مذاکره در مسقط، فرمان ضدایرانی در واشنگتن!

رئیس‌جمهور آمریکا مذاکره را نه یک مسیر برای مصالحه، بلکه ابزاری برای «بهترین معامله ممکن» می‌بیند.

به گزارش رصد روز، همزمانی «مذاکره» و «تحریم» در سیاست آمریکا علیه ایران، چیز تازه‌ای نیست؛ اما فرمان اجرایی جدید ترامپ که جمعه شب به وقت محلی امضا شد، این دوگانه را به سطحی رسانده که حتی در دوره اول فشار حداکثری هم کمتر دیده می‌شد. رئیس‌جمهور آمریکا در حالی از مسیر گفت‌و‌گو‌های غیرمستقیم در عمان سخن می‌گوید که حالا دستور داده هر کشوری که با ایران تجارت کند، باید هزینه‌اش را در تجارت با آمریکا بپردازد، یعنی تعرفه ۲۵ درصدی، علاوه بر تعرفه‌های اولیه.

کاخ سفید در ظاهر، این فرمان را ذیل عنوان «رسیدگی به تهدید‌های ناشی از دولت ایران علیه ایالات متحده» و با استناد به قانون اختیارات اقتصادی در شرایط اضطراری بین‌المللی (IEEPA) صادر کرده؛ اما در عمل، این یک ابزار جدید برای قفل‌کردن مسیر‌های تنفس اقتصادی ایران است. اگر تحریم‌های کلاسیک، بانک‌ها و شرکت‌ها را از معامله با ایران می‌ترساند، تعرفه‌های ثانویه مستقیماً کشور‌ها را در سطح دولت ـ دولت تحت فشار گذاشته و در موقعیت انتخاب قرار می‌دهد؛ یا ایران، یا بازار آمریکا.

چرا درست وسط مذاکرات؟

پرسش جدی دیگر، اما زمان بندی این دستور است. اگر آمریکا واقعاً دنبال توافق است، چرا همزمان با باز شدن کانال مسقط، فشار را تشدید می‌کند؟

تحلیل غالب در رسانه‌ها از جمله آنهایی که رفتار ترامپ را از زاویه «معامله‌گری» دنبال می‌کنند این است که رئیس‌جمهور آمریکا مذاکره را نه یک مسیر برای مصالحه، بلکه ابزاری برای «بهترین معامله ممکن» می‌بیند. به بیان ساده‌تر، او می‌خواهد میز مذاکره را به اتاق بازجویی تبدیل کند و طرف مقابل باید تحت فشار اقتصادی و سیاسی به نقطه‌ای برسد که امتیاز بدهد، نه اینکه به نقطه‌ای برسد که مصالحه کند.

در این چارچوب، فرمان جدید نه تناقض با مذاکره، بلکه مکمل آن است؛ نوعی پیام به تهران که «اگر پای میز مذاکره می‌آیید، با دست خالی نیایید».

مخاطب فقط ایران نیست

این فرمان از نظر سیاسی یک تفاوت مهم با تحریم‌های معمول دارد و آن این است که مخاطب مستقیم آن ایران نیست. مخاطب اصلی، شرکای تجاری ایران‌اند؛ از کشور‌هایی که نفت و مشتقات می‌خرند تا آنهایی که کالا و خدمات مبادله می‌کنند.

ترامپ عملاً به دنیا می‌گوید که معامله با ایران را برایتان «هزینه‌دار» می‌کنم. این همان منطق تحریم‌های ثانویه است، اما با پوسته جدیدی به نام «تعرفه». یعنی واشنگتن می‌خواهد فشار را از سطح شرکت‌ها به سطح اقتصاد ملی کشور‌ها منتقل کند.

برای بسیاری از تحلیلگران غربی، این اقدام یک تلاش برای «بازتعریف ابزار تحریم» است؛ چون تحریم‌های کلاسیک در سال‌های اخیر با دور زدن‌های گسترده، شبکه‌های واسطه‌ای و شکاف‌های ژئوپلیتیک، بخشی از اثرگذاری اولیه خود را از دست داده‌اند. تعرفه، ابزاری ساده‌تر و قابل اجرا در گمرک، قابل اندازه‌گیری، و قابل استفاده به عنوان چماق تجاری است.

فشار حداکثری نسخه ۲۰۲۶

بیانیه کاخ سفید، طبق الگوی ثابت واشنگتن، مجموعه‌ای از اتهامات تکراری را دوباره ردیف کرده است: برنامه هسته‌ای، حمایت از گروه‌های منطقه‌ای، موشک‌های بالستیک و «بی‌ثبات‌سازی». اما نکته مهم اینجاست که آمریکا در همین بیانیه، یک خط قرمز را هم تثبیت می‌کند: «نباید به ایران اجازه دستیابی به سلاح هسته‌ای داده شود.»

این جمله، در ظاهر تکرار است؛ اما در متن مذاکرات عمان معنای مشخصی دارد. آمریکا می‌خواهد توافقی که احتمالا از مسقط بیرون می‌آید، صرفاً «مدیریت بحران» نباشد؛ بلکه توافقی باشد که از نظر واشنگتن، امکان بازگشت ایران به سطح بالاتر توانمندی هسته‌ای را محدود کند. به همین دلیل، فشار اقتصادی را از حالا بالا می‌برد تا در لحظه چانه‌زنی، دست بالاتر داشته باشد.

«مذاکره» به عنوان نمایش داخلی

بخشی از تحلیل رسانه‌های آمریکایی این است که ترامپ به مذاکرات به چشم یک ابزار سیاست داخلی هم نگاه می‌کند. او همزمان باید دو تصویر بسازد: تصویر یک رئیس‌جمهور «صلح‌طلب» که می‌خواهد بحران را جمع کند و تصویر یک رئیس‌جمهور «سخت‌گیر» که امتیاز نمی‌دهد.

فرمان اجرایی جدید دقیقاً همین کارکرد را دارد. ترامپ می‌تواند بگوید «مذاکره می‌کنم»، اما در همان زمان به جریان‌های تندرو در واشنگتن و لابی‌های ضدایرانی هم علامت بدهد که «فشار را کم نکرده‌ام». این همان دوگانه‌ای است که در دوره اول هم دیده شد: حرف از مذاکره، همراه با تحریم‌های تازه.

تهران چه می‌فهمد؟

در تهران، این فرمان احتمالاً به عنوان یک نشانه واضح از نبود حسن نیت تعبیر می‌شود. مخصوصاً که زمان‌بندی آن دقیقاً با دور جدید مذاکرات هم‌پوشانی دارد. معنای سیاسی‌اش برای ایران روشن است: آمریکا مذاکره را به عنوان مسیر رفع تحریم نمی‌بیند؛ بلکه مذاکره را راهی برای تثبیت تحریم‌ها و گرفتن امتیاز می‌داند.

به بیان دیگر، اگر قرار باشد توافقی شکل بگیرد، آمریکا می‌خواهد آن توافق در فضای «فشار» رخ دهد تا در آینده هم بتواند ادعا کند ایران تحت فشار عقب نشست، نه اینکه به یک مصالحه برابر رسید.

عمان؛ میز مذاکره یا میز تنظیم فشار؟

دور جدید گفت‌و‌گو‌های غیرمستقیم در مسقط، طبق روایت رسمی، با میانجیگری وزیر خارجه عمان انجام شده و دو طرف دیدگاه‌ها و ملاحظات خود را منتقل کرده‌اند. اما فرمان ترامپ نشان می‌دهد واشنگتن حتی در همین مرحله ابتدایی هم قصد ندارد فضای مذاکرات را آرام کند.

برای همین، یک سناریوی جدی در تحلیل رسانه‌های خارجی این است که آمریکا به دنبال «توافق محدود» است: توافقی که در آن ایران برخی محدودیت‌ها را بپذیرد، اما رفع تحریم‌ها حداقلی و کنترل‌شده باشد. در این سناریو، تعرفه‌های ثانویه می‌تواند به عنوان اهرم باقی بماند تا اگر تهران به خواسته‌های واشنگتن نزدیک نشد، فشار قطع نشود.

نتیجه: مذاکره‌ای که از ابتدا زیر سایه تهدید شروع شد

اگر مذاکرات عمان قرار بود یک مسیر تازه باشد، فرمان اجرایی ترامپ نشان داد آمریکا از همان روز اول می‌خواهد این مسیر را با «چماق» همراه کند. پیام واشنگتن نه اعتمادسازی است و نه آماده‌سازی برای توافقی متوازن؛ بلکه طراحی یک بازی فرسایشی است که در آن، ایران باید زیر فشار اقتصادی تصمیم بگیرد.

در چنین شرایطی، مذاکره نه پایان فشار، بلکه ادامه فشار با ابزار‌های جدید است؛ و شاید همین نکته، مهم‌ترین معنای فرمان اجرایی تازه ترامپ باشد: مذاکره آغاز شده، اما آمریکا هنوز همان سیاست را ادامه می‌دهد؛ فقط با بسته‌بندی تازه.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار