به گزارش رصد روز، تصمیم تازه شرکت گاز مازندران برای قطع گاز ویلاهای خالی از سکنه یکی از روشنترین نشانههای وضعیت بحرانی گاز در شمال کشور است. هژبر جوادی، مدیرعامل شرکت گاز مازندران، گفته با توجه به «محدودیتهای تولید و ناترازیهای انباشتهشده در استانهای شمالی»، تمهیدات لازم برای مواجهه با شرایط زمستانی پیشبینی شده است. به گفته او، واحدهایی که بدون سکونت فعال از گاز استفاده میکنند، مشمول قطع گاز خواهند شد.
این طرح البته به ویلاهای خالی محدود نمیشود. شرکت گاز مازندران اعلام کرده است پایش مصرف ویلاهای لوکس و دارای استخر و همچنین ادارات استان از ابتدای آبان آغاز خواهد شد و تا اردیبهشت سال آینده ادامه دارد. ادارات نیز موظف شدهاند مصرف گاز خود را نسبت به سال گذشته ۲۵ درصد کاهش دهند.
همزمان، مدیرعامل شرکت گاز مازندران از مشترکان تجاری و صنعتی خواسته است به سوخت دوم مجهز شوند تا در صورت اعمال محدودیت، گاز بخش خانگی پایدار بماند. مشترکان پرمصرفی که میزان مصرف آنها معادل مصرف پنج تا ۱۰ واحد مسکونی است نیز در صورت ادامه مصرف بالا با محدودیت مواجه خواهند شد.
مشکل شمال ایران تا حد زیادی ریشه در جغرافیای تولید و انتقال گاز دارد. بخش اصلی تولید گاز کشور در جنوب ایران متمرکز است و انتقال گاز به استانهای شمالی نیازمند شبکه انتقال طولانی و پایدار است. در فصل سرد که مصرف خانگی افزایش پیدا میکند، این فاصله جغرافیایی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
استانهای شمالی و شمال شرقی ایران در سالهای گذشته از مسیرهای واردات و سوآپ گاز ترکمنستان نیز استفاده میکردند. قرارداد سهجانبه ایران، ترکمنستان و آذربایجان یکی از مسیرهایی بود که امکان تأمین گاز مورد نیاز مناطق شمالی را فراهم میکرد، اما این سازوکار از سال ۲۰۲۴ متوقف شد. اداره اطلاعات انرژی آمریکا نیز توقف جریان این سوآپ را در گزارش مربوط به بازار انرژی ایران ثبت کرده است.
اکنون بار دیگر بحث واردات گاز از ترکمنستان مطرح شده است. اما مسئله اینجاست که نمیتوان تأمین گاز شمال را صرفاً بر اساس احتمال انعقاد یک قرارداد جدید یا احیای مسیر قبلی بنا کرد. روابط انرژی میان کشورها تابع قراردادهای تجاری، ظرفیت تولید، بازارهای جایگزین و البته محدودیتهای ناشی از تحریم است.
از سوی دیگر، ترکمنستان و آذربایجان خود نیز صادرکننده انرژی هستند و هر دو کشور برای فروش گاز خود گزینههای مختلفی در بازار منطقه دارند؛ بنابراین تأمین گاز از شمال شرق باید یک قرارداد پایدار و قابل اتکا باشد، نه راهحلی موقت که تنها در زمان اوج بحران به سراغ آن برویم.
نگرانی درباره زمستان امسال زمانی جدیتر میشود که وضعیت تولید گاز کشور را نیز کنار وضعیت شمال بگذاریم.
پس از آسیب به برخی تأسیسات انرژی، مسئولان دولت از کاهش قابل توجه ظرفیت تولید گاز خبر دادهاند. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، پیشتر از کاهش روزانه حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت تولید گاز کشور سخن گفته بود.
این کاهش در تابستان یک معنا دارد و در زمستان معنایی کاملاً متفاوت پیدا میکند. در فصل گرم، بخشی از فشار شبکه به واسطه پایینتر بودن مصرف خانگی قابل مدیریت است، اما در زمستان افزایش مصرف بخش خانگی و تجاری، نیروگاهها و صنایع را همزمان تحت فشار قرار میدهد.
مدیرعامل شرکت گاز گلستان نیز از تدوین سناریوهایی برای مدیریت افت فشار خبر داده و گفته است در برخی سناریوها کاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی تأمین گاز مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین اعلام شده که ۱۱ استان ممکن است با افت فشار مواجه شوند و سه استان شرایط دشوارتری داشته باشند.
اهمیت این اظهارات در آن است که گلستان، مانند مازندران و گیلان، در انتهای شبکه انتقال قرار دارد و در دوره اوج مصرف، آسیبپذیری آن بیشتر میشود.
با توجه به اظهارات مقام مسئول روشن است که اولویتبندی مصرف برای زمستان از هماکنون در حال طراحی است. در این اولویتبندی، بخش خانگی طبیعتاً در بالاترین سطح قرار دارد. به همین دلیل نیز مدیران شرکتهای گاز استانی تأکید میکنند هدف از محدودیت صنایع، حفظ پایداری گازرسانی به خانوارهاست.
اما همین سیاست یک هزینه اقتصادی مهم دارد. به این معنی اگر قرار باشد گاز خانهها حفظ شود، بخشی از کمبود باید از محل کاهش مصرف صنایع جبران شود.
استاندار گیلان از احتمال اعمال محدودیت برای صنایع بزرگ خبر داده است؛ صنایعی که میزان مصرف انرژی آنها بالاست. شرکت گاز استان نیز از صنایع خواسته برای زمستان سوخت دوم آماده شوند و نسبت به محدودیت احتمالی مصرف گاز هشدار داده است؛ بنابراین مسئله فقط این نیست که آیا مردم در شمال کشور در زمستان گاز خواهند داشت یا نه. مسئله بعدی این است که برای تأمین گاز خانوارها، چه میزان از تولید کارخانهها قربانی خواهد شد.
اهمیت این موضوع زمانی روشن میشود که به صنایع مستقر در شمال کشور نگاه کنیم.
در گیلان، صنعت فولاد یکی از بخشهای مهم تولیدی استان است. این استان چند واحد فولادی فعال دارد و مجموع ظرفیت تولید آنها به بیش از دو میلیون تن میرسد. تولید فولاد نیز فقط به همان کارخانه محدود نمیشود و زنجیرهای از صنایع پاییندستی و واحدهای مرتبط با ساختمان و تولید را درگیر میکند.
سیمان نیز یکی دیگر از صنایع انرژیبر شمال کشور است. در گیلان کارخانههای سیمان دیلمان و سیمان خزر فعالیت دارند. در مازندران نیز کارخانه سیمان مازندران در نکا از واحدهای مهم تولیدی استان است و در گلستان کارخانه سیمان پیوند فعالیت میکند.
این صنایع از جمله واحدهایی هستند که در صورت محدودیت گاز، نمیتوانند بدون هزینه تولید خود را ادامه دهند. استفاده از سوخت جایگزین، کاهش ظرفیت تولید یا توقف موقت هر کدام هزینه متفاوتی دارد.
به این ترتیب، اگر گاز صنایع بزرگ در زمستان محدود شود، اثر آن لزوماً همان روز در قبض گاز خانوار دیده نمیشود، اما میتواند چند هفته یا چند ماه بعد در قیمت مصالح ساختمانی، هزینه پروژههای عمرانی و قیمت محصولات صنعتی ظاهر شود.
موضوع فقط فولاد و سیمان نیست. شمال کشور بخش مهمی از ظرفیت کشاورزی، صنایع غذایی و لبنی کشور را نیز در خود جای داده است.
استانهایی مانند مازندران، گیلان و گلستان در تولید محصولات کشاورزی و دامی و فرآوری آنها نقش مهمی دارند. صنایع لبنی، سردخانهها، واحدهای فرآوری و صنایع غذایی نیز برای فعالیت مستمر به انرژی نیاز دارند.
در چنین صنایعی، قطعی یا افت فشار گاز ممکن است به اندازه یک کارخانه فولاد آشکار نباشد، اما میتواند هزینه تولید را افزایش دهد. استفاده از سوخت جایگزین، هزینه نگهداری و حمل سوخت و اختلال در فرآیند تولید همگی در نهایت روی قیمت تمامشده اثر میگذارند.
در شرایطی که خانوارها همین حالا هم با افزایش هزینه مواد غذایی مواجهاند، اضافه شدن هزینه انرژی به زنجیره تولید میتواند فشار بیشتری بر قیمت مصرفکننده وارد کند.
تأکید دولت و شرکتهای گاز بر استفاده صنایع از سوخت دوم یک راهکار شناختهشده برای عبور از دورههای کمبود گاز است. اما این راهکار نیز محدودیتهای خود را دارد.
همه کارخانهها به یک اندازه امکان استفاده از سوخت جایگزین ندارند. تغییر سیستم سوخت، تأمین مخزن، خرید و انتقال سوخت و آمادهسازی تجهیزات هزینهبر است. ضمن اینکه استفاده گستردهتر از سوخت مایع میتواند تبعات زیستمحیطی نیز داشته باشد.
از سوی دیگر، اگر گاز نیروگاهها هم با محدودیت مواجه شود، استفاده از سوخت مایع برای تولید برق میتواند دوباره موضوع آلودگی هوا را به میان بیاورد.
به این ترتیب ممکن است بخشی از بحران گاز از شبکه گاز به بازار سوخت مایع منتقل شود؛ یعنی به جای اینکه کمبود مستقیماً با قطع گاز خانوار جبران شود، با کاهش تولید صنایع، مصرف سوخت مایع، افزایش هزینه تولید و در برخی موارد افزایش آلودگی پاسخ داده شود.
آنچه در شمال کشور در حال شکلگیری است، بیش از آنکه به یک پیشبینی درباره سرد بودن هوا شبیه باشد، نشانه آغاز مدیریت اضطراری مصرف انرژی است.
قطع گاز ویلاهای خالی از سکنه در مازندران، الزام ادارات به کاهش ۲۵ درصدی مصرف، هشدار درباره مشترکان پرمصرف، درخواست از صنایع برای آمادهسازی سوخت دوم، احتمال محدودیت گاز صنایع بزرگ در گیلان و سناریوهای افت فشار در گلستان، همگی قطعات یک پازل هستند؛ و در تصویر نهایی، سیاست اصلی آن است که در صورت بروز کمبود، ابتدا مصرفهای غیرضروری و سپس صنایع مدیریت شوند تا گاز بخش خانگی حفظ شود.
اما این سیاست هرچقدر هم از نظر اجتماعی قابل فهم باشد، هزینه اقتصادی خود را دارد. کارخانهای که گاز کمتری دریافت کند، ممکن است کمتر تولید کند. تولید کمتر میتواند عرضه را کاهش دهد و کاهش عرضه در شرایط تورمی میتواند به افزایش قیمت منجر شود.
به همین دلیل، بحران گاز شمال را نباید فقط با این معیار سنجید که «آیا گاز خانهها قطع میشود یا نه». ممکن است گاز خانهها برقرار بماند، اما کارخانهها با ظرفیت پایینتری کار کنند، تولیدکننده هزینه بیشتری بپردازد، سوخت جایگزین مصرف شود و در نهایت بخشی از این هزینه به مصرفکننده منتقل شود.
در چنین شرایطی، زمستان سخت برای شمال تبعات گستردهای دارد که به سایر نقاط کشور نیز سرایت میکند؛ لذا اگر برای تأمین پایدار گاز شمال، مسیرهای واردات و انتقال و همچنین ظرفیت تولید داخلی از هماکنون تعیین تکلیف نشود، سرمای زمستان میتواند ناترازی انرژی را به یک بحران اقتصادی گستردهتر تبدیل کند.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید