جوانی و زیبایی کمند امیر سلیمانی در این سن و سال!+ عکس

کمند امیر سلیمانی، بازیگر خوش چهره سینما و تلویزیون فارغ‌التحصیل بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1376 می‌باشد.

به گزارش رصد روز، در ادامه تصاویری جالب از تغییر چهره کمند امیر سلیمانی بازیگر نقش «آذر واعظیان» در سریال پدرسالار را بعد ۳۱ سال در ۵۱ سالگی مشاهده خواهید کرد.

کمند امیر سلیمانی، بازیگر خوش چهره سینما و تلویزیون فارغ‌التحصیل بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشگاه آزاد اسلامی در سال ۱۳۷۶ می‌باشد. کمند امیر سلیمانی در سریال هایی مانند پدر سالار، همسایه ها و هوش سیاه بازی کرده است.

2 126
 چکیده ای از بیوگرافی کمند امیرسلمیانی

نام اصلی: کمند

نام خانوادگی اصلی: امیرسلیمانی

حرفه: بازیگری

تاریخ تولد: ۱۳۵۲

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل  بازیگری و کارگردانی

 

روابط خانوادگی کمند امیر سلیمانی با دیگر هنرمندان:

– سعید امیرسلیمانی (پدر)

– سپند امیرسلیمانی (برادر)

 

 

 

 

بیوگرافی کمند امیر سلیمانی

کمند امیر سلیمانی، فرزند سعید امیرسلیمانی (کارگردان و بازیگر تاتر).

خواهر سپند امیرسلیمانی (بازیگر).

فارغ التحصیل بازیگری و کارگردانی تاتر از دانشگاه آزاد اسلامی در سال ١٣٧۶.

شروع فعالیت کمند امیر سلیمانی در تئاتر با بازی در نمایش سنجاب ها در سال ١٣۵٩.

شروع فعالیت کمند امیر سلیمانی در تلویزیون از سال ١٣۶٠.

 

کمند امیر سلیمانی در نوجوانی با بازی در فیلم ترنج (١٣۶۵) به سینما آمد. اما در تلویزیون و با بازی در نقش آذر در مجموعه پدرسالار بود که به شهرت رسید. با هنرنمایی اش بازی در مجموعه همسایه ها بسیار مورد توجه واقع شد. کمند امیرسلیمانی در سینما هم موفق بود. او برای بازی قابل قبول و متفاوتش در فیلم قرمز در هفدهمین جشنواره فیلم فجر مود تقدیر قرار گرفت.

 

 

 

مصاحبه ای خواندنی با کمند امیر سلیمانی

کمند امیرسلیمانی بازیگری است که در اوج جوانی و روزهایی که می توانست پشت سر هم در سینما و تلویزیون کار کند، ترجیح داد به کشور امارات مهاجرت کند و اولویت برای بازیگری را کنار بگذارد. او شش سال با زندگی در دوبی سینما را از دور زندگی کرد،  گرچه مدام در رفت و آمد بود و با همین روند تجربه هایی را در فیلم ها وس ریال ها داشته است. او به عنوان کسی که سال ها با زندگی در خارج از کشور آن هم کشوری که فقط دو ساعت با هواپیما از ایران فاصله دارد، درباره تجربه تلخش از مهاجرت می گوید و معتقد است هیچ جایی نمی تواند رنگ و بوی زادگاه آدمی را داشته باشد. او به عنوان یک شاهد عینی نمونه خوبی بود تا درباره اقامت در یک سرزمین دیگر سخن بگوید.

 

 

 

شما به عنوان کسی که خارج از ایران زندگی کرده اید، می توانید درباره واقعی یا غیرواقعی بودن تصویری که سینمای ایران تا امروز از مهاجرت داشته است صحبت کنید، به نظرتان تا چه حد به روایت درست از مفهوم مهاجرت نزدیک شده ایم؟

شاید مشکلات مهاجرت خیلی کلیشه ای در سینمای ایران روایت شده باشد، اما این واقعی ترین تصویری است که از مهاجرت داشته ایم، چون درست است. همه کسانی که تجربه مهاجرت نداشته اند، رفتن به خارج از کشور را یک آرزو می دانند و آن را دست نیافتنی. اما من شش سال در کشوری بود که با همه امکاناتی که در اختیار شهروندان بود، چیزی را در خودش داشت که هیچ زادگاهی در خودش ندارد.

 

شما در بهترین و موفق ترین حال چیزی را در خارج از کشور گم می کنید که هرگز با حضور در وطنتان با آن مواجه نخواهید بود. فکر می کنید چرا تحصیل کرده های بزرگ و دکترها و مهندسان سرشناس بعد از گذشت سال ها و حتی در دوران بازنشستگی به ایران بر می گردند؟! چون هیچ جایی حال زادگاه را ندارد. بعضی از ایرانیان هم در خارج از کشور شخصیت و هویت خود را گم می کنند. من گاهی با افرادی در دبی رو به رو می شدم که انگار از یک کره دیگر آمده بودند.

 

چطور؟

در ایران نوعی مهربانی را می بینیم که ایرانی های خارج از کشور هرگز آن را ندارند. مثلا اگر در ایران یک نفر روی زمین بیفتد، چندین نفر سریع دست آن نفر را می گیرند و بلندش می کنند، اما در خارج از کشور گاهی ایرانیان برای هم پشت پا می گیرند تا هم وطنشان به زمین بیفتد. آن قدر برای من این موارد عجیب بود که در روزهایی آرزو می کردم مشتری های زیادی در کارم داشته باشم تا هرگز حاضر نشوم با ایرانی ها کار کنم.

 

 

چرا؟

مطمئنم که اگر همان آدم ها در ایران بودند، هرگز حاضر نبودند این همه رقابت ناسالم داشته باشند. آن جا همه یک نقاب روی صورت دارند. باید طوری باشد که همه زره بپوشیم و ماسک بزنیم. من به عنوان کسی که کار فرهنگی می کردم، نمی توانستم با دوستی معاشرت کنم که با او حرف مشترک داشته باشم. خانم های آن جا همه حرف ها و افکارشان در کفش های پاشنه بلند و کیف مارک دارشان خلاصه  می شد و این برای من خیلی سخت بود. اصلا معاشرت با آن ها طوری بود انگار به دهه ۶۰ سفر کرده باشید و با دنیای اطراف ارتباط نداشته اند.

 

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط