به گزارش اختصاصی رصد روز، شرکت آنتیبیوتیکسازی ایران، از شرکتهای وابسته به هلدینگ تیپیکو و مجموعه شستا، در حالی با افت سنگین تولید و فروش مواجه شده که ترکیب هیئتمدیره و مدیرعامل آن، پرسشهای جدی درباره تخصص و شایستگی مدیریتی در یک بنگاه دارویی ایجاد میکند.
مسئله فقط کاهش چند عدد در صورتهای مالی نیست؛ مسئله این است که در یک شرکت تخصصی تولید دارو، چه کسانی تصمیم میگیرند، چه تخصصی دارند و چه کسی باید پاسخگوی نتیجه عملکرد آنها باشد؟
سقوط تولید و فروش؛ وقتی محصول کمتر میشود اما درآمد ریالی بالا میرود
بررسی عملکرد پنجماهه شرکت در سال ۱۴۰۴، تصویری نگرانکننده از وضعیت تولید و فروش ارائه میدهد.
بر اساس ارقام مورد استناد این گزارش، تولید شرکت از ۴۰۳ هزار کیلوگرم در پنجماهه ۱۴۰۴ به ۲۱۸ هزار کیلوگرم رسیده است؛ یعنی کاهش حدود ۴۶ درصدی.
در بخش فروش نیز وضعیت بهتر نیست. فروش مقداری از ۳۱۵ هزار کیلوگرم به ۱۶۰ هزار کیلوگرم سقوط کرده؛ افتی معادل ۵۱ درصد.
اما بخش ارزی ماجرا، هشدار جدیتری دارد: فروش ارزی شرکت از حدود ۱۰ میلیون دلار به تنها ۲ میلیون دلار رسیده است؛ یعنی کاهش ۸۰ درصدی.
این اعداد، دستکم در ظاهر، از کاهش شدید حجم فعالیت تجاری شرکت حکایت دارند؛ موضوعی که نمیتوان با چند جمله کلی درباره شرایط بازار یا دشواریهای صنعت دارو از کنار آن عبور کرد.
تناقض بزرگ صورتهای مالی؛ نصف فروش، درآمد ریالی بیشتر!
در میان این ارقام، یک نکته بیش از همه جلب توجه میکند.
با وجود سقوط ۵۱ درصدی فروش مقداری، درآمد عملیاتی شرکت با رشد ۲ درصدی به ۷۶۲ میلیارد تومان رسیده است.
یعنی شرکت با فروش تقریباً نصف محصول، توانسته درآمد ریالی خود را افزایش دهد.
این موضوع لزوماً به معنای تخلف یا عملکرد نادرست نیست؛ اما بدون تردید نیازمند بررسی دقیق است. آیا نرخ فروش محصولات به شکل قابل توجهی افزایش یافته؟ آیا ترکیب محصولات فروختهشده تغییر کرده؟ آیا افزایش قیمت، افت مقداری فروش را پوشانده است؟ حاشیه سود چه تغییری داشته و این رشد درآمد تا چه اندازه پایدار است؟
پرسش اساسی اینجاست: آیا افزایش درآمد ریالی، واقعاً نشانه بهبود عملکرد است یا صرفاً اثر افزایش نرخ فروش در شرایط افت شدید تولید و فروش؟
پاسخ این پرسش باید در صورتهای مالی، گزارش هیئتمدیره، ترکیب فروش، قیمتگذاری محصولات و حاشیه سود روشن شود؛ نه در دفاعیات کلیشهای مدیریتی.
هیئتمدیرهای که تخصص دارویی در مدارک آن دیده نمیشود
حالا باید به ترکیب مدیریتی شرکت نگاه کرد؛ ترکیبی که در کنار این عملکرد، حساسیت موضوع را بیشتر میکند.
بر اساس اطلاعات ارائهشده درباره مدارک تحصیلی اعضای هیئتمدیره و مدیرعامل، سوابق تحصیلی این افراد به شرح زیر است:
علی شریف اعلم / عضو غیرموظف هیئتمدیره ـ دکترای مدیریت استراتژیک
علی فرهادپور / عضو موظف هیئتمدیره ـ کارشناسی حسابداری مالی
علی احمد لیوانی / رئیس هیئتمدیره ـ کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی
مهدی رضایی فرحآبادی / نایبرئیس هیئتمدیره و مدیرعامل ـ دکترای مدیریت کسبوکار
فرهاد غفوریان خوچین / عضو غیرموظف هیئتمدیره ـ کارشناسی حسابداری
خودِ داشتن مدرک مدیریت یا حسابداری، بهتنهایی ایراد یا تخلف محسوب نمیشود. شرکتها به تخصصهای مختلف مدیریتی، مالی و اجرایی نیاز دارند.
اما پرسش اینجاست: وقتی موضوع، اداره یک شرکت تخصصی تولید آنتیبیوتیک است، تخصص دارویی، تولید صنعتی دارو، فناوری ساخت، کنترل کیفیت، زنجیره تأمین و بازار محصولات کجای این ترکیب قرار دارد؟
آیا این شرکت از حضور افراد دارای تخصص حرفهای در صنعت دارو، تولید مواد مؤثره، مهندسی شیمی، داروسازی صنعتی یا مدیریت تخصصی صنایع دارویی بهره میبرد؟
اگر پاسخ مثبت است، چرا این تخصصها در معرفی عمومی ترکیب هیئتمدیره و مدیرعامل برجسته نیست؟ و اگر پاسخ منفی است، چه کسی باید درباره این خلأ تخصصی توضیح بدهد؟
آقای میدری؛ شرکت دارویی را با چه منطقی به مدیران غیرمتخصص سپردهاید؟
احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در جایگاهی قرار دارد که انتظار میرود درباره عملکرد شرکتهای زیرمجموعه شستا پاسخ روشن بخواهد.
شرکت آنتیبیوتیکسازی ایران، بنگاهی در حوزه تولید داروست؛ حوزهای که مستقیماً با سلامت مردم، امنیت دارویی کشور، تولید داخلی و منابع اقتصادی مجموعه تأمین اجتماعی ارتباط دارد.
در چنین شرکتی، نمیتوان صرفاً به این بسنده کرد که مدیران، مدارک مدیریتی یا مالی دارند. سؤال مهمتر این است که آیا این افراد توان تخصصی لازم برای هدایت یک مجموعه دارویی را دارند؟ آیا عملکرد آنها ارزیابی شده؟ آیا برای افت تولید و فروش، برنامه اصلاحی وجود دارد؟
آقای میدری، از شما باید پرسید: این افراد با چه معیار تخصصی برای مدیریت یک شرکت دارویی انتخاب شدهاند؟
اگر صلاحیت حرفهای آنها احراز شده، مستنداتش کجاست؟ اگر عملکرد شرکت قابل دفاع است، چرا تولید ۴۶ درصد و فروش مقداری ۵۱ درصد کاهش یافته؟ اگر افت عملکرد ناشی از عوامل بیرونی است، برنامه مدیریت برای جبران آن چیست؟
وزارت کار نمیتواند در برابر عملکرد شرکتهای وابسته به شستا صرفاً ناظر خاموش باشد. سهامداران و افکار عمومی حق دارند بدانند مدیران این شرکتها بر اساس تخصص و شایستگی منصوب شدهاند یا ملاحظات دیگری در انتخاب آنها نقش داشته است.
مدیرعامل شستا؛ این ترکیب نامتقارن چرا برای شما سؤال ایجاد نکرده است؟
اما خطاب اصلی دیگر این گزارش، مدیرعامل شستا و مدیران هلدینگ تیپیکو هستند.
چگونه ممکن است در یک شرکت تخصصی تولید آنتیبیوتیک، ترکیب مدیریتی تا این اندازه بر مدار مدیریت اجرایی، مدیریت کسبوکار و حسابداری بچرخد، اما تخصص دارویی در معرفی اعضای اصلی هیئتمدیره و مدیرعامل به چشم نیاید؟
آیا این ترکیب پیش از انتصاب بررسی شده است؟ آیا شاخصهای تخصصی برای انتخاب مدیرعامل و اعضای هیئتمدیره وجود داشته؟ آیا عملکرد تولید و فروش شرکت، در ارزیابی مدیران لحاظ شده است؟
و مهمتر از همه:
مدیرعامل شستا، چرا این ترکیب نامتقارن برای شما سؤال ایجاد نکرده است؟
آیا در ساختار شستا، برای اداره یک شرکت دارویی، صرف داشتن مدرک مدیریت یا حسابداری کافی است؟ آیا تخصص صنعتی و دارویی در انتصابات شرکتهای تخصصی، اولویت دارد یا صرفاً داشتن عنوان مدیریتی و سابقه اجرایی کفایت میکند؟
اینها پرسشهای حاشیهای نیستند. وقتی تولید و فروش یک شرکت تخصصی با چنین افتی روبهرو میشود، ترکیب مدیریتی و کیفیت تصمیمگیری باید در کانون توجه قرار بگیرد.
مسئله فقط یک شرکت نیست؛ مسئله مدل انتصابات در شستا است
آنچه در آنتیبیوتیکسازی ایران دیده میشود، اگر ارقام عملکردی ارائهشده درست باشد، باید به یک سؤال بزرگتر منجر شود: آیا در شرکتهای تخصصی زیرمجموعه شستا، تخصص واقعی صنعت به اندازه کافی در انتخاب مدیران مورد توجه قرار میگیرد؟
صنعت دارو، صنعت آزمونوخطا با مدیران فاقد شناخت تخصصی نیست. تولید دارو به زنجیرهای از دانش فنی، کنترل کیفیت، تأمین مواد اولیه، فناوری تولید، استانداردهای سختگیرانه و شناخت بازار نیاز دارد.
مدیری که این زنجیره را نمیشناسد، ممکن است در حوزههای دیگری مدیر موفقی باشد؛ اما این موفقیت، بهخودیخود صلاحیت اداره یک کارخانه دارویی را اثبات نمیکند.
بنابراین، انتظار از شستا و تیپیکو این است که درباره معیارهای انتصاب مدیران، سوابق تخصصی آنها، ارزیابی عملکرد و برنامه جبران افت تولید و فروش توضیح دهند.
جمعبندی؛ پاسخ روشن، نه دفاعیات کلیشهای
شرکت آنتیبیوتیکسازی ایران با کاهش ۴۶ درصدی تولید، افت ۵۱ درصدی فروش مقداری و سقوط ۸۰ درصدی فروش ارزی مواجه شده است؛ در حالی که درآمد عملیاتی با رشد ۲ درصدی به ۷۶۲ میلیارد تومان رسیده است.
این ترکیب از ارقام، بهخودیخود نیازمند بررسی دقیق است. در کنار آن، ترکیب هیئتمدیره و مدیرعامل شرکت، بر اساس مدارک ارائهشده، پرسشهایی درباره میزان تخصص دارویی در ساختار مدیریتی ایجاد میکند.
اکنون توپ در زمین وزیر کار، مدیرعامل شستا و مدیران تیپیکو است.
آنها باید پاسخ دهند:
– علت افت شدید تولید و فروش شرکت چیست؟
– رشد درآمد عملیاتی با وجود کاهش ۵۱ درصدی فروش مقداری، ناشی از چه عواملی است؟
– چه میزان از تخصص حرفهای صنعت دارو در هیئتمدیره و مدیریت عامل شرکت وجود دارد؟
– معیار انتخاب این مدیران چه بوده است؟
– برنامه جبران افت تولید و فروش چیست؟
– و چرا در چنین شرکتی، تخصص دارویی در ترکیب مدیریتی اصلی، دستکم در اطلاعات ارائهشده، برجسته نیست؟
آقای میدری؛ آقای مدیرعامل شستا؛ صنعت دارو جای آزمون و خطای مدیریتی نیست. اگر این مدیران متخصصاند، تخصصشان را نشان دهید؛ اگر عملکردشان قابل دفاع است، از اعداد دفاع کنید. مردم و سهامداران حق دارند بدانند چه کسانی بر سرنوشت تولید داروی کشور تصمیم میگیرند.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید