دوئل «مادر بمب‌ها» و «پدر موشک‌ها» نزدیک است؟

از مادر بمب‌ها تا پدر موشک‌ها؛ هم‌زمان با بن‌بست دیپلماتیک، جنگ لفظی میان مقامات نظامی و سیاسی دو طرف به اوج خود رسیده است.

به گزارش رصد روز، احتمال بازگشت به جنگ دوباره آنقدر افزایش شده که چهره‌های سیاسی و اقتصادی از مرتضی غرقی خبرنگار صداوسیما گرفته که البته ساعتی بعد تکذیب کرد- تا مجید حریرچی فعال اقتصادی بروز جنگ تا ۲۴ ساعت و ۴۸ ساعت بعد را پیش بینی می‌کنند! درباره تعیین زمان شروع درگیری‌ها قطعا زیاده‌روی‌هایی می‌شود، اما واقعیت این است که بحران در خلیج فارس و تنگه هرمز وارد بحرانی‌ترین مرحله شده و تقابل نظامی و لفظی میان تهران و واشنگتن مدام رو به افزایش است.

در حالی که بازار جهانی انرژی با جهش بی‌سابقه قیمت‌ها و اختلال شدید در زنجیره تأمین مواجه شده، تلاش‌های دیپلماتیک در بغداد و دوحه در سایه تهدید‌های پرحجم موشکی و تسلیحاتی پیگیری می‌شود. بررسی آخرین موضع‌گیری‌های میدانی، دیپلماتیک و رسانه‌ای نشان می‌دهد که خاورمیانه در لبه تیغ حرکت می‌کند؛ نقطه‌ای که تنها یک اشتباه محاسباتی کوچک می‌تواند تمام زیرساخت‌های انرژی منطقه را به خاکستر تبدیل کند.

در تنگه هرمز چه خبر است؟

آخرین تحولات در آب‌های تنگه هرمز، نشان‌دهنده تغییر جهت صریح رویداد‌ها از خشونت‌های مقطعی به سمت یک «جنگ فرسایشی زیرساختی» است. بر اساس گزارش رسمی روابط عمومی نیروی دریایی سپاه پاسداران، دومین سوپر نفتکش حاوی بیش از دو میلیون بشکه نفت خام پس از آنچه «تلاش برای عبور غیرقانونی با خاموش کردن سامانه‌های موقعیت‌یاب تحت فریب ارتش آمریکا» خوانده شده، با برخورد به مین دریایی دچار انفجار مهیب در موتورخانه و شعله‌های آتش شد.

این رویداد بلافاصله بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی داشت. خبرگزاری آمریکایی اسوشیتدپرس (AP) در گزارشی تحلیلی به ردیابی سناریو‌های انفجار در تنگه هرمز پرداخته و نوشت که «افزایش استفاده از مین‌های دریایی و هدف قرار گرفتن نفتکش‌های غول‌پیکر، عملاً تمامی بیمه‌گران بین‌المللی را از پوشش مخاطرات عبور از خلیج فارس منصرف کرده و فلج شدن ناوبری تجاری تجسم عینی یافته است». از سوی دیگر، سی‌بی‌اس نیوز با استناد به منابع نظامی و پنتاگون اشاره کرد که واشینگتن حملات به شناور‌ها را نقض فاحش امنیت بین‌الملل دانسته و در حال ارزیابی طرح‌های سخت‌گیرانه‌تری برای پاسخ مستقیم نظامی است.

هم‌زمان، ادبیات هشدارآمیز رسانه‌های داخلی نیز ابعاد تازه‌ای یافته است. خبرگزاری فارس، در یادداشتی صریح تاکید کرد که پیامد رفتار‌های خصمانه و تحریک‌آمیز کشور‌ها برای نقض قوانین عبور از تنگه هرمز، تنها به توقف یا انفجار چند نفتکش محدود نخواهد ماند. این خبرگزاری اصولگرا و نزدیک به نهاد‌های حاکمیتی هشدار داد که در منطقه‌ای که سکو‌های تولید، پایانه‌های صادراتی و مسیر‌های انتقال انرژی به یکدیگر گره خورده‌اند، گسترش ناامنی می‌تواند هزینه‌هایی بسیار فراتر از جهش قیمت نفت داشته باشد و تمامی زیرساخت‌های کلیدی انرژی منطقه را ببلعد؛ هشداری که آشکارا دایره مخاطرات را از «جنگ نفتکش‌ها» به «جنگ کامل انرژی» گسترش می‌دهد.

دیپلماسی مشروط در بغداد؛ طرح ۷ روزه تهران روی میز واشینگتن

در میان آتش‌باری‌های کلامی و میدانی، سیگنال‌های دیپلماتیک ناهماهنگی نیز به گوش می‌رسد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در پنجاه‌ودومین نشست شورای وزیران خارجه سازمان همکاری اسلامی در بغداد، موضع رسمی تهران را با صراحتی کم‌نظیر تبیین کرد. عراقچی با تاکید بر اینکه «نمی‌توان کشوری را بمباران، تهدید به نابودی و محاصره کرد و سپس انتظار بازگشت امنیت ناوبری به حالت عادی را داشت»، اعلام کرد که جمهوری اسلامی طرحی مشخص و مشروط را از طریق قطر به واشینگتن منتقل کرده است.

طبق این طرح، در صورت فراهم شدن شرایط لازم و توقف رفتار‌های متجاوزانه، امکان بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت تردد عادی ظرف ۷ روز وجود دارد. عراقچی تصریح کرد که توپ اکنون در زمین آمریکا قرار دارد و تاکید نمود: «یا امنیت منطقه را با هم می‌سازیم، یا ناامنی را با هم تحمل خواهیم کرد». با این حال، او خاطرنشان ساخت که حملات آمریکا هم‌زمان با تلاش‌های دیپلماتیک، دیوار بی‌اعتمادی را ضخیم‌تر کرده و بازگشت به میز مذاکره را مستلزم دریافت «تضمین‌های معتبر» دانسته است.

تحلیلگران بین‌المللی نگاه دوگانه‌ای به این پیشنهاد دارند. شبکه خبری سی‌ان‌ان در گزارشی با تحلیل سخنان عراقچی نوشت که پیشنهاد ۷ روزه ایران نشان‌دهنده یک گشایش تاکتیکی و تمایل تهران برای باز نگاه داشتن پنجره دیپلماسی است، اما واشنگتن شرط‌پذیری در زیر سایه تهدیدات موشکی و محاصره متقابل را دشوار می‌یابد. روزنامه انگلیسی گاردین نیز در تحلیلی پیرامون موضع کشور‌های عربی منطقه در نشست بغداد اشاره کرد که همسایگان خلیج فارس شدیداً نسبت به فلج شدن اقتصاد خود نگران‌اند و فشار‌ها بر کاخ سفید برای پذیرش طرح‌های میانجی‌گرانه قطر و عمان افزایش یافته است، اما بی‌پاسخ ماندن ابهامات مربوط به «تضمین‌های معتبر» مانع اصلی پیشرفت دیپلماسی است.

از مادر بمب‌ها تا پدر موشک‌ها

هم‌زمان با بن‌بست دیپلماتیک، جنگ لفظی میان مقامات نظامی و سیاسی دو طرف به اوج خود رسیده و زنگ خطر‌های جدیت بحران را روشن‌تر کرده است. پس از انتشار اخباری مبنی بر احتمال استفاده دولت دونالد ترامپ از بمب‌های سنگین موسوم به «مادر همه بمب‌ها» برای هدف قرار دادن تأسیسات تسلیحاتی و زیرساختی، موجی از واکنش‌های تند در تهران شکل گرفت.

علیرضا شیخ، معاون اجرایی کل ارتش، در پاسخی کوتاه و کنایه‌آمیز به این تهدیدات تاکید کرد که «پدر بمب‌ها ملت ایران‌اند». از سوی دیگر، مجید ابن‌الرضا، سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو‌های مسلح، در یادداشتی در شبکه اجتماعی خود واکنش جدی‌تری نشان داد و نوشت: «ابعاد و عناوین بمب‌ها اهمیتی ندارند؛ بمب‌های شما جای دیگری منفجر می‌شوند؛ در حیثیت جهانی‌تان، اقتصاد آمریکا و معادلات انتخاباتی‌تان!» ابن‌الرضا با اشاره به توانمندی‌های موشکی ایران افزود که همین قدرت معادلات را تغییر داده و طرف مقابل را ناچار به عقب‌نشینی خواهد کرد.

در همین راستا، علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز خط‌ونشان‌های تندتری کشید و با اعلام اینکه «سیاست ایران در تنگه هرمز تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد»، هشدار داد: «اگر آمریکا از مادر بمب‌ها استفاده کند، ما از پدر موشک‌ها استفاده خواهیم کرد و عبور از خطوط قرمز با پاسخ موشکی سهمگین همراه خواهد بود».

این ادبیات تهاجمی در رسانه‌های غربی به عنوان نشانه‌ای از عدم تمایل دو طرف به عقب‌نشینی تحلیل می‌شود. نشریه پولیتیکو در یادداشتی پیرامون این تقابل لفظی نوشت: «تهدید ترامپ به استفاده از بزرگ‌ترین بمب‌های غیرهسته‌ای آمریکا بیشتر یک مانور قدرتمندانه برای اجبار ایران به تسلیم در مذاکرات است، اما پاسخ‌های قاطع فرماندهان ایرانی نشان می‌دهد که استراتژی “فشار حداکثری جدید” واشینگتن نه تنها موجب بازدارندگی نشده، بلکه ریسک درگیری مستقیم نظامی را به سطح پرخطر بی‌سابقه‌ای رسانده است.»

هشدار‌هایی برای آینده اقتصاد و امنیت ملی

اگرچه مانور‌های نظامی و دیپلماتیک در ظاهر تلاش برای کسب امتیاز روی میز معامله به نظر می‌رسند، اما نگاه واقعی و تحلیلی به صحنه، تصویر بسیار نگران‌کننده‌ای را ترسیم می‌کند. واقعیت این است که تداوم وضعیت ناامنی در تنگه هرمز و محاصره‌های متقابل، بیش از همه زیرساخت‌های اقتصادی و معیشت جامعه را زیر ضربه قرار می‌دهد.

گزارش اخیر شبکه یورونیوز به خوبی این ابعاد پنهان را آشکار می‌سازد. یورونیوز در تحلیلی از وضعیت اقتصادی منطقه نوشت که تداوم انسداد شریان‌های دریایی و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل زمینی و ترانزیت جایگزین، فشار‌های تورمی فوق‌العاده‌ای را بر کشور‌های منطقه وارد کرده و زنجیره‌های تأمین کالا، قطعات یدکی و مواد اولیه را با چالش سخت مواجه ساخته است. یورونیوز هشدار می‌دهد که هیچ کشوری توان تحمل طولانی‌مدت یک «جنگ فرسایشی در حوزه ترانزیت و انرژی» را ندارد و هزینه‌های غیرمستقیم این ناامنی بسیار سریع‌تر از خسارات مستقیم نظامی آشکار می‌شود.

تحلیلگران منتقد و ناظران واقع‌بین معتقدند که اتکا به ادبیات شعاری و تحرکات شتاب‌زده، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت ابزار بازدارندگی به نظر برسد، اما در میان‌مدت می‌تواند کشور را در «تله تنش‌زایی غیرقابل کنترل» گرفتار کند. جنگ فرسایشی در خلیج فارس، حاشیه‌ای بسیار امن برای طرف‌های ثالث و رقبای منطقه‌ای ایجاد می‌کند تا بازار انرژی ایران را مهار کرده و سرمایه‌ها را از منطقه فراری دهند.

از سوی دیگر، تجربیات گذشته نشان داده است که دیپلماسی زمانی به نتیجه می‌رسد که از پشتیبانی یک عقلانیت محاسبه‌گر بهره‌مند باشد. اگرچه گام زدن در مسیر صلح و ارائه‌ برنامه‌های زمان‌بندی‌شده نظیر طرح ۷ روزه، اقدام هوشمندانه‌ای است، اما مشروط کردن آن به شروط پیچیده و گره زدنش به فضای تند نظامی، مخاطرات جدی به همراه دارد.

زمان محدود برای انتخاب

شرایط کنونی خلیج فارس و رابطه ایران و آمریکا، حساس‌ترین روز‌های خود را می‌گذراند. دوئل تسلیحاتی میان «مادر بمب‌ها» و «پدر موشک‌ها» در کنار ناامنی عینی در شریان نفتکش‌ها، تنها دو مسیر را در برابر طرفین قرار داده است: یا پذیرش یک فرمول دیپلماتیک با ضمانت‌های متقابل عملی برای فروکاهش تنش و بازگشایی مسیر‌های ناوبری تجاری، یا ورود به کانالی ناخواسته از جنگ تمام‌عیار زیرساختی که هیچ برنده‌ای در منطقه نخواهد داشت.

در این میان، وظیفه دستگاه تصمیم‌گیری و دیپلماسی، فراتر از مدیریت بحران مقطعی، حفاظت از بنیان‌های اقتصادی و ملی کشور در برابر سناریو‌های خطرناک دشمن است. پنجره دیپلماسی مشروط ۷ روزه که در بغداد گشوده شده، شاید یکی از آخرین فرصت‌ها برای مهار این اژد‌های خفته باشد؛ فرصتی که نادیده گرفتن آن از سوی واشنگتن یا بی‌اثر شدن آن در میان گردوخاک توپخانه‌های کلامی، هزینه‌هایی سنگین و جبران‌ناپذیر بر کشور‌های منطقه تحمیل خواهد کرد.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار