سیگنالهای نرم و نشانههای سخت!
اظهارات تازه ترامپ را نمیتوان جدا از صحنه واقعی منطقه تحلیل کرد. تجربه سالهای گذشته نشان داده که سیاست آمریکا در قبال ایران اغلب بر «دو مسیر همزمان» بنا شده است؛ گفتوگو در سطح دیپلماسی و فشار در سطح میدانی. اعلام آمادگی برای مذاکره، اگرچه میتواند نشانهای از تمایل به کنترل بحران باشد، اما همزمانی آن با تقویت آرایش نظامی آمریکا در منطقه این تردید را ایجاد میکند که آیا هدف، باز کردن یک مسیر دیپلماتیک واقعی است یا افزایش اهرم فشار پیش از هر گفتوگوی احتمالی. در چنین شرایطی، مسئله اصلی نه صرفاً شنیدن پیامهای سیاسی، بلکه تشخیص این نکته است که کدامیک قرار است مبنای عمل قرار گیرد: سیگنالهای نرم دیپلماتیک یا نشانههای سخت نظامی که همچنان روی زمین دیده میشود.
اظهارات ترامپ درباره «آمادگی برای گفتوگو با ایران» واکنشهای متفاوتی در رسانههای بینالمللی و منطقهای داشته است؛ واکنشهایی که بیش از آنکه از یک مسیر واحد خبر بدهند، از دوگانگی سیاست آمریکا پرده برمیدارند.
رسانههای جهان چه میگویند؟
فایننشالتایمز با نگاهی محتاطانه، سخنان ترامپ را نشانهای از تلاش واشنگتن برای مهار بحران ارزیابی کرده و نوشته است که در فضای فعلی، آمریکا بهدنبال «مدیریت تنش» است نه لزوماً حلوفصل ریشهای اختلافات. این روزنامه تأکید میکند که کانالهای ارتباطی غیرمستقیم، از جمله تماسهایی که ویتکاف از آن سخن گفته، نشان میدهد گفتوگوها بهطور کامل متوقف نشدهاند، اما هنوز فاصله زیادی تا یک روند پایدار وجود دارد.
در مقابل، آسوشیتدپرس بیشتر بر وجه سخت ماجرا دست گذاشته و گزارش داده که همزمان با این اظهارات، تحرکات نظامی آمریکا در منطقه افزایش یافته است. این رسانه نوشته است که اعزام ناوها و افزایش حضور نظامی، پیام متناقضی به تهران ارسال میکند و این تردید را بهوجود میآورد که آیا گفتوگو هدف نهایی است یا صرفاً ابزاری برای افزایش فشار.
گاردین نیز با نگاهی انتقادیتر، سیاست ترامپ را «ترکیبی از دیپلماسی لفظی و تهدید عملی» توصیف کرده و هشدار داده که این رویکرد میتواند خطر محاسبه اشتباه را افزایش دهد. این روزنامه به نقل از دیپلماتهای منطقهای نوشته است که کشورهای خاورمیانه نگرانند هرگونه خطای محاسباتی میان ایران و آمریکا، منطقه را وارد بحران تازهای کند؛ بحرانی که هزینه آن بیش از همه متوجه همسایگان ایران خواهد بود.















