به گزارش رصد روز، جنگ چه 12 روزه و چه 40 روزه با خودش بحران ميآورد، بحرانهايي كه زندگي عادي افراد را تحت تاثير قرار ميدهد. يكي از اين بحرانها، مساله دارو است كه هر چند با كمبود و قحطي مواجه نشد، اما افرادي كه مخاطبان داروهاي خاصتر بودند را با چالش مواجه كرد؛ چالشي كه اغلب مردم از آن با عنوان افزايش فزاينده قيمت دارو ياد ميكنند. «ليلا»؛ يك دختر شش ماهه دارد كه دچار حساسيت به پروتئين گاوي است. او تنها يكي از هزاران نوزادي است كه به دلايل ژنتيكي نميتواند شير مادر يا شيرخشك معمولي مصرف كند و جزو گروههاي حساس طبقهبندي ميشود.
شيرخشك اين نوزادان عموما در ايران وارداتي است و حالا با بسته شدن مسيرهاي واردات كالا به ايران، يكي از اولين گروههايي كه دچار اضطراب شدهاند، بچههايي هستند كه در معرض گرسنگي قرار دارند.
ليلا ميگويد: «دولت براي يك شيرخوار 6 ماهه، 10 قوطي شيرخشك در نظر گرفته است و با نرخ دولتي آن را عرضه ميكند. تهيه شيرخشك رژيمي آپتاميل پپتي پيش از روزهاي جنگ هم كار چندان راحتي نبود و حالا جنگ، استرس ما را براي خريد اين شيرخشك چند برابر كرده است. نميتوانم بگويم شيرخشك نيست؛ هست، اما اينطور هم نيست كه به راحتي از هر داروخانهاي بتوان آن را تهيه كرد. به نظر ميرسد داروخانهها نگران كمبود شيرخشك هستند و با احتياط شيرخشك ميفروشند.
مثلا در هر بار مراجعه فقط يك قوطي شيرخشك ميدهند و بعضي وقتها هم اصلا نميفروشند.» كمبود داروها و فرآوردههاي مورد نياز بيماران و گروههاي خاص در ايران تحت تحريمهاي اقتصادي و بانكي به رهبري امريكا موضوع تازهاي نيست، اما دو موج جنگ در فاصله كمتر از هشت ماه اوضاع را از قبل بسيار پيچيدهتر كرده است. بازگشت تحريمهاي سازمان ملل عليه ايران كه به عنوان مكانيزم ماشه شناخته ميشود، از امكانات دولت براي واردات دارو كاسته است و با حملات هدفمند به شركتهاي توليد دارو از قبيل انستيتو پاستور و شركت توفيق دارو كه در جريان جنگ تحميلي اسفند و فروردين سال جاري رخ داده، دشواري تهيه دارو حتي از قبل هم بيشتر شده است.
هادي احمدي، سخنگو و عضو هياتمديره انجمن داروسازان ايران در اين باره به فرارو گفته است: «آسيب جنگ به صنعت داروسازي ايران قابل ملاحظه است. امكان بازسازي براي برخي بخشهاي انستيتو پاستور وجود دارد، اما متاسفانه توفيق دارو بهطور كامل تخريب شده و امكان بازسازي آن وجود ندارد و بايد از نو ساخته شود. از آنجا كه اين واحد براي توليد ماده اوليه داروهاي بيمارستاني فعاليت ميكرد، ممكن است در آينده خدشهاي به چرخه داروسازي وارد شود؛ با اين حال همكاران به سرعت در حال برنامهريزي براي بازسازي انستيتو پاستور هستند، اما در توفيق دارو تمامي تجهيزات از بين رفته است و جايگزين كردن آنها به باز شدن مسير واردات بستگي دارد.» نگراني از باز نشدن مسير واردات در كنار كمبود مواد اوليه مورد نياز براي توليد دارو، كاهش ارزش پول ملي ايران و كاهش ذخاير ارزي دولت در بسياري از حوزههاي اقتصادي و زندگي روزمره مردم ايران موثر بوده، اما در مورد قيمت و در دسترس بودن دارو به شكل قابل ملاحظهاي اوضاع از حوزههاي ديگر بدتر است.
محدود شدن منابع ارزشي دولت به معني كاهش امكان اختصاص يارانه به توليد و عرضه دارو است كه منجر به افزايش قيمت بين 30 تا 300 درصدي قيمت دارو شده است. در حالي كه حداقل درآمد در سال گذشته در ايران كمتر از حدود 15 ميليون تومان بوده و با آغاز سال جديد خورشيدي بهرغم افزايش ۴۵ درصدي نرخ حداقل حقوق به دليل سقوط بيسابقه ارزش ريال همچنان به بالاي ۱۰۰ دلار نرسيده است. هزينههاي درمان ميتواند براي مردمي كه با حداقل حقوق يا درآمدي اندكي بالاتر از آن زندگي ميكنند، سرسامآور و كمرشكن باشد.
«آذر.م» كه با يك سرطان پيشرفته دست و پنجه نرم ميكند، ميگويد: «در بسياري از سرطانهاي پيشرفته، گسترش تومور به استخوانها ميتواند يكي از دردناكترين و ناتوانكنندهترين مراحل بيماري باشد. شكستگيهاي پاتولوژيك، درد شديد و اختلال در تحرك، بخشي از عوارض متاستاز استخواني هستند كه نياز به مداخلات درماني فوري و موثر دارند. در اين مرحله داروي «اكسجوا» يك داروي موثر است كه از متاستاز استخواني جلوگيري ميكند. پيش از جنگ اين دارو را با حمايت بيمه درماني با مبلغ كمتر از يك ميليون تومان تهيه ميكردم و حالا از زمان شيوع جنگ بايد هر عدد «اكسجوا» را با نرخ غيريارانهاي و با مبلغ 30 ميليون تومان تهيه كنم.» مساله البته تنها داروهايهاي تك و مورد نياز بيماران خاص يا مبتلايان با بيماريهاي سختي مانند سرطان نيست، حتي تامين داروهاي معموليتر كه جمعيت بيشتري از مردم درگير و مصرفكننده آنها هستند هم در نتيجه جنگ و بحران اقتصادي دولت با مشكل روبهرو شده است.
«لووتيروكسين» نيز يك هورمون مصنوعي تيروئيدي است كه براي درمان كمكاري تيروئيد، گواتر و برخي از انواع سرطان تيروئيد تجويز ميشود. «اعظم.ر» درباره اين دارو ميگويد: «نميتوانم بگويم كمياب شده است؛ پيدا ميشود اما نرخ آن با وجود بيمه درماني بيش از دوبرابر شده است و براي افرادي مثل من كه هميشه بايد اين دارو را مصرف كنند، اين هزينه سرسامآور است.» «سِرترالين» (Sertraline) دارويي از خانواده «مهاركنندههاي انتخابي بازجذب سروتونين» است و اين گروه از داروها براي درمان افسردگي، اضطراب، وسواس فكري – عملي و ساير مشكلات خلقي به كار ميروند.
«حسين» كه مدتهاست اين دارو را مصرف ميكند، ميگويد: «من مدتهاست كه براي مشكلات خلقي داروي «آسنترا» مصرف ميكنم. دارويي كه براي مصرف روزانه است و به شدت به آن وابسته شدهام. اين دارو پس از حملات دشمن به زيرساختهاي درماني بسيار گران شده است و حالا بايد هر 28 عدد از اين قرص را با 600 هزار تومان تهيه كنم كه نسبت به روزهاي پيش از جنگ خيلي زياد است. اين در حالي است كه براي تهيه داروهاي بيماري روماتيسم مادرم نيز دچار مشكل شدهايم. قيمت آمپولهاي كورتيزول سه برابر شده است و داروخانهها براي هر بيمار به مقدار محدودي دارو عرضه ميكنند.»
علاوه بر اين كاهش امكانات مالي و فشارهاي اقتصادي جنگ فشار بيشتري را به بخش سلامت و يارانههاي دولتي كه به آن تعلق ميگرفت، وارد كرده است كه منجر به افزايش قيمت خدمات بخش سلامت هم شده است. «اميد.ف» اما تجربه ديگري از خدمات درماني در روزهاي جنگ دارد: «9 فروردين درست در ميانه جنگ مهره گردن مادرم شكست و مجبور شديم با وجود بمباران و موشكباران مادرم را در بيمارستان بستري كنيم. قبل از بستري بيمارستان مبلغ معالجه را 25 ميليون تومان اعلام كرد، اما سه روز بعد اين مبلغ را به 45 ميليون تومان افزايش داد و به نظر ميرسيد به دليل شرايط خاص جنگي يكباره تعرفههاي خود را افزايش داده بود. اعتراض كردم، اما اين اعتراض به جايي نرسيد و 4 قلم دارويي كه پزشك براي مادرم تجويز كرد را به مبلغ 3 ميليون تومان تهيه كردم.
اين در حالي بود كه قيمت اين داروها پيش از جنگ يكسوم قيمت بود. افزايش يكباره قيمت دارو در شرايط جنگي مردم را در شرايط سختي قرارداده است. من مردي را به چشمم ديدم كه از داروخانه خواهش كرد تا ساعت مچياش را در ازاي دريافت يك داروي مهم به داروخانه بدهد.» ايران در ميان كشورهاي منطقه و حتي در استانداردهاي جهاني يكي از قابل قبولترين سيستمهاي خدمات سلامت و رفاه جهان را در اختيار دارد كه با پرداختهاي وسيع يارانه دولتي و بيمههاي خدمات سلامت تقريبا رايگان يا بسيار ارزانقيمت شناخته ميشود، با اين وجود فشار اقتصادي بيوقفه ناشي از تحريمها در كنار آسيبهاي چشمگير حملات نظامي اسراييل و امريكا به ايران منجر به وضعيتي شده كه بسياري از مردم را در مورد تامين و تضمين سلامتي و امكان درمانشان دچار ترديد كرده است.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید