به گزارش رصد روز، همزمان با تشديد تنشهاي نظامي بسياري از صنايع بزرگ با شرايطي متفاوت و پيچيده مواجه شدهاند. صنعت فولاد نيز از اين وضعيت مستثني نيست.با آغاز هرگونه درگيري نظامي، يكي از نخستين پرسشها درباره وضعيت صنايع پايه و راهبردي اقتصاد مطرح ميشود. صنعت فولاد به عنوان يكي از مهمترين صنايع مادر، نقشي كليدي در تامين نيازهاي صنعتي، زيرساختي و حتي دفاعي كشور دارد. بسياري از تحليلگران اقتصادي معتقدند؛ در شرايط جنگي، اهميت فولاد نه تنها كاهش پيدا نميكند بلكه در برخي موارد افزايش نيز پيدا ميكند.
محمدامين لنگري، اقتصاددان، در ارزيابي وضعيت صنعت فولاد در شرايط جنگي به« اعتماد» توضيح ميدهد: ادامه فعاليت كارخانههاي فولادي و حفظ سطح توليد در چنين شرايطي اهميت بسيار بالايي دارد و حتي ميتواند به عنوان يكي از اركان پايداري اقتصادي كشور در نظر گرفته شود.
لنگري تاكيد ميكند: در شرايط جنگي، توليدكنندگان فولاد نقش مهمي در حفظ ثبات اقتصادي كشور ايفاء ميكنند. حفظ توليد در چنين شرايطي تنها يك فعاليت اقتصادي نيست، بلكه نوعي مسووليت ملي براي توليدكنندگان محسوب ميشود.
او ادامه ميدهد: فولاد يكي از مواد اوليه اساسي در بسياري از صنايع است و در هر شرايطي، چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ، تقاضا براي آن وجود دارد. به همين دليل اگر كارخانههاي فولادي بتوانند توليد خود را حفظ كنند يا حتي آن را افزايش دهند، اين اقدام نقش مهمي در تامين نيازهاي كشور ايفا ميكند.
اين اقتصاددان درباره تاثير جنگ بر هزينههاي توليد فولاد توضيح ميدهد: بخش مهمي از نهادههاي اين صنعت در داخل كشور تامين ميشود.مهمترين هزينههاي توليد فولاد مربوط به انرژي و مواد معدني است و ايران از نظر منابع معدني مورد نياز صنعت فولاد ظرفيت بالايي دارد و بسياري از مواد اوليه در داخل كشور تامين ميشود. از سوي ديگر، اگر تامين انرژي با اختلال جدي مواجه نشود، هزينههاي توليد نيز تغييرات شديدي پيدا نميكند.
به گفته لنگري، به همين دليل جنگ لزوما به معناي افزايش شديد هزينههاي توليد در صنعت فولاد نيست.
لنگري معتقد است؛ مهمترين متغيري كه در شرايط جنگي بر صنعت فولاد تاثير ميگذارد، سمت تقاضا است، كه جنگ ميتواند همزمان دو روند متفاوت در بازار فولاد ايجاد كند.از يك سو ممكن است برخي صنايع مصرفكننده فولاد مانند؛ خودرو يا ساختمان با كاهش فعاليت مواجه شوند و همين موضوع باعث كاهش تقاضا براي فولاد شود.اما از سوي ديگر، افزايش فعاليت صنايع دفاعي و نظامي ميتواند تقاضاي قابل توجهي براي فولاد ايجاد كند و توليد بسياري از تجهيزات دفاعي و نظامي به فولاد وابسته است و در شرايط جنگي معمولاً اين بخشها با افزايش تقاضا مواجه ميشوند.
اين اقتصاددان در ادامه به تجربه جنگهاي بزرگ در جهان اشاره ميكند و ميگويد: بررسي تاريخي نشان ميدهد كه صنعت فولاد در بسياري از كشورها در زمان جنگ دچار ركود نميشود و حتي در برخي موارد جنگ باعث رونق اين صنعت ميشود؛ زيرا توليد تجهيزات سنگين نظامي، ماشينآلات و زيرساختهاي دفاعي وابستگي زيادي به فولاد دارد.
لنگري تاكيد ميكند: فولاد يكي از اساسيترين مواد اوليه اقتصاد صنعتي است و در هر شرايطي تقاضا براي آن وجود دارد، به همين دليل صنعت فولاد معمولاً حتي در شرايط بحراني نيز جايگاه خود را حفظ ميكند. او معتقد است؛ تداوم فعاليت كارخانههاي فولادي در شرايط جنگي نشان ميدهد كه اين صنعت از ظرفيت بالايي براي تابآوري برخوردار است و ميتواند نقش مهمي در پايداري اقتصادي كشور ايفا كند.
جهاندار شكري، كارشناس حوزه فولاد، بر اين باور است جنگي كه به شكل ناخواسته و بدون برنامهريزي بر كشور تحميل ميشود، فعاليت واحدهاي فولادي را با چالشهاي جدي روبرو ميكند؛ چالشهايي كه هم در بخش توليد و هم در بخش بازار و مالي خود را نشان ميدهد. شكري در ادامه به« اعتماد» توضيح ميدهد: حملهاي كه به كشور صورت ميگيرد، شرايطي ناگهاني و پيشبينينشده ايجاد ميكند و به همين دليل بسياري از واحدهاي توليدي، بهويژه در صنايع سنگين مانند؛ فولاد، با مشكلات عملياتي روبرو ميشوند. در صنعت فولاد بسياري از فرآيندها نيازمند برنامهريزي دقيق و بلندمدت هستند و توقف يا تغيير ناگهاني در اين فرآيندها ميتواند خسارتهاي فني و اقتصادي به همراه داشته باشد.
به گفته او، برخي واحدهاي فولادي مانند؛ كورههاي بلند يا خطوط اصلي توليد به گونهاي طراحي شدهاند كه خاموش كردن آنها به سرعت امكانپذير نيست و گاهي چند روز يا حتي چند هفته زمان نياز دارد. به همين دليل بسياري از كارخانهها حتي در شرايط بحراني نيز ناچار هستند فعاليت خود را ادامه دهند، زيرا توقف ناگهاني ميتواند آسيبهاي جدي به تجهيزات وارد كند.
او تاكيد ميكند: در حال حاضر بسياري از كارخانهها در وضعيت اضطراري قرار دارند و با احتياط بسيار بالا به فعاليت ادامه ميدهند. اين كارشناس حوزه فولاد معتقد است؛ مشكل اصلي صنعت فولاد در شرايط جنگي الزاما توقف توليد نيست، بلكه ركودي است كه در بازار ايجاد ميشود. در شرايط جنگي بخش زيادي از تقاضاي مصرفي در بازار كاهش پيدا ميكند و بسياري از پروژههاي عمراني و صنعتي نيز متوقف يا كند ميشوند. او توضيح ميدهد: در چنين شرايطي عملا مصرف فولاد در بخشهاي غيرنظامي كاهش پيدا ميكند و بازار با نوعي ركود مواجه ميشود. در حالي كه در برخي بخشها مانند؛ صنايع نظامي مصرف فولاد ممكن است افزايش يابد، اما اين افزايش نميتواند كاهش تقاضا در ساير بخشهاي اقتصاد را جبران كند.
شكري ميگويد: در حال حاضر بسياري از كارخانهها مواد اوليه كافي در اختيار دارند و از نظر توليد با كمبود جدي مواجه نيستند، اما مشكل اصلي اين است كه مشتريان كمتري براي خريد محصول وجود دارد كه ركود بازار باعث ميشود كارخانهها با احتياط بيشتري توليد كنند. به گفته جهاندار شكري، يكي از مهمترين مشكلاتي كه در شرايط جنگي براي واحدهاي صنعتي ايجاد ميشود، فشارهاي مالي است. بسياري از شركتها اقساط بانكي، چكهاي سررسيد شده و تعهدات مالي مختلف دارند و در شرايط ركود بازار پرداخت اين تعهدات براي آنها دشوار ميشود.
او ميگويد: توليدكنندگان انتظار دارند دولت در چنين شرايطي حمايتهايي از صنايع انجام دهد و يكي از مهمترين اقداماتي كه ميتواند به ادامه فعاليت واحدهاي توليدي كمك كند، ايجاد تنفس مالي براي شركتها است.
شكري تاكيد ميكند: بانكها ميتوانند با تعويق اقساط يا ارايه مهلت چند ماهه به توليدكنندگان كمك كنند تا فشار مالي كمتري بر آنها وارد شود.
او معتقد است؛ سازمان امور مالياتي نيز بايد در اين شرايط فشار كمتري بر واحدهاي صنعتي وارد كند و زمان پرداخت ماليات را به تعويق بيندازد.
اين كارشناس حوزه فولاد همچنين به فشار هزينههاي انرژي اشاره كرده و ميگويد: در شرايطي كه بازار با ركود مواجه است، پرداخت هزينههاي سنگين برق، گاز و ماليات براي بسياري از واحدهاي صنعتي دشوار ميشود و اگر دولت بتواند در اين حوزهها انعطاف بيشتري نشان دهد، واحدهاي توليدي قادر خواهند بود فعاليت خود را ادامه دهند و حداقل نيروي انساني خود را حفظ كنند.
او تاكيد ميكند: مهمترين هدف در شرايط فعلي بايد حفظ اشتغال و جلوگيري از تعطيلي كارخانهها باشد، زيرا اگر واحدهاي صنعتي تعطيل شوند، بازگرداندن آنها به چرخه توليد كار آساني نخواهد بود.
شكري درباره وضعيت فعلي كارخانهها توضيح ميدهد: بسياري از واحدهاي صنعتي همچنان فعال هستند، اما فعاليت آنها با احتياط و ريسك بالا انجام ميشود و برخي كارخانهها در مناطق مرزي يا مناطق در معرض تهديد بيشتر قرار دارند و همين موضوع شرايط فعاليت آنها را دشوارتر ميكند.
او به عنوان نمونه به وضعيت استان كرمانشاه اشاره ميكند و ميگويد: اين منطقه به دليل نزديكي به مرزها با شرايط خاصتري مواجه است. با اين حال بسياري از واحدهاي صنعتي تلاش ميكنند فعاليت خود را ادامه دهند و اجازه ندهند چرخ توليد متوقف شود. به گفته او، توليدكنندگان تا جايي كه امكان داشته باشد كار را ادامه ميدهند و اميدوار هستند شرايط كشور به سرعت به سمت آرامش حركت كند.
اين كارشناس حوزه فولاد معتقد است؛ جنگ اخير از نظر شدت و دامنه درگيري نسبت به برخي درگيريهاي گذشته شرايط متفاوتي دارد. شدت حملات و سطح درگيري نظامي در اين دوره بيشتر است و همين موضوع فضاي اقتصادي و بازار را تحت تاثير قرار ميدهد.
او ادامه ميدهد: در گذشته فشارهاي مالي و اداري كمتر بود، اما در شرايط فعلي بسياري از تعهدات مالي و اداري در زمان كوتاهي سررسيد ميشوند و اين موضوع فشار مضاعفي بر واحدهاي توليدي وارد ميكند.
شكري در پايان تاكيد ميكند: در شرايط فعلي حمايت دولت از صنايع به ويژه صنايع بزرگ مانند؛ فولاد اهميت بسيار زيادي دارد و اگر دولت بتواند در حوزههايي مانند؛ ماليات، اقساط بانكي و هزينههاي انرژي تسهيلاتي براي توليدكنندگان در نظر بگيرد، بسياري از كارخانهها قادر خواهند بود از اين دوره دشوار عبور كنند.هدف اصلي در شرايط جنگي بايد حفظ ظرفيت توليد و جلوگيري از تعطيلي كارخانهها باشد. زيرا ادامه فعاليت واحدهاي صنعتي نه تنها به حفظ اشتغال كمك ميكند بلكه نقش مهمي در حفظ ثبات اقتصادي كشور نيز دارد.
او در نهايت ابراز اميدواري ميكند: با بازگشت آرامش به كشور، بازار فولاد نيز به تدريج از ركود خارجو شرايط براي فعاليت عادي واحدهاي توليدي فراهم شود.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید