به گزارش رصد روز، در شرایطی که شکاف میان ساختارهای رسمی و زیست دیجیتال نسلهای جدید هر روز عمیقتر میشود، مسئله «نسل زد» دیگر صرفاً یک بحث جمعیتشناختی نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین پرسشهای سیاستگذاری اجتماعی و سرمایه اجتماعی بدل شده است. نسلی که در بستر شبکههای افقی، گردش آزاد اطلاعات و مقایسه مستمر جهانی رشد کرده، اکنون خود را در مواجهه با سازوکارهایی میبیند که همچنان بر الگوهای عمودی، کنترلمحور و یکسویه استوارند. در چنین وضعیتی این پرسش پررنگتر میشود که آیا آنچه بهعنوان ناآرامی یا نارضایتی نسلی توصیف میشود، ریشه در ویژگیهای این نسل دارد یا محصول انسدادهای ساختاری در حوزه گفتوگو، بیان و مشارکت است؟
محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان به تفصیل رفتارها و کنشهای این نسل میپردازد.
نسل زد بیش از آنکه نسل بحران باشد، نسل آگاهی مقایسهای است. این نسل در فضایی رشد کرده که امکان مقایسه مستمر میان آنچه در زیست روزمره تجربه میکند و آنچه در جهان میبیند فراهم است. طبیعی است که این آگاهی مقایسهای، حساسیت بیشتری نسبت به شکافها ایجاد کند.نسل زد محصول عصر اینترنت است، اما صرفاً محصول فناوری نیست؛ محصول نوعی زیستجهان شبکهای است. در این زیستجهان، ارتباطات افقی، شفافیت اطلاعات و سرعت گردش معنا، امری عادی است. در مقابل، بسیاری از ساختارهای رسمی همچنان عمودی، سلسلهمراتبی و کنترلمحور عمل میکنند. شکاف دقیقاً همینجاست. وقتی نسلی در محیطی رشد میکند که امکان بیان نظر، بازخورد فوری و مشارکت در تولید محتوا دارد، طبیعی است که در برابر الگوهای یکسویه ارتباطی مقاومت نشان دهد. این مقاومت الزاماً به معنای تقابل نیست؛ بلکه نشانه ناهماهنگی ساختاری است.
در هر جامعهای، سوگ صرفاً یک واکنش عاطفی نیست؛ سازوکاری اجتماعی برای بازسازی معنا و ترمیم اعتماد است. اگر امکان سوگواری آزادانه محدود شود، جامعه یکی از مهمترین ابزارهای تنظیم هیجان جمعی خود را از دست میدهد.وقتی سوگ به حاشیه رانده میشود یا بهمثابه تهدید تلقی میشود، احساس نشنیدهشدن تشدید میشود. در چنین شرایطی، ناگفتهها انباشته میشوند. انسداد الزاماً سکوت تولید نمیکند؛ انباشت تولید میکند. و انباشت، در غیاب کانالهای رسمی، ممکن است در اشکال غیررسمی یا حتی انفجاری بروز کند.نسل جوان بهویژه نسبت به تجربههای جمعی حساستر است، زیرا شبکههای اجتماعی امکان اشتراکگذاری فوری تجربهها را فراهم کردهاند. اگر این تجربهها در فضای رسمی بازتاب نیابند، شکاف میان روایت رسمی و روایت زیسته عمیقتر میشود.
وی در ادامه با اشاره به مفهوم «آنومی ارتباطی» اظهار داشت: آنچه امروز با آن مواجهیم، بیش از آنکه بحران امنیتی باشد، میتواند بحران ارتباطی باشد. زمانی که قواعد گفتوگو روشن نیست و اعتماد به امکان فهم متقابل کاهش مییابد، نوعی آنومی ارتباطی شکل میگیرد. اگر نسل زد احساس کند که پرسشهایش به رسمیت شناخته نمیشود، به این نتیجه میرسد که سازوکارهای رسمی توان پاسخگویی ندارند. این برداشت، حتی اگر با نیت ساختارها متفاوت باشد، در سطح ادراک اجتماعی پیامدهای جدی دارد. مدیریت اعتماد مهمتر از کنترل بیان است. ممکن است محدودسازی کوتاهمدت، تنش آشکار را کاهش دهد، اما در بلندمدت هزینه بیاعتمادی نهادی را افزایش میدهد. بیاعتمادی، سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد و بازسازی آن بسیار دشوارتر از حفظ آن است.
سیاستمداری هوشمند میان امنیت کوتاهمدت و مشروعیت بلندمدت تمایز قائل میشود. مشروعیت زمانی پایدار میماند که امکان شنیدن صدای منتقد وجود داشته باشد. خاموشکردن پرسشها، آنها را از میان نمیبرد؛ فقط مسیر بروز آنها را تغییر میدهد.نسل زد را نباید با معیارهای نسلهای پیشین سنجید. این نسل در معرض سیلاب اطلاعات است و مهارت تحلیل انتقادی برایش حیاتی است. اگر نظام آموزشی و رسانهای نتوانند ابزار تحلیل و مدیریت هیجان را آموزش دهند، شکاف میان ادراک و واقعیت عمیقتر میشود. پرسشگری نشانه بیماری نیست؛ نشانه حیات فکری است. جامعهای که از پرسش میترسد، در واقع از پویایی خود واهمه دارد.
نخستین گام، بهرسمیتشناختن حق سوگواری و تجمعات مسالمتآمیز در چارچوب قانون است. این اقدام نه امتیاز سیاسی، بلکه سرمایهگذاری بر سلامت روان جمعی است. گام دوم، نهادینهسازی گفتوگوی بیننسلی است. دانشگاهها، رسانهها و نهادهای مدنی میتوانند بسترهایی برای تبادل تجربه فراهم کنند تا سوءتفاهمها به بحث عقلانی تبدیل شوند، نه به انباشت خاموش. سومین محور، آموزش مهارتهای ارتباطی و سواد رسانهای است. نسلی که در معرض اطلاعات گسترده قرار دارد، نیازمند ابزار تحلیل است. این آموزشها باید رسمی و ساختاری باشند. چهارم، تغییر رویکرد ارتباطی نهادهای رسمی است. ارتباطات یکسویه در عصر شبکهای کارآمد نیست. الگو باید از ابلاغ به تعامل تغییر کند.و نهایتاً، سیاستگذاری بدون داده معتبر امکانپذیر نیست. لازم است پژوهشهای میانرشتهای دقیق درباره نگرشها و دغدغههای نسل جوان انجام شود. تصمیمهای مقطعی و واکنشی، شکافها را عمیقتر میکند.
سیدناصری در جمعبندی تأکید کرد: نسل زد تهدید نیست؛ آینهای است که شکافها را سریعتر و شفافتر نشان میدهد. اگر این آینه شکسته شود، واقعیت تغییر نمیکند؛ فقط تصویر مخدوش میشود. مسیر پیشرو، نه در انکار صداها، بلکه در شنیدن و گفتوگوی صادقانه با آنهاست.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید