به گزارش اختصاصی رصد روز، شرکت نفت ایرانول در صورتهای مالی سهماهه ۱۴۰۵ از رشد ۱۹۲ درصدی سود خالص خبر داده است؛ رقمی که در نگاه نخست میتواند نشانه بهبود قابل توجه عملکرد عملیاتی شرکت تلقی شود، اما بررسی آمار تولید، فروش و درآمد ایرانول در چهارماهه ۱۴۰۵، تصویر متفاوتی را پیش روی سهامداران و ذینفعان این شرکت قرار میدهد.
بررسی عملکرد ایرانول نشان میدهد تولید شرکت در مجموع بازار داخلی و صادراتی از ۲۰۷ هزار و ۵۰۸ مترمکعب در چهارماهه ۱۴۰۴ به ۱۸۵ هزار و ۴۵۹ مترمکعب در چهارماهه ۱۴۰۵ رسیده است؛ یعنی تولید شرکت ۱۰.۶۳ درصد کاهش داشته است.
در بخش فروش نیز وضعیت مشابهی دیده میشود. میزان فروش ایرانول از ۲۰۴ هزار و ۲۲۶ مترمکعب در چهارماهه سال گذشته به ۱۴۰ هزار و ۹۶۰ مترمکعب در چهارماهه امسال کاهش یافته که به معنای افت ۳۱ درصدی فروش است.
اما در نقطه مقابل، درآمد فروش شرکت نهتنها کاهش نیافته، بلکه رشد قابل توجهی را ثبت کرده است. درآمد فروش ایرانول در چهارماهه ۱۴۰۵ به ۱۵۷ هزار و ۱۹۰ میلیارد ریال رسیده، در حالی که این رقم در چهارماهه ۱۴۰۴، با وجود تولید و فروش بالاتر، ۹۶ هزار و ۸۷۳ میلیارد ریال بوده است؛ یعنی درآمد فروش حدود ۶۲ درصد افزایش یافته است.
اینجاست که یک پرسش اساسی برای مدیریت ایرانول شکل میگیرد: چگونه شرکتی که تولید آن بیش از ۱۰ درصد و فروش آن ۳۱ درصد کاهش یافته، توانسته درآمد فروش خود را حدود ۶۲ درصد افزایش دهد؟
پاسخ اولیه را میتوان در افزایش قیمت فروش و شرایط بازار جستوجو کرد. وقتی حجم فروش کاهش پیدا کرده اما مبلغ درآمد به شکل محسوسی افزایش یافته، بخشی از این رشد طبیعتاً میتواند ناشی از تغییر نرخهای فروش و شرایط قیمتی بازار باشد، نه الزاماً افزایش حجم عملیات شرکت.
البته برای قضاوت دقیق درباره منشأ رشد سود خالص، باید جزئیات صورتهای مالی، نرخهای فروش، بهای تمامشده، ترکیب محصولات، هزینههای مالی و سایر درآمدها نیز بررسی شود؛ اما همین آمار عملیاتی یک سؤال مهم را بیپاسخ میگذارد: آیا رشد سود ایرانول نتیجه بهبود واقعی عملکرد شرکت بوده یا بیشتر از آنکه به افزایش تولید و فروش متکی باشد، از شرایط قیمتی بازار منتفع شده است؟
این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که رشد ۱۹۲ درصدی سود خالص سهماهه در کنار افت محسوس تولید و فروش قرار میگیرد. به بیان ساده، اگر موتور اصلی رشد سود، بهبود عملیات شرکت باشد، انتظار میرود دستکم در شاخصهایی مانند تولید و فروش نیز نشانههایی از این بهبود مشاهده شود؛ حال آنکه آمار چهارماهه فعلی چنین تصویری ارائه نمیکند.
بنابراین، پرسش مشخص از جواد نجمالدین، مدیرعامل ایرانول این است:
آقای نجمالدین، رشد ۱۹۲ درصدی سود خالص ایرانول و رشد حدود ۶۲ درصدی درآمد فروش در شرایطی که تولید ۱۰.۶۳ درصد و فروش ۳۱ درصد کاهش یافته، دقیقاً حاصل کدام بخش از عملکرد شرکت است؟
اگر پاسخ، افزایش نرخ فروش و شرایط بازار باشد، باید سهم این عامل در رشد درآمد و سود برای سهامداران شفاف شود. و اگر بخش عمده رشد سود حاصل از عملکرد مدیریتی و عملیاتی ایرانول است، انتظار میرود مدیریت شرکت توضیح دهد کدام اقدام مشخص توانسته افت تولید و فروش را با چنین جهش درآمد و سودی جبران کند.
آنچه فعلاً از کنار هم گذاشتن اعداد چهارماهه ۱۴۰۵ و سهماهه صورتهای مالی به دست میآید، بیش از آنکه یک روایت روشن از رشد عملیاتی ایرانول باشد، یک علامت سؤال بزرگ درباره منشأ واقعی رشد سود و درآمد شرکت ایجاد میکند؛ علامت سؤالی که پاسخ آن میتواند برای سهامداران و ارزیابی عملکرد مدیریت ایرانول تعیینکننده باشد.