باسکول جنگ خاورمیانه!

امروز مردم ايران به اندازه‌اي به مذاكره‌كنندگان خود اعتماد دارند كه اگر راي به جنگ دهند، يا حكم به تداوم گفت‌وگوها دهند و نهايتا اعلام ترك تخاصم كنند، مردم پذيراي آن هستند.

به گزارش رصد روز، مناسبات ارتباطي ايران و امريكا و تبعات منطقه‌اي و جهاني آن به اندازه‌اي مبهم شده كه كسي به درستي نمي‌داند در پس اين فضاي غبارآلود آيا توافق و تفاهم و ثباتي نهفته است يا اينكه احتمال افزايش تنش‌ها و آغاز رويارويي دوطرف محتمل است. در كشاكش همه اين علامت سوال‌ها اما يك واقعيت مبرهن وجود دارد و آن اينكه امروز در ايران اتحاد و انسجام قابل‌توجهي در خصوص دورنماي جنگ، مذاكره و ترك تخاصم شكل گرفته است. امروز مردم ايران به اندازه‌اي به مذاكره‌كنندگان خود اعتماد دارند كه اگر راي به جنگ دهند، يا حكم به تداوم گفت‌وگوها دهند و نهايتا اعلام ترك تخاصم كنند، مردم پذيراي آن هستند. چرا كه هم به دولت اعتماد دارند و هم به ساير اركان نظامي كه در بزنگاه‌ها، منافع ملي و تماميت ارضي كشور را حراست كرده است. در روزهايي كه معلوم نيست قايق غوطه‌ور سياست جهاني در درياي مواج تنازع و مذاكره و گفت‌وگو آيا به سمت ساحل ثبات مي‌راند يا به سمت افزايش درگيري‌ها، ايرانيان از يك‌طرف به مردان ميدان و نظاميانشان اعتماد كرده و از سوي ديگر به مذاكره‌كنندگان تكيه زده‌اند تا نهايتا از پس اين كشاكش‌ها، منافع ملي ظهور و بروز كند. «اعتماد» براي بررسي شرايط موجود سراغ محمد صادق جوادي‌حصار و ناصر ايماني 2تحليلگر اصلاح‌طلب و اصولگرا رفته تا روايت‌هاي تازه‌اي از اين روزهاي ايران براي مخاطبان تدارك ببيند.

محمد‌صادق جوادي حصار: بايد آرمان‌ها را حفظ كرده اما با واقعيت‌ها زندگي كنيم

محمد صادق جوادي‌حصار سخنگوي اعتماد ملي تحليلگر سياسي با اشاره به تبادل پيام‌ها ميان ايران و امريكا و طرح ايده «ترك‌تخاصم» مي‌گويد: «منطقي‌ترين راه در شرايط كنوني آن است كه دوطرف با تحقق مطالبات حداقلي‌شان، از تقابل مستقيم پرهيز كنند تا زمينه براي گفت‌وگو و دستيابي به يك توافق جامع در آينده فراهم شود؛ زيرا حفظ عزت ملي در كنار واقع‌گرايي، بهترين مسير عبور از تنش‌هاست.

جوادي‌حصار كه با «اعتماد» گفت‌وگو مي‌كرد، درباره تحولات اخير در روابط ايران و امريكا اظهار مي‌كند: «آن‌گونه كه گفته مي‌شود، دو‌طرف در هفته‌هاي اخير پيام‌هايي را رد و بدل كرده‌اند و در آخرين تحركات، ايده «ترك تخاصم» با مطالبات حداقلي از سوي طرفين مطرح شده است تا در فرصت مناسب، مسير مذاكرات دنبال شود. البته در داخل كشور نيز صداهاي مخالف مذاكره شنيده مي‌شود كه انتقاداتي را مطرح مي‌كنند، اما بايد مجموعه شرايط را به‌صورت واقع‌بينانه ديد.

اين تحليلگر با بيان اينكه از ديرباز معتقد بوده بايد با امريكايي‌ها به شيوه‌اي حكمت‌آميز و مصلحت‌انديشانه رفتار كرد، مي‌گويد: «: اگر امكان صلح فراهم نباشد، دست‌كم مي‌توان به سمت ترك تخاصم حركت كرد. به اين معنا كه طرفين عليه يكديگر اقدامي انجام ندهند تا زمينه براي صلح پايدار در آينده فراهم شود. منطقي‌ترين راه همين است و بايد با عقلانيت با مساله برخورد كنيم. ما در جايي كه لازم بوده سخت ايستاده‌ايم و اكنون كه زمان گفت‌وگوست، بايد آداب گفت‌وگو را نيز رعايت كنيم.

ناصر‌خسرو قبادياني معتقد بود « به گاه درشتي، درشتم چو سوهان/ به هنگان نرمي، به نرمي حريرم. » ايران زماني كه مي‌بايست درشت باشد، مثل سوهان برنده هيمنه امريكايي‌ها را به ريخت و امروز كه گاه گفت‌وگوست بايد آداب گفت‌وگو را رعايت كند.» اين تحليلگر سياسي ادامه مي‌دهد: « همانطور كه در داخل كشور فشار افكار عمومي و مطالبات حداكثري از سوي برخي گروه‌ها عليه مذاكره‌كنندگان ايراني وجود دارد، طرف امريكايي نيز تحت فشار افكار عمومي مردم امريكا و كنگره قرار دارد. بنابراين بايد شرايط دو‌طرف را در نظر گرفت. شعار نابودي امريكا با واقعيت‌هاي موجود فاصله دارد. ما نمي‌توانيم امريكا را نابود كنيم، اما مي‌توانيم شرايطي ايجاد كنيم كه اين كشور براي ما ضرري نداشته باشد و به ما آسيب نرساند. اگر بتوانيم به نقطه‌اي برسيم كه دو‌طرف اعلام كنند كاري به كار يكديگر ندارند، اين خود يك پيروزي ارزشمند است. بايد متناسب با ظرفيت‌ها، توانايي‌ها و امكانات كشور با دنيا وارد تعامل با امريكا و ساير كشورها شد. برداشتن گام‌هاي بزرگ بدون توجه به مقدورات، مي‌تواند تبعات سنگيني به همراه داشته باشد.»

جوادي‌حصار با اشاره به تجربه جنگ تحميلي مي‌افزايد: «تجربه هشت سال جنگ نشان داد كه ادامه يك مسير بدون محاسبه دقيق هزينه و فايده، خسارت‌هاي جبران‌ناپذيري به كشور تحميل مي‌كند. اگر در مقطعي پس از فتح خرمشهر تصميم متفاوتي گرفته مي‌شد، شايد بسياري از هزينه‌ها و تلفات رخ نمي‌داد. در آن زمان عربستان حاضر شد كل خسارات ايران در جنگ با عراق را پرداخت كند اما گروهي كفن‌پوش شدند و اين موضوع باعث وارد شدن خسارات بسيار به كشور و مردم شد. امروز نيز بايد از تجربه گذشته درس گرفت. همان‌گونه كه پذيرش قطعنامه در آن زمان با وجود تلخي، به پايان جنگ انجاميد، اكنون نيز بايد تصميماتي متناسب با شرايط روز اتخاذ شود. جمهوري اسلامي قدرت و توان دفاع از خود را به دنيا نشان داده و ثابت كرده كه مي‌تواند از امنيت و تماميت ارضي كشور دفاع كند. همين اقتدار سبب شد طرف مقابل شرايط آتش‌بس را بپذيرد. در عين حال بايد براي حيثيت و اعتبار طرف مقابل نيز شأن قائل بود. اگر بخواهيم ديگري را به ذلت بكشانيم، طبيعي است كه او نيز در صورت توان، واكنش مشابه نشان خواهد داد. پايان يك درگيري اگر با عزت و آبرو همراه باشد، به سود همه طرف‌ها و حتي منطقه و جهان خواهد بود.»

سخنگوي حزب اعتماد ملي يادآور مي‌شود: « برخي محاسبات غلط و توصيه‌هاي نادرست از سوي افراد تندرو، كشور را با هزينه‌هاي سنگين مواجه كرده است. اكنون زمان آن رسيده كه عقلاي كشور تصميم بگيرند و جامعه را قانع كنند كه آرمان‌خواهي بايد در كنار واقع‌بيني معنا پيدا كند. بايد آرمان‌ها را حفظ كرد، اما با واقعيت‌ها زندگي كرد. واقعيت اين است كه هر دو طرف تحت فشار هستند و ادامه مسير تقابل مي‌تواند هزينه‌هاي بيشتري تحميل كند. بهترين راه، يافتن مسير ميانه‌اي است كه در آن عزت، امنيت و اقتدار ايران حفظ شود و در عين حال زمينه‌اي فراهم ‌آيد تا طرف مقابل نيز از ادامه دشمني فاصله بگيرد. تنها از مسير عقلانيت و تعامل متناسب با توان ملي مي‌توان از شرايط دشوار عبور كرد.»

ناصر ايماني: درباره جنگ، هرمز و مذاكره اختلافي ميان تصميم‌گيران وجود ندارد 

ناصر ايماني فعال سياسي اصولگرا با اشاره به تحولات اخير و روند مذاكرات ايران و امريكا مي‌گويد در سطح مسوولان تصميم‌گير و تصميم‌ساز كشور درباره نحوه مواجهه با جنگ، موضوع تنگه هرمز و مسير مذاكره، اختلاف جدي وجود ندارد و نوعي اجماع شكل گرفته است. ايماني تأكيد مي‌كند كه ايران پس از اين رويدادها جايگاهي متفاوت و تأثيرگذارتر در نظم جهاني خواهد داشت و در صورت تحقق اهداف مورد نظر، گشايش‌هاي مهم سياسي و اقتصادي در انتظار كشور است.

ايماني در پاسخ به اين پرسش «اعتماد» كه آيا در خصوص بحث مذاكرات دوگانه‌اي در كشور به چشم مي‌خورد يا همه اركان كشور شامل مردم، مسوولان و مذاكره‌كنندگان حول محور منافع ملي اتحاد دارند؟

مي‌گويد: « براي اولين بار است كه در خصوص موضوع مهمي مانند مذاكرات دو‌گانه‌اي در كشور مشاهده نمي‌شود. اكثريت قريب به اتفاق مسوولان تصميم‌گير و تصميم‌ساز در يك چارچوب مشترك فكر مي‌كنند. چه در مورد جنگ، چه در مورد وضعيت تنگه‌هرمز، چه در خصوص اصل مذاكره، نحوه مذاكره و خطوط اصلي آن، ميان آنها اختلاف اساسي نمي‌بينم. وقتي مي‌گوييم اختلاف، منظور اختلاف راهبردي است. يعني اينكه برخي بگويند بايد ميدان را رها كنيم و به مذاكره بچسبيم، يا بالعكس مذاكره را كنار بگذاريم و فقط به ميدان تكيه كنيم. به اعتقاد من، چنين دوگانه‌اي در سطح مردم و مسوولان اساسا وجود ندارد. اختلاف‌نظرها بيشتر در سطح روش‌ها و تاكتيك‌هاست؛ اينكه مثلا يك جلسه چگونه پيش برود، اولويت‌بندي‌ها چه باشد يا چه زماني كدام گام برداشته شود. اما در اصل ماجرا، نوعي اجماع شكل گرفته است.»

ايماني ادامه مي‌دهد: « اگر به روند جنگ 40روزه نگاه كنيم، از همان ساعات نخست كه درگيري‌ها آغاز شد تا زمان آتش‌بس، بسياري از صاحب‌نظران از جناح‌ها و ديدگاه‌هاي مختلف اذعان كرده‌اند كه نحوه اداره اين دوره، جزو نمونه‌هاي موفق بوده است. چه در ميدان جنگ و چه در مراحل اوليه مذاكره، مجموعه اقدامات تقريبا بدون نقص يا حداقل با كمترين خطا پيش رفت. به‌ويژه در مورد اين حدود چهل روز جنگ، بسياري از تحليلگران مي‌گويند مديريت ميدان و نيز نحوه ورود و خروج از مذاكرات اوليه، در مجموع قابل دفاع و حتي تحسين‌برانگيز بوده است. نتيجه اين عملكرد، ايجاد نوعي اعتماد نسبت به مسوولان تصميم‌گير و تصميم‌ساز است؛ اعتمادي كه هم به ميدان مربوط مي‌شود و هم به ميز مذاكره.»

او مي‌گويد: «به نظر من، اين اعتماد فقط در سطح نخبگان نيست. وقتي نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم بيش از ۵۰ روز است كه مردم هر شب در خيابان‌ها حضور پيدا مي‌كنند، همراهي مي‌كنند، هزينه مي‌دهند و از مواضع كشور دفاع مي‌كنند. البته طبيعي است كه در جامعه ۹۰ ميليوني، افرادي باشند كه حرف‌هاي تند، غيركارشناسي يا حتي بي‌ربط بزنند؛ اين همواره بوده و خواهد بود. اما اين قبيل اظهارنظرها، به‌خصوص آنهايي كه بيشتر در جهت ترجيح سياست‌هاي ترامپي يا تندروانه در امريكا تعبير مي‌شود، به نظر من محل اعتنا نيست. مهم آن اجماعي است كه امروز ميان تصميم‌گيران، بخش بزرگي از نخبگان سياسي و بدنه اجتماعي شكل گرفته است. معتقدم رسانه‌ها نبايد چندصداي حاشيه‌اي يا بسيار تند را بيش از اندازه بزرگ كنند و طوري فضا را بسازند كه انگار اختلاف عميق و جدي وجود دارد. اين كار مي‌تواند بخشي از جامعه را دلسرد يا نسبت به تصميمات كلان بي‌اعتماد كند.»

ايماني در پاسخ به پرسش ديگري در اين خصوص كه اگر در اين مرحله ايران بتواند اهداف مورد نظر خود را محقق و به توافقي كه مد نظر دارد دست پيدا كند، در چه شرايطي قرار خواهد گرفت؟

مي‌گويد: « سوال بسيار مهمي است. ما نبايد دچار غرور شويم، نبايد گزافه‌گويي كنيم، اما در عين حال نبايد نقشي را كه ايفا كرده‌ايم ناديده بگيريم. هر دو افراط، هم كوچك‌انگاري و هم بزرگ‌نمايي، غلط است. واقعيت اين است كه ما در اين دوره باعث يك تحول مهم در نظم فعلي جهاني شديم. ايران توانست مناسبات بين‌المللي را تا حد قابل توجهي تحت تأثير قرار دهد. اگر نگاه كنيد به روابط ايالات متحده با اتحاديه اروپا، به مناسبات امريكا با قدرت‌هاي بزرگ آسيايي مانند چين و ديگر كشورها، و همچنين به روابط داخل منطقه، به‌خصوص در ميان كشورهاي حوزه خليج فارس، مي‌بينيد كه تغييرات بزرگي رخ داده است. سطح و جايگاه ايران در عرصه جهان معاصر ارتقا پيدا كرده و بسيار متفاوت از دو ماه پيش خواهد بود. ما امروز به عنوان يك بازيگر تأثيرگذار در صحنه جهاني شناخته مي‌شويم؛ بازيگري كه نمي‌توان او را ناديده گرفت. از اين پس، بسياري از مناسبات منطقه‌اي و حتي فرامنطقه‌اي با لحاظ كردن نظر و ملاحظات ايران تنظيم خواهد شد. اين يعني افزايش وزن ژئوپليتيكي و سياسي كشور، چيزي كه در بلندمدت مي‌تواند بر حوزه‌هاي مختلف از امنيت گرفته تا اقتصاد اثر بگذارد. در عرصه اقتصادي هم مي‌توانيم شاهد گشايش‌هاي قابل توجهي باشيم.»

او در تشريح اين گشايش‌هاي اقتصادي مي‌گويد: « اين گشايش‌ها از چند مسير امكان‌پذير است. اول، به دليل نقش تعيين‌كننده‌اي كه ايران در تنگه هرمز دارد. كنترل و تأثيرگذاري ما بر اين آبراه حياتي، خود يك عامل مهم در معادلات انرژي جهان است. دوم، به خاطر الزامي كه ايالات متحده، دير يا زود، در قبال تعديل يا رفع بخشي از تحريم‌ها خواهد داشت. حتي اگر امريكا به‌طور كامل تحريم‌ها را برندارد، ديگر آن امريكاي سابق نيست كه بتواند به همان شكل گذشته، اراده خود را بر جهان در موضوع تحريم ايران تحميل كند. شما همين چند روز پيش ديديد كه چين رسما اعلام كرد هيچ‌يك از تحريم‌هاي يك‌جانبه عليه ايران را مشروع و قابل قبول نمي‌داند. اين موضع‌گيري‌ها نشان مي‌دهد كه ساختار تحريم‌ها در حال فرسايش است و اجماع سابق عليه ايران ديگر وجود ندارد. از طريق افزايش حضور و نفوذ در بازارهاي انرژي و هم از طريق بهبود جايگاه در مذاكرات اقتصادي و سياسي، ايران شرايط اقتصادي متفاوتي را تجربه مي‌كند. به نظر من، اگر تصميم‌هاي درست گرفته شود، مي‌توان اميدوار بود كه در داخل كشور هم گشايش‌هاي زيستي و معيشتي قابل توجهي اتفاق بيفتد.»

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار