به گزارش رصد روز، بررسی دادههای گردآوریشده نشان میدهد چتباتها در ایران از یک ابزار فناورانه فراتر رفتهاند و به فضایی برای بیان نگرانیهای سرکوبشده تبدیل شدهاند؛ فضایی «بیقضاوت، بیهزینه و بیواسطه».
دادهها حاکی است حدود یکسوم جمعیت بالای ۱۵ سال دستکم یکبار از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده کردهاند و در گروه سنی ۱۵ تا ۲۹ سال این میزان به بیش از نیمی از جمعیت میرسد؛ نسلی که همزمان بیشترین فشار اقتصادی و هویتی را تجربه میکند.
الگوی گفتوگوها نشان میدهد پرتکرارترین محور تعامل با هوش مصنوعی، اقتصاد روزمره است؛ نه تحلیلهای کلان، بلکه پرسشهایی درباره دوام آوردن، مدیریت هزینهها، بدهی و آینده گرانیها. لحن این پرسشها اغلب خسته و محتاط است.
پس از اقتصاد، سلامت روان در رتبه بعدی قرار دارد. کاربران از اضطراب، بیخوابی، بیانگیزگی و خشم فروخورده میپرسند؛ نه لزوماً برای درمان، بلکه برای شنیده شدن.
در حوزه سیاست، برخلاف شبکههای اجتماعی، پرسشها کمتر شعاری و بیشتر تحلیلی است؛ کاربران درباره کارآمدی اعتراضها، امکان اصلاح و آینده وضعیت کشور سؤال میکنند.
دادههای رفتاری نشان میدهد دلیل اصلی رجوع به هوش مصنوعی، احساس امنیت و نبود قضاوت است. همین ویژگی، AI را در ایران به «ابزار تحمل» تبدیل کرده؛ در حالی که استفاده حرفهای و تولیدی از آن هنوز محدود است.
این شکاف میان استفاده شخصی و استفاده توسعهمحور، یک هشدار اجتماعی محسوب میشود: جامعهای که زودتر برای درد دل به AI پناه میبرد تا برای تولید، احتمالاً با بحرانهای حلنشده عمیقتری روبهروست.
در نهایت، آنچه از دل این گفتوگوها بیرون میآید، بیش از آنکه درباره تواناییهای هوش مصنوعی باشد، تصویری از حالوهوای جامعه است؛ جامعهای که با AI از بقا، خستگی و آینده نامطمئن حرف میزند.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید