به گزارش رصد روز، تنش میان ایران، آمریکا و اسرائیل به یکی از حساسترین مقاطع خود در سالهای اخیر رسیده و درست در همین حال، انتشار گزارشهایی درباره ورود دهها هواپیمای باری چین به ایران در کمتر از سه روز، گمانهزنیها درباره تغییر موازنههای امنیتی در منطقه را تشدید کرده است.
این گزارشها هنوز تأیید رسمی نشدهاند، اما همزمانی آنها با تحرکات نظامی آمریکا، توجه رسانهها و تحلیلگران جهانی را به خود جلب کرده است.
حساب کاربری «فرانتلاین» در شبکه ایکس نوشته است: «گزارشهای تأییدنشده حاکی از آن است که ظرف ۵۶ ساعت گذشته حدود ۱۶ هواپیمای باری نظامی چین وارد ایران شده است.»
این پایگاه، مدعی شده که این به منزله بیشترین میزان کمک نظامی است که چین ظرف چنین مدت کوتاهی وارد ایران کرده است.
فارس با تأکید بر ماهیت تأییدنشده این گزارشها اعلام کرده که منابع رسمی ایران یا چین تاکنون واکنشی به این ادعا نشان ندادهاند و این خبرگزاری نیز قادر به تأیید مستقل آن نیست.
اهمیت این گزارشها نه صرفاً در تعداد پروازها، بلکه در زمان انتشار آنهاست؛ زمانی که تهدیدهای لفظی و عملی مقامات آمریکایی و اسرائیلی علیه ایران شدت گرفته و همزمان، نشانههایی از تقویت آرایش نظامی آمریکا در منطقه دیده میشود.
در هفتههای اخیر، گزارشهای متعددی از افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، دریای عمان و شرق مدیترانه منتشر شده است؛ از جابهجایی ناوها و ناوگروهها گرفته تا استقرار سامانههای پدافندی و افزایش پروازهای شناسایی. تحلیلگران این تحرکات را بخشی از راهبرد «بازدارندگی فعال» واشنگتن در برابر ایران ارزیابی میکنند.
در چنین فضایی، طرح نام چین بهعنوان بازیگری که ممکن است حمایت لجستیکی یا نظامی بیسابقهای از ایران انجام داده باشد، توجهها را به سمت پیامهای ژئوپلیتیکی پکن سوق داده است.
چین طی سالهای اخیر، همزمان با تعمیق روابط اقتصادی و راهبردی با ایران، کوشیده است خود را بازیگری محتاط، اما اثرگذار در خاورمیانه نشان دهد؛ بازیگری که از یکسو خواهان ثبات برای حفظ منافع انرژی و تجاری خود است و از سوی دیگر، تمایلی ندارد میدان منطقه را یکسره به آمریکا واگذار کند.
برخی تحلیلگران معتقدند حتی انتشار هدفمند چنین گزارشهایی—فارغ از صحت یا عدم صحت آن—میتواند حامل پیامی بازدارنده به واشنگتن و تلآویو باشد؛ پیامی مبنی بر اینکه هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران، ممکن است واکنش یا مداخله غیرمستقیم قدرتهای شرقی را در پی داشته باشد.
اگرچه رسانههای جریان اصلی غربی تاکنون با احتیاط به این خبر پرداخته یا آن را بازتاب ندادهاند، اما در محافل تحلیلی و رسانههای تخصصی حوزه امنیت و دفاع، گمانهزنی درباره نزدیکی نظامی تهران و پکن در حال پررنگتر شدن است.
برخی تحلیلها، این ادعاها را در چارچوب رقابت فزاینده چین و آمریکا در نظم جهانی جدید میبینند؛ رقابتی که خاورمیانه را به یکی از میدانهای فرعی، اما مهم آن تبدیل کرده است. در این نگاه، ایران میتواند به یکی از نقاط اتکای راهبردی چین برای مهار نفوذ آمریکا در منطقه بدل شود؛ هرچند پکن تاکنون همواره از ورود علنی به اتحادهای نظامی پرهیز کرده است.
تا این لحظه، سکوت رسمی تهران و پکن درباره این گزارشها ادامه دارد؛ سکوتی که میتواند نشانهای از بیاساس بودن ادعاها یا برعکس، بخشی از یک راهبرد حسابشده برای حفظ ابهام باشد.
آنچه مسلم است، همزمانی انتشار این گزارشها با تشدید تهدیدها علیه ایران، باعث شده مسئله از سطح یک شایعه ساده فراتر رفته و به بخشی از جنگ روانی و رسانهای در آستانه یک مرحله حساس منطقهای تبدیل شود.
در نهایت، چه این پروازها واقعیت داشته باشند و چه صرفاً در حد گمانهزنی باقی بمانند، یک نکته روشن است: خاورمیانه بار دیگر در نقطهای ایستاده که هر خبر، هر پرواز و هر جابهجایی نظامی میتواند معنایی فراتر از ظاهر خود داشته باشد.