براساس گزارشی از فایننشال‌تایمز، این وضعیت ضربه سنگینی به کسب‌وکارهای محلی وارد کرده است. اکرم فخری، بافنده ۴۵ ساله‌ از کاشان، شهری که به ظرافت هنرهای دستی‌اش شهرت دارد می‌گوید: «هزینه‌های تولید فرش بالاست و سود آن ناچیز.» او توضیح می‌دهد که برای تهیه پشم و ابریشم یک فرش باید ۲۵۰ دلار هزینه کند و سپس یک سال تمام وقت خود را صرف بافت آن کند. اگر فرش بی‌عیب از آب درآید، نهایتا می‌تواند امید داشته باشد آن را کمی بیش از ۶۰۰ دلار بفروشد. فخری می‌گوید: «در نبود حمایت‌های تامین اجتماعی و کمک‌های دولتی، واقعا خسته و فرسوده شده‌ام. با درد دائمی کمر و پا کار می‌کنم، اما توان مالی استخدام یک کمک‌بافنده را هم ندارم.»  بر اساس بررسی‌های کمیسیون فرش و صنایع‌دستی اتاق بازرگانی ایران، پیش‌بینی می‌شود صادرات فرش در سال جاری، به رقمی کمتر از ۴۰‌میلیون دلار سقوط کند؛ این در حالی است که سال گذشته این عدد ۴۱.۷میلیون دلار ثبت شده بود.

مرتضی حاجی‌آقامیری، رئیس این کمیسیون، با اشاره به اینکه در ۶ سال اخیر میانگین صادرات سالانه همواره زیر ۱۰۰‌میلیون دلار بوده، این وضعیت را «نزدیک به صفر» توصیف می‌کند. تلخی این آمار زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم سه دهه پیش، صادرات فرش ایران در دوران اوج خود، سالانه از مرز ۲‌میلیارد دلار فراتر می‌رفت. فرش ایرانی با آن اسلیمی‌های پیچیده و ترنج‌های افسونگر، پیوندی ناگسستنی با جغرافیای ایران دارد. هرچه طرح ظریف‌تر باشد، سرانگشتان بافنده باید زمان بیشتری را با تاروپود نجوا کنند. کارشناسان، فرش‌های ابریشمین قم را در زمره ارزشمندترین‌ها می‌دانند و معتقدند تسلط بر نقشه‌های ظریف تبریز، نیازمند سال‌ها ممارست است. در کنار این ظرافت‌های شهری، فرش‌های عشایری قشقایی و بختیاری با هندسه‌ای متمایز و طرح‌های جسورانه «گل‌وباغ»، روایتی دیگر از این هنر اصیل هستند.

به گفته محسن شجاعی، از فعالان حوزه فرش در مشهد، بافت یک فرش شش‌متری تمام‌ابریشم با طرح قم، دست‌کم به ۱۸ ماه زمان نیاز دارد و قیمتی میان ۱۰ تا ۳۰ هزار دلار پیدا می‌کند. براساس این گزارش، نقطه عطف این فروپاشی به سال ۲۰۱۸ بازمی‌گردد؛ زمانی که خروج آمریکا از توافق هسته‌ای و آغاز کارزار «فشار حداکثری»، صادرات ایران را هدف گرفت. اما ضربه بعدی از درون وارد شد؛ دولت برای جبران کمبود ذخایر ارزی، صادرکنندگان را ملزم کرد ارز حاصل از فروش را به نرخ رسمی (بسیار پایین‌تر از بازار آزاد) به بانک مرکزی بازگردانند.

عبدالله بهرامی، رئیس اتحادیه ملی تعاونی‌های فرش دست‌باف، معتقد است این سیاست‌های پولی انگیزه حضور در بازارهای جهانی را از میان برده است.روزگاری که فرش ایرانی به ۸۰ کشور جهان سفر می‌کرد گذشته است و امروز مقاصد آن به چند کشور معدود مانند امارات، آلمان، ژاپن، بریتانیا و پاکستان محدود شده است. در این خلأ بزرگ، رقبایی چون ترکیه، هند، چین و افغانستان جای ایران را گرفته‌اند. شجاعی می‌گوید: «پس از بسته شدن بازار آمریکا، برخی تجار ناچار شدند فرش ایرانی را از طریق کشورهای ثالث و با نام‌هایی همچون فرش نپالی یا مصری صادر کنند. این اقدام اگرچه راهی برای عبور از تحریم بود، اما با پنهان کردن هویت فرش ایران، ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به برند ملی ما زد.»

از منظر فایننشال‌تایمز، سایه سنگین تنش‌های ژئوپلیتیک، بازار خرده‌فروشی فرش را به رکودی عمیق کشانده است. با کاهش چشم‌گیر ورود گردشگران غربی، یکی از اصلی‌ترین رگ‌های حیات این صنعت قطع شده است. از سوی دیگر، نااطمینانی‌های موجود باعث شده تا دیگر کسی تمایلی به پذیرش ریسک تجارت با ایران نداشته باشد. شجاعی با افسوس می‌گوید: «حتی نمایشگاه فرش تهران که هر سال در شهریورماه پلی میان ما و خریداران جهانی بود، امسال لغو شد؛ این هم، آن‌طور که گفته می‌شود، به دلیلی ساده مثل کمبود برق بوده است.»

کارشناسان هشدار می‌دهند که ظرفیت تولید کشور به شکلی نگران‌کننده تحلیل رفته است. بسیاری از طراحان برجسته فرش، عطای کار در وطن را به لقایش بخشیده‌اند و مهاجرت کرده‌اند. تولید فرش دست‌باف که صنعتی سرمایه‌بر است، دیگر توجیه اقتصادی ندارد. از سوی دیگر، انزوای تجاری ناشی از تحریم‌ها، فرصت همگامی با سلیقه روز جهانی به ویژه گرایش به دکوراسیون «مینیمال» را از ایران ربوده است. آقامیری معتقد است: «فرش‌های روستایی و عشایری ما پتانسیل بالایی برای انطباق با طرح‌های مدرن دارند، اما چون کانال‌های ارتباطی با طراحان و بازارهای بین‌المللی قطع شده است، ما از نیاز واقعی بازار جا مانده‌ایم.» تورم افسارگسیخته و فرسایش قدرت خرید، فرش دست‌باف را از چیدمان خانه‌های ایرانی حذف کرده است؛ به طوری که امروزه کمتر از ۳ درصد فرش‌های تولیدی در داخل کشور مصرف می‌شود. شجاعی در تشریح این بحران داخلی می‌گوید: «کاهش آمار ازدواج، رکود بازار مسکن و تغییر ذائقه نسل جوان به سمت دکوراسیون مدرن، در کنار فشارهای اقتصادی، باعث شده فرش دیگر یک کالای ضروری تلقی نشود.»

در این میان، فرش‌های ماشینی که از الیاف مصنوعی و به صورت انبوه تولید می‌شوند، با تبلیغات گسترده و شرایط اقساطی، جای خالی هنر دست را پر کرده‌اند. بهرامی با انتقاد از عملکرد سیاستگذاران می‌گوید: «هیچ حمایت یا بازاریابی موثری صورت نمی‌گیرد. در دهه ۷۰ خورشیدی، حدود ۶‌میلیون نفر در این صنعت شاغل بودند و سالانه ۶‌میلیون مترمربع فرش بافته می‌شد؛ اما امروز تعداد بافندگان به کمتر از ۷۰۰ هزار نفر و میزان تولید به زیر ۲‌میلیون مترمربع سقوط کرده است.»

در روزهای اخیر، حمید قنبری، معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت خارجه، اعلام کرد که این وزارتخانه قصد دارد کارگروهی ویژه برای حمایت از صادرات فرش دست‌باف تشکیل دهد و وعده داد که مقررات بازگشت ارز صادرکنندگان تسهیل خواهد شد تا صادرات این محصول ارزشمند آسان‌تر شود. حاجی آقامیری اما معتقد است که هنوز امیدی برای فرش ایرانی وجود دارد، به شرطی که روابط ایران با سایر کشورها ترمیم شود. او در این باره می‌گوید: «اگر تحریم‌ها برداشته شود و دوباره ارتباطمان با جهان برقرار شود، می‌توانیم بار دیگر بازار فرش‌های هنری دست‌باف را به دست بگیریم.» با این حال، بهرامی نگاه چندان خوش‌بینانه‌ای ندارد و با ناامیدی می‌گوید: «آینده؟ آینده‌ای نمانده است. صدای دار قالی در روستاها و شهرها خاموش شده است.» او ادامه می‌دهد: «فکر نمی‌کنم فرش دست‌باف دوباره احیا شود؛ دست‌کم نه به شکلی که بتوانیم به روزهای اوجمان بازگردیم.»