از چای دبش تا برنج وارداتی با دلار ترجیحی، حکایت رانتخوارانی است که با چند نرخی کردن دلار، منابع ملی را به غارت میبرند و مدیریت غلط، اقتصاد کشور را به ورطه ناترازی و فلاکت کشانده است.
در حالی که ایران بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان را در اختیار دارد (۱۵۸ میلیارد بشکه)، سرعت حفاری چاههای نفتی کشور به کمتر از نصف میانگین جهانی رسیده و این عقبماندگی، تولید روزانه نفت را در معرض سقوط آزاد قرار داده است.
در روزهای اخیر در برخی محافل صنعتی، نام محمدرضا رنجبر فلاح، از مدیران بازنشسته شبکه بانکی، بهعنوان گزینهای برای حضور در هیئتمدیره شرکت ملی صنایع مس ایران مطرح شده؛ موضوعی که گفته میشود با حمایت سید محمد اتابک پیگیری میشود.
نشانههایی تازه از یک اختلال عمیق در ساختار مالی بانک گردشگری دیده میشود؛ نشانههایی که اگر پشت درهای بسته بانک بهجای اصلاح، فقط لاپوشانی شوند، میتوانند آینده این بانک را در موقعیتی غیرقابلجبران قرار دهند.
در ادبیات اقتصادی شوک ارزی معمولا به عنوان یک شوک عرضه در نظر گرفته میشود اما در اقتصاد ایران که بنگاهها وابستگی شدید به سرمایه در گردش و تامین مالی بانکی دارند این شوک ابعاد مالی گستردهای نیز پیدا میکند.
در پنج ماه نخست ۱۴۰۴، بانک شهر شش فقره تسهیلات به ارزش سههزار و شصتوهشت میلیارد ریال را امهال کرده؛ آماری که در ظاهر یک روند بانکی معمول است اما در عمل موجی از پرسشهای جدی درباره شفافیت، وثایق و نحوه نظارت ایجاد میکند.
ریشه مشترک «انحراف ملکی شبکه بانکی» و «از کارافتادگی بازار رهنی»، ترکیبی از «سیاستهای دستوری و ابلاغی» است که اولی از سمت سیاستگذار پولی بهصورت «نرخ سود» و دومی از سمت دولت به شکل «تسهیلات تکلیفی» به بانکها تحمیل میشود.
با وجود ابلاغ صریح قانون منع بهکارگیری بازنشستگان و دستور رسمی سازمان بازرسی برای برکناری پنج عضو بازنشسته هیئترئیسه صندوق بازنشستگی نفت، همچنان صندلیها تخلیه نشده و این پرسش جدی مطرح است: قدرت قانون بیشتر است یا اراده برخی افراد؟
گلایههای کارکنان بانک قرضالحسنه رسالت از شکاف معیشتی با مدیران ارشد، بار دیگر توجهها را به ساختار پرداختها جلب کرده است؛ موضوعی که ضرورت بررسی دقیق حقوق و مزایای مدیرعامل و اعضای هیئتمدیره این بانک را برجسته میکند.
ثتران با مدیریت سیدحسین هاشمی وارد چهارمین ماه بدون هرگونه درآمد عملیاتی شد؛ رکوردی کمسابقه که سهامداران را خشمگین و آینده شرکت را مبهم کرده است. اکنون پرسش جدی این است که چرا هیچیک از مدیران بالادستی مانع ادامه این وضعیت نمیشوند؟