به گزارش رصد روز، ادامه اختلال در تنگه هرمز و محدود شدن مسیرهای تجاری ایران، همچنان به نگرانیها درباره تامین کالاهای اساسی، انرژی، ارز و تداوم فعالیت صنایع دامن میزند.
در ان زمینه، مسعود بختیاری، نایبرئیس کمیسیون صنایع غذایی اتاق بازرگانی ایران، معتقد است ذخایر کالاهای اساسی در کوتاهمدت پاسخگوی نیاز کشور است، اما در حوزه انرژی باید با فوریت بیشتری اقدام شود.
مشروح گفتوگوی مسعود بختیاری را در ادامه میخوانید.
*****
*آقای بختیاری؛ اگر محاصره دریایی تا ۶ ماه دیگر ادامه پیدا کند، ایران از نظر ذخایر ارزی، کالاهای اساسی و انرژی در چه شرایطی قرار میگیرد؟ آیا امکان پایان ذخایر ایران از نظر کالاهای اساسی وجود دارد؟
واقعیت این است که نمیتوان محدودیتهایی را که کشور با آن مواجه شده، نادیده گرفت. این محدودیتها هم ناشی از فشار تحریمهای بینالمللی است و هم محاصره اقتصادی؛ بهویژه با رویکرد جدیدی که دولت آمریکا در پیش گرفته و بهتازگی نیز در حال اعمال آن است.
اخیرا هم شنیدهایم یک بانک مستقر در امارات به واسطه ارتباطاتی که با شبکه بانکی ایران داشته، تحت تحریم قرار گرفته و وزارت خزانهداری آمریکا نیز تاکید کرده است این اقدامات روزبهروز گستردهتر و عمیقتر خواهد شد. طبیعتا تمام شریانهای اقتصادی کشور هدفگذاری شدهاند و نمیتوان اثربخشی این اقدامات را نادیده گرفت.
به گمان من، رویکرد جدید آمریکا قطعا شرایط ما را دشوارتر خواهد کرد، اما اینکه این اقدامات تا چه میزان اثربخش باشد و بتواند تمام شریانهای حیاتی کشور را قطع کند، محل تردید است.
* اختلال در تنگه هرمز و محدود شدن مسیرهای دریایی چه اثری بر واردات کالاهای اساسی گذاشته است؟
پیش از این، تقریبا تنها گلوگاه و شریان حیاتی واردات ما به امارات و بهویژه بندر جبلعلی وابسته بود. با حذف امارات، کشور آسیب زیادی دید، اما تلاش کردیم مسیرهای جایگزینی در نظر بگیریم.
بخشی از واردات، بهخصوص در حوزه برخی نهادهها و کالاهای مرتبط با روغن، از مسیر دریای مازندران انجام میشود و همچنان نیز ادامه دارد. برای برخی واردکنندگانی هم که کالاهایشان پیش از این از مسیر بندر جبلعلی وارد میشد، مسیرهای پاکستان و مرسین ترکیه در حال جایگزین شدن است.
این مسیرها در واقع راههای جایگزینی هستند که به آنها روی آوردهایم، اما در کوتاهمدت نمیتوانند خلا ایجادشده به دلیل نبود امارات و بندر جبلعلی را بهطور کامل جبران کنند. با این حال، میتوانند تا حدودی گشایش ایجاد کنند.
* به نظرتان، تداوم درگیری و ناامنی در بنادر جنوبی چه اثری بر اقتصاد ایران خواهد داشت؟
موشکپرانیهایی که هر از گاهی از سوی نیروهای آمریکایی حاضر در منطقه به بنادر و جزایر جنوبی ما انجام میشود و مقابله به مثل ایران، همگی به فضای ناامنی دامن میزند.
این فضای ناامنی ممکن است قیمت نفت را افزایش دهد. افزایش قیمت نفت همان چیزی است که کشور ما به دنبال آن است تا از طریق آن بر اقتصاد جهانی فشار وارد کند، اما این شرایط طبیعتا آثار مضاعفی هم بر اقتصاد خود کشور خواهد داشت.
با توجه به مجموع این شرایط، به نظر من رویکرد کشور باید این باشد که ضمن حفظ اقتدار و اعتبار کشور، تعاملات منطقهای و بینالمللی را در صدر اولویتهای خود قرار دهد.
* آیا حالا زنگ خطر به صدا در آمده است؟ منظور از این زنگ خطر، احتمال کمبود کالا و فشار معیشتی و بازگشت اعتراضات اجتماعی است یا هشدار به حاکمیت برای تعیین تکلیف وضعیت تنگه هرمز و رسیدن به توافق؟
ما واقعا نگرانیم. با توجه به مسائلی که امروز در تامین بنزین با آن دستوپنجه نرم میکنیم، نگرانی این است که شرایط به حدی دشوار شود که آستانه تحمل جامعه نیز از آن عبور کند.
اگر به واسطه تنگناهای معیشتی فشار بیشتری ایجاد شود، ممکن است در داخل کشور شاهد اعتراضات و ناآرامیهایی باشیم و این مسئله نیز به مشکلات موجود اضافه شود.
به عنوان فعال اقتصادی، از همه تصمیمسازان، چه در دولت و چه در سایر ارکان حاکمیت، خواهش میکنیم شرایط را ببینند و لحظهبهلحظه رصد کنند و تصمیمات بزرگ و شجاعانه بگیرند. در این تصمیمات شجاعانه باید یکسری امتیاز بدهیم و یکسری امتیاز بگیریم. اگر قرار است تصمیمی گرفته شود، به نظر من الان زمان آن است و نباید اجازه دهیم زمان بیشتری از دست برود.
رویکرد ما به عنوان فعال اقتصادی این است که در یک فضای آرام، باثبات و کمتنش میتوانیم مسیر تولید را ادامه دهیم. در فضای پرتنش، امکان سرمایهگذاری قطعا وجود نخواهد داشت و حتی همین سرمایههای کنونی نیز در معرض ریزش قرار میگیرند.
اگر بخواهیم کاملا واقعبینانه صحبت کنیم، شرایط را نامناسب میدانم. ما با اعضای خود به صورت روزانه در ارتباط هستیم و نگرانیهایی که دارند به ما منتقل میشود. ما نیز تا حد امکان تلاش میکنیم به عنوان تشکل، با تعامل با دستگاههای اجرایی، از میزان آسیبپذیری کم کنیم و مقداری گشایش ایجاد کنیم، اما واقعا شرایط در حال خارج شدن از کنترل است.
توصیه، پیشنهاد و خواهش اکید ما این است که با قید فوریت به سمت رفع تنش در منطقه برویم.
* آیا دولت و دستگاههای دولتی پیشنهادهای بخش خصوصی را میشنوند و برای اجرای آنها اقدامی انجام میدهند؟
پیشنهادهای ما شنیده میشود و من احساس میکنم گوش شنوایی وجود دارد. حتی در مواردی مدیران دستگاههای اجرایی خودشان با ما تماس میگیرند و میپرسند در این زمینه چه کمکی از دست آنها برمیآید.
اما درباره اینکه خود این مدیران تا چه اندازه اختیار داشته باشند و بتوانند منشا اثر باشند، تردید جدی دارم. این اقدامات صرفا از عهده دولت برنمیآید. همه ارکان باید یک صدا باشند و تمام ارکان حاکمیت باید درباره این مسائل به یک قطعیت برسند.
شرایط نگرانکننده است و به نظر من دولت باید تلاش کند دستگاههای تصمیمساز و همه ارکان حاکمیت را در این مسیر همراه کند. معیشت و اقتصاد مردم باید در اولویت باشد.
در حوزه نظامی، دولت و نیروهای مسلح اقتدارهایی را نشان دادهاند که جای قدردانی دارد، اما اکنون پاشنه آشیل ما اقتصاد است و در این حوزه قطعا فوقالعاده آسیبپذیر هستیم.
فکر میکنیم دولت به تنهایی نمیتواند این مسائل را حلوفصل کند و کلیت حاکمیت باید به این جمعبندی برسد که به سمت رفع تنش، هم در حوزه منطقهای و هم در عرصه بینالمللی، حرکت کنیم.
* وضعیت فعلی تامین کالاهای اساسی در کشور چگونه است؟
اگر بخواهم درباره کوتاهمدت صحبت کنم، به جز بحث انرژی، مورد خیلی جدی و فوری نمیشناسم. در حوزه روغن و برخی اقلام مرتبط با امنیت غذایی، ذخایر نسبتا خوبی تدارک دیده شده است و حداقل میتواند نیاز کوتاهمدت کشور را پوشش دهد، اما انرژی را باید بسیار جدی گرفت.
با توجه به گزارشهایی که داریم، زیرساختهای تامین گاز به واسطه آسیبهایی که در جنگ ۴۰ روزه دیدهاند، شرایط نگرانکنندهای دارند. به نظر میرسد زمستان دشواری در پیش داشته باشیم.
در حوزه تامین گازوئیل برای پوشش فعالیت صنایع، بهخصوص زمانی که احتمالا گاز به صنایع نرسد، باید بهطور ویژه و فوری تمهیدات لازم اندیشیده شود. در این زمینه باید ۲ اقدام انجام دهیم.
نخست، اطلاعرسانی به تمام فعالان صنایع غذایی است؛ بهخصوص، صنایعی که فعالیت آنها مستقیما با امنیت غذایی گره خورده و در راس آنها صنایع تبدیلی قرار دارند. خود صنایع باید هرچه سریعتر مخازن مورد نیاز گازوئیل را در واحدهای خود تدارک ببینند. این موضوع به پدافند غیرعامل هم مربوط میشود. از سوی دیگر، باید سوخت مورد نیاز دیگهای بخار نیز تامین شود.
* چرا تامین گازوئیل برای صنایع غذایی تا این اندازه اهمیت دارد؟
تا امروز بیشتر درباره سوخت مورد نیاز دیزلژنراتورها صحبت میکردیم؛ در شرایط قطع برق، دیزلژنراتور میتواند برای دو ساعت، سه ساعت، یک روز یا دو روز برق مورد نیاز واحد را تامین کند. اما میزان مصرف گازوئیل در دیگهای بخار به مراتب بیشتر از دیزلژنراتورهاست. بنابراین، باید اطلاعرسانی کاملی به صنایع غذایی صورت بگیرد تا مخازن مورد نیاز را تدارک ببینند.
از طرف دیگر، شرکت نفت، وزارت نیرو و وزارت صمت باید تمهیداتی بیندیشند تا گازوئیل مورد نیاز فصل سرما از همین حالا در اختیار واحدهایی قرار گیرد که مخازن ذخیرهسازی دارند و برای ذخیره سوخت اقدام کردهاند. این اقدام باید از همین حالا انجام شود. شاید در حوزه ذخیرهسازی سوخت مورد نیاز، حتی مقداری هم دیر شده باشد.
* مسیرهای جایگزین تنگه هرمز مانند دریای خزر و چابهار تا چه اندازه میتوانند مسیر صادرات و واردات ایران را هموار کنند؟
مشخصا برای جایگزینی امارات، چند کشور را مدنظر قرار دادهایم؛ عمان، پاکستان و ترکیه. این کشورها میتوانند تا حدی نقش کمکی ایفا کنند، اما واقعیت این است که در حوزه زیرساختی با تمام این مسیرها چالش داریم.
پاکستان از نظر زیرساختی مشکلات زیادی دارد. اگر بتوانیم بخشی از واردات را از مسیر پاکستان انجام دهیم، بخش دیگر باید از طریق جاده منتقل شود و زیرساختهای لازم برای چنین حجمی از انتقال را نداریم.
بندر مرسین ترکیه هم برای اینکه بتواند جایگزین امارات شود، با مسائل زیرساختی مواجه است. بعد از آن نیز انتقال ریلی و جادهای کالا به داخل کشور مطرح میشود که در این بخش هم با چالش مواجه هستیم.
در مورد عمان نیز شرایط مشابهی داریم. واقعبینانه اگر نگاه کنیم، این سه مسیر نمیتوانند حجم مبادلاتی را که پیشتر از طریق امارات انجام میدادیم، پوشش دهند.
* با وجود محدودیتهای زیرساختی، آیا باید همچنان روی این مسیرها حساب کرد؟
فعلا ظرفیتهای موجود ما همین مسیرها هستند و باید تلاش کنیم تا حداکثر ظرفیت ممکن از آنها استفاده شود. اقداماتی هم در این زمینه در حال انجام است. البته همانطور که گفتم، این تمهیدات باید خیلی زودتر اندیشیده میشد. شاید ۲ سال یا یک سال پیش باید برای جایگزینسازی بنادر اقدام میکردیم.
چهبسا پس از جنگ ۱۲ روزه، اگر در سطح کلان، شورای عالی امنیت ملی احتمال وقوع یک جنگ دیگر را در نظر میگرفت، باید همان زمان به سمت جایگزینسازی بنادر میرفتیم. پس از جنگ ۴۰ روزه مشکلاتی ایجاد شد و واقعیت این است که همه ما تا حدی غافلگیر شدیم.
* با وجود تمام این محدودیتها، آیا تاکنون در تامین کالاهای اساسی و مواد اولیه موفق بودهایم؟
با وجود تمام مشکلات، همین که تا این لحظه توانستهایم مواد اولیه و کالاهای اساسی را تامین کنیم و در حوزه صنایع غذایی، مغازهها با کمبود در قفسهها مواجه نشدهاند، کاری در حد اعجاز بوده است. این کار بدون همراهی بخش خصوصی غیرممکن بود و دولت به تنهایی نمیتوانست چنین کاری انجام دهد.
* در شرایط فعلی، مهمترین مطالبه بخش خصوصی از دولت چیست؟
خواهش ما از دولت این است که در موضوع تامین ارز مورد نیاز واردکنندگان، بهویژه واردکنندگان کالاهای اساسی، گشایش ایجاد کند.
بیش از ۱۸ ماه است ارز در اختیار برخی واردکنندگان قرار نگرفته و اکنون گفته شده باید موضوع به حسابرسی برود و مسائل دیگری از این دست مطرح شده است.
درخواست ما این است که با توجه به دستور اکید رئیسجمهور برای پرداخت ۵۰ درصد مطالبات و موکول شدن مابقی به حسابرسی، اجازه ندهند این حسابرسیها و مسائل مشابه، ایفای تعهدات در قبال واردکنندگان را بیش از این به تعویق بیندازد.
تاخیر بیشتر، از یک طرف به اعتماد بخش خصوصی لطمه میزند و از طرف دیگر، اعتماد طرفهای تجاری بخش خصوصی در خارج از کشور را هم از بین میبرد. در چنین شرایطی ممکن است طرفهای خارجی دیگر حاضر نباشند کالا را به صورت اعتباری در اختیار ما قرار دهند.
* وضعیت صادرات غیرنفتی در شرایط فعلی چگونه است؟ آیا صادرات ادامه دارد و از چه مسیرهایی انجام میشود؟
صادرات ما هم بهطور قابل توجهی تحت تاثیر قرار گرفته است. امارات به نوعی مقصد و مسیر صادراتی ما نیز بوده و بسیاری از کالاها را از طریق امارات به کشورهای دیگر صادر میکردیم.
عدد و رقم دقیقی در اختیار ندارم که بتوانم اعلام کنم، اما صادرات ما هم تحت تاثیر جنگ و محاصره اقتصادی قرار گرفته است.
نگرانی ما این است که صادرات کشور نیز در آینده نهچندان دور با سیاستهایی تحت عنوان فشار اقتصادی و محدودیتهای تجاری جدید آمریکا مواجه شود.
* با توجه به مجموعه این مشکلات، راهکار مورد نظر بخش خصوصی چیست؟
همه این موارد دست به دست هم میدهد تا ما واقعا این مطالبه را از دولت و کلیت حاکمیت داشته باشیم که با شیوههایی که قطعا میتوان با حفظ اقتدار و اعتبار کشور دنبال کرد، به سمت ایجاد آرامش و ثبات حرکت کنیم.
به نظر من باید تفاهمنامه اسلامآباد را مبنا قرار دهیم؛ هم امتیاز بدهیم و هم امتیاز بگیریم و در نهایت، به یک راه میانه برسیم تا بتوانیم به سمت ایجاد آرامش، صلح و ثبات در منطقه حرکت کنیم.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید