زنان؛ قربانیان خاموش بازار کار جدید
در دل این تحولات، زنان بیش از سایر گروهها آسیب دیدهاند. دادههای داخلی نشان میدهد، جمعیت زنان شاغل حدود ۲۳۳ هزار نفر کاهش یافته، در حالی که اشتغال مردان افزایش داشته است. نرخ بیکاری زنان نیز از ۱۴.۲ به ۱۵ درصد رسیده، در حالی که برای مردان کاهش یافته است. همزمان، نرخ مشارکت اقتصادی زنان نیز افت کرده و به ۱۲.۲ درصد رسیده است.
این روند، با دادههای جهانی نیز همخوانی دارد. بر اساس گزارشهای International Labour Organization و مطالعات منتشرشده در رسانههایی مانند Euronews، حدود ۴۱ درصد از مشاغلی که زنان در آنها حضور دارند، در معرض تغییر یا حذف ناشی از فناوریهای جدید مانند هوش مصنوعی قرار دارند. همچنین گزارشهای Deloitte نشان میدهد با وجود سهم تقریباً برابر زنان در جمعیت، تنها حدود ۴۰ درصد نیروی کار جهان را زنان تشکیل میدهند و در عین حال، فقط ۵ درصد آنها تمایل دارند بیش از پنج سال در شغل فعلی خود باقی بمانند.
این اعداد، روایتی روشن دارند: ناامنی شغلی، فرسودگی و خروج تدریجی زنان از بازار کار. بازاری که بهنظر میرسد بیش از گذشته زنانه شده، اما همزمان، ناپایدارتر و بیثباتتر نیز هست.
چه شغلهایی بیشتر حذف شدند؟
الگوی تعدیلها نشان میدهد مشاغلی که وابستگی بالایی به اینترنت، تقاضای بازار و یا ساختارهای تکراری دارند، بیش از سایر حوزهها آسیب دیدهاند. در ایران، این وضعیت در حوزههایی مانند:
- استارتاپها و اقتصاد دیجیتال
- تولید محتوا و بازاریابی آنلاین
- پشتیبانی مشتری و خدمات دیجیتال
- و برخی مشاغل اداری
بیشتر دیده میشود؛ جایی که قطعی اینترنت و افت تقاضا، بهطور مستقیم به کاهش فرصتهای شغلی منجر شده است.
روایتهایی از یک بازار بیقرار
در میان این اعداد، تجربههای انسانی، عمق بحران را ملموستر میکند. یک کارشناس تولید محتوا میگوید: «پروژه هست، اما کوتاهمدت و بدون قرارداد. درآمدها هم نسبت به قبل بهشدت پایینتر آمده است.»
یک برنامهنویس که بهتازگی تعدیل شده، میگوید: «بیش از ۴۰ رزومه فرستادم، اما یا پاسخی نگرفتم یا پیشنهادها بسیار پایینتر از حد انتظار بود.»
در حوزه فروش نیز شرایط مشابه است: «شرکتها بیشتر دنبال کار پورسانتی هستند. حقوق ثابت یا حذف شده یا بسیار ناچیز است.»
این روایتها نشان میدهد مسئله فقط نبود شغل نیست؛ بلکه از بین رفتن کیفیت، ثبات و امنیت شغلی است.
کاهش نرخ مشارکت اقتصادی از ۴۰.۱ به ۳۹.۷ درصد، نشانهای دیگر از این وضعیت است؛ یعنی بخشی از جمعیت در سن کار، حتی از ورود به بازار کار نیز منصرف شدهاند. این اتفاق معمولاً زمانی رخ میدهد که امید به یافتن شغل کاهش پیدا میکند. در چنین شرایطی، افزایش فقر و فشار معیشتی نیز به این چرخه دامن میزند؛ بهطوری که حتی شاغلان نیز به دنبال شغل دوم یا تغییر شغل هستند.
پایان باز؛ آیندهای در ابهام
بازار کار ایران اکنون در نقطهای ایستاده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً با شاخصهای سنتی بیکاری توضیح داد. افزایش تقاضا، کاهش فرصتها، رشد رقابت و افت کیفیت شغلها، همگی نشانههایی از تغییر عمیق در ماهیت کار هستند. ۳۱۸ هزار درخواست کار در یک روز، تنها یک رکورد نیست؛ روایتی است از بازاری که در آن، شغل کمتر شده، رقابت بیشتر شده و آینده، بیش از هر زمان دیگری در ابهام قرار گرفته است.















