حمایت از تولید با قطع گاز کارخانه‌ها!! / برای صنایع راهی جز مازوت‌سوزی نمانده است

برخی کارخانه‌ها برای فرار از تعطیلی و جلوگیری از فروپاشی خطوط تولید خود مجبورند به حجم عظیمی از مازوت‌سوزی روی بیاورند.

به گزارش رصد روز، مسعود پزشکیان با لحنی قاطع و صمیمانه تأکید کرد که نباید تحت هیچ شرایطی اجازه دهیم چرخه تولید کشور متوقف شود. او حتی برای آن‌که جدیت خود را در این مسئله نشان دهد، اعلام کرد که حاضر است صرفه‌جویی را از شخص خود شروع و گاز و برق اتاق کارش در پاستور را قطع کند تا چرخ تولید از حرکت نایستد. سخن رئیس‌جمهور، اما هنوز در هوا معلق بود که بدنه اجرایی دقیقاً عکس آن را اجرا کرد! حرف از دهان رئیس جمهور بیرون نیامده، دبیر انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان اعلام کرد که «از اول آبان‌ماه، گاز تمامی کارخانه‌های سیمان کشور به‌طور کامل قطع شده است»!

این وضعیت یعنی شعار حمایت از تولید تنها تا در‌های ساختمان پاستور اعتبار دارد و پس از آن، در پیچ‌وخم ناترازی انرژی و مشکلات اقتصادی گم می‌شود. آنچه اوضاع را خطیر و بی‌اعتمادی عمومی را عمیق‌تر می‌کند، رفتار‌های متناقض و آمارسازی‌های عجیب مدیران ارشد است. در شرایطی که علی‌اکبر الوندیان، دبیر انجمن سیمانی‌ها، رسماً قطع کامل گاز تمام کارخانه‌های سیمان را اعلام کرده و از پیش‌بینی تداوم این وضعیت تا پایان سال خبر می‌دهد، مدیرعامل شرکت ملی گاز در کمال خونسردی و در برابر تریبون‌های رسمی ادعا می‌کند که هیچ محدودیتی برای تامین گاز صنایع وجود ندارد!

سعید توکلی همین چند روز قبل و در واکنش به انتشار اخباری مبنی بر قطع گاز صنایع و الزام آنها به تأمین سوخت جایگزین گفته بود: «هیچ محدودیتی برای گاز صنایع اعمال نشده و همه صنایع متناسب با نیاز خود از گاز استفاده می‌کنند.»

بحران در صنعت سیمان

لازم به ذکر است که صنایع سیمان کشور از ابتدای سال جاری با محدودیت شدید ۸۰ درصدی روبه‌رو بوده‌اند؛ یعنی از نیاز روزانه ۲۸ میلیون مترمکعبی، تنها حدود ۵ تا ۶ میلیون مترمکعب گاز در اختیار آنها قرار می‌گرفت و اکنون همان سهمیه ناچیز نیز قطع شده است. وقتی ناهماهنگی تا این حد جدی است که مدیرعامل یک شرکت مادرتخصصی واقعیت کاملاً عیانِ قطعی گاز را نفی می‌کند، چطور می‌توان انتظار داشت برای حل ریشه‌ای این ناترازی طرحی جامع و کارآمد ارائه شود؟

نمایش‌های رسانه‌ای مانند قطع کردن برق و گاز اتاق رئیس‌جمهور شاید در ظاهر ژست همدردی با مردم به نظر برسد، اما چرخ کارخانه‌ها را نمی‌چرخاند. کارخانه سیمانی که خط تولیدش خاموش شده، به گاز واقعی برای کوره نیاز دارد، نه استعاره‌های مدیریتی. وقتی تصمیمات اجرا نمی‌شوند و دستگاه‌های زیرمجموعه کار خود را می‌کنند، این پیام ناگوار به بازار مخابره می‌شود که فرمان کنترل ناترازی انرژی از دست دولت خارج شده است.

از کمبود گاز تا ضربه به بازار مسکن

پیامد‌های این بی‌تدبیری فقط به تعطیلی چند خط تولید یا زیان چند سهام‌دار محدود نمی‌ماند. صنعت سیمان یکی از کلیدی‌ترین و بنیادی‌ترین بخش‌های زنجیره تولید در اقتصاد کشور است. تمام زیرساخت‌های عمرانی، پل‌ها، سد‌ها و از همه مهم‌تر بخش ساخت‌وساز مسکن به‌طور کامل به تولید مستمر و پایدار این ماده اولیه وابسته‌اند.

در شرایطی که کشور با بحران کمرشکن مسکن دست‌وپنجه نرم می‌کند، اجاره‌بها به ارقام سرسام‌آوری رسیده و برنامه‌های ساخت میلیون‌ها واحد مسکونی به دلیل مشکلات مالی و زیرساختی از جدول زمان‌بندی عقب مانده‌اند، قطع کردن گاز صنعت سیمان تیر خلاص بر پیکر نیمه‌جان این بخش است. وقتی تولید سیمان متوقف شود یا افت شدید پیدا کند، اولین پیامد مستقیم آن کاهش عرضه در بازار و در نتیجه جهش قیمت سیمان خواهد بود. گرانی سیمان نیز قطعا موج جدیدی از گرانی را به بازار مصالح ساختمانی تزریق می‌کند و هزینه تمام‌شده ساخت‌وساز را بالا می‌برد.

دولت محترم در این شرایط باید پاسخ دهد که چطور می‌توان از یک‌سو درباره ضرورت لزوم خانه‌دار شدن طبقات محروم و متقاضیان مسکن صحبت کرد و از سوی دیگر اساسی‌ترین شریان تولید مصالح را به‌طور کامل مسدود نمود؟ تعطیلی صنعت سیمان یعنی رکود بیشتر در حوزه عمرانی، بیکاری کارگران ساختمانی و سخت‌تر شدن خانه دار شدن برای میلیون‌ها خانواری که چشم‌انتظار حداقل سرپناهی برای زندگی هستند.

مازوت‌سوزی در پاییز خاکستری

داستان تلخ قطعی گاز صنایع، یک روی سیاه و آلوده دیگر هم دارد که هر سال با آغاز فصل سرما، گریبان شهروندان را می‌گیرد. وقتی گاز کارخانه‌ها قطع می‌شود و دولت راهکاری برای تامین انرژی آنها ندارد، تنها یک راه روی میز کارفرمایان باقی می‌ماند و آن کوچ اجباری به سمت سوخت جایگزین و سوزاندن مازوت است.

کارخانه‌های سیمان برای فرار از تعطیلی و جلوگیری از فروپاشی خطوط تولید خود مجبورند به حجم عظیمی از مازوت‌سوزی روی بیاورند. سوزاندن مازوت نیز یعنی انتشار حجم عظیمی از آلاینده‌های خطرناک، گوگرد و ذرات معلق در هوای کلان‌شهر‌ها و مناطق اطراف کارخانه‌ها. این همان تاوان سنگینی است که مردم باید با ریه‌ها و سلامتی فرزندانشان بپردازند. پدیده شوم مازوت‌سوزی نه‌تنها زیان‌های جبران‌ناپذیری به محیط‌زیست وارد می‌کند، بلکه فشار مضاعفی بر سیستم درمانی کشور وارد ساخته و با افزایش بیماری‌های تنفسی و قلبی، هزینه‌های سرسام‌آوری را به خانواده‌ها تحمیل می‌کند.

در شرایط کنونی که در حوزه دارو و درمان نیز با بحران‌های جدی و کمبود مواجه هستیم، به جرات می‌توان گفت که این معامله‌ای سرتاسر خسارت است؛ ما برای جبران ناترازی گاز، هوای پاک را معامله می‌کنیم و سپس هزینه‌های آن را در قالب تعطیلی مدارس، قطع فعالیت‌های اقتصادی و هزینه‌های درمان بیمارستانی می‌پردازیم. این رویکرد انفعالی نشان می‌دهد که متأسفانه نگاه مدیریتی به مقوله انرژی هم‌چنان روزمره، کوتاه مدت و عاری از هرگونه آینده‌پژوهی است.

چرا هزینه ناترازی همیشه از جیب تولید داده می‌شود؟

طبیعی است که واقعیت‌های سخت کشور و بحران‌های همزمان فعلی در ایجاد این وضعیت سهم دارد و نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. همه می‌دانیم که ناترازی گاز در ایران به یک بحران ساختاری و مزمن تبدیل شده است. امروز حداقل سه استان شمالی کشور با ناترازی شدید و خطر قطعی گاز خانگی مواجه هستند و طبیعی است که هیچ دولتی نمی‌تواند اجازه دهد منازل مردم در سرمای پاییز و زمستان بی‌گاز بماند. اما مسئله اساسی این است که چرا در تمامی این سال‌ها، دم‌دست‌ترین و اولین گزینه‌ای که برای جبران کمبود گاز روی میز قرار می‌گیرد، قطع کردن گاز صنایع مولد کشور است؟

چرا صنعت کشور باید همواره به عنوان «دیوار کوتاه‌تر» تاوان بی‌تدبیری‌ها، عدم سرمایه‌گذاری در فاز‌های جدید پارس جنوبی، اتلاف شدید انرژی در بخش‌های غیرمولد و فرسودگی شبکه توزیع را بدهد؟ صنایع کشور تابستان‌ها با قطعی برق و پاییز و زمستان‌ها با قطعی گاز روبه‌رو هستند. با این اوضاع چطور می‌توان از جهش تولید، رشد اقتصادی و رقابت‌پذیری صادراتی سخن گفت؟

واقعیت‌های اقتصادی به ما می‌گوید ادامه این روند انفعالی دیگر ممکن نیست. اگر دولت نتواند منابع انرژی پایدار برای صنایع تامین کند، ریزش آمار اشتغال، کاهش درآمد‌های ارزی و تعمیق رکود اقتصادی امری اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. حل این معادله چندمجهولی دیگر با توصیه‌های اخلاقی به صرفه‌جویی و راه‌حل‌های موقت ممکن نیست و نیازمند یک جراحی واقعی در رویکرد‌های کلان اقتصادی و دیپلماتیک است.

ضرورت دیپلماسی فعال، آتش‌بس واقعی و احیای واردات

برای خروج از این بن‌بست تاریک و نجات صنایع از خفگی انرژی، دولت چاره‌ای جز اتخاذ تصمیم‌های شجاعانه، واقع‌بینانه و فوری ندارد. ناترازی انرژی در داخل، بیش از آن‌که یک مشکل صرفاً فنی باشد، محصول انزوای اقتصادی و عدم توانایی در جلب سرمایه‌گذاری خارجی و نوسازی تجهیزات است.

دولت نیازمند آن است که خیلی سریع در عرصه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، گام‌های جدی برای کاهش فشار‌ها و دستیابی به یک آتش‌بس دائمی بردارد. اقتصاد ایران برای نفس کشیدن نیاز به آرامش، رفع ریسک‌های بین‌المللی، برون آمدن از زیر سایه جنگ و بازگشت به چرخه تجارت جهانی دارد. یکی از راهکار‌های کوتاه‌مدت و فوق‌العاده حیاتی برای عبور از زمستان سخت فعلی، احیا و توسعه قرارداد‌های واردات گاز از کشور‌های همسایه به ویژه از مسیر‌های شمالی است.

ایران به عنوان دارنده دومین ذخایر بزرگ گاز جهان، اکنون به دلیل عدم توسعه زیرساخت‌ها و آسیب‌های ناشی از جنگ، خود نیازمند واردات گاز برای جبران ناترازی منطقه‌ای است. اگر دولت بتواند با استفاده از دیپلماسی فعال انرژی، واردات پایدار گاز از ترکمنستان را به مانند سال‌های گذشته از سر بگیرد، فشار شدید بر استان‌های شمالی کاهش یافته و امکان تداوم فعالیت صنایع مادر نظیر سیمان و فولاد فراهم می‌شود.

علاوه بر این، آتش‌بس دائمی و خروج از سایه جنگ، همچنین تنش‌زدایی پایدار این امکان را به کشور می‌دهد که سرمایه‌های خارجی و فناوری‌های پیشرفته را برای نوسازی تکنولوژی‌های پرمصرف در صنایع، بهینه‌سازی مصرف انرژی و توسعه میدان‌های گازی جذب کند. ادامه الگوی فعلی یعنی سوختن فرصت‌های اقتصادی و ویرانی پیاپی زیرساخت‌ها.

دومینوی زیان‌های ناترازی انرژی

در نهایت باید گفت که مسئولان دولتی باید بدانند زمانِ مدیریت با همایش، سخنرانی و اقدامات نمادین به پایان رسیده است. مردم و فعالان بخش خصوصی منتظر اقدامات ملموس و ساختاری هستند. قطع کردن گاز و برق اتاق‌های کار مسئولان شاید یک حرکت تبلیغاتی جذاب باشد، اما حتی یک تن سیمان به تولید کشور اضافه نمی‌کند و جلوی دود شدن مازوت در هوای شهر‌ها را نمی‌گیرد.

امروز صنعت کشور نیازمند تصمیم‌گیری‌های شفاف، هماهنگی کامل میان دستگاه‌های اجرایی و پایان دادن به آمار‌های نادرست است. اگر پزشکیان می‌خواهد وعده‌اش مبنی بر متوقف نشدن چرخه تولید محقق شود، باید ابتدا جلوی تناقض‌گویی‌های شرکت ملی گاز و تصمیم‌های شتاب‌زده وزارتخانه‌ها را بگیرد و سپس با یک برنامه شجاعانه در عرصه دیپلماسی و اقتصاد، زمینه را برای واردات گاز و خروج صنایع از بحران فراهم سازد.

صنعت سیمان امروز تنها یک نمونه از دومینوی ناترازی انرژی است؛ اگر این دومینو متوقف نشود، فردا نوبت دیگر صنایع کلیدی کشور خواهد بود و آنگاه تاوان این سقوط اقتصادی را تمام جامعه پرداخت خواهد کرد. وقت آن است که سخنان گرم پاستور، بالاخره یخِ تصمیم‌گیری‌های سخت را بشکند و راهی برای نجات تولید ملی باز کند.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار