صنعت نشر ایران امروز نه فقط با بحران نقدینگی، بلکه با بحران معنا روبروست.
شاید اگر بخواهیم حالوهوای این روزهای بازار را در یک جمله خلاصه کنیم، همین جمله باشد: «تعطیل کنیم، برویم خانه؛ بیشتر میصرفد.»
مجریانی مانند شهبازی که گمان میکنند با توهین به مطالبات مردم در حال دفاع از ارزشها هستند، در واقع بزرگترین ضربه را به نظام و کارآمدی آن میزنند.
مصطفی هاشمی طبا: اقتصاد ایران شبیه انبانی از گندم است که به قول مولانا موش در آن رخنه کرده و گندمها را ضایع میکند.
محمدرضا شهبازی اولین بار نیست که خبرساز میشود؛ کارنامه او پر از اظهارنظرهایی است که بارها برای صداوسیما دردسر ساختهاند.
این روزها بیمه بیکاری برای بسیاری از نیروهای تعدیلشده نه یک حمایت اجتماعی، بلکه مسیری فرساینده و مبهم است.
سرویسهایی که باید بهعنوان حق شهروندی به مردم ارائه میشدند، اکنون با قیمتهایی گزاف در بازار سیاه عرضه میشوند.
تقریبا در هر بحران سیاسی، امنیتی یا منطقهای، نخستین چیزی که در ایران قربانی میشود اینترنت است.
دوران کهنسالی که باید نمادی از آرامش و آسودگی باشد، در ایران برخلاف بسیاری از نقاط جهان، نه آغاز دوران خوش که سرآغاز مشکلات جدید است.
رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی: بسیاری از دفاتر حتی امکان پاسخگویی به مشتریان یا تسویه حساب با شرکتهای خارجی را ندارند.