گزارشی از از ضعف نظارتی در صیانت از آثار تاریخی و یادگارنویسی بر دروازه ملل تخت جمشید؛

میراث زخمی

دیوار نویسی بر دروازه ملل تخت‌جمشید اما نگرانی عمیق کنشگران و متخصصان میراث فرهنگی کشور را به دنبال داشته است.

به گزارش رصد روز، انتشار خبر یادگارنویسی بر دیواره‌ دروازه ملل تخت‌جمشید باری دیگر زنگ خطر برای میراث فرهنگی کشور را به صدا در آورد. اخیرا بر جرز شمالی درگاه شرقی دروازه مللِ تخت‌جمشید، عبارتی با تاریخ «۱۹/‏۱۱/‏۱۴۰۴» با خراشی روی سنگ نگاره‌های باستانی حک شده است؛ زخمی بر پیکره اثری که قرن‌ها از تندباد تاریخ جان سالم به در برده است. پایگاه میراث جهانی تخت‌جمشید با تایید این خبر، ضمن عذرخواهی از قصور رخداده اعلام کرد که خطوط ایجادشده بلافاصله توسط کارشناسان مرمت زدوده و پیگیری قضایی برای شناسایی و مجازات فرد خاطی آغاز شده است.

دیوار نویسی بر دروازه ملل تخت‌جمشید اما نگرانی عمیق کنشگران و متخصصان میراث فرهنگی کشور را به دنبال داشته است. اینکه مجموعه‌ای که سال‌هاست در فهرست میراث جهانی ثبت شده و از نمادهای هویت تاریخی ایران به شمار می‌رود، بار دیگر هدف یادگارنویسی قرار گرفته، پدیده‌ای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. دروازه ملل و کاخ تچر در سال‌های گذشته نیز آماج چنین رفتارهایی بوده‌اند. پرسش اساسی اینجاست که چگونه در محوطه‌ای با دوربین‌های نظارتی متعدد، نیروهای حفاظت و حساسیت جهانی، چنین اتفاقی رخ می‌دهد.

داریوش اسدی، رییس اداره حقوقی و املاک اداره‌کل میراث فرهنگی فارس، از مستندسازی دقیق ابعاد تخلف و گردآوری شواهد برای شناسایی فرد یا افراد خاطی خبر داده و تاکید کرده است که پرونده پس از تکمیل فرآیند حقوقی به مراجع قضایی ارسال خواهد شد. این واکنش حقوقی، اگرچه ضروری اما برطرف‌کننده نگرانی‌های موجود نیست. به هر روی این پرسش و ابهام مطرح است که وقتی تخت‌جمشید با این درجه از اهمیت قربانی وندالیسم و تخریب گرایی می‌شود، وضعیت سایر محوطه‌های تاریخی کشور به چه شکل است. این رخداد بار دیگر نشان داد که ضعف ساختاری در نظام نظارت و کمبود نیروی انسانی یگان حفاظت میراث فرهنگی وجود دارد و این چالش‌های عمیق نیازمند رسیدگی هستند.

دکتر عبدالرضا مهاجری‌نژاد، باستان‌شناس و عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی، ریشه مساله را فراتر از یک خطای فردی می‌بیند. به گفته او، بخشی از مشکل به نظارت ناکافی و در اولویت نبودن حفاظت میراث فرهنگی بازمی‌گردد. او همچنین به تناقضی اشاره می‌کند که در رفتار برخی مسوولان دیده می‌شود؛ جایی که میراث فرهنگی گاه در بزنگاه‌های سیاسی همچون جنگ ۱۲ روزه برجسته می‌شود، اما در زمان‌های دیگر در عمل از توجه و حمایت مستمر محروم می‌ماند.

سیاوش آریا، کنشگر میراث فرهنگی نیز هشدار می‌دهد که اگر در محوطه‌ای با این سطح از حفاظت چنین رخدادی ممکن است، باید برای صدها اثر تاریخیِ بی‌نگهبان در گوشه‌وکنار کشور نگران‌تر بود. به باور او، نظارت زنده بر تصاویر دوربین‌ها و تامین نیروی کافی، ضرورتی فوری است؛ ضرورتی که اگر جدی گرفته نشود، خراش‌های کوچک امروز می‌تواند به آسیب‌های جبران‌ناپذیر فردا بدل شود.

سیاوش آریا، کنشگر حوزه میراث فرهنگی، در خصوص خاطره‌نویسی اخیر که در دروازه ملل باعث بروز نگرانی‌هایی شده است، به «جهان‌صنعت» گفت: «در روزهای گذشته شاهد انتشار عکس‌هایی از یادگارنویسی انجام‌شده در دروازه ملل تخت‌جمشید بودیم. تخت‌جمشید یک محوطه تاریخی ساده نیست، بلکه محوطه‌ای ثبت جهانی‌شده است که در جای‌جای آن دوربین‌های نظارتی وجود داشته و نگهبان و نیروی حراست نیز دارد. وقتی در تخت‌جمشید با این درجه از حفاظت و اهمیت، چنین رخدادی بروز می‌کند، باید برای آثار تاریخی سراسر کشور که بدون نگهبان و در خارج از شهرها هستند، دوچندان نگران باشیم.»

وی افزود: «این رخداد نشان از دو نکته دارد. نکته نخست آنکه کمبود نیرو به‌شدت در زمینه یگان حفاظت میراث فرهنگی و نگهبان در محوطه‌های تاریخی احساس می‌شود و ضرورت دارد که وزیر میراث فرهنگی و مسوولان رده‌بالای کشوری، بحث تامین نیروی انسانی کافی برای حفاظت از آثار تاریخی را در اولویت قرار دهند. دومین موضوع این است که اتفاقی که در دروازه ملل تخت‌جمشید افتاده حکم یک فاجعه را دارد و باید توجه داشت که در یک محوطه ثبت جهانی نباید چنین اتفاقی بیفتد. مشخص نیست که چرا تصاویر دوربین‌های نظارتی به‌صورت مستقیم و زنده تحت نظارت وپایش قرار نمی‌گیرد و این صرفا بعد از وقوع حادثه است که به سراغ آنها رفته و فیلم‌ها را مشاهده می‌کنند.

شاید اگر این رخداد رسانه‌ای نمی‌شد، باز هم تصاویر دوربین‌ها دیده نشده و موضوع پیگیری نمی‌شد. خوشبختانه آسیب اخیر به دروازه ملل جزئی بوده و با یک مرمت سطحی نیز برطرف شد، اما اگر حادثه‌ای جدی‌تر اتفاق می‌افتاد، آن زمان چه کسی پاسخگو بود؟ به نظرم یادگارنویسی اخیر و تخریب حادث‌شده، نشان‌دهنده ضعف ساختاری در حفاظت از میراث فرهنگی است. محوطه پارسه یا تخت‌جمشید گل‌سرسبد آثار تاریخی ایران‌زمین است و جهان به آن افتخار می‌کند و شایسته است که نظارت دقیق و مطلوبی برای آن وجود داشته باشد.»

این کنشگر میراث فرهنگی خاطرنشان کرد: «به نظرم اگر میراث فرهنگی و تمدنی ایران در اولویت مسوولان قرار می‌گرفت و دولت‌ها به شکل جدی به آن ورود می‌کردند و چالش کمبود بودجه و نیرو را برطرف می‌کردند، شاهد پیش آمدن چنین رخدادهای نگران‌کننده‌ای نبودیم.»

ضعف نظارت؛ حلقه مفقوده حفاظت از میراث فرهنگی

دکتر عبدالرضا مهاجری‌نژاد، باستان‌شناس و عضو هیأت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی، در پاسخ به این پرسش که چرا بحث وندالیسم و یادگارنویسی بر آثار تاریخی این‌قدر مساله‌ساز شده است، گفت: «در خصوص بحث وندالیسم و یادگارنویسی‌هایی باید توجه داشت که بخشی از مساله مربوط به بحث نظارتی در حوزه میراث فرهنگی است.

معاونت میراث فرهنگی و نیروی حفاظت باید به شکل مطلوبی بر حفاظت از آثار تاریخی نظارت داشته و از آنها پاسداری کنند. متاسفانه اما این بحث حفاظتی میراث فرهنگی آن‌طور که باید و شاید در اولویت دولت قرار ندارد.»

وی افزود: «در کشوری که برنامه‌ای تلویزیونی از شبکه نمایش خانگی پخش می‌شود و در آن اشیایی به سوی نمادهای ایران باستان پرتاب شده و به آنها بی‌احترامی می‌شود، نمی‌توان توقع داشت که مردم عادی از یادگارنویسی اجتناب کرده و پاسدار میراث تاریخی خود باشند.»

این دانش‌آموخته دکترای باستان‌شناسی ضمن تاکید بر وندالیسم آگاهانه به‌عنوان زخمی تاریخی بر پیکره آثار فرهنگی گفت: «واقعیت این است که وندالیسم و تخریب‌گرایی آثار فرهنگی و تمدنی گذشتگان در کشور ما ریشه تاریخی دارد و بخشی از این موضوع ناآگاهانه و بخشی هم آگاهانه بوده است. آنچه فعالان میراث فرهنگی را آزار می‌دهد، اما تخریب‌گرایی آگاهانه است. در زمان قاجارها شاهد وندالیسم و تخریب‌گرایی آثار تاریخی در کشور بودیم و حتی در دوره‌های باستانی نیز شاهد بوده‌ایم که آثار سلسله‌های قبلی با تخریب‌گرایی عمدی حاکمان بعدی مواجه شده‌اند. در قرون اسلامی و با حمله اعراب این موج تخریب‌گرایی شدت گرفت و در دوران مغول نیز این وندالیسم و تخریب‌گرایی شدت فزون‌تری یافت. باید پذیرفت که در طول تاریخ بخشی از وندالیسم در کشور ما آگاهانه روی داده و بی‌تفاوتی دولت‌ها در دهه‌های اخیر در قبال آثار تاریخی و میراث فرهنگی نیز نگران‌کننده است.»

وی افزود: «مشکل دیگری که وجود دارد این است که به نظر می‌رسد آثار تاریخی دوران پیش از اسلام برای برخی خوشایند نیستند و این آثار تاریخی تحت تاثیر این نگاه نادیده گرفته می‌شوند. تخریب بافت‌های تاریخی، تک‌بناهای واجد ارزش و مواردی از این دست، همه نشان‌هایی از تخریب‌گرایی و وندالیسم هستند که بخشی از این تخریب‌ها آگاهانه و بخشی ناآگاهانه است.»

آموزش؛ راهکار مقابله با تخریب ناآگاهانه

مهاجری‌نژاد در تشریح راهکار مقابله با تخریب ناآگاهانه میراث فرهنگی گفت: «در خصوص تخریب ناآگاهانه، برای حل مشکل باید بحث آموزش را جدی‌تر گرفت و در مدارس و دانشگاه‌ها به این مساله توجه داشت. به نظرم در مباحث آموزشی، آشنا کردن کودکان، نوجوانان و جوانان با میراث فرهنگی اولویت بیشتری نسبت به برخی مسائلی که در برخی دروس گنجانده شده دارد و لازم است که فرزندان ایران را با تاریخ غنی خود آشنا کنیم.»

وی خاطرنشان کرد: «به نظرم نباید به مقوله میراث فرهنگی نگاه ابزاری داشت و زمانی که مثلا جنگ ۱۲ روزه روی می‌دهد، نمادهای تمدنی و میراث فرهنگی را برجسته کنیم، اما پیش از بروز این جنگ نگاه مناسبی به نمادهای ساسانی یا هخامنشی نداشته باشیم. تضاد و پارادوکس در نگاه و رفتار برخی مسوولان آزاردهنده است. در نهایت به نظرم بی‌تفاوتی و در اولویت نبودن میراث فرهنگی برای برخی مسوولان دولتی، مساله‌ای است که نگرانی ایجاد می‌کند.»

ضرورت عبور از واکنش‌های مقطعی به اصلاحات بنیادین

آنچه بیش از هر چیز در رخدادهایی نظیر آنچه اخیرا در تخت‌جمشید روی داده، خودنمایی می‌کند، نه صرفا یک حادثه ساده، بلکه تصویری از یک وضعیت مزمن است؛ وضعیتی که در آن حفاظت از میراث تاریخی همچنان در حاشیه اولویت‌ها قرار دارد. تجربه‌های تکرارشونده نشان می‌دهد مساله، صرفا کمبود ابزار یا فناوری نیست، بلکه نبود یک رویکرد منسجم و پایدار در حکمرانی فرهنگی کشور احساس می‌شود. تا زمانی که نگاه به میراث تاریخی از سطح شعار و مناسبت‌های مقطعی فراتر نرود، هر اقدام ترمیمی بیشتر شبیه درمان موقت یک بیماری عمیق خواهد بود.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط