به گزارش اختصاصی رصد روز، اظهارات محمدرضا سعیدی، مدیرعامل شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی (شستا)، درباره اقامت خانوادهاش در خارج از کشور و تحصیل خود در دانشگاههای خارجی، بار دیگر موضوع مسئولیتپذیری مدیران ارشد اقتصادی و نسبت میان گفتار و عملکرد آنان را به بحثی قابل تأمل تبدیل کرده است.
البته تحصیل در خارج از کشور یا برخورداری اعضای خانواده از اقامت خارجی، بهخودیخود نه تخلف محسوب میشود و نه دلیلی برای زیر سؤال بردن صلاحیت حرفهای یک مدیر است؛ اما وقتی سخن از مدیرعامل مجموعهای به میان میآید که داراییهای آن با حق بیمه و سرمایههای متعلق به میلیونها شاغل و بازنشسته گره خورده، پرسش درباره شفافیت و مسئولیت اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
آقای سعیدی! شما در جایگاه مدیرعامل شستا از محل مسئولیت مدیریتی خود در ایران حقوق و مزایا دریافت میکنید. در چنین شرایطی، آیا هزینههای اقامت و زندگی خانواده شما در خارج از کشور صرفاً از منابع شخصی تأمین میشود؟ آیا بخشی از درآمد حاصل از مسئولیت مدیریتی شما در ایران صرف این هزینهها میشود؟ اگر چنین است، سازوکار تأمین این هزینهها چیست؟
تأکید میکنیم که محل اقامت خانواده یک مدیر، موضوعی شخصی است و بدون وجود اسناد و شواهد نمیتوان آن را به استفاده از منابع عمومی یا شرکت محل مدیریت وی مرتبط دانست؛ اما شفافسازی درباره منابع تأمین هزینههای زندگی مدیران ارشد، بهویژه مدیرانی که مسئولیت اداره سرمایههای عمومی و بیننسلی را بر عهده دارند، مطالبهای منطقی و قابل پاسخگویی است.
بخش دیگری از اظهارات سعیدی به تحصیل وی در خارج از کشور و افتخار به این تجربه اختصاص دارد. طبیعتاً تحصیل در دانشگاههای معتبر خارجی میتواند فرصت ارزشمندی برای کسب دانش و تجربه باشد و هیچ ضرورتی وجود ندارد که یک مدیر به دلیل تحصیل در خارج از کشور مورد انتقاد قرار گیرد.
با این حال، پرسش اینجاست که مدیران ارشد اقتصادی کشور تا چه اندازه برای تقویت ظرفیت دانشگاههای داخلی و ایجاد فرصتهای برابر برای دانشجویان ایرانی دغدغه دارند؟
دانشجویانی که با وجود محدودیتهای اقتصادی و آموزشی در دانشگاههای کشور تحصیل میکنند، شایسته حمایت و برخورداری از فرصتهای شغلی برابر هستند. افتخار به تجربه تحصیل در خارج از کشور نباید به معنای نادیده گرفتن توان علمی دانشگاههای داخلی یا کماهمیت جلوه دادن تلاش دانشجویان ایرانی باشد.
مدیرعامل شستا صرفاً مدیر یک بنگاه اقتصادی نیست. تصمیمات و عملکرد او با داراییهای متعلق به جامعه بزرگی از بیمهشدگان و بازنشستگان ارتباط دارد؛ افرادی که بخش مهمی از درآمد دوران اشتغال خود را برای برخورداری از امنیت اقتصادی در دوران بازنشستگی به سازمان تأمین اجتماعی سپردهاند.
از همین رو، اظهارات مدیران این مجموعه باید با حساسیت بیشتری نسبت به اعتماد عمومی و انتظارات جامعه همراه باشد. در شرایطی که بسیاری از خانوادههای ایرانی با دشواریهای اقتصادی و نگرانی درباره آینده فرزندان خود مواجه هستند، هرگونه ابهام در سبک زندگی و منابع درآمدی مدیران ارشد میتواند زمینهساز شکلگیری پرسشها و بیاعتمادی عمومی شود.
از سوی دیگر، اظهاراتی از این دست میتواند به سوژهای برای بهرهبرداری رسانههای معاند تبدیل شود؛ موضوعی که بهترین راه مواجهه با آن نه پنهانکاری و نه برخورد با منتقدان، بلکه ارائه اطلاعات شفاف و پاسخهای مستند است.
در نهایت، پرسش اصلی از محمدرضا سعیدی این است: آیا حاضر است درباره منابع تأمین هزینههای اقامت خانوادهاش و نسبت آن با درآمدهای شخصی خود شفافسازی کند؟ همچنین چه برنامهای برای حمایت از سرمایه انسانی و ظرفیتهای علمی داخل کشور دارد؟
انتقاد از این اظهارات به معنای محدود کردن حق انتخاب شخصی مدیران نیست؛ بلکه تأکید بر این اصل است که هرچه جایگاه مدیریتی و مسئولیت اقتصادی افراد بزرگتر باشد، انتظار جامعه برای شفافیت، پاسخگویی و رعایت ملاحظات اجتماعی نیز بیشتر خواهد بود.
شستا امانت اقتصادی میلیونها بیمهشده و بازنشسته است و مدیران آن باید بدانند که اعتماد عمومی، سرمایهای نیست که بتوان با چند جمله از کنار پرسشهای مربوط به آن عبور کرد.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید