چراغ سبز مشکوک ترامپ به خریدار نفت ایران

ترامپ در پیامی نوشت: «چین می‌تواند نفت از ایران بخرد. البته امیدوارم مقدار زیادی هم از آمریکا بخرد!» در یک تحلیل کلان، این‌گونه مواضع بخشی از بازی فشار و مذاکره میان قدرت‌های بزرگ است.

به گزارش رصد روز، در گرماگرم بحران‌های ژئوپلیتیکی و آتش‌بس شکننده میان ایران و اسرائیل، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده، در پیامی در شبکه Truth Social نوشت: «چین می‌تواند نفت از ایران بخرد. البته امیدوارم مقدار زیادی هم از آمریکا بخرد!» این اظهارنظر، در نگاه نخست حاکی از تساهل نسبت به صادرات نفت ایران به چین است. اما در سطحی عمیق‌تر، به‌وضوح نشان می‌دهد که انرژی به ابزاری برای چانه‌زنی ژئوپلیتیکی میان واشنگتن و پکن بدل شده و ایران در مرکز این بازی پیچیده قرار دارد.
چین طی دهه اخیر، به‌ویژه پس از اعمال تحریم‌های شدید آمریکا بر صنعت نفت ایران، به مهم‌ترین شریک تجاری و مقصد صادرات غیررسمی نفت ایران تبدیل شده است. گزارش مؤسسه Vortexa در ژوئن ۲۰۲۵ نشان می‌دهد ایران به‌طور میانگین روزانه ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار بشکه نفت به چین صادر کرده است که اغلب از طریق کانال‌های غیررسمی و با تغییر اسناد مبدأ انجام می‌شود. اگرچه این حجم نسبت به ظرفیت واقعی تولید ایران پایین‌تر است، اما در شرایط تحریم، نقش حیاتی برای حفظ گردش مالی ارزی کشور ایفا کرده است. درنتیجه، هر تغییری در رویکرد چین یا اظهارات بین‌المللی درباره مشروعیت یا ممنوعیت این مبادلات، می‌تواند اثر فوری بر اقتصاد نفتی ایران داشته باشد.
گرچه گفته ترامپ در ظاهر غیرخصمانه است، اما از نظر راهبردی می‌تواند تلاشی برای وارد کردن چین به دوگانگی سیاسی باشد؛ یا حمایت از واردات نفت ایران و متهم شدن به دور زدن تحریم‌های آمریکا، یا کاهش خرید و بازی در زمین سیاست فشار حداکثری واشنگتن. این تاکتیک یادآور سیاست‌های کلاسیک «تله‌سازی دیپلماتیک» در روابط بین‌الملل است که در آن بازیگری مانند آمریکا تلاش می‌کند تا رقبا را به تصمیم‌های سخت و پرهزینه وادار کند. به بیان دیگر، ترامپ با این جمله نه‌تنها به ایران چراغ سبز نشان نداده، بلکه چین را تحت فشار قرار داده تا انتخاب کند: یا نفت ارزان ایران یا روابط تجاری پایدار با آمریکا.
بازار جهانی نفت نیز به این تحولات واکنش سریع و ناپایدار نشان داد. طبق گزارش وال‌استریت ژورنال، قیمت نفت برنت پس از اعلام آتش‌بس و پیام ترامپ، بیش از شش درصد کاهش یافت و به ۶۷.۱۴ دلار در هر بشکه رسید. نفت WTI نیز با کاهشی مشابه به حدود ۶۴ دلار رسید. این نوسانات، ناشی از پیش‌بینی کاهش تنش نظامی در منطقه و همچنین احتمال افزایش عرضه از سوی ایران در صورت تساهل چین و آمریکا، فضای بی‌ثباتی روانی در بازار ایجاد کرد. بازار اکنون در تله اخبار سیاسی گرفتار شده است، جایی که هر جمله از یک رهبر جهانی می‌تواند میلیون‌ها بشکه نفت را جابه‌جا کند.
آنچه بیش از همه اهمیت دارد، نقش و سرنوشت ایران در این بازی چندجانبه است. جمله ترامپ در ظاهر، گشودن یک روزنه به روی صادرات ایران را تداعی می‌کند، اما درواقع ایران را در موقعیتی قرار می‌دهد که باید میان دو خطر یکی را انتخاب کند؛ خطر وابستگی بیش‌ازحد به چین بدون تضمین رسمی، درحالی‌که چین خود در حال بازی دوگانه با واشنگتن است، یا خطر تبدیل شدن به ابزار چانه‌زنی در رقابت آمریکا و چین، بدون آنکه قدرت تأثیرگذاری بر این رقابت را داشته باشد. افزون بر این، در داخل ایران نیز ممکن است این جمله باعث برداشت‌های نادرست سیاستی شود؛ مثلاً ایجاد توهم کاهش فشار یا بازگشت بازار، درحالی‌که واقعیت میدانی، همچنان با محدودیت‌های مالی، بیمه‌ای، لجستیکی و حقوقی همراه است. در چنین شرایطی، ایران نیاز دارد با نگاه دقیق و غیراحساسی، این وضعیت را تحلیل کند و به جای واکنش سریع، بر مبنای سناریو‌های بلندمدت تصمیم‌گیری نماید.
سخنان ترامپ را نباید ساده‌انگارانه به‌مثابه فرصتی تازه برای صادرات تلقی کرد. در یک تحلیل کلان، این‌گونه مواضع بخشی از بازی فشار و مذاکره میان قدرت‌های بزرگ است و ایران باید هوشیارانه عمل کند. تنوع‌بخشی به بازار صادراتی نفت، فراتر از چین، تثبیت روابط انرژی از طریق قرارداد‌های رسمی و درازمدت با این کشور، تحلیل عمیق تحولات ژئوپلیتیکی و عدم تفسیر سطحی از مواضع قدرت‌ها و نیز هوشیاری نسبت به تبدیل شدن به ابزار در معادلات چین و آمریکا، ازجمله محور‌هایی است که باید مورد توجه سیاست‌گذاران حوزه انرژی ایران قرار گیرد. هر چراغ سبز دیپلماتیک فقط در صورتی ارزشمند است که بتوان آن را به قرارداد‌های عملی، پایدار و در راستای منافع ملی تبدیل کرد. ایران باید از بازی‌های بزرگ قدرت، برای تقویت واقعی زیرساخت انرژی خود بهره ببرد و اسیر تغییرات لحظه‌ای در کلام سیاست‌مداران نشود.

 

 

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار