بیثباتی بازار ارز قفل دیگری بر درِ تولید زده است. تامینکنندگان مواد اولیه دست نگه داشتند، فروش را به حداقل رسانده یا منتظرند تا با افزایش قیمتها ریسک خود را جبران کنند.
نتیجه کاهش تولید و سردرگمی در زنجیرهای بوده که حیات صنایعدستی به آن وابسته است. حتی امید همیشگی شب عید که هر سال جان تازهای به بازار میداد امسال رنگ باخته و فروشها بهشدت افت کرده است. در چنین فضایی تعویق نمایشگاههای گردشگری و صنایعدستی آخرین روزنههای امید را نیز کمرنگتر کرده؛ نمایشگاههایی که برای بسیاری از هنرمندان تنها فرصت فروش مستقیم و بیواسطه بود. حالا پرسش اصلی این است که صنایعدستی ایران، این میراث زنده و اشتغالزا دربرابر این طوفان همزمانِ رکود، بیثباتی و ناامیدی چگونه میتواند دوام بیاورد.
حال ناخوش صنایعدستی و چکهای برگشتی هنرمندان
نیما ذاکری، فعال صنفی و تولیدکننده صنایعدستی در گفتوگو با «جهانصنعت»» گفت: بسیاری از هنرمندان صنایعدستی پس از جنگ ۱۲روزه با مشکلات و سختیهای فراوانی مواجه شدند. هنرمند ناچار شد قیمت محصولات را افزایش دهد اما همان کالاها دوباره چندینبرابر گران شدند و دیگر امکان افزایش مجدد قیمت وجود نداشت چراکه مردم توان خرید ندارند. بسیاری از هنرمندان به بازاریان و به بانکها بدهکار شدند و این موضوع فشار بسیار زیادی بر آنها وارد کرده است. وی افزود: «از همه مردم بازاریان و افرادی که مواداولیه را به هنرمندان صنایعدستی و فروشگاههای صنایع میفروشند تقاضا داریم در این شرایط ملاحظه حال هنرمندان را بکنند و از برگشتزدن چکهای آنها خودداری کنند تا حسابهایشان مسدود نشود. حداقل این امکان فراهم شود که هنرمندان بتوانند هزینههای روزمره خود را تامین کنند و مجبور نباشند از حساب دیگران استفاده کرده و دچار مشکلات و آسیبهای بیشتر شوند. اگر شکایتی علیه هنرمندان مطرح شده تقاضا داریم این شکایتها فعلا متوقف بماند تا هنرمندان بتوانند این دوره سخت را پشت سر بگذارند و بدهیهای خود را تسویه کنند. شرایط، شرایط مناسبی نیست. از دولت نیز توقعی نداریم چراکه هر زمان که صحبت کردیم به نتیجهای نرسیدیم. مردم بهشدت درگیر معیشت شدند و بسیاری توان خرید صنایعدستی را ندارند. ازسوی دیگر هنرمند باید بتواند محصول خود را بفروشد تا هزینههای زندگیاش را تامین کند اما در شرایطی که اولویت مردم به سمت تامین مایحتاج ضروری رفته صنایعدستی به کالایی لوکس تبدیل شده است.»
تامین مواد اولیه در چاله بیثباتی ارز
این هنرمند و تولیدکننده صنایعدستی در تشریح چالشهای فعالان این حوزه برای تامین مواد اولیه گفت:«دولت اعلام کرده ارز تکنرخی شده اما همچنان میبینیم که بازار دلار بازاری بسیار پرنوسان است و قیمتها مدام درحال تغییر هستند. عرضهکنندگان مواد اولیه نمیدانند باید چه تصمیمی بگیرند چراکه مشخص نیست چه اتفاقی در پیش است و ثباتی در قیمت ارز وجود ندارد. درنتیجه این وضعیت حالوروز صنایعدستی اصلا خوب نیست. نه بازاری وجود دارد و نه فروشی اتفاق میافتد. کسانی که مواداولیه میفروختند نیز فعلا عرضه را متوقف کردند تا ببینند شرایط به چهسمتی میرود و شاید بعدا قیمتها را چندبرابر کرده و سپس به تولیدکنندگان صنایعدستی فروش داشته باشند.» وی افزود: «از سوی دیگر فضایی از نگرانی و دلشوره که بهدلیل احتمال وقوع جنگ در جامعه ایجاد شد مزید بر علت شده و رکود را تعمیق کرده است. بسیاری از عرضهکنندگان دیگر مانند گذشته مواداولیه خود را نمیفروشند چراکه نمیدانند چه اتفاقی قرار است رخ دهد و قیمتها به چهسمتی خواهد رفت. این بیثباتی باعث شده بسیاری دستنگه دارند و اگر هم مواداولیهای فروخته میشود در تیراژ بسیار پایین است.»
سایه جنگ بر بازار و ریزش فروش شب عید
ذاکری، تولیدکننده صنایعدستی ضمن اشاره به رکود در بازار شب عید خاطرنشان کرد: «اکنون در آستانه شب عید قرار داریم. معمولا بهمن و اسفند و ۱۵روز ابتدایی عید اوج فروش صنایعدستی است. من با هنرمندان لالجین همدان و بازار میدان نقش جهان اصفهان گفتوگو کردم و متاسفانه همه آنها بدون استثنا از این وضعیت ناراضی هستند. بهمن و اسفند امسال حتی قابل مقایسه با سال گذشته هم نیست. میزان فروش بهقدری کاهش یافته که حتی پاسخگوی دستمزد کارگران و شاگردانی که مشغول کار بودند نیز نیست.
صرف مطرحشدن نام جنگ باعث شده مردم دست نگه دارند و تمرکز خود را بهطور کامل بر خرید مایحتاج اولیه زندگی بگذارند و در این میان هنرمندان بیشترین آسیب را متحمل شدند.» این فعال صنفی در پاسخ به این پرسش که در این شرایط انتظار هنرمندان صنایعدستی و کسبوکارهای خرد از دولت چیست، گفت: « بارها از دولت خواستیم فکری برای این وضعیت بکند اما حتی در همان جنگ ۱۲روزه که مسوولان اعلام کردند اقساط وامهای هنرمندان سهماه به تعویق میافتد هیچیک از بانکها این موضوع را نپذیرفتند.
ما هنرمندان و تولیدکنندگان خرد به این نتیجه رسیدیم که دولت در بخش آئیننامهای و ابلاغیهها عملا قدرت اجرایی ندارد. وقتی نهادهای زیرمجموعه دولت به ابلاغیهها عمل نمیکنند نشاندهنده ضعف ساختاری است. در چنین شرایطی دیگر نمیدانیم چه مطالبهای میتوانیم داشته باشیم.»
تعویق نمایشگاه صنایعدستی و ازدسترفتن امید فعالان
ذاکری با تاکید بر رکود بازار و تاثیر منفی تعویق نمایشگاههای گردشگری و صنایعدستی گفت: «بهعنوان یکفعال صنفی با استانها و هنرمندان و تولیدکنندگان صنایعدستی در ارتباط هستم. همه از رکود بازار گلایه دارند. امید فعالان به برگزاری نمایشگاه بینالمللی صنایعدستی تهران بود. البته باتوجه به شرایط پرتنش موجود من شخصا مطمئن بودم که این نمایشگاه لغو خواهد شد اما با این حال امیدوار بودم حتی با یکدرصد احتمال هم که شده برگزار شود تا هنرمندانی که طی ماههای گذشته با مشکلات مالی فراوان تولید کرده بودند بتوانند محصولات خود را برای شب عید عرضه کنند. تعویق این نمایشگاه ضربه جدی دیگری به هنرمندان وارد کرد. برگزاری نمایشگاه میتوانست روزنه امیدی برای فروش بخشی از محصولات باشد. اکنون واقعا نمیدانیم در دوماه آینده چه شرایطی در انتظار هنرمندان و تولیدکنندگان صنایعدستی خواهد بود.» وی ادامه داد: «وقتی از هنرمندان صحبت میکنیم نباید موضوع را فقط به نمایشگاههای استانی و ملی محدود کنیم. بیش از ۱۰۰هزارهنرمند صنایعدستی در کشور فعال هستند و همه آنها امکان حضور در نمایشگاهها را ندارند. ظرفیت نمایشگاهها محدود است. دولت باید به سمت ایجاد گروههای بازاریابی حرکت کند. سال گذشته بارها تاکید کردم که باید در هر استان تیمهای بازاریابی تشکیل شده و بانک اطلاعاتی دقیقی شامل نوع محصول، ظرفیت تولید ماهانه و هزینه مواد اولیه هنرمندان ایجاد شود. متاسفانه چنین بانک اطلاعاتی هنوز وجود ندارد و ایجاد آن فقط درحد حرف باقی مانده است. سالگذشته وزیر نیز همین موضوع را مطرح کرد و گفت صنایعدستی نیازمند بانک اطلاعاتی است. اکنون زمان استفاده از چنین بانکی است چراکه کشور در شرایط بحران قرار دارد و میتوان از این ابزار برای کمک به فروش و صادرات بهره برد اما خبر بد این بوده که چنین بانکی وجود ندارد.»
بستهبودن درهای صادرات صنایعدستی
ذاکری ضمن اشاره به بستهبودن درهای صادرات صنایعدستی خاطرنشان کرد: «وضعیت فروش صنایعدستی بسیار نامناسب است. اگر بازار صادرات باز بود و بانک اطلاعاتی دقیقی وجود داشت که مشخص میکرد در هر شهر چه هنرمندانی با چه ظرفیتی و چه کیفیتی تولید میکنند و هزینه مواد اولیه آنها چقدر است، میشد زمینه صادرات را فراهم کرد. نبود این اطلاعات باعث شده حضور در نمایشگاههای خارجی نیز به فرصتسوزی تبدیل شود. تاکنون هیچیک از این نمایشگاهها فرصتآفرین نبودند چراکه بدون برنامهریزی اصولی و شفاف برگزار شدند.» وی افزود: «متاسفانه در نمایشگاههای خارجی افراد صرفا در غرفهها مینشینند و منتظر میمانند تا شاید کسی برای عقد قرارداد مراجعه کند. هیچبرنامه بازاریابی فعال و هدفمندی وجود ندارد. اگر تیمهای بازاریابی در همانکشور میزبان فعال میشدند و در شهرها، فروشگاهها و سازمانها بازاریابی انجام میدادند قطعا نتایج بسیار بهتری حاصل میشد. این رویکرد فعلی سودی برای کشور ندارد و موجب افزایش اشتغال و تولید نمیشود. واقعیت آن است که نتوانستیم از ظرفیت نمایشگاههای خارجی بهدرستی استفاده کنیم.»
چالش بیمه هنرمندان و تولیدکنندگان صنایعدستی
ذاکری درباره وضعیت بیمه هنرمندان صنایعدستی نیز گفت: «درشرایط دشوار کنونی بسیاری از هنرمندان چشم امیدشان به انجام بیمه هنرمندان صنایعدستی است. در گفتوگویی که با معاونت صنایعدستی داشتیم اعلام شد که پیگیر بیمهکردن تعدادی از هنرمندان جدید هستند اما بودجه کافی وجود ندارد. اینمساله بیمه هنرمندان بیشاز ۱۰سال است که مطرح شده و هنوز به شکل کامل و موثر اجرایی نشده است.»
وی ادامه داد: خودم بیمه هستم اما بسیاری از هنرمندان برای یکبیماری ساده یا جراحی معمولی باید هزینههای سنگینی بپردازند و حتی برای تهیه دارو نیز با مشکلات جدی مواجهند. انتظار داشتیم حداقل دولت در این بخش اقدام موثری انجام دهد و زمینه بیمه تعداد بیشتری از هنرمندان را فراهم کند تا در اینشرایط دشوار هنرمندان بتوانند لااقل بخشی از هزینههای خود را ازطریق بیمه جبران کرده و فشار مالی کمتری را تحمل کنند.»
اثربخشی پایین نمایشگاههای صنایعدستی
حجتاله مرادخانی، پژوهشگر حوزه صنایعدستی درخصوص تعویق نمایشگاه گردشگری و صنایعدستی و اثرات آن بر بازار راکد کنونی به «جهانصنعت» گفت: نمیتوان منکر اثرات حداقلی نمایشگاه در بازار راکد کنونی شد اما اصولا ماهیت نمایشگاه گردشگری و صنایعدستی با این شیوه برگزاری توان اثربخشی بر اکوسیستم این حوزه را نداشته و ندارد. این رویداد بیشتر به یک بازار نسبتا بزرگ و رسمی شباهت دارد درحالیکه یک نمایشگاه بر اساس استانداردها و خصلتهای اصولی خود باید بستری برای توسعه مناسبات، عقد قراردادها و گسترش تعاملات منطقهای و بینالمللی باشد و این ویژگیها هرگز در این نمایشگاه وجود نداشته است. بنابراین اساسا معتقد نیستم که برگزاری این نمایشگاهها حتی در بهترین شرایط خود تاثیر قابلتوجهی بر بازار و مشکلات صنایعدستی داشته باشد چراکه شیوه برگزاری آن دچار ایرادات ماهوی و بنیادین است و تا زمانی که این ایرادات رفع نشود این رویداد بیشتر شبیه یک خردهفروشی بزرگ چندروزه خواهد بود؛ خردهفروشیای که ممکن است ۵۰، ۱۰۰یا۲۰۰فعال صنایعدستی در آن حضور پیدا کنند و کالاهایی بفروشند یا نفروشند اما نمیتوان از آن بهعنوان یک نمایشگاه موثر یاد کرد.» وی درخصوص کمبودهای این روزهای مواد اولیه بازار صنایعدستی نیز گفت: «سالهاست که کارشناسان دلسوز تاکید میکنند مادامی که زنجیره تامین مواد اولیه دارای یک سازوکار متمرکز نباشد در هر بحرانی(چه بحرانهای طبیعی و چه بحرانهای انسانی) این زنجیره بهراحتی منقطع میشود چراکه فاقد یکپیوستار منسجم است. جدای از شرایط پرتنش موجود نابسامانی قیمت ارز باعث شده عرضهکنندگان مواد اولیه به این نتیجه برسند که نفروختن مواد اولیه بهنفع آنهاست؛ بهاینمعنا که فروش را بهمنزله ضرر خود تلقی میکنند. اینموضوع یکمشکل بزرگ است و زمانیکه کلیت بازاریان چنین رویکردی داشته باشند نمیتوان انتظار دیگری هم داشت. دولت بهعنوان متولی باید تمرکز روندهای حمایتی را بهجای سندنویسی و امضای تفاهمنامههای با اثربخشی پایین بهسمتی ببرد که برای مواجهه با چنین بحرانهایی آمادگی داشته باشد. بحران جزو لاینفک زیست انسانی بوده و هست و نباید آن را نادیده گرفت.»
راهکارهای موقت برای تسکین صنایعدستی
مرادخانی درپاسخ به این پرسش که دولت در شرایط کنونی بهعنوان یک راهکار موقت و سریع میتواند چه اقدامی برای کمک به فعالان صنایعدستی انجام دهد، گفت: «دولت دارای اعتباراتی است و میتواند برنامهای تنظیم کند که دستکم هدایای نوروزی در معاونتهای توسعه مدیریت سازمانها و وزارتخانههای مختلف به خرید صنایعدستی اختصاص یابد. از سوی دیگر میتوان از ظرفیت فضاهای فرهنگی، ادارات کل استانی و استانداریها در سراسر کشور بهویژه با تمرکز بر شهرها و شهرستانهای کوچک استفاده کرد. در کلانشهرها انجام این کار به دلیل شرایط خاص فعلی کشور تاحدی دشوار است. بهعنوان مثال در تهران، اصفهان و تبریز شاید امکان اجرای چنین طرحی در استانداریها وجود نداشته باشد اما در سایر شهرها برگزاری بازارچههای صنایعدستی و خردهفروشیهای محدود میتواند توجیهپذیر باشد. تاکید میکنم اگر این اقدام بهصورت فراگیر انجام شود میتواند در همین ماههای بهمن و اسفند بازار را تا حدی تکان دهد. در استانهای مختلف استانداریها فضاهایی در اختیار داشته و فضاهای وابسته به ادارات کل میراث فرهنگی و ارشاد اسلامی وجود دارد که میتوان آنها را به بازارچههای صنایعدستی اختصاص داد.
کافی است دولت مصوبهای را تصویب و ابلاغ کند تا از هنرمندان صنایعدستی هزینهای دریافت نشده و از همان امکانات و فضاهای موجود استفاده شود. اگر ارادهای برای انجام این کار وجود داشته باشد شدنی است و درصورت فراگیربودن میتواند چندهزارموقعیت خردهفروشی ایجاد کند که طبیعتا در شرایط فعلی نقش یکمُسکن را ایفا خواهد کرد.» وی در پایان با اشاره به ظرفیتهای فضای مجازی خاطرنشان کرد: «در کشور ما تیمهای بسیار موفق و توانمندی وجود دارند که میتوانند وبسایتها، اپلیکیشنها و پلتفرمهای دیجیتال باکیفیتی را طراحی کنند و بهصورت مشارکتی یک بازار مجازی متمرکز برای صنایعدستی شکل دهند تا در شرایط رکود و بحران از ظرفیتهای آن استفاده شود. این موضوع بارها مطرح اما هربار بهحال خود رها شده است. زمانی که برای چنین مسائل مهمی تمهیدی اندیشیده نشود کوچکترین مشکل یا بحران میتواند به کوهی از مسائل تبدیل شود.»
صنایعدستی ایران در سایه رکود و بیثباتی اقتصادی
باید پذیرفت که رکود ناشی از بیثباتی اقتصادی، افزایش هزینههای تولید و نگرانیهای امنیتی فضایی از نااطمینانی و تردید را بر فعالیت هنرمندان و تولیدکنندگان خرد تحمیل کرده است. صنایعدستی بهعنوان میراث فرهنگی و نماد هویت ملی نهتنها از منظر اقتصادی آسیب دیده بلکه ظرفیتهای فرهنگی و اشتغالزا نیز درمعرض خطر قرار گرفتند. در شرایط کنونی مشکل تنها محدود به کاهش فروش نبوده بلکه بیثباتی قیمت مواد اولیه و دشواری تامین آنها باعث شده زنجیره تولید با اختلال جدی مواجه شود. هنرمندان ناچارند با هزینههای روزافزون دستوپنجه نرم کنند و درعینحال با محدودیت قدرت خرید مشتریان مواجهند. اینشرایط منجربه افزایش بدهیها و فشار مالی بر فعالان این حوزه شده و بسیاری از آنان اکنون بیشاز هرچیز نگران حفظ حداقل امکانات زندگی و ادامه فعالیت حرفهای خود هستند.
رکود بازار و کاهش فروش پیامدهای اجتماعی و روانی نیز داشته است. فشارهای اقتصادی و سایه تنشها رفتار خرید مردم را محافظهکارانه کرده و اولویت مصرف را بهسمت نیازهای اولیه سوق داده است. در چنین فضایی امید همیشگی به فروش شب عید رنگ باخته و بسیاری از فرصتهای فروش مستقیم و نمایشگاهی عملا ازدست رفته است. این وضعیت میتواند به خروج فعالان از حوزه صنایعدستی و ازدسترفتن توانمندیهای فرهنگی کشور منجر شود.
درکنار اینمسائل نبود سازوکارهای حمایتی کارآمد از جمله بانکهای اطلاعاتی جامع، تیمهای بازاریابی منسجم و دسترسی محدود به بازارهای صادراتی توان هنرمندان را برای مقابله با بحران کاهش داده است. محدودیت در دسترسی به منابع و فقدان برنامههای عملیاتی حمایتی فشار بر تولیدکنندگان خرد را تشدید و مقاومت آنان در برابر بحران را دشوار کرده است.
با این همه ظرفیتهایی برای کاهش فشار وجود دارد. ایجاد بازارچههای محلی و استفاده از فضاهای دولتی، بهرهگیری از ظرفیتهای دیجیتال برای فروش آنلاین و برنامهریزی هدفمند برای صادرات میتواند بهعنوان راهکارهای موقت جریان نقدینگی و انگیزه تولید را حفظ کند اما این اقدامات نیازمند اراده عملی و مدیریت فعال از سوی دولت و نهادهای مرتبط است. در غیر این صورت صنایعدستی ایران، این نماد زنده فرهنگ و هویت در معرض ازدسترفتن فرصتهای اقتصادی و فرهنگی خواهد بود.















