به گزارش رصد روز، فضای مهآلود و هتل مجلل صخرهای «بورگناشتوک» در حاشیه دریاچه لوسرن سوئیس، روز گذشته میزبان یکی از حساسترین مواجهههای دیپلماتیک میان ایران و ایالات متحده آمریکا بود. نشستی چهارجانبه با حضور هیئتهای عالیرتبه تهران و واشنگتن و با میانجیگری فعال قطر و پاکستان که با هدف بررسی روند اجرای تفاهمنامه موقت امضاشده در روزهای اخیر شکل گرفت؛ تفاهمنامهای که پس از ۱۱۴ روز جنگ و تنش طاقتفرسا در منطقه و پرواز قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار، کورسوی امیدی برای بازگشت ثبات به خاورمیانه روشن کرده بود.
با این حال، نخستین روز این مذاکرات فنی تحت تأثیر سایه سنگین حملات اسرائیل به لبنان، لحن تند و تهدیدآمیز دونالد ترامپ و واکنش قاطع محمدباقر قالیباف، به میدانی برای آزمایش میزان تابآوری دیپلماسی در برابر واقعیتهای خشن میدانی تبدیل شد.
مذاکرات در شرایطی آغاز شد که دو طرف سنگینوزنترین چهرههای ممکن را برای هدایت گفتوگوهای فنی به سوئیس فرستاده بودند. ریاست هیئت آمریکایی را جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا بر عهده داشت و چهرههای پرنفوذی، چون جرد کوشنر، داماد ترامپ و استیو ویتکوف، فرستاده ویژه او، وی را همراهی میکردند. در طرف مقابل، جمهوری اسلامی ایران با ترکیبی واقعگرایانه و تکنوکرات-سیاسی متشکل از محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه گام به میدان گذاشته بود.
حضور شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان به همراه ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارشد ارتش این کشور و همچنین شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر، نشان از ابعاد استراتژیک این دور از گفتوگوها داشت. ایگناسیو کاسیس، وزیر امور خارجه سوئیس نیز به عنوان میزبان، این رویداد را یک گام اولیه حیاتی برای صلح ارزیابی کرد که بر پایه سنت دیرینه میانجیگری سوئیس و نقش ۵۰ ساله این کشور به عنوان حافظ منافع آمریکا در ایران بنا شده است.
جیدی ونس پیش از ورود به اتاق جلسات، در گفتوگو با خبرنگاران این دیدار را یک «لحظه تاریخی» خواند و ابراز امیدواری کرد که واشنگتن و تهران بتوانند با ورق زدن برگی جدید در روابط خود، به سمت کاهش تنشها حرکت کنند.
او تأکید کرد که هدف آمریکا پیشرفت در پرونده آتشبس لبنان و مسائل هستهای است. با این حال، تمرکز اصلی هیئت ایرانی بر تضمین اجرای تعهدات واشنگتن و روشن شدن مکانیسمهای دقیق لغو محاصره دریایی و تحریمها بود.
بر اساس گزارشهای رسمی، دور اول گفتوگوها بدون ورود به پرونده هستهای، منحصراً بر اجرای «بند ۱۳» تفاهمنامه متمرکز شد. این بند تصریح میکند که پس از آغاز اجرای بندهای ناظر بر پایان جنگ، بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا، دو کشور باید گفتوگوها را برای دستیابی به توافق نهایی با اولویت حلوفصل بحران لبنان آغاز کنند. اما این آغاز پرامید، تنها ۸۰ دقیقه دوام آورد و با تعلیق ناگهانی جلسه برای رایزنیهای داخلی هیئتها، وارد فاز پیچیدهای شد.
سنگ بزرگ پیش پای دیپلماتها در سوئیس، تداوم اقدامات نظامی تلآویو در لبنان بود. در حالی که تهران معتقد بود تفاهمنامه امضاشده شامل آتشبس جامع در تمامی جبههها از جمله لبنان است، ارتش اسرائیل با تشدید حملات خود به مناطق مرکزی و جنوبی لبنان در روز شنبه، بیش از ۳۰ تن را به شهادت رساند. این اقدام از سوی تهران به عنوان نقض آشکار روح تفاهمنامه و تلاش تلآویو برای به شکست کشاندن مسیر دیپلماسی تعبیر شد.
در واکنش به این حملات، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که بار دیگر تنگه هرمز را مسدود کرده است؛ آبراهی استراتژیک که پیش از بحران اخیر، گذرگاه یکپنجم نفت و گاز مایع جهان بود. این اقدام متقابل، فوراً بازارهای جهانی را تکان داد و نشان داد که توافق روی کاغذ بدون مهار بازوهای میدانی، تا چه حد شکننده است.
هیئت ایرانی اعلام کرد تا زمانی که حملات اسرائیل به لبنان متوقف نشود و تعهدات آمریکا در زمینه کنترل شریک منطقهایاش عملی نگردد، دستیابی به دستاوردهای ملموس در بورگناشتوک دشوار خواهد بود.
عباس موسوی و سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز تأکید کردند که تهران خواستار شفافیت واشنگتن در نحوه پایبندی به تعهداتش است.
درست در شرایطی که هیئتها در سوئیس مشغول چانهزنیهای فشرده فنی بودند، دونالد ترامپ با ادبیات خاص و تهاجمی خود در شبکههای اجتماعی، شوک جدیدی به روند مذاکرات وارد کرد. ترامپ در حساب کاربری خود نوشت: «ایران باید فوراً جلوی نیروهای نیابتی پردرآمد خود در لبنان را که در حال ایجاد دردسر هستند، بگیرد. اگر این کار را نکنند، ما دوباره ضربه بسیار سختی به ایران خواهیم زد، دقیقاً مثل کاری که هفته گذشته کردیم، اما این بار سختتر!»
او همچنین در یک گفتوگوی تلفنی ۲۰ دقیقهای با شبکه فاکس نیوز، مواضع خود را تندتر کرد و مدعی شد که اگر توافقی حاصل نشود، آمریکا ممکن است کنترل تنگه هرمز را به دست بگیرد و از کشتیها عوارض جمعآوری کند. ترامپ حتی با لحنی تند تهدید کرد که اگر ایرانیها توافق را نپذیرند، شاید دیگر نتوانند به کشور خود بازگردند.
این اظهارات ترامپ که نشاندهنده حساسیت شدید او به انتقادات داخلی همحزبیها و دموکراتها در واشنگتن بود، با واکنش شدید و اعتراض رسمی هیئت ایرانی روبهرو شد.
خبرگزاری تسنیم گزارش داد که هیئت مذاکرهکننده ایران این سخنان را نقض صریح «بند اول تفاهمنامه» دانست که بر اساس آن آمریکا متعهد شده است از هرگونه تهدید علیه ایران خودداری کند. به نشانه اعتراض به این مواضع قلدورمآبانه، هیئت ایرانی موقتاً سالن مذاکرات مشترک با آمریکا را ترک کرد و به گفتوگوهای دوجانبه با هیئت قطری پرداخت.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و رئیس هیئت مذاکرهکننده ایران نیز در پاسخی قاطع و دیپلماتیک به این تهدیدات، به آمریکاییها هشدار داد که مراقب اظهارات خود باشند. قالیباف در توئیتی تأکید کرد: «آیا آنها فکر نمیکنند که اگر تهدیداتشان تأثیری داشت، امروز به این وضعیت استیصال و ناچاری نمیرسیدند؟ ما تهدیدات آمریکا را اصلاً به حساب نمیآوریم. بهتر است در بیانات خود محتاط باشند؛ چرا که نیروهای مسلح ما آمادهاند به شکلی متفاوت به آنها پاسخ دهند. آنها هر چه میخواهند بگویند، اما این ما هستیم که در میدان عمل میکنیم.» این تقابل کلامی مستقیم، نشان داد که فضای مذاکرات تا چه حد فرسایشی و آمیخته به بیاعتمادی است و دستیابی به یک متن پایدار نیازمند عبور از این لفاظیهای سیاسی است.
سانههای بزرگ جهان با حساسیت بالایی تحولات بورگناشتوک را رصد کردند و هر کدام از زاویهای خاص به تحلیل این هشتاد دقیقه دلهرهآور پرداختند. روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در تحلیل جامع خود نوشت که دونالد ترامپ به شدت تحت فشار بازارهای مالی داخلی و افکار عمومی آمریکا قرار دارد. این روزنامه اشاره کرد که جهش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار و آشفتگی در زنجیره تأمین جهانی، ترامپ را ناگزیر کرده است که برخلاف شعارهای انتخاباتیاش، به سمت یک توافق موقت با تهران حرکت کند. بنا به تحلیل نیویورک تایمز، توئیتهای تهدیدآمیز ترامپ بیشتر مصرف داخلی دارد و تلاشی است برای پنهان کردن این واقعیت که او برای نجات اقتصاد آمریکا به این مذاکرات نیاز مبرم دارد. این رسانه تأکید کرد که عقبنشینی ترامپ از مواضع حداکثری گذشته، نشاندهنده تغییر توازن قوا در منطقه است.
شبکه خبری الجزیره در گزارشهای متعدد خود از محل برگزاری نشست، تمرکز اصلی را بر پرونده لبنان گذاشت. الجزیره تحلیل کرد که جنگ ۱۱۴ روزه اکنون به نقطهای رسیده است که سرنوشت دیپلماسی در سوئیس نه در اتاقهای هتل بورگناشتوک، بلکه در ضاحیه بیروت و مرزهای جنوبی لبنان تعیین میشود. از نظر الجزیره، اصرار ایران بر اولویت دادن به بند ۱۳ و برقراری آتشبس در لبنان، هوشمندی استراتژیک تهران را نشان میدهد، چرا که بدون توقف ماشین جنگی اسرائیل، هرگونه توافقی با واشنگتن بیمعنا خواهد بود. این شبکه افزود که بستن تنگه هرمز از سوی ایران، اهرم فشار قدرتمندی است تا واشنگتن را وادار کند نتانیاهو را تحت فشار بگذارد.
روزنامه گاردین چاپ لندن نیز در یادداشتی به بررسی ابعاد تهدیدات ترامپ پرداخت. گاردین نوشت که لحن ترامپ در قبال مذاکرهکنندگان ایرانی و تهدید به عدم بازگشت آنها، نشاندهنده عمق کلافگی و سردرگمی در کاخ سفید است. بنا به تحلیل گاردین، ترامپ از یک سو میداند که مردم آمریکا خواهان پایان دادن به این درگیری هزینهبر هستند و از سوی دیگر با خشم شدید بنیامین نتانیاهو و لابیهای طرفدار اسرائیل در واشنگتن روبهرو است که او را به «باج دادن به تهران» متهم میکنند. گاردین نتیجه گرفت که این پارادوکس رفتاری ترامپ، بزرگترین تهدید برای بقای تفاهمنامه سوئیس است.
روزنامه واشنگتن پست نگاهی ساختاریتر به این رویداد داشت و نوشت که ترکیب هیئت ایرانی نشاندهنده یک اجماع حاکمیتی در تهران برای مدیریت بحران است. حضور همزمان قالیباف به عنوان نماینده جریان اصولگرای واقعگرا و عباس عراقچی به عنوان نماد دیپلماسی حرفهای، به طرف آمریکایی فهماند که با یک جبهه متحد و تصمیمگیر روبهرو است. واشنگتن پست اشاره کرد که امتناع مقامات ایرانی از حضور در برابر دوربینها در کنار جیدی ونس، پیامی واضح به واشنگتن بود مبنی بر اینکه ایران به دنبال نمایشهای رسانهای نیست و تنها به نتایج ملموس در رفع تحریمها و توقف جنگ میاندیشد.
خبرگزاری رویترز نیز در گزارشی فنی به بررسی تأثیر این تنشها بر بازارهای انرژی پرداخت. رویترز تبیین کرد که تعلیق زودهنگام جلسه اول پس از ۸۰ دقیقه و تهدیدات متقابل، امیدهای اولیه بازار برای کاهش سریع قیمت نفت را کمرنگ کرد. تحلیلگران اقتصادی در گفتوگو با رویترز اظهار داشتند که بازارها به شدت نسبت به امنیت تنگه هرمز حساس هستند و لفاظیهای ترامپ درباره گرفتن عوارض یا کنترل آبراه، تنها به بیثباتی بیشتر دامن میزند. رویترز معتقد است که ساختار پیچیده تفاهمنامه موقت به گونهای است که بدون یک تعهد متقابل و مکتوب درباره توقف رفتارهای تهاجمی طرفین، شانس تبدیل شدن به یک صلح پایدار را نخواهد داشت.
روز نخست مذاکرات ایران و آمریکا در سوئیس به وضوح نشان داد که مسیر تنشزدایی میان تهران و واشنگتن تا چه حد ناهموار و آکنده از سوءظن است. واقعیت آن است که دولت ترامپ تحت فشار شدید اقتصادی و در هراس از تبعات جنگی فرسایشی، ناگزیر به نشستن پای میز مذاکره شده است، اما ساختار سیاسی آمریکا و پیوندهای آن با تلآویو، اجازه مانور را به دیپلماتهای آمریکایی نمیدهد. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با اتکا بر استراتژی همگرایی میدان و دیپلماسی، نشان داد که فریب هیاهوهای رسانهای را نمیخورد و خواستار تضمینهای عینی است. پاسخ محکم قالیباف به ترامپ گواه آن بود که تهران از موضع اقتدار و با تکیه بر ابزارهای ژئوپلیتیک خود نظیر تنگه هرمز بازی میکند.
اکنون باید دید آیا میانجیگران قطری و پاکستانی میتوانند در روزهای آینده پلی میان واقعگرایی تهران و لفاظیهای واشنگتن ایجاد کنند، یا اینکه لابیهای جنگطلب، بار دیگر پنجره دیپلماسی را در کوههای سوئیس در هم خواهند شکست. چشمان خاورمیانه و جهان همچنان به بورگناشتوک دوخته شده است.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید