از خلیج فارس تا اروپا؛ چگونه اختلال در مسیرهای انرژی، معادلات قدرت اقتصادی جهان را تغییر می‌دهد؟

تحولات بازار جهانی انرژی در سال ۲۰۲۶ بار دیگر نشان داد که امنیت انرژی دیگر صرفاً تابع میزان ذخایر نفت و گاز یا ظرفیت تولید کشورهای صادرکننده نیست؛ بلکه به‌شدت تحت تأثیر امنیت مسیرهای انتقال، ساختار تجارت بین‌المللی، انعطاف‌پذیری زنجیره تأ...

به گزارش رصد روز، دکتر محمدهادی منحصر – متخصص دیپلماسی انرژی و سیاست‌گذاری راهبردی صنعت پتروشیمی – در یادداشتی مطرح کرد:

آنچه امروز در خلیج فارس و تنگه هرمز جریان دارد، نمونه روشنی از انتقال یک شوک ژئوپلیتیکی به بازارهای جهانی و تبدیل آن به یک مسئله اقتصادی در مقیاس بین‌المللی است.

اهمیت راهبردی تنگه هرمز از آنجا ناشی می‌شود که این گذرگاه صرفاً یک مسیر جغرافیایی برای عبور نفتکش‌ها و حامل‌های گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) نیست؛ بلکه یکی از گلوگاه‌های اصلی پیوند میان تولیدکنندگان انرژی در خاورمیانه و مراکز بزرگ مصرف در آسیا و سایر مناطق جهان محسوب می‌شود. هرگونه اختلال در این مسیر، علاوه بر کاهش عرضه فیزیکی، هزینه حمل‌ونقل، بیمه، تأمین مالی، زمان تحویل محموله‌ها و ریسک قراردادهای تجاری را افزایش می‌دهد.

در چنین شرایطی، حتی کشورهایی که مستقیماً در منطقه حضور ندارند، از طریق افزایش قیمت انرژی و هزینه واردات، آثار اقتصادی این اختلال را تجربه می‌کنند.

گزارش «بررسی امنیت جهانی گاز ۲۰۲۶» آژانس بین‌المللی انرژی که در سوم نوامبر منتشر شد، ابعاد این تحول را به‌روشنی نشان می‌دهد. بر اساس این گزارش، بارگیری LNG از قطر و امارات متحده عربی در فاصله مارس تا اکتبر ۲۰۲۶ بیش از ۶۰ میلیارد مترمکعب نسبت به دوره مشابه کاهش یافته است.

در همین دوره، تولید LNG خارج از خلیج فارس بیش از ۴۰ میلیارد مترمکعب افزایش پیدا کرده، اما این رشد تنها حدود دوسوم کاهش عرضه منطقه را جبران کرده است.

در نتیجه، تولید جهانی LNG در فاصله مارس تا اکتبر حدود ۶ درصد کاهش داشته و آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی کرده است عرضه جهانی این محصول در کل سال ۲۰۲۶ حدود ۳ درصد، معادل نزدیک به ۲۰ میلیارد مترمکعب، کاهش یابد؛ کاهشی که در صورت تحقق، شدیدترین افت سالانه ثبت‌شده در این بازار خواهد بود.

این ارقام یک واقعیت مهم را آشکار می‌کنند: بازار جهانی انرژی، باوجود توسعه زیرساخت‌های جدید و افزایش تعداد عرضه‌کنندگان، همچنان در برابر اختلال در گلوگاه‌های جغرافیایی آسیب‌پذیر است.

اروپا؛ جایی که شوک خلیج فارس به مسئله امنیت اقتصادی تبدیل می‌شود

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این تحولات در بازار اروپا قابل مشاهده است. اتحادیه اروپا پس از بحران انرژی سال ۲۰۲۲ تلاش کرد با تنوع‌بخشی به منابع واردات، توسعه ظرفیت دریافت LNG، افزایش ذخایر زیرزمینی و تقویت ارتباطات شبکه‌ای، وابستگی خود به مسیرهای محدود تأمین گاز را کاهش دهد. بااین‌حال، تحولات سال ۲۰۲۶ نشان داده است که تنوع‌بخشی جغرافیایی به‌تنهایی برای تضمین امنیت عرضه کافی نیست.

بر اساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، ذخایر گاز اتحادیه اروپا در آغاز فصل گرمایش ۲۰۲۶-۲۰۲۷ در پایین‌ترین سطح خود از سال ۲۰۱۳ قرار گرفته است.

همچنین گزارش اکتبر ۲۰۲۶ شبکه اپراتورهای انتقال گاز اروپا نشان می‌دهد که تأسیسات ذخیره‌سازی اتحادیه اروپا در اول اکتبر حدود ۷۲ درصد ظرفیت کاری خود پر بوده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی هشدار داده است که در سناریوی تداوم اختلال جریان LNG از تنگه هرمز و وقوع زمستان سردتر از متوسط، سطح ذخایر اروپا ممکن است تا پایان مارس ۲۰۲۷ به کمتر از ۱۰ درصد ظرفیت کاری برسد.

از منظر اقتصادی، مسئله صرفاً احتمال کمبود فیزیکی گاز نیست؛ بلکه افزایش هزینه تأمین انرژی برای صنایع، کاهش رقابت‌پذیری تولید، فشار بر تراز تجاری و انتقال هزینه انرژی به مصرف‌کنندگان نیز اهمیت دارد. در فاصله مارس تا اکتبر ۲۰۲۶، متوسط قیمت نقدی گاز در شاخص اروپایی TTF نزدیک به ۲۰ دلار به ازای هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا (MMBtu) بوده که حدود ۷۰ درصد بیشتر از دوره مشابه سال قبل است. در بازار نقدی LNG آسیا نیز متوسط قیمت به حدود ۲۱.۵ دلار رسیده و نزدیک به ۸۰ درصد رشد سالانه را تجربه کرده است.

این روند نشان می‌دهد که رقابت اروپا و آسیا برای جذب محموله‌های انعطاف‌پذیر LNG می‌تواند به یکی از متغیرهای تعیین‌کننده قیمت انرژی در ماه‌های آینده تبدیل شود.

بازار انرژی؛ از رقابت بر سر منابع تا رقابت بر سر مسیرها و قراردادها

یکی از تحولات ساختاری بازار جهانی گاز، افزایش انعطاف‌پذیری تجارت LNG است.

سهم قراردادهای LNG فاقد محدودیت مقصد از حدود ۲۹ درصد در سال ۲۰۱۶ به بیش از ۵۰ درصد در سال ۲۰۲۵ رسیده است. این تحول به خریداران و فروشندگان امکان می‌دهد محموله‌ها را متناسب با شرایط عرضه، تقاضا و قیمت در بازارهای مختلف جابه‌جا کنند.

بااین‌حال، انعطاف‌پذیری تجاری لزوماً به معنای امنیت عرضه ارزان‌تر نیست.

هنگامی که عرضه فیزیکی کاهش می‌یابد، همین قابلیت تغییر مقصد می‌تواند رقابت میان خریداران را تشدید کند. در چنین شرایطی، کشورهایی که توان مالی بیشتر، زیرساخت دریافت مناسب و قراردادهای متنوع‌تری دارند، از قدرت چانه‌زنی بالاتری برخوردار می‌شوند؛ درحالی‌که اقتصادهای آسیب‌پذیرتر با هزینه بیشتری انرژی موردنیاز خود را تأمین خواهند کرد.

از این منظر، قدرت در بازار انرژی آینده تنها در اختیار کشورهایی نخواهد بود که ذخایر بیشتری دارند؛ بلکه کشورهایی نیز قدرت خواهند داشت که بر زیرساخت‌های انتقال، ظرفیت ذخیره‌سازی، فناوری مایع‌سازی، شبکه‌های تجاری و ابزارهای مالی تسلط بیشتری پیدا کنند.

ایران؛ ضرورت تبدیل موقعیت جغرافیایی به ظرفیت ژئواکونومیک

برای ایران، این تحولات واجد دو سطح از اهمیت است. سطح نخست، ضرورت صیانت از امنیت و پایداری تجارت انرژی در خلیج فارس است. سطح دوم، بازتعریف جایگاه ایران در معماری آینده بازار منطقه‌ای و جهانی انرژی است.

البته نباید میان اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز و توانایی بالفعل ایران برای بهره‌برداری اقتصادی از تحولات بازار جهانی خلط کرد. ایران باوجود برخورداری از منابع عظیم گاز، در حال حاضر زیرساخت صادرات گسترده LNG در مقیاس قطر یا آمریکا را در اختیار ندارد. بنابراین، افزایش قیمت جهانی گاز به‌خودی‌خود به معنای افزایش درآمد صادراتی ایران نیست. تبدیل مزیت جغرافیایی و منابع طبیعی به قدرت اقتصادی، مستلزم سرمایه‌گذاری، فناوری، زیرساخت و دیپلماسی فعال است.

در این چارچوب، پنج اقدام راهبردی برای ایران اهمیت دارد:

نخست، تدوین دکترین دیپلماسی انرژی خلیج فارس با محوریت امنیت جمعی مسیرهای انتقال، همکاری منطقه‌ای و کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیکی تجارت انرژی. امنیت تنگه هرمز باید در چارچوب منافع مشترک کشورهای مصرف‌کننده و تولیدکننده انرژی مورد توجه قرار گیرد.

دوم، تنوع‌بخشی به بازارهای صادراتی و قراردادهای انرژی از طریق توسعه همکاری با کشورهای همسایه، بازارهای آسیایی و اقتصادهای نوظهور. تمرکز بر یک یا چند بازار محدود، قدرت چانه‌زنی اقتصادی کشور را کاهش می‌دهد.

سوم، توسعه زنجیره ارزش پتروشیمی به‌عنوان راهبردی برای تبدیل منابع گازی به محصولات قابل تجارت با ارزش افزوده بالاتر. در شرایطی که رقابت بر سر محموله‌های LNG افزایش می‌یابد، توسعه محصولات پتروشیمیایی تخصصی و پایین‌دستی می‌تواند بخشی از مزیت اقتصادی منابع گازی ایران را در زنجیره‌های جهانی حفظ کند.

چهارم، تقویت دیپلماسی اقتصادی و حضور فعال در نهادهای بین‌المللی انرژی از جمله مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF) و سازوکارهای همکاری منطقه‌ای. حضور در این نهادها زمانی ارزشمند خواهد بود که از سطح مشارکت تشریفاتی عبور کند و به اثرگذاری در شکل‌دهی قواعد بازار، امنیت عرضه و همکاری‌های فناورانه منجر شود.

پنجم، سرمایه‌گذاری در تاب‌آوری زیرساخت‌های انرژی و تجارت خارجی؛ از تأسیسات تولید و فرآورش گرفته تا بنادر، پایانه‌ها، شبکه‌های انتقال، زیرساخت‌های بیمه و حمل‌ونقل. امنیت انرژی بدون استمرار عملکرد زنجیره تأمین قابل تحقق نیست.

در نهایت، تحولات سال ۲۰۲۶ یک پیام روشن برای سیاست‌گذاران انرژی دارد:

جغرافیا زمانی به قدرت تبدیل می‌شود که با ظرفیت اقتصادی، فناوری، زیرساخت و دیپلماسی پشتیبانی شود. تنگه هرمز برای ایران تنها یک موقعیت جغرافیایی نیست؛ بخشی از معادله قدرت اقتصادی و امنیت انرژی در نظام بین‌الملل است.

از خلیج فارس تا اروپا، آنچه امروز در حال تغییر است صرفاً مسیر حرکت محموله‌های انرژی نیست؛ بلکه قواعد توزیع هزینه، ریسک و قدرت در اقتصاد جهانی است.

ایران اگر بخواهد در نظم جدید انرژی نقش مؤثری ایفا کند، باید از نگاه صرفاً تولیدمحور عبور کرده و دیپلماسی انرژی را به یکی از ارکان سیاست خارجی و راهبرد توسعه اقتصادی خود تبدیل کند.

در جهان امروز، منابع انرژی قدرت بالقوه می‌سازند، اما این حکمرانی هوشمندانه، امنیت مسیرها و دیپلماسی اقتصادی است که آن قدرت را به نفوذ و ثروت پایدار تبدیل می‌کند.

 

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار