به گزارش رصد روز، همایون فلکشاهی، در ارزیابی تاثیر به نتیجه رسیدن مذاکرات هستهای بین ایران و آمریکا بر صنعت نفت اظهار داشت: در صورتی که ایران و آمریکا به یک توافق دست پیدا کنند، این موضوع میتواند آثار مثبتی بر صنعت نفت ایران داشته باشد، اما میزان این تأثیر بهطور مستقیم به دامنه و پایداری رفع تحریمها بستگی دارد.
وی افزود: اگر رفع تحریمها محدود یا کوتاهمدت باشد، منافع آن برای صنعت نفت ایران بسیار ناچیز خواهد بود. حتی اعلام یک توافق میتواند باعث ایجاد فضای کاهشی در بازارهای جهانی نفت شود و قیمتهای بینالمللی را پایین بیاورد؛ در نتیجه، درآمد ایران از هر بشکه نفت کاهش پیدا میکند. در چنین شرایطی، اثر منفی کاهش قیمت میتواند از مزایای محدود صادراتی پیشی بگیرد.
تحلیلگر موسسه بینالمللی دادههای انرژی کپلر تصریح کرد: برای اینکه یک توافق واقعاً به نفع صنعت نفت ایران باشد، رفع قابلتوجه تحریمها ضروری است؛ بهگونهای که شرکت ملی نفت ایران بتواند نفت خود را آزادانهتر و به طیف گستردهتری از خریداران عرضه کند. در بهترین سناریو برای ایران، این توافق باید منجر به لغو هم تحریمهای اولیه و هم تحریمهای ثانویه آمریکا شود؛ امری که راه را برای سرمایهگذاری خارجی، انتقال فناوری و افزایش ظرفیت تولید در بلندمدت باز میکند.
وی گفت: حتی رفع بخشی از تحریمها ــ بهویژه تحریمهای ثانویه ــ نیز میتواند اثرگذار باشد، زیرا دامنه خریداران نفت ایران را افزایش داده و به بهبود قیمت فروش کمک میکند. در حال حاضر، برآورد ما این است که نفت «ایرانلایت» با تخفیفی حدود ۱۰ دلار در هر بشکه نسبت به برنت فروخته میشود که عمدتاً ناشی از محدود بودن تعداد خریداران است. در صورت کاهش تحریمها، این تخفیف میتواند بهطور قابل توجهی کاهش یابد یا حتی از بین برود. اما بدون چنین تحولی، به سختی میتوان گفت که هر توافقی لزوماً به نفع صنعت نفت ایران خواهد بود.
فلکشاهی بیان کرد: در شرایط فعلی، سناریوی حضور شرکتهای آمریکایی در صنعت نفت ایران چندان محتمل به نظر نمیرسد. احتمال دستیابی به یک توافق جامع همچنان پایین است، چراکه آمریکا به احتمال زیاد تلاش خواهد کرد مطالبات خود را فراتر از موضوع هستهای گسترش دهد؛ از جمله در حوزه برنامه موشکی ایران یا مسائل امنیت منطقهای. این موارد، حوزههایی هستند که ایران تمایل چندانی به امتیازدهی در آنها نشان نداده است. با این حال، اگر آمریکا مطالبات خود را به پرونده هستهای محدود کند و در کنار آن به برخی تضمینهای امنیتی برای اسرائیل بسنده کند، امکان شکلگیری یک توافق محدودتر وجود دارد. در چنین شرایطی، لغو تحریمهای اولیه آمریکا که پیششرط حضور شرکتهای آمریکایی در ایران است دستکم قابل تصور خواهد بود.
وی تاکید کرد: در صورت فراهم شدن بستر سیاسی مناسب، تردیدی نیست که بسیاری از شرکتهای غربی، از جمله شرکتهای آمریکایی، به دلیل عظمت منابع نفت و گاز ایران علاقهمند به سرمایهگذاری خواهند بود. با این حال، در مقطع کنونی، ورود شرکتهای آمریکایی به صنعت نفت ایران همچنان یک سناریوی کماحتمال محسوب میشود.
تحلیلگر موسسه بینالمللی دادههای انرژی کپلر در ادامه خاطرنشان کرد: مهمترین مزیت شرکتهای نفتی آمریکایی، پشتیبانی سیاسی واشنگتن است. حضور این شرکتها در ایران میتواند منافع تجاری و سیاسی دو طرف را به هم گره بزند و اهرم فشار ایران را در روابط با آمریکا افزایش دهد، چراکه هر دولت آمریکایی بهطور طبیعی تمایل دارد از منافع شرکتهای خود در خارج از کشور حمایت کند.
وی ادامه داد: از نظر فنی و مالی، شرکتهایی مانند اکسونموبیل و شورون جزو توانمندترین شرکتهای نفتی جهان هستند، اما دانش فنی آنها تفاوت بنیادینی با شرکتهایی مانند توتالانرژیز، شل یا اکونور ندارد. بنابراین، مزیت اصلی شرکتهای آمریکایی بیش از آنکه فنی باشد، سیاسی و ژئوپلیتیکی است.
فلکشاهی اظهار داشت: ایران میتواند بهره بسیار زیادی از دسترسی به فناوری آمریکا، بهویژه در حوزه LNG، ببرد. بیش از ۹۰ درصد فناوری مایعسازی گاز طبیعی در جهان تحت مالکیت یا ثبت اختراع شرکتهای آمریکایی قرار دارد و این موضوع یکی از موانع اصلی توسعه LNG در ایران بوده است.
وی یادآور شد: پروژه ایرانالانجی طی سالهای گذشته به دلیل نبود دسترسی به فناوری مناسب و، مهمتر از آن، کمبود سرمایهگذاری، پیشرفت ملموسی نداشته است؛ این در حالی است که در گذشته همکاریهایی با شرکت آلمانی لینده نیز وجود داشت. حضور شرکتهای آمریکایی میتواند بهطور چشمگیری توان ایران برای افزایش تولید گاز و در نهایت صادرات آن بهصورت LNG را تقویت کند. البته ایران الزاما به حضور مستقیم شرکتهای آمریکایی نیاز ندارد. آنچه حیاتی است، رفع تحریمهاست تا شرکتهای غیرآمریکایی نیز بتوانند بهصورت قانونی از فناوری مایعسازی دارای مجوز آمریکا در ایران استفاده کنند.
تحلیلگر موسسه بینالمللی دادههای انرژی کپلر گفت: در صورت رفع تحریمها در کوتاهمدت، هزینههای توسعه احتمالاً کاهش خواهد یافت. با برداشته شدن تحریمها، نیاز به دور زدن محدودیتها از بین میرود و ایران میتواند تجهیزات مورد نیاز خود را با هزینه کمتر و کارایی بالاتر تأمین کند. همچنین سطح بهرهوری افزایش مییابد و سرمایهگذاریهای باکیفیتتر به تولید بیشتر منجر خواهد شد. اگرچه هزینه سرمایهگذاری اولیه ممکن است به دلیل استفاده از فناوریهای پیشرفته افزایش یابد، اما این افزایش هزینه با رشد تولید جبران میشود. در نتیجه، هزینه تمامشده هر بشکه نفت یا هر مترمکعب گاز در کوتاهمدت کاهش خواهد یافت.
وی افزود: در بلندمدت اما، هزینههای توسعه دوباره افزایش پیدا میکند، زیرا میدانها و بخشهای پربازدهتر ابتدا توسعه داده میشوند و پروژههای پیچیدهتر و پرهزینهتر به مراحل بعدی موکول خواهند شد.
فلکشاهی درباره تاثیر شرکتهای نفتی آمریکایی بر به نتیجه رساندن مذاکرات تصریح کرد: به نظر من، تاثیر شرکتهای نفتی بر روند مذاکرات تقریبا صفر است. هرچند بازار نفت نقش مهمی در تصمیمگیریهای دولت آمریکا از جمله در دوره ترامپ دارد، اما ملاحظات ژئوپلیتیکی و راهبردی همواره بر منافع شرکتهای خصوصی اولویت داشتهاند. تجربه ونزوئلا نمونه روشنی از این موضوع است؛ جایی که علیرغم منافع بالقوه شرکتهای آمریکایی، تصمیمات سیاست خارجی بر اساس اهداف سیاسی اتخاذ شد. حتی برخی از مدیران نفتی نزدیک به ترامپ، مانند هارولد هم، مدیرعامل شرکت Continental Resources، نیز بهطور علنی از اولویتهای سیاست انرژی دولت آمریکا انتقاد کردهاند.
وی تاکید کرد: بهطور کلی، دولتهای آمریکا تمایل دارند قیمتهای پایین نفت را حفظ کنند، زیرا این موضوع به نفع اقتصاد کلان این کشور است. حتی در دورههایی که قیمتها پایین بوده، ترامپ بارها با شعار «حفاری کن، هرچه بیشتر» از افزایش تولید حمایت کرده و رشد تولید را بر رقابتپذیری یا سودآوری شرکتهای نفتی آمریکا ترجیح داده است. این رویکرد نشان میدهد که لابی شرکتهای نفتی تأثیر تعیینکنندهای بر نتیجه مذاکرات با ایران نخواهد داشت.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید