به گزارش اختصاصی رصد روز، اظهارات اخیر اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، درباره باقیماندن حدود ۳۰ میلیون بشکه نفت ایران روی آب، بار دیگر پیامدهای تصمیمی را آشکار میکند که سال گذشته در مدیریت فروش و ذخیرهسازی نفت کشور گرفته شد.
براساس اطلاعات کسب شده، در دوره مدیریت آبان ماه سال گذشته غلامرضا فراهانی بر شرکت نیکو، حدود ۱۵۰ میلیون بشکه نفت ایران به بهانه نامساعدبودن شرایط جوی، نزدیک به سه ماه روی آب باقی ماند؛ حجمی عظیم و دورهای طولانی که نمیتوان آن را وضعیت عادی در تجارت بینالمللی نفت دانست.
اکنون نیز به نظر می رسد در بر همان پاشنه می چرخد؛ چرا که مدیران همان مدیر و نگهداری چنین حجمی از نفت در نفتکشها، علاوه بر تحمیل هزینههای سنگین دموراژ، اجاره کشتی، بیمه و عملیات دریایی، محمولههای ایران را به هدفی آشکار برای رصد ماهوارهای، شناسایی مسیر، تحریم کشتیها و اعمال فشار بر خریداران تبدیل کرد.
امروز نیز وزیر خزانهداری آمریکا با استناد به همین نفت موجود روی آب، از نزدیکشدن زمان پایان ذخایر قابلفروش ایران سخن میگوید و آن را نشانه موفقیت فشارهای واشنگتن معرفی میکند.
پرسش اساسی این است که چرا همانند دورههای پیشین، نفت ایران پیش از تشدید محدودیتها به مخازن امن در چین منتقل نشد؟
اگر این ۱۷۰ میلیون بشکه در زمان مناسب در مخازن ساحلی یا انبارهای تحت مدیریت طرفهای تجاری در چین ذخیره شده بود، اکنون واشنگتن بهمراتب دشوارتر میتوانست کشتی حامل، موقعیت محموله و زنجیره تحویل آن را هدف قرار دهد.
در آن صورت، نفت در نزدیکی بازار نهایی قرار داشت و امکان فروش مرحلهای، تغییر مالکیت، اختلاط، پالایش یا تسویه مالی آن با هزینه و ریسک کمتری فراهم میشد.
به گفته منابع آگاه، نگهداری نفت روی آب، نهتنها فرآیند فروش و بازگشت ارز را دشوارتر کرد، بلکه در شرایط تشدید تنشهای نظامی، خطر توقیف، مصادره، خرابکاری یا حتی انهدام محمولهها را نیز افزایش داد.
نفتی که میتوانست در مخازن چین از دسترس مستقیم ابزارهای دریایی و تحریمی آمریکا دور باشد، اکنون در ادبیات وزیر خزانهداری آمریکا به شاخصی برای نمایش آسیبپذیری صادرات ایران تبدیل شده است.
این ماجرا صرفاً یک خطای عملیاتی یا اختلاف بر سر شیوه ذخیرهسازی نیست؛ موضوع، نحوه صیانت از مهمترین منبع درآمد ارزی کشور است.
وزارت نفت، شرکت ملی نفت و نیکو باید شفاف توضیح دهند تصمیم نگهداری این حجم غیرمتعارف از نفت روی آب را چه کسی، براساس کدام ارزیابی و با پذیرش چه هزینهها و مخاطراتی گرفته است.
مدیریتی که میتوانست نفت ایران را پیش از بستهترشدن حلقه تحریم به مقصدی امن منتقل کند، چگونه اجازه داد یک دارایی ملی به هدفی شناور برای خزانهداری آمریکا تبدیل شود.