به گزارش رصد روز، درختان چیتگریکی پس از دیگری خشک میشوند و مسوولان دو نهاد متولی، همچنان یکدیگر را مقصر میدانند؛ شهرداری تهران ریشه بحران را در سیاستهای شهرسازی گذشته جستوجو میکند و سازمان منابع طبیعی از ضعف نگهداری، کمآبی و بیتوجهی به سلامت درختان میگوید. در این میان، قطع ۲۵ هزار درخت آلوده و ضرورت حذف ۷ هزار درخت دیگر، پرسشی اساسی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد: چگونه بحرانی با این ابعاد شکل گرفته و چرا پیش از رسیدن به مرحله قطع گسترده درختان، اقدامات موثری برای مهار آن انجام نشده است؟ چیتگر امروز تنها قربانی خشکسالی و گسترش آفات نیست؛ این بوستان نمادی از ضعف نظارت، ابهام در تقسیم مسوولیتها و مدیریتی است که در آن، بهجای پاسخگویی شفاف درباره دلایل این خسارت گسترده، اختلاف میان نهادها در کانون توجه قرار گرفته است.
بحران چگونه شکل گرفت؟
بوستان جنگلی چیتگر از مهمترین فضاهای سبز غرب تهران است؛ محدودهای که علاوه بر کارکرد تفریحی، در بهبود کیفیت محیط شهری، تعدیل دما و حفظ زیستگاههای طبیعی اهمیت دارد. از همین رو، خشکیدگی گسترده درختان این بوستان را نمیتوان صرفاً مسالهای مربوط به نگهداری یک پارک دانست. آنچه در چیتگر رخ داده، نشانهای از آسیبپذیری فضاهای سبز شهری در برابر ترکیبی از بحران آب، آفات، ضعف مدیریت و نبود برنامهریزی بلندمدت است. بر اساس اظهارات رضا بیانی، مدیرکل منابع طبیعی استان تهران، تاکنون ۲۵ هزار اصله درخت آلوده در چیتگر قطع شده و حدود ۷ هزار اصله دیگر نیز باید قطع شوند. این ارقام، ابعاد نگرانکننده خسارت را نشان میدهند؛ خسارتی که جبران آن با کاشت چند هزار نهال، دستکم در کوتاهمدت، امکانپذیر نیست. درختان جنگلی طی سالها رشد میکنند و بهتدریج به مرحلهای میرسند که میتوانند نقش موثری در ایجاد سایه، حفظ رطوبت خاک و پایداری اکوسیستم داشته باشند. از این منظر، جایگزینی یک درخت بالغ با نهالی جوان، هرچند ضروری، به معنای بازگشت فوری کارکردهای زیستمحیطی درخت ازدسترفته نیست. بنابراین، ارزیابی موفقیت برنامههای احیای چیتگر باید بر اساس بقای درختان کاشتهشده، رشد آنها و بازسازی تدریجی پوشش گیاهی صورت بگیرد، نه صرفا تعداد نهالهای کاشتهشده.
دو روایت متفاوت از یک بحران
در روایت شهرداری تهران، ریشه مشکلات چیتگر را باید در الگوهای شهرسازی دهه ۱۳۸۰ و اوایل دهه ۱۳۹۰ در منطقه ۲۲ جستوجو کرد. سخنگوی شهرداری با تأکید بر اینکه مشکلات موجود ارتباطی با شرایط فعلی ندارد، اعلام کرده است که شهرداری در دوره کنونی اقداماتی برای جبران مشکلات گذشته انجام داده و طی پنج سال اخیر نیز کاشت نهالهای جدید را دنبال کرده است. مهدی چمران، رییس شورای شهر تهران، نیز احتمال داده است که خشکیدگی درختان به دو سال پیش مربوط باشد. او کمآبی، شرایط سنی درختان و بیماری را از عوامل موثر دانسته و تأکید کرده است که جمعآوری درختان بیمار با همکاری سازمان منابع طبیعی انجام شده است. در سوی دیگر، مهدی بابایی، نایبرییس کمیسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران، تعلل سازمان منابع طبیعی را عامل گسترش آفت در بوستانهای چیتگر و سرخهحصار معرفی کرده است. به گفته او، شهرداری برای آغاز اقدامات لازم حتی ناچار به استفاده از ظرفیت قوه قضاییه شده است. با این حال، رضا بیانی روایت متفاوتی ارایه میدهد. او با استناد به ماده ۳ قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع میگوید احاله مدیریت عرصههای منابع طبیعی به یک نهاد، مسوولیتهایی از جمله عملیات بهداشتی و پرورشی، مقابله با آفات، نگهداری، حفاظت و آبیاری را نیز بر عهده آن نهاد میگذارد. به گزارش ایسنا، بیانی تأکید میکند که شهرداری موظف بوده از آفتزدگی درختان پیشگیری کند و در صورت مشاهده آلودگی، موضوع را به منابع طبیعی گزارش دهد و عوامل گسترش آفت را کنترل کند. او همچنین میگوید منابع طبیعی از سال ۱۴۰۱ درباره اهمال شهرداری در نگهداری درختان چیتگر با دستگاه قضایی مکاتبه کرده است.
مسوولیت قانونی با مسوولیت اجرایی چه تفاوتی دارد؟
یکی از مهمترین نکات در اظهارات مدیرکل منابع طبیعی، تأکید بر تفاوت میان مالکیت عرصه و مسوولیت مدیریت آن است. به گفته بیانی، سازمان منابع طبیعی مالک بوستان چیتگر است، اما مدیریت این پارکهای جنگلی در سال ۱۳۹۸ بهصورت قانونی به شهرداری واگذار شده بود؛ واگذاریای که پیش از آن نیز در قالب تفاهمنامههایی وجود داشت. او توضیح میدهد که پیش از سال ۱۳۹۸، شهرداری از پارکها استفاده میکرد، اما قرارداد مشخصی برای تعیین تعهدات مدیریتی وجود نداشت. پس از آن، منابع طبیعی با شهرداری قرارداد بست تا عملیات حفاظتی و بهداشتی و پرورشی، بهویژه آبیاری درختان، انجام شود. بیانی در عین حال تصریح میکند که نمیتوان تمام مسوولیت را متوجه شهرداری دانست، زیرا اداره کل منابع طبیعی نیز باید اعتبارات لازم برای حفاظت از درختان را در اختیار داشته باشد. این توضیح، مسالهای مهمتر از اختلاف لفظی دو نهاد را آشکار میکند: آیا تقسیم وظایف، منابع مالی، اختیارات اجرایی و سازوکار نظارت به شکلی طراحی شده بود که امکان مدیریت موثر جنگل شهری را فراهم کند؟
کمآبی عامل اصلی یا پوششی برای ضعف مدیریت؟
مدیرکل منابع طبیعی استان تهران، کمآبی را مهمترین عامل خشکیدگی درختان چیتگر معرفی میکند. به گفته او، میزان آب در مقطعی حدود ۸۰ لیتر بر ثانیه بوده، اما در سال ۱۴۰۳ به ۲۰ لیتر بر ثانیه کاهش یافته است. بیانی میگوید این میزان اکنون به حدود ۱۷۰ لیتر بر ثانیه رسیده است. او همچنین توضیح میدهد که بخشی از شبکه آبیاری در پارسلهای مختلف ایجاد شده و آب از طریق این شبکه به درختان منتقل میشود. به گفته او، در سالهای خشکسالی، آب برخی چاههای این پارکها برای تأمین آب شرب تهران مورد استفاده قرار گرفته و تعدادی از چاهها نیز به کفشکنی نیاز داشتهاند. دریافت آب از تصفیهخانههایی مانند تصفیهخانه شهید باقری و تعیین حقابهها از دیگر اقداماتی است که او به آنها اشاره میکند. این ارقام، اگرچه از افزایش آبرسانی حکایت دارند، بهتنهایی برای ارزیابی وضعیت واقعی درختان کافی نیستند. باید مشخص شود چه میزان آب به هر بخش از پارک میرسد، توزیع آن چگونه انجام میشود، کیفیت آب برای گونههای مختلف درختی مناسب است یا خیر و آیا میزان آبرسانی با نیاز واقعی پوشش گیاهی تناسب دارد.
قطع ۳۲ هزار درخت ضرورت بهداشتی یا نشانه شکست پیشگیری؟
بر اساس اعلام بیانی، ۲۵ هزار درخت آلوده تاکنون قطع شده و حدود ۷ هزار درخت دیگر نیز باید حذف شوند. او تأکید میکند که منابع طبیعی با همکاری مجری و پیمانکار، درختان را نشانهگذاری کرده و بهتدریج و پارسل به پارسل قطع کرده است.مدیرکل منابع طبیعی استان تهرانهمچنین دخالت دستگاه قضایی را عامل آغاز این عملیات نمیداند و میگوید شهرداری موضوع درختان آلوده را به منابع طبیعی اعلام کرده بود. از منظر مدیریت جنگل، قطع درختان آلوده در مواردی میتواند برای جلوگیری از گسترش آفات ضروری باشد. اما ضرورت احتمالی این اقدام نباید پرسش مهمتری را به حاشیه براند: چرا تعداد زیادی از درختان به مرحلهای رسیدند که قطع آنها در مقیاس گسترده مطرح شد؟ بیانی میگوید در سالهای گذشته، درختان خشکشده و آلوده بهموقع از پارک خارج نشده بودند و توجه کافی به سلامت درختان وجود نداشت. اگر این ارزیابی درست باشد، مساله فقط تأخیر در قطع درختان نیست؛ بلکه با ضعف در نظام پایش، تشخیص زودهنگام و پیشگیری مواجه هستیم. البته قطع درختان آلوده باید با ارزیابی کارشناسی، ثبت مشخصات هر درخت، مستندسازی علت حذف و نظارت بر نحوه اجرای عملیات همراه باشد. انتشار عمومی این اطلاعات میتواند اعتماد شهروندان را افزایش دهد و امکان ارزیابی مستقل تصمیمها را فراهم کند.
کاشت ۲۷ هزار نهال احیای جنگل یا آمارسازی مدیریتی؟
بیانی اعلام کرده است که شهرداری تهران ۲۷ هزار اصله درخت با بن چهار ساله کاشته و چیتگر ظرفیت کاشت ۳۰ تا ۳۵ هزار اصله درخت را دارد. او میگوید درختان جدید از گونههای بومی منطقه، از جمله اقاقیا، بلوط و سنجد، انتخاب شدهاند؛ گونههایی که به گفته وی، نیاز آبی کمتری نسبت به درختان سوزنیبرگ دارند. انتخاب گونههای سازگار با شرایط اقلیمی و محدودیت منابع آب، گامی مهم در احیای پایدار پوشش گیاهی است. با این حال، تعداد نهالهای کاشتهشده تنها یکی از شاخصهای موفقیت به شمار میرود. میزان بقای نهالها پس از تابستان، کیفیت خاک، شرایط کاشت، تناسب گونهها با هر بخش از پارک و دسترسی پایدار به آب، همگی در نتیجه نهایی موثرند. همچنین باید توجه داشت که کاشت نهال، حتی اگر با موفقیت انجام شود، جایگزین فوری خدمات زیستمحیطی درختان بالغ نیست. بنابراین، گزارش عملکرد احیای چیتگر باید علاوه بر شمار درختان کاشتهشده، اطلاعات مربوط به بقای آنها در دورههای یکساله و چندساله را نیز در بر گیرد. تأکید بیانی بر اینکه «نیازی نیست درختهای گلدانی حتماً در فصل بارندگی کاشته شوند» نیز باید در چارچوب شرایط فنی هر عملیات بررسی شود. امکان کاشت خارج از فصل بارندگی به معنای بینیازی از مدیریت دقیق آبیاری و مراقبت پس از کاشت نیست.
چیتگر به پاسخگویی نیاز دارد نه فقط نهالهای تازه
خشکیدگی هزاران درخت در چیتگر را نمیتوان صرفا پیامد اجتنابناپذیر خشکسالی دانست و نمیتوان بدون بررسی مستندات، تمام تقصیر را متوجه یک نهاد کرد. آنچه از اظهارات مسوولان برمیآید، ترکیبی از کمآبی، مشکلات نگهداری، گسترش آفات و ابهام در نحوه اجرای مسوولیتهاست؛ عواملی که باید سهم هر یک از آنها بهطور دقیق مشخص شود. چیتگر امروز بیش از هر چیز به برنامهای شفاف برای احیا، تأمین پایدار آب و نظارت مستقل نیاز دارد. اگر قرار باشد موفقیت مدیریت تنها با اعلام تعداد نهالهای کاشته شده سنجیده شود، ممکن است چند سال دیگر همان پرسشها درباره درختان تازهکاشتهشده تکرار شوند. سرمایه طبیعی یک شهر با تصمیمهای کوتاهمدت و جابهجایی مسوولیت حفظ نمیشود. حفاظت از درختان چیتگر مستلزم آن است که شهرداری و منابع طبیعی، هر دو، در برابر عملکرد خود پاسخگو باشند و نتیجه اقداماتشان نه در آمارهای اداری، بلکه در بقای درختان و بازگشت تدریجی حیات به این بوستان جنگلی دیده شود.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید