سیمان؛ از چاله «برق» به چاه «سوخت»!

ساخت یک نیروگاه مقیاس متوسط حداقل ۳ تا ۵ سال زمان می‌برد که این راهکار نمی‌تواند مشکل قطع برق تابستان سال آینده یا قطع گاز زمستان جاری را حل کند و برای بسیاری از کارخانه‌های کوچک سیمان، احداث نیروگاه اختصاصی از نظر اقتصادی توجیه ندارد.

به گزارش رصد روز، اظهارات اخیر وزیر صمت درباره خودکفایی صنایع سیمان در تأمین برق، بیش از آنکه یک استراتژی صنعتی باشد، نوعی سلب مسئولیت حاکمیتی در تأمین زیرساخت‌هاست و بیشتر شبیه این فرضیه است که دولت با مجبور کردن صنایع به احداث نیروگاه، قصد دارد تا بار ناکارآمدی خود در رفع ناترازی انرژی را به دوش تولیدکننده‌ای بیندازد که سال‌هاست زیر چرخ‌دنده‌های قیمت‌گذاری دستوری فرسوده شده است و حتی ممکن است مزیت رقابتی سیمان ایران را از بین برده و هزینه‌ی تمام‌شده را به شکلی نجومی بالا ببرد.

گفته های وزیر صمت در خصوص خودکفایی صنایع سیمان در تأمین برق و تقویت صادرات گرچه در راستای ایده خودکفایی صنایع سیمان در تأمین برق است و نسخه‌ای برای درمان ناترازی انرژی در بلندمدت است، اما نمی‌تواند درمان فوری قطع برق تابستان آینده باشد؛ بنابراین ساخت نیروگاه توسط بخش خصوصی که با فرسودگی تکنولوژی و رسوب نقدینگی دست‌وپنج نرم می‌کند، نیازمند یک نقشه راه عملیاتی و تزریق منابع مالی است.

سیمان در محاصره‌ی وعده‌ها …

چندی پیش اتابک، وزیر صنعت، معدن و تجارت در نشست با مدیران و فعالان صنعت سیمان اعلام کرد: با افزایش سالانه کسری انرژی، تأمین برق پایدار برای کارخانه‌های سیمان به یک ضرورت تبدیل شده است و صنعت سیمان نیز باید با احداث نیروگاه‌های اختصاصی، وابستگی خود به شبکه سراسری را کاهش دهد.

وزیر صنعت، معدن و تجارت با بیان اینکه سیمان «خمیرمایه سازندگی کشور» است گفت: توسعه صنعت سیمان در ایران قابل توجه بوده و پس از چین، بیشترین رشد این صنعت در کشور ما رخ داده است. با این حال، تغییر فناوری در این بخش به دلیل پیچیدگی‌های فنی، نیازمند برنامه‌ریزی دقیق است ضمن اینکه بازاریابی برای عرضه مازاد تولید، فعال‌سازی رینگ صادراتی و رفع موانع صادرات سیمان خام و نیمه‌خام باید در دستور کار قرار گیرد و پیشنهادهای انجمن صنفی کارفرمایان در این زمینه در کمیسیون‌های تخصصی دولت بررسی خواهد شد همچنین استفاده از ابزارهای مالی مانند اوراق گام و ال‌سی داخلی در فروش سیمان به پروژه‌های دولتی می‌تواند به افزایش گردش مالی و تسهیل تأمین مصالح کمک کند.

اما گفته های وزیر صمت و ادعای او مبنی بر اینکه رشد صنعت سیمان بعد از چین بیشترین است باید گفت که چین با تکنولوژی‌های نوین و بهره‌وری بالا تولید می‌کند، در حالی که بسیاری از خطوط تولید در ایران فرسوده و با مصرف انرژی بسیار بالا هستند بنابراین افتخار به حجم تولید بدون توجه به «بهره‌وری انرژی»، در کشوری که با ناترازی انرژی روبروست، جای سوال دارد.

البته  از وزارت صمت انتظار می رود که تنها به ابلاغ نظام‌نامه‌ها بسنده نکند؛ چراکه بدون حمایت‌های مستقیم بانکی و ارزی، مجبور کردن صنایع به نیروگاه‌سازی، چیزی جز جریمه کردن تولید به خاطر ناتوانی دولت در تأمین انرژی نیست؛ بنابراین تماشاگر بودن دولت در فرآیند سرمایه‌گذاری‌های چندصد میلیون دلاری، تنها به شکست پروژه‌هایی می‌انجامد که روی کاغذ مثبت، اما در اجرا غیرممکن به نظر می‌رسند.

افتخار به رشد تولید با تکنولوژی عتیقه و صادرات خام!

همچنین تأکید وزیر صمت بر صادرات سیمان خام و نیمه‌خام یا کلینکر در تضاد با شعار جلوگیری از خام‌فروشی است ؛ چراکه کلینکر ارزش افزوده پایینی دارد و صادرات آن در واقع صادر کردن «انرژی ارزان و یارانه‌ای» کشور است.

مساله دیگر این که احداث نیروگاه نیاز به سرمایه‌گذاری عظیم ارزی و ریالی زیادی دارد ؛ این درحالی است که صنعت سیمان به دلیل قیمت‌گذاری دستوری در سال‌های گذشته، سودآوری پایینی داشته و توان مالی لازم برای ورود به پروژه‌های نیروگاهی چند صد میلیون دلاری را ندارد ضمن اینکه تغییر فناوری که وزیر به آن اشاره کرد، در شرایط تحریم و محدودیت‌های ارزی بسیار سخت بوده و نیروگاه‌های خودتأمین در کنار کارخانه‌هایی با تکنولوژی قدیمی، مانند ریختن آب در ظرف سوراخ است و ابتدا باید بهره‌وری خطوط تولید اصلاح شود سپس اقدامات توسعه ای صورت گیرد.

موضوع دیگر آنکه استفاده از اوراق گام و ال‌سی داخلی برای پروژه‌های دولتی، چالش «رسوب نقدینگی» را دارد ضمن اینکه پیمانکاران دولتی معمولاً با تأخیر‌های چندساله در پرداخت‌ها رو‌به‌رو هستند و این ابزار‌های مالی ممکن است به جای نقدینگی، کاغذ‌های بی‌ارزش روی دست تولیدکننده بگذارد ضمن اینکه فعال‌سازی رینگ صادراتی بدون نظارت دقیق، می‌تواند منجر به کمبود سیمان در داخل و جهش قیمت مسکن شود که درنهایت تعادل بین نیاز داخل و ولع ارزی صادرات، چالش بزرگ وزارت صمت شود.

از چاله «برق» به چاه «سوخت» !

ساخت یک نیروگاه مقیاس متوسط حداقل ۳ تا ۵ سال زمان می‌برد که این راهکار نمی‌تواند مشکل قطع برق تابستان سال آینده یا قطع گاز زمستان جاری را حل کند و برای بسیاری از کارخانه‌های کوچک سیمان، احداث نیروگاه اختصاصی از نظر اقتصادی توجیه ندارد و هزینه استهلاک آن بسیار بیشتر از خرید برق از شبکه است که حتی در صورت ساخت نیروگاه، کارخانه همچنان برای تأمین سوخت وابسته به وزارت نفت است و این به این معنی است که زنجیره وابستگی قطع نمی‌شود، فقط از «برق» به «سوخت» تغییر شکل می‌دهد.

صحبت‌های وزیر بیشتر شبیه به یک «لیست آرزوها» است تا یک برنامه عملیاتی و تا زمانی که مشکل کلان تأمین گاز در کشور حل نشود و قیمت‌گذاری سیمان از قید و بند‌های دستوری رها نگردد، احداث نیروگاه توسط بخش خصوصی تنها یک بار اضافی بر هزینه‌های تولید خواهد بود.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

منبع : تابناک

مطالب مرتبط