اقتصادی که بر پایه رانت حرکت کند، به تدریج انگیزههای خود را از دست میدهد.
دولت با چاپ پول به اسم حمایت از تولید، قدرت خرید را از جیب فقیرترین افراد جامعه که آخرین دریافتکنندگان پول هستند، برمیدارد.
بسیاری از کارشناسان معتقدند تداوم تورم بالا و رکود اقتصادی، طبقه متوسط ایران را دچار فرسایش تدریجی کرده است.
اقتصاد ایران سالهاست درگیر تورم است اما دو شوک ارزی در سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ ، هزینهی خرید غذا در ایران را به شدت بالا برده است.
فروشندگان بازار لوازم خانگی از شرایط فعلی بازار به شدت گلایه دارند و میگویند نه خریداران و نه فروشندگان چشمانداز روشنی از قیمتها ندارند.
سالهاست دولتها، از ساماندهی نیروهای شرکتی حرف میزنند، اما در نوبت اجرا، چرخها در سنگلاخ لابیهای قدرتمند گیر میکند و وعدهها خاک میخورد.
در بسیاری از کشورها تورم یک بحران مقطعی است، اما در ایران به بخشی دائمی از زندگی تبدیل شده است.
اینروزها نهتنها گرانی قانونی، بلکه تخلفات سیستماتیک و باگهای کلافهکننده سامانه «نانینو»، سفرههای مردم را به گروگان گرفته است.
اگر به تجربههای موفق جهانی نگاه کنیم، میبینیم که حتی کشورهایی که زمانی فقیر بودند، به محض اینکه زنجیرهای دولتی را از پای اقتصاد گشودند، با جهش خیرهکننده درآمد سرانه روبرو شدند.
بحران ارزی ایران نه یک اتفاق است و نه تقدیر بلکه پیامد انتخابهایی است که میتوانستند غیر از این باشند.