گفت‌وگوی رسانه‌ای رييس‌جمهور با مردم

برآيند اين گفت‌وگو دفاعي روشن از عملكرد دولتي است كه در وضعيت عادي مستقر نبوده، بلكه در بستر بحران‌هاي پي‌درپي كشور را اداره كرده است.

به گزارش رصد روز، سرانجام گفت‌وگويي از مسعود پزشكيان كه طي روزهاي اخير درباره آن اطلاع‌رساني شده بود، منتشر شد. رييس‌جمهور در اين گفت‌وگو، تصويري از دو سال نخست دولت چهاردهم ارايه مي‌كند كه در آن، كشور همزمان با فشارهاي امنيتي، اقتصادي، اجتماعي و اقليمي مواجه بوده است. دولتي كه از همان ابتداي كار، با مجموعه‌اي از رخدادهاي سنگين از جمله ترور، تشديد تحريم‌ها، ناترازي در حوزه انرژي، بحران آب، خشكسالي كم‌سابقه، تهديد فعال‌سازي سازوكارهاي بين‌المللي و در نهايت جنگ ۱۲روزه روبه‌رو بوده اما روند خدمت‌رساني به مردم را متوقف نكرده است؛ رخدادهايي كه به تعبير پزشكيان، با هدف فرسوده‌سازي ايران و ايجاد فروپاشي اجتماعي طراحي شده بود. با اين حال، مهم‌ترين پيام سخنان رييس‌جمهور آن است كه كشور در برابر اين فشارها نه‌تنها از هم نپاشيد، بلكه توانست با اتكا به مردم، نيروهاي اجرايي و نيروهاي مسلح، ثبات خود را حفظ كند.

در اين گفت‌وگو، پزشكيان تلاش مي‌كند يك بازتعريف فراگير از مفهوم «مردم» ارايه دهد. از نگاه او، مردم فقط حاميان سياسي يا رأي‌دهندگان به دولت نيستند، بلكه همه ايرانياني‌اند كه در اين سرزمين زندگي مي‌كنند؛ چه آنان كه در صحنه حضور آشكار داشته‌اند و چه آنان كه با وجود گلايه‌ها و نارضايتي‌ها، براي حفظ ايران از دامن زدن به بحران پرهيز كرده‌اند. اين بخش از سخنان رييس‌جمهور، حامل يك پيام سياسي مهم است: بقاي كشور در شرايط سخت اخير، بيش از هر چيز مرهون صبوري و همراهي بدنه اجتماعي بوده و دولت نيز خود را موظف مي‌داند كه در برابر اين همراهي، رويكردي خدمت‌محور و پاسخگو داشته باشد. محور مهم ديگر گفت‌وگو، تبيين مفهوم «وفاق» است.

رييس‌جمهور تلاش مي‌كند اين مفهوم را از شائبه سهم‌خواهي جناحي جدا كند و آن را به معناي بهره‌گيري از همه ظرفيت‌هاي كشور بر اساس شايستگي، تخصص و كارآمدي توضيح دهد. او با استناد به مفاهيم ديني و اخلاقي، تأكيد مي‌كند كه ملاك اداره كشور نبايد وابستگي سياسي و گروهي باشد، بلكه بايد توانمندي، كم‌خطايي و كارآمدي افراد معيار قرار گيرد. اين گزاره، در سطح تحليلي، نوعي دفاع از رويكرد دولت در عبور از دوقطبي‌هاي فرساينده و حركت به سمت مديريت مبتني بر عقلانيت اجرايي تلقي مي‌شود. بخش قابل‌توجهي از اين گفت‌وگو به جنگ اخير و ابعاد انساني آن اختصاص دارد. رييس‌جمهور با اشاره به شهادت فرماندهان، دانشمندان و كودكان، از فروپاشي كامل ادعاهاي غربي درباره حقوق بشر سخن مي‌گويد و تأكيد مي‌كند كه هدف اصلي دشمن، فقط ضربه نظامي نبوده، بلكه تضعيف اراده ملي و برهم زدن انسجام داخلي نيز در دستور كار قرار داشته است.

در اين چارچوب، او نقش پشتيباني رهبري، ايستادگي مجموعه حاكميت و همراهي مردم را در عبور از شرايط جنگي تعيين‌كننده مي‌داند. در مجموع، برآيند اين گفت‌وگو دفاعي روشن از عملكرد دولتي است كه در وضعيت عادي مستقر نبوده، بلكه در بستر بحران‌هاي پي‌درپي كشور را اداره كرده است. اگرچه مشكلات معيشتي، نارسايي‌هاي ساختاري و برخي نارضايتي‌ها در سخنان رييس‌جمهور انكار نمي‌شود، اما خط اصلي استدلال او اين است كه در سالي سخت و فرساينده، حفظ انسجام ملي، جلوگيري از آشوب فراگير، استمرار اداره كشور و ممانعت از تحقق پروژه بي‌ثبات‌سازي دشمن، خود دستاوردي بزرگ براي دولت به شمار مي‌آيد؛ دستاوردي كه بدون پيوند ميان دولت، حاكميت و مردم امكان‌پذير نبود.

آقاي دكتر! خيلي ممنونم از فرصتي كه دراختيار ما قرار داديد. اكنون در آغاز سومين سال رياست‌جمهوري شما هستيم؛ اگر بخواهيد اين دو سال را توصيف كنيد، چه تعبيري از آن خواهيد داشت؟

بسم‌الله الرحمن الرحيم. دو سال كه گذشت ديگر؛ آنچه عيان است، چه حاجت به بيان است. از همان روز اولي كه خواستيم مسووليت را برعهده بگيريم، مهمان عزيزمان، اسماعيل هنيه را شبانه شهيد كردند. پس از آن نيز مشكلاتي وجود داشت كه همچنان ادامه پيدا كرد؛ ناترازي‌هايي كه داشتيم و نگراني از اينكه ممكن است در زمستان برق و گاز نداشته باشيم و مردم با مشكل مواجه شوند. وضعيت آب نيز نامناسب بود كه البته سال بعد بدتر هم شد. خشكسالي‌اي كه در سال ۱۴۰۴ وجود داشت، در ۵۰ سال گذشته بي‌سابقه بود و واقعا شرايط بسيار سختي را ايجاد كرد. در نهايت، بحث اسنپ‌بك را به راه انداختند، جنگ ۱۲روزه را آغاز كردند و اتفاقاتي كه در ۱۸ و ۱۹ دي رخ داد، بر مشكلات افزود. نقشه‌هايي كشيده بودند و تصور مي‌كردند مي‌توانند ايران را مانند سوريه، مثلا ظرف ۴۸ ساعت، تصرف كنند.

جنگ رمضان و شهادت بزرگان و عزيزاني كه از دست داديم نيز بسيار دردناك و سخت بود. با وجود همه اين سختي‌ها و مشكلات، دولت، مديران، استانداران، فرمانداران، بخشداران، كارمندان، مردم و نيروهاي مسلح، كشور را تا اينجا رساندند؛ به‌گونه‌اي كه امروز از ايران به عنوان كشوري قدرتمند و با عزت بسيار بالا نام مي‌برند. اين كار ساده‌اي نبود. در ميان همه اين مشكلات، دولت تا جايي كه از دستش برآمده و توانسته است، تلاش كرده مردم آن احساسي را كه طراحان اين جنگ‌ها و نقشه‌ها به‌دنبال ايجاد آن بودند تا فروپاشي اجتماعي ايجاد كنند، تجربه نكنند. آنان مي‌خواستند جامعه ما را به‌هم بريزند، اما اين اتفاق رخ نداد و كشور تا امروز با قدرت اداره شده است.

آقاي رييس‌جمهور! يكي از واژه‌هاي پرتكرار در دوران رياست‌جمهوري شما، واژه «مردم» بوده است. اين سوال وجود دارد كه منظور شما كدام مردم است؟ مردمي كه اصلاً رأي ندادند، مردمي كه در دي‌ماه اعتراض كردند يا مردمي كه اين ۱۵۰ روز در خيابان بودند؟ آيا ميان مردم تفكيكي قائل مي‌شويد يا منظورتان از مردم، همان ۹۵ ميليون ايراني است؟

خيلي روشن است. اگر به قرآن و باورهاي ديني‌مان نگاه كنيد، خداوند به حضرت داوود مي‌فرمايد: «يا داوود انا جعلناك خليفه في الارض فاحكم بين الناس بالحق ولا تتبع الهوي فيضلك عن سبيل‌الله». يعني ما تو را خليفه قرار داديم تا بين مردم، يعني همه مردم، به حق حكم كني و تابع هواي نفس نباشي. قرآن پر از اين آيات است. تابع هواي نفس بودن يعني اينكه گروه، جناح و دسته خودت را در نظر بگيري؛ در حالي كه بايد با مردم به‌درستي رفتار كرد. حضرت علي (ع) نيز در دستور خود به مالك اشتر مي‌فرمايند: «واشعر قلبك الرحمه للرعيه والمحبه لهم واللطف بهم»؛ يعني قلبت را از محبت، رحمت و لطف نسبت به مردم مالامال كن. بعد مي‌فرمايند: «فانهم صنفان، اما اخ لك في الدين او نظير لك في الخلق»؛ مردم دو دسته‌اند: يا از نظر اعتقادي با تو يكي هستند يا در خلقت با تو برابرند. ممكن است دچار لغزش شوند و عمدا يا به خطا اشتباه كنند. تو به عنوان حاكم از آنان بگذر و با مهرباني با آنها برخورد كن.

اين امتحان سختي است كه خداوند از تو مي‌گيرد. بعد هم مي‌فرمايند: «ولا تنصبن نفسك لحرب‌الله»؛ خودت را در مقابل خدا قرار نده. يعني اگر ما با مردم با مهرباني، عطوفت و به‌صورت خدمتگزارانه برخورد نكنيم، در حال جنگ با خدا هستيم. منظور از مردم، همه كساني هستند كه در اين مملكت زندگي مي‌كنند؛ مستقل از عقيده، باور، نگاه، جنسيت و قوميتشان. حاكميت وظيفه دارد براساس عدالت با آنان برخورد و به‌حق با آنها رفتار كند. متأسفانه ما در اين زمينه مشكلات زيادي داريم و براي اينكه بتوانيم اين روند را اصلاح كنيم، به فرصت نياز داريم. در اين مدت، تمام تلاش اين بوده است كه ما را از هم بپاشند. اگر تا امروز مانده‌ايم، به‌خاطر مردم نجيب ايران بوده است كه ما را نگه داشته‌اند؛ نه‌فقط آنهايي كه در خيابان بودند، بلكه آنهايي كه در دلشان عقده‌ها و گلايه‌هايي داشتند، اما به‌خاطر ايران به خيابان نيامدند و مشكلي ايجاد نكردند؛ نه‌تنها مشكل ايجاد نكردند، بلكه همراهي، همدلي و هم‌صدايي كردند.

تنها كساني كه در خيابان بودند، ايران ما را نگه نداشتند؛ همه مردمي كه اين سختي‌ها را مي‌بينند و تحمل مي‌كنند، براي ايران و كشورشان اين كار را انجام مي‌دهند. ما خود را خدمتگزار و منت‌دار اين مردم مي‌دانيم و از خدا مي‌خواهيم كمك كند تا شرمنده آنان نشويم. به هر حال، اوضاعي كه اكنون با آن مواجهيم، سخت‌ترين شرايط ممكن در طول تاريخ پس از انقلاب بوده است. تحريم‌ها وجود داشت و شديدتر شد. پس از آن، بانك‌ها و روند مالي ما را نيز تحريم كردند. به اين قناعت نكردند و جنگ به راه انداختند. باز هم به اين قناعت نكردند و ما را محاصره كردند. يعني در بدترين شرايط ممكن مي‌خواهند ما را زمين‌گير كنند. اما وقتي با مردم باشيم، هيچ قدرتي نمي‌تواند ما را زمين‌گير كند؛ به‌شرط آنكه اين را از ته دل بپذيريم و باور كنيم. اكنون تمام نقشه‌هايي كه آنها مي‌كشند و فشارهايي كه وارد مي‌كنند، براي اين است كه مردم را ناراضي و به‌اصطلاح به اعتراض وادار كنند. اما اين مردم نجيب‌اند؛ براي ايران، كشور و آينده كشورشان ايستاده‌اند و خواهيم ايستاد. ما نيز به اين مردم عزيز قول مي‌دهيم تا جان در بدن داريم و نفس مي‌كشيم، با تمام وجود به آنان خدمت كنيم.

آقاي رييس‌جمهور! براساس گفتمان وفاق، دو برداشت در جامعه شكل گرفت: يكي اينكه آيا دولت، شركت سهامي است كه از هر جريان و جناحي سهمي در آن در نظر گرفته شود؛ يا اينكه منظور از وفاق، توافق و تفاهم با نيروهاي مختلف و همه مردم براي حل مشكلات كشور است؟ از ديدگاه شما، وفاق به معناي دولت سهامي است يا توافق و تفاهم براي حل مشكلات؟

از نظر اعتقادي خداوند مي‌فرمايد: «إِنا خلقْناكُمْ مِنْ ذكرٍ وأُنْثى وجعلْناكُمْ شُعُوبًا وقبائِل لِتعارفُوا إِن أكْرمكُمْ عِنْد‌الله أتْقاكُمْ.»

اينكه يكي زن است و ديگري مرد، يكي كرد است و ديگري عرب، عجم، ترك يا بلوچ؛ يكي سياه است، يكي سفيد و ديگري زرد، هيچ‌كدام نشانه برتري نيست. نشانه برتري، تقواست. مي‌دانيد تقوا يعني چه؟ آنچه من از تقوا مي‌فهمم، حركت بدون خطاست. من پزشك، اگر بيمار را درست، بدون عارضه و با كيفيت خوب عمل كنم، متقي هستم. ممكن است پزشكي نماز بخواند، نماز شب بخواند و همه آن چارچوب‌هايي را كه مي‌گويند رعايت كند و ظاهرش نيز خيلي حزب‌اللهي باشد؛ اما وقتي بيمار را عمل مي‌كند، بيمار با عارضه از اتاق عمل بيرون بيايد يا با مشكلي مواجه شود. در مقابل، ممكن است فردي به باورهاي من معتقد نباشد، اما بيمار را درست عمل كند. آن فرد از مني كه ادعا دارم، متقي‌تر است. اگر با اين نگاه به جامعه نگاه كنيم، ملاك همكاري با افراد و كار كردن با يكديگر، عملكرد بدون خطاست؛ چه در اقتصاد، چه در صنعت، كشاورزي، هنر، مديريت و هر حوزه ديگري.

اگر بر اين مبنا با انسان‌ها برخورد كنيم، ديگر اين‌گونه نخواهد بود كه چون من وابسته به فلان دسته و گروه هستم، پس برترم. آن كسي كه توانمندتر و كم‌خطاتر است، حتي اگر در باور و ذهنيتش ما را قبول نداشته باشد، حق با اوست. «ان اكرمكم عند‌الله اتقاكم»؛ يعني كسي كه باتقواتر، عالم‌تر و توانمندتر است. من بارها اين موضوع را درباره قرآن گفته‌ام. خيلي‌ها قرآن مي‌خوانند. سوره الرحمن را مي‌دانيد؛ وقتي در مجالس شركت مي‌كنيم، در پايان سوره الرحمن را مي‌خوانند. روزي وقتي اين سوره را مي‌خواندم، يك جهان‌بيني را مطرح مي‌كند: «الرحمن، علم القرآن، خلق الانسان، علمه البيان، الشمس والقمر بحسبان، والنجم والشجر يسجدان، والسماء رفعها ووضع الميزان».

وقتي اين جهان‌بيني را مطرح مي‌كند، بعد مي‌فرمايد: «الا تطغوا في الميزان، واقيموا الوزن بالقسط ولا تخسروا الميزان»؛ يعني وزن‌ها را براساس عدالت قرار دهيد، كم و زيادش نكنيد. يك جهان‌بيني را بيان مي‌كند و بعد مي‌گويد اين كار را نكنيد. ما همين آيات را براي مرده‌ها مي‌خوانيم. اگر به همين آيات عمل كنيم، پست را به آدم ناتوان نمي‌دهيم، عده‌اي آدم بي‌سواد را بر آدم‌هاي باسواد حاكم نمي‌كنيم و مديريت را به كساني كه وزنشان كمتر است، نمي‌سپاريم؛ زيرا مي‌گويد تمام دنيا حساب‌وكتاب دارد. پس تو چرا اين كار را مي‌كني؟ ما در حال انجام همين كارها هستيم. اگر همين آياتي را كه براي مرده‌ها مي‌خوانيم، در عمل و اجرا به كار مي‌بستيم، مشكلي نداشتيم. همه بايد حضور داشته باشند؛ اما براساس لياقت، توانمندي و عرضه‌شان، نه براساس حزب، جناح، دسته و نگرش‌شان. اين همان چيزي است كه بايد به آن توجه كنيم.

آقاي رييس‌جمهور در اين جنگ جنايت كم رخ نداد؛ هر يك از اين جنايت‌ها مي‌تواند پرونده يك جنايت جنگي باشد.اتفاقاتي كه در جنگ اخير رخ داد چه مقدار به نگاه شما در مبحث حقوق بشر و بحث سازمان‌هاي بين‌المللي در دفاع از انسانيت اثر گذاشت؟

من بارها گفته‌ام مباحثي كه درباره حقوق بشر، حقوق حيوانات، آزادي‌ها و موضوعات مشابه مطرح مي‌كنند، پيش از اين هم در ذهن من چندان باورپذير نبود؛ اما اكنون ديگر كاملاً فروريخته است. نخستين سوال اين است كه رهبر ما را به چه دليل و به چه جرمي شهيد كردند؟ فرماندهان و دانشمندان ما را به چه جرمي به شهادت رساندند؟ چرا كودكان ما را هدف قرار دادند؟ هر چه فكر مي‌كنم، هيچ منطق و توجيهي براي اين اقدامات نمي‌بينم. آنها با هر نمادي از توانمندي، ايستادگي، ابتكار و خلاقيت ما مشكل دارند. دانشگاه‌ها، مراكز هوافضا و مراكز فعال در حوزه هوش مصنوعي را هدف قرار مي‌دهند و استادان دانشگاهي را كه دانشمند، خلاق و توانمندند، به شهادت مي‌رسانند. آنها نمي‌خواهند ما انسان‌هاي توانمند داشته باشيم. در ميان مديران و فرماندهان نيز كساني را هدف قرار مي‌دهند كه واقعاً جان‌فدا بودند؛ نه فقط در كلام، بلكه در عمل تمام زندگي خود را براي اين مردم گذاشته بودند. آنها نبايد باشند تا افرادي باقي بمانند كه يكي به نعل و يكي به ميخ بزنند و مردم نيز از عملكردشان ناراضي شوند و بپرسند اينها چه كساني هستند كه مدير ما شده‌اند؟ بسياري از فرماندهان و دانشمنداني كه شهيد شدند، زندگي بسيار ساده‌اي داشتند. برويد زندگي‌شان را ببينيد؛ بعضي از آنها خانه نداشتند و خانه برخي ديگر بسيار كوچك بود. دارايي قابل‌توجهي نداشتند. همين شيوه زندگي، نشانه صداقت و فداكاري آنهاست؛ انسان‌هايي كه در آن جايگاه‌ها قرار داشتند، اما خود و خانواده‌شان مانند مردم عادي زندگي مي‌كردند.

آقاي دكتر! وقتي خبر شهادت 120 كودك را شنيديد چه حسي داشتيد؟

ببينيد، همان‌طور كه گفتم، احساس را نمي‌شود با كلمات بيان كرد. حسي شبيه بغضي است كه در گلو مي‌تركد و فقط با اشكي كه از چشم انسان جاري مي‌شود، خودش را نشان مي‌دهد؛ اما نمي‌توان گفت چه چيزي انسان را وادار كرده كه اشك از چشمانش سرازير شود. دست‌كم من نمي‌توانم اين احساس را توصيف كنم. فقط مي‌دانم كه ناخودآگاه، اشك از چشمان انسان جاري مي‌شود.

روز 9 اسفند ماه رهبر معظم انقلاب اسلامي به شهادت رسيدند، شما چه زماني از شهادت ايشان مطلع شديد و چه حسي داشتيد؟

ما همين‌جا جلسه داشتيم كه اين محل را زدند و در حقيقت همان‌جا احساس كردم اين اتفاق افتاده است؛ چون با نحوه‌اي كه حمله كرده بودند و با توجه به اينكه گفته مي‌شد رهبر عزيزمان آنجا حضور دارند، طبيعي بود چنين احساسي به انسان دست بدهد؛ همان حسي كه گفتم و توصيف ‌كردني نيست. به‌ هر حال، ما سرمايه و پشتوانه بزرگي را از دست داديم؛ به ‌ويژه دولت كه ايشان مانند كوه پشت آن ايستاده بودند و پشتيباني مي‌كردند. من صادقانه همه حرف‌هايمان را با ايشان در ميان مي‌گذاشتم. شايد اكنون بسياري از مطالب را نگفته باشم كه آنجا در محضر رهبر عزيزمان مطرح مي‌كردم. ايشان واقعاً به ما كمك و همراهي مي‌كردند. اگر حمايت ايشان نبود احتمال تنش‌هاي اجتماعي زودتر از زماني كه اتفاق افتاد ممكن بود خودش را نشان بدهد. دشمن روي اين مساله حساب باز كرده بود كه با شليك موشك و تخريب مملكت را ساقط خواهند كرد. اما پشتيباني ايشان اجازه نداد. وقتي مستأصل شدند مقام معظم رهبري را شهيد كردند.

كار بسيار وحشيانه آنها انجام گرفت و گمان مي‌كردند كه ديگر كشور دچار فروپاشي خواهد شد، اما ادامه يافت و رهبر عزيز ما انتخاب شد. ولي اكنون وجود رهبر جديد و عزيزمان نقطه قوت بسيار بزرگي براي ماست تا بتوانيم اين مسير را ادامه دهيم، هر چند ارتباط با ايشان اكنون بسيار دشوار است. در همين موضوعي كه مطرح شد، پيامي از ايشان منتشر شد كه «علي الاصول موافق نبودم»، اما درنهايت اجازه دادند اين روند شكل بگيرد. عده‌اي كه به‌ دنبال تفرقه و زنده‌ كردن شكاف‌ها بودند و مي‌خواستند به اهداف حزبي خود برسند، اين موضوع را بزرگ كردند؛ در حالي كه سخن ايشان كاملاً درست بود. ايشان ديدگاهي داشتند و پس از جمع‌بندي‌اي كه در همان شورا انجام شد، گزارش‌ها به خدمتشان ارايه شد. فرمودند اگر سه‌چهارم آرا را به دست آورد، من مي‌پذيرم. اين تصميم به‌جاي سه‌چهارم، رأي ۱۲ نفر از ۱۳ نفر را به دست آورد و ايشان نيز پذيرفتند.

اين يعني نظر كارشناسي را پذيرفتند و براساس نظر كارشناسي تصميم گرفتند. اما همين موضوع بهانه‌اي دراختيار عده‌اي قرار گرفت تا شكاف ايجاد كنند و سخناني بگويند كه نه منصفانه بود و نه صادقانه. تلاش كردند مساله را به‌گونه‌اي جلوه دهند كه ديگران چنين و چنان‌اند. انصاف هم چيز خوبي است. شهيد دكتر بهشتي در كتاب «حق و باطل از ديدگاه اسلام» با استناد به قرآن و روايات مي‌فرمايند احاديث فراواني وجود دارد كه مي‌گويد انصاف نيمي از دين است؛ اما ايشان مي‌گويند من معتقدم انصاف تمام دين است. چيزي را كه براي خود نمي‌پسندي، نبايد براي ديگران نيز بپسندي. واقعيت اين است كه من در اين رفتارها انصافي نمي‌بينم.

آقاي رييس‌جمهور! در دوران جنگ موضوع بازگشت ايرانيان خارج از كشور بسيار مطرح شد. ظاهراً شما در همان مقطع درباره اين مساله با رهبر شهيد نيز گفت‌وگو كرده بوديد. در آن گفت‌وگو چه مباحثي مطرح شد و نگاه ايشان به بازگشت ايرانيان خارج از كشور چه بود؟

بله، من اين موضوع را با ايشان مطرح كرده بودم و قرار شد نامه‌اي خدمتشان بنويسيم. به وزارت امور خارجه و همكاران خودمان نيز گفتم پيگيري كنند تا به دستگاه‌هاي امنيتي ابلاغ شود هر ايراني كه مي‌خواهد به كشور بازگردد، براي ورودش مشكل ايجاد نكنند. اگر فردي پيش از ورود مساله‌اي دارد، همان ابتدا به او اعلام كنند كه نيايد يا از همان‌جا بازگردد؛ نه اينكه وارد كشور شود، او را بازداشت كنند و اجازه بازگشت هم ندهند. هر ايراني بايد بتواند به‌ راحتي وارد ايران شود و براي او مانع ايجاد نكنند. اين موضوع تأييد شده بود و قرار بود تا پايان پيگيري شود، اما متأسفانه فرصت نشد آن نامه را از ايشان بگيريم. ان‌شاءالله بتوانيم اين كار را با رهبر عزيزمان به نتيجه برسانيم. هر ايراني كه در خارج از كشور زندگي مي‌كند، ايران خانه اوست؛ بايد بتواند بيايد و به‌راحتي بازگردد و ما نبايد برايش مانع ايجاد كنيم. اگر قرار است كسي اجازه ورود نداشته باشد، بايد از ابتدا صريحاً به او گفته شود كه نيايد؛ نه اينكه وارد كشور شود و بعد او را بگيرند و نگذارند بازگردد. اين كار نامردي است.

آيا رهبر شهيد در همراهي با شما مي‌خواستند اين اقدام انجام شود و آن را تأييد مي‌كردند، يا اين صرفاً نظر شخصي شما بود؟

اگر ايشان باور و اطمينان نداشتند، آن را تأييد نمي‌كردند. رهبري اين‌گونه نيستند كه صرفاً به‌خاطر ما تصميمي بگيرند.

يكي از رخدادهاي مهم جنگ ۱۲روزه، ماجراي سوءقصد به شما در عصر ۲۵ خرداد بود. آقاي حاجي‌ميرزايي در گفت‌وگويي روايت كردند كه شما بلافاصله پس از آن ترور به ملاقات رهبر انقلاب رفتيد. وقتي ايشان متوجه شدند شما هدف سوءقصد قرار گرفته‌ايد، چه واكنشي نشان دادند و در آن ديدار چه سخناني ميان شما ردوبدل شد؟

آن روز قرار بود ساعت پنج خدمت رهبري برسيم. حدود ساعت چهار و نيم، هنگامي كه در جلسه بوديم، آنجا را بمباران كردند و در نتيجه نتوانستيم در زمان مقرر به ديدار برويم. به ‌هر حال زنده مانديم و از محل بيرون آمديم؛ درحالي كه تمام بدنمان خاكي شده بود و پا و زانوهايمان نيز زخمي شده بود. بعد به ما گفتند آقا همچنان منتظر شما هستند. حدود ساعت شش‌وچهل‌وپنج دقيقه به ديدار ايشان رسيديم و ايشان فقط منتظر بودند ما را ببينند. ماجرا را خدمتشان توضيح داديم؛ ايشان نيز دستوراتي دادند و براي ما دعا كردند. پس از پايان جلسه هم به خانه بازگشتيم. ايشان مانند يك كوه در پشتيباني از دولت حامي بودند و اگر دستاوردي داشته‌ايم به دليل پشتيباني ايشان بود. اكنون كه عده‌اي زمينه را فراهم ديده‌اند و حرف‌هايي را بيان مي‌كنند يا بي‌اطلاع هستند يا نسبت به وضعيت آگاه نيستند يا بي‌انصاف هستند.

در نخستين جلسه‌اي كه درباره آسيب‌ديدگان حوادث دي برگزار شد، چه موضوعاتي با مقام معظم رهبري شهيد مطرح شد؟

ايشان بسيار ناراحت بودند و ما هم به‌شدت ناراحت بوديم؛ چون اقداماتي كه صورت گرفته بود واقعاً بسيار وحشيانه بود. از طرفي، به‌دليل نبود آمادگي لازم در مديريت ماجرا، افراد زيادي آسيب ديدند. جوانان زيادي جان باختند و شهيد شدند و عده‌اي نيز اعضاي بدن خود را از دست دادند. اين حادثه هنوز هم از ذهن من خارج نمي‌شود و نمي‌توانم آن را فراموش كنم. ما نبايد اجازه مي‌داديم كار به اينجا برسد. خود ترامپ نامرد هم صريحاً گفت كه اين افراد را مسلح كرده و از آنها پشتيباني مي‌كرده‌اند؛ بنابراين روشن بود كه چه هدفي داشتند. با اين حال، عده‌اي از افراد بي‌گناه نيز در ميان آنها قرار گرفته بودند. واقعيت اين است كه ما مشكلاتي داشتيم و همچنان هم داريم. عده‌اي به‌حق مشكلات خود را مطرح مي‌كردند، اما گروهي ديگر مي‌خواستند از اين فضا براي تحقق نيت‌هاي شوم و پليد خود استفاده كنند و همين مساله باعث شد روند درهم‌آميخته شود.

مي‌گويند: حقيقت سرايي است آراسته /هوا و هوس گرد برخاسته/ نبيني كه جايي كه برخاست گرد /نبيند نظر، گرچه بيناست مرد

وقتي يك اعتراض به شورش تبديل مي‌شود، ديگر تشخيص دوست و دشمن آسان نيست و روند به نقطه‌اي مي‌رسد كه حوادث سختي رخ مي‌دهد. شما ديديد برخي رسانه‌ها و خبرنگاران مدعي شدند در ايران ۴۰ هزار يا ۶۰ هزار نفر كشته شده‌اند. وقتي ديديم چنين فضايي شكل گرفته است، گفتيم اسامي و كد ملي همه جان‌باختگان و شهدا را اعلام كنند و هر كس نام فرد ديگري را دارد، ارايه دهد. اما كساني كه در خارج از كشور نشسته‌اند و خود را دلسوز، آگاه و گاهي روشنفكر و دانشمند نشان مي‌دهند، يك آمار حدود سه‌ هزار نفري را به ۳۰ يا ۴۰ هزار نفر تبديل كردند و افكار عمومي را به انحراف كشاندند. اين رفتار نشان مي‌دهد كه چقدر نامرد و وطن‌فروش هستند.

آقاي دكتر! در مكاتبات و ديدارهايي كه با آقا مجتبي داشتيد، مهم‌ترين ويژگي‌هايي كه از شخصيت، نگاه و شيوه گفت‌وگوي رهبر انقلاب در ذهن شما شكل گرفت، چه بود؟

ببينيد، من بارها اين موضوع را چه علني و چه در جلسات خصوصي گفته‌ام. شخصيتي كه من از ايشان ديدم، از نظر اخلاق، منطق و تواضع واقعاً استثنايي بودند. به همين دليل معتقدم هرچه بتوانيم مسائل و درد دل‌هايمان را صريح‌تر با ايشان در ميان بگذاريم، بهتر مي‌توانيم به تفاهم برسيم. ايشان فردي كاملاً منطقي و بسيار بردبار هستند. من هرچه در دل داشتم، صريحاً بيان كردم تا در جريان مسائل قرار بگيرند و ايشان نيز با مهرباني، منطق و برخوردي بسيار مناسب با ما مواجه شدند. به همين دليل، مطالبي كه گاهي از قول ايشان مطرح مي‌شود، با شخصيتي كه من ديده‌ام تطابق ندارد. چهره‌اي كه برخي از ايشان ترسيم مي‌كنند، با واقعيت متفاوت است. تصور من اين است كه اگر ارتباط ما با ايشان بيشتر و دسترسي‌ها بيشتر شود، حتما تعامل نيز بهتر خواهد شد. اگر ايشان مشكلات ما را از نزديك ببينند، حتماً كمك و همراهي خواهند كرد. متأسفانه وضعيت فعلي تا حدي فضا را براي برخي خناسان فراهم كرده است تا مسائل را به‌گونه‌اي ديگر تعريف و چهره‌اي متفاوت از ايشان ارايه كنند.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار