به گزارش اختصاصی رصد روز، شستا صرفاً یک بنگاه اقتصادی نیست؛ مجموعهای است که به واسطه گستره فعالیت، حجم داراییها و ارتباط مستقیم با منافع میلیونها بیمهشده و بازنشسته سازمان تأمین اجتماعی، جایگاهی فراتر از یک شرکت بورسی دارد. به همین دلیل، هر تغییر معنادار در عملکرد این هلدینگ، به مطالبهای عمومی برای ارائه توضیح از سوی مدیران ارشد آن تبدیل میشود.
بررسی صورتهای مالی ۹ ماهه منتهی به پایان اسفند ۱۴۰۴، تصویری ارائه میدهد که دستکم نیازمند پاسخهای روشن و مستند از سوی محمدرضا سعیدی، مدیرعامل شستا است. بر اساس این صورتهای مالی، زیان عملیاتی شرکت با رشد ۳۸ درصدی نسبت به دوره مشابه سال قبل به ۲ هزار و ۵۱۷ میلیارد ریال رسیده است؛ موضوعی که میتواند بیانگر تضعیف عملکرد عملیاتی شرکت باشد و پرسشهایی درباره اثربخشی سیاستهای مدیریتی ایجاد کند.
در همین حال، زیان خالص شستا با افزایش ۷۱ درصدی به ۳۸ هزار و ۸۷۷ میلیارد ریال رسیده و زیان پایه هر سهم نیز ۲۴ ریال ثبت شده است. همزمان، سود انباشته شرکت نیز با کاهش ۱۰۰ درصدی نسبت به پایان سهماهه نخست سال ۱۴۰۴ به یک هزار و ۴۷۹ میلیارد ریال تنزل یافته است؛ مجموعهای از شاخصها که نمیتوان از کنار آنها با چند توضیح کلی یا وعدههای آینده عبور کرد.
اما شاید نگرانکنندهترین بخش ماجرا، آن چیزی باشد که در گزارش عملکرد ماهانه شرکت دیده میشود. جمع درآمدهای عملیاتی شستا از ابتدای سال مالی تا پایان خرداد ۱۴۰۵ تنها ۶۶۷ میلیارد و ۷۳۴ میلیون ریال اعلام شده، در حالی که این رقم در دوره مشابه سال قبل ۳۲۲ هزار و ۷۴ میلیارد ریال بوده است. چنین اختلافی، فارغ از هرگونه علت احتمالی از جمله زمانبندی شناسایی درآمد، تغییر ساختار گزارشگری یا عوامل دیگر، آنقدر بزرگ هست که انتظار میرود مدیریت شرکت درباره چرایی آن، توضیحی دقیق، مستند و قابل راستیآزمایی ارائه کند.
در کنار این موارد، تأخیر در انتشار صورتهای مالی تلفیقی میاندورهای ۶ ماهه حسابرسیشده و قرار گرفتن نماد شستا در فرآیند تعلیق نیز بر حساسیت موضوع افزوده است. تا زمانی که اطلاعات تلفیقی منتشر نشود، نمیتوان درباره تصویر نهایی عملکرد گروه با قطعیت قضاوت کرد؛ زیرا ممکن است بخشی از نتایج در سطح شرکت اصلی، در صورتهای مالی تلفیقی تعدیل یا متفاوت منعکس شود. با این حال، انتشار نیافتن اطلاعات، جایگزین پاسخگویی نیست و نمیتواند ابهامات موجود را از بین ببرد.
البته از منظر کارشناسی نیز نباید پیشاپیش نتیجه گرفت که صورتهای مالی تلفیقی الزاماً همین وضعیت را تکرار خواهند کرد. در بسیاری از هلدینگها، عملکرد شرکت اصلی و عملکرد تلفیقی میتواند تفاوتهای قابل توجهی داشته باشد. اما سؤال اصلی همچنان پابرجاست؛ اگر مدیریت به بهبود معنادار در صورتهای مالی تلفیقی امیدوار است، چرا تاکنون توضیح شفافی درباره عوامل این تفاوت و زمان انتشار گزارش ارائه نشده است؟
محمدرضا سعیدی اکنون با مطالبهای فراتر از ارائه چند عدد و نمودار مواجه است. افکار عمومی، سهامداران و بهویژه ذینفعان سازمان تأمین اجتماعی انتظار دارند بدانند چه عواملی باعث شکلگیری این روند شده، چه برنامهای برای اصلاح آن وجود دارد و چه زمان میتوان آثار آن را مشاهده کرد. در جایگاه مدیریت بزرگترین هلدینگ وابسته به تأمین اجتماعی، پاسخگویی یک اقدام تبلیغاتی نیست؛ یک مسئولیت حرفهای و حاکمیتی است.
تا زمانی که این پرسشها بیپاسخ بماند، هر گزارش جدید به جای آنکه امید به بهبود را تقویت کند، تنها بر حجم ابهامها خواهد افزود؛ ابهامهایی که پاسخ به آنها، بیش از هر شخص دیگری، بر عهده مدیرعامل شستا است.