به گزارش رصد روز، سایه یک آتشبس شکننده همچنان بر سر آسمان ایران سنگینی میکند و وضعیت اقتصادی نیز روزبهروز دشوارتر میشود؛ با این حال، همزمان با افزایش فشارهای سیاسی و دیپلماتیک بر تهران، طیفی از جریانهای رادیکال بار دیگر نسخهای آشنا، اما پرهزینه خروج ایران از NPT را میپیچند.
در همین چارچوب، پرویز سروری، نایبرئیس شورای شهر تهران، در گفتوگو با دیدهبان ایران گفته است: «خیلی خوشحال میشوم اگر بشنوم که جمهوری اسلامی برای بازدارندگی، نه ایجاد خطر برای کشورهای دیگر، به طرف سلاح هستهای رفته است.» او همچنین گفته است حضور ایران در NPT تاکنون «هیچ آوردهای» برای کشور نداشته و تأکید کرده است که ایران باید هر ظرفیتی را که برای دشمن مشکل ایجاد میکند، تقویت و به قدرت بازدارندگی تبدیل کند.
ادبیات تندتری نیز در فضای مجازی به چشم میخورد. کامران غضنفری، نماینده مجلس، در شبکه ایکس نوشته بود که خروج از NPT باید بسیار زودتر و پیش از جنگهای اخیر رخ میداد تا جنبه مقابلهبهمثل پیدا نکند.
در چنین فضایی، خروج از NPT از یک بحث حقوقی و فنی درباره آینده سیاست هستهای ایران فاصله گرفته و به یکی از موضوعات جدی مناقشه سیاسی در داخل کشور تبدیل شده است.
مسئله، اما اینجاست که خروج از یک پیمان بینالمللی با چنین اهمیت و حساسیتی، تصمیمی نیست که بتوان آن را صرفاً در چارچوب ادبیات مقابلهبهمثل یا واکنش احساسی به تحولات امنیتی تعریف کرد.
NPT برای کشورهای عضو، مجموعهای از تعهدات و حقوق را در کنار یکدیگر قرار داده و ماده ۱۰ این پیمان نیز برای خروج، سازوکار مشخصی تعیین کرده است؛ از جمله اعلام رسمی تصمیم به دیگر اعضا و شورای امنیت سازمان ملل متحد سه ماه پیش از خروج و ارائه توضیح درباره «رویدادهای فوقالعاده» که به تشخیص کشور، منافع عالی آن را به خطر انداختهاند. بنابراین، حتی از منظر حقوقی نیز خروج، یک تصمیم لحظهای و صرفاً سیاسی نیست.
تبدیل چنین موضوعی به یک شعار سیاسی، میتواند بحثی بسیار پیچیده درباره منافع ملی، امنیت، حقوق بینالملل، اقتصاد و آینده دیپلماسی هستهای ایران را به دوگانهای ساده میان «مقاومت» و «عقبنشینی» تقلیل دهد.
در برابر این موج، تحلیلهای متفاوتی نیز در رسانههای داخلی مطرح شده است. روزنامه خراسان در روزهای گذشته با بررسی پیامدهای احتمالی خروج ایران از NPT، نسبت به تبدیل این موضوع به یک تصمیم شتابزده هشدار داده است.
این روزنامه در تحلیلی با اشاره به ایدههای مطرحشده از سوی برخی نمایندگان و چهرههای سیاسی، استدلال کرده است که خروج از NPT پیش از آنکه لزوماً بازدارندگی جدیدی ایجاد کند، میتواند هزینههای سیاسی، حقوقی و امنیتی جدیدی برای ایران ایجاد کند.
در این نگاه، مسئله اصلی فقط خود خروج نیست، بلکه زمان و شرایطی است که چنین تصمیمی در آن اتخاذ میشود. اگر خروج از NPT بدون تغییر فوری و محسوس در موازنه واقعی قدرت رخ دهد، ممکن است بخش مهمی از هزینههای آن بلافاصله متوجه ایران شود، در حالی که نتیجه مورد انتظار حامیان این سیاست الزاماً به همان سرعت ایجاد نخواهد شد.
این روزنامه همچنین هشدار داده است که مواضع مربوط به خروج از NPT، ساخت سلاح هستهای یا آزمایش هستهای میتواند در تبلیغات سیاسی آمریکا و اسرائیل مورد استفاده قرار گیرد و به بخشی از روایت آنان درباره برنامه هستهای ایران تبدیل شود.
خراسان در همین چارچوب نوشته است که «آمریکا و اسرائیل عامدانه فضای سیاسی ایران را تحریک میکنند تا ایران با زبان خود، ادعانامه حملات بعدی آنان را تکمیل کند.» این البته یک تحلیل رسانهای است و نه یک واقعیت اثباتشده درباره نیت تصمیمگیران آمریکا و اسرائیل؛ اما نشان میدهد که حتی در میان بخشی از جریان اصولگرا نیز نسبت به زمانبندی و هزینههای چنین تصمیمی نگرانی وجود دارد.
این استدلال، بخشی از واقعیت ماجراست؛ اما پرسش اصلی این است که جایگزین NPT چه خواهد بود و خروج از آن دقیقاً چه تغییری در معادله قدرت ایجاد خواهد کرد؟
خروج رسمی از پیمان، بهخودیخود به معنای دستیابی فوری به سلاح هستهای یا ایجاد بازدارندگی هستهای نیست. میان اعلام خروج، توسعه ظرفیتهای فنی، تصمیم سیاسی، ایجاد زیرساختهای لازم و دستیابی به یک قابلیت بازدارنده واقعی فاصله قابل توجهی وجود دارد.
از همین رو، منتقدان سیاست خروج معتقدند ممکن است ایران پیش از آنکه به نتیجهای ملموس در حوزه بازدارندگی برسد، بخش مهمی از هزینههای دیپلماتیک و حقوقی تصمیم را پرداخت کند.
در واقع، مسئله اصلی این نیست که خروج از NPT از نظر حقوقی ناممکن است؛ ماده ۱۰ این پیمان اساساً چنین حقی را تحت شرایط مشخص به اعضا میدهد. مسئله این است که استفاده از این حق در شرایط کنونی چه پیامدهایی برای پرونده هستهای، روابط خارجی و اقتصاد ایران خواهد داشت.
یکی از مهمترین نگرانیهای مطرحشده درباره خروج از NPT، پیامدهای احتمالی آن برای فضای حقوقی و دیپلماتیک پرونده هستهای ایران است.
خروج از پیمان، بهتنهایی و به صورت خودکار به معنای صدور مجوز برای اقدام نظامی علیه ایران نیست. اما از منظر سیاسی، چنین تصمیمی میتواند برداشتهای جدیدی درباره مسیر آینده برنامه هستهای ایران ایجاد کند و به مخالفان جمهوری اسلامی امکان دهد آن را به عنوان نشانهای از تغییر مسیر تهران تفسیر کنند.
همین مسئله است که اهمیت زمانبندی تصمیم را افزایش میدهد.
در شرایطی که پرونده هستهای ایران همچنان یکی از موضوعات اصلی اختلاف تهران با غرب است، هر تصمیمی که سطح ابهام و نگرانی درباره آینده برنامه هستهای را افزایش دهد، میتواند زمینه را برای فشارهای سیاسی بیشتر فراهم کند.
به همین دلیل، حتی اگر هدف از خروج، افزایش بازدارندگی باشد، باید پرسید آیا این تصمیم در کوتاهمدت واقعاً به افزایش قدرت ایران منجر میشود یا پیش از آن، فضای بینالمللی علیه تهران را دشوارتر خواهد کرد؟
یکی دیگر از ابعاد مهم این پرونده، جایگاه چین و روسیه در معادلات دیپلماتیک ایران است.
تهران طی سالهای گذشته در بسیاری از پروندههای بینالمللی از حمایت سیاسی مسکو و پکن برخوردار بوده است. با این حال، این حمایتها نیز در چارچوب حقوق بینالملل و محاسبات منافع ملی خود این دو کشور انجام میشود و نمیتوان فرض کرد که حمایت سیاسی آنان از ایران در هر شرایطی و با هر تصمیمی بدون تغییر ادامه خواهد یافت.
در نتیجه، خروج از NPT میتواند برای دیپلماسی ایران یک مسئله مهم ایجاد کند: اینکه چگونه باید برای چین و روسیه توضیح داد که تصمیم جدید تهران با تعهدات و منافع بینالمللی آنان قابل جمع است.
به بیان دیگر، مسئله فقط واکنش آمریکا و اروپا نیست. ایران باید در صورت اتخاذ چنین تصمیمی، برای شرکای شرقی خود نیز استدلال حقوقی و سیاسی قابل اتکایی داشته باشد.
از این منظر، گزارهای مانند اینکه خروج از NPT به طور قطعی حمایت چین و روسیه را از بین خواهد برد، قابل اثبات نیست؛ اما روشن است که چنین تصمیمی میتواند محاسبات دیپلماتیک این دو کشور را پیچیدهتر کند و هزینه حمایت آنان از تهران را افزایش دهد.
نمیتوان درباره امنیت ملی صحبت کرد، اما وضعیت معیشتی جامعه، بازار ارز، تورم، سرمایهگذاری و اعتماد عمومی را نادیده گرفت. اقتصاد ایران در شرایطی با فشارهای متعدد مواجه است که هر تحول جدی در سیاست خارجی میتواند انتظارات فعالان اقتصادی و رفتار بازارها را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، هر سیگنال سیاسی که احتمال تشدید تحریمها، افزایش انزوای اقتصادی یا دور تازهای از تنشهای منطقهای را بالا ببرد، میتواند در بازارهای داخلی نیز بازتاب پیدا کند.
به همین دلیل، حتی اگر خروج از NPT از سوی حامیانش به عنوان اقدامی برای افزایش امنیت معرفی شود، ارزیابی آن بدون محاسبه هزینههای اقتصادی ممکن نیست.
امنیت ملی فقط به توان نظامی محدود نمیشود. ثبات اقتصادی، توان اداره کشور، تابآوری اجتماعی و حفظ کانالهای دیپلماتیک نیز بخشی از قدرت ملی هستند.
بازدارندگی در نهایت زمانی معنا پیدا میکند که طرف مقابل بداند هزینه اقدام علیه یک کشور بالا خواهد بود. اما افزایش هزینه برای طرف مقابل الزاماً از طریق اعلام عمومی تصمیمهای پرهزینه یا تهدیدهای متقابل ایجاد نمیشود.
در ادبیات راهبردی، بخشی از قدرت کشورها میتواند در حفظ ابهام، افزایش توانمندیهای بومی، توسعه ظرفیتهای دفاعی و ایجاد گزینههای متعدد برای تصمیمگیری در شرایط بحرانی شکل بگیرد.
از این منظر، اعلام زودهنگام یک تصمیم راهبردی میتواند بخشی از قدرت چانهزنی کشور را نیز کاهش دهد؛ زیرا وقتی یک گزینه پیشاپیش اعلام و رسمی میشود، دیگر نمیتوان از آن به عنوان اهرم مذاکراتی استفاده کرد.
به همین دلیل، بحث درباره خروج از NPT باید فراتر از دوگانه «خروج یا تسلیم» دنبال شود. میان این دو نقطه، طیف گستردهای از گزینههای فنی، حقوقی، دیپلماتیک و بازدارنده وجود دارد که میتوانند در محاسبات سیاستگذاران قرار گیرند.
در شرایط حساس فعلی که ایران همزمان با فشارهای اقتصادی، تنشهای امنیتی و یک آتشبس شکننده مواجه است، تصمیم درباره آینده عضویت در NPT بیش از هر زمان دیگری به محاسبه دقیق هزینه و فایده نیاز دارد.
حامیان خروج میگویند تجربه سالهای گذشته نشان داده است که عضویت در NPT نتوانسته مانع فشار و تهدید علیه ایران شود و بنابراین باید درباره ادامه این عضویت تجدیدنظر کرد. منتقدان در مقابل هشدار میدهند که خروج از پیمان، بدون آنکه الزاماً بازدارندگی فوری ایجاد کند، میتواند هزینههای جدیدی برای تهران به همراه داشته باشد.
هر دو سوی این مناقشه دستکم در یک نقطه با یکدیگر مواجهاند: تصمیم درباره NPT تصمیمی عادی و کوتاهمدت نیست.
اگر قرار باشد ایران در سیاست هستهای خود تغییری ایجاد کند، این تغییر باید با محاسبه دقیق واکنش شورای امنیت، آژانس، اروپا، آمریکا، چین و روسیه و همچنین آثار آن بر اقتصاد داخلی انجام شود.
راه مواجهه با بدعهدیهای آژانس و فشارهای آمریکا نیز الزاماً در اقدامات شتابزده خلاصه نمیشود. تقویت توان داخلی، حفظ ظرفیتهای فنی، استفاده هوشمندانه از ابزارهای دیپلماتیک و جلوگیری از تبدیل اختلاف هستهای به بحرانی بزرگتر، همگی بخشی از گزینههای پیش روی تصمیمگیران هستند.
در نهایت، مسئله اصلی این نیست که چه کسی بلندتر از «خروج از NPT» سخن میگوید؛ مسئله این است که هر تصمیمی درباره این پیمان، چه میزان قدرت واقعی به ایران اضافه میکند و در مقابل، چه هزینههایی بر کشور تحمیل خواهد کرد. پاسخ به این پرسش، نیازمند محاسبهای فراتر از شعارهای جناحی و واکنشهای احساسی است.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید