «عزل پیمان جبلی یک مطالبه حداقلی است». برخی چهرههای هنری نیز در ادامه با اعلام نظر خود در فضای مجازی خواستار برکناری رئیس صداوسیما شدند. سایت خبری فراز هم نوشت: «آنچه در شبکه افق رخ داد، مشتی از خروار سوءمدیریت در سازمانی با بودجه بیش از ۳۳ هزار میلیارد تومان است؛ مشکلی که جز با تغییر در رأس هرم رسانه ملی حل نمیشود».
اگرچه قوه قضائیه روز گذشته از اعلام جرم علیه مدیر وقت شبکه افق، عوامل و مجری برنامه خبر داد و اعلام کرد که پرونده قضایی تشکیل شده و بررسی اغراض احتمالی پشت پرده در دستورکار است. با این حال، پرسش اصلی افکار عمومی همچنان این است که آیا مسئولیت این زنجیره خطا صرفاً برعهده مجری و مدیر یک شبکه است یا باید در سطح بالاتری پاسخ داده شود؟ آنچه امروز شکل گرفته، یک مطالبه ملی برای بازنگری در نقش، مأموریت و مدیریت رسانهای است که نام «ملی» را یدک میکشد. بر همین اساس بسیاری معتقدند، عزل رئیس صداوسیما نخستین گام برای ترمیم شکاف عمیق میان رسانه و جامعه خواهد بود. گامی که اگر برداشته نشود، ممکن است هزینههای اجتماعی و سیاسی سنگینتری در پی داشته باشد.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید