دور جدید اعتراضات معیشتی در راه است؟

در میان تمامی ریشه‌های نارضایتی، «بحران معیشت» بدون تردید در صدر انگیزه‌های اعتراض عمومی جای گرفته است.

به گزارش رصد روز، رصد تحولات زیرپوستی و دیده‌بانی بحران‌های پیش‌رو، همواره یکی از حیاتی‌ترین وظایف جامعه‌شناسان و تحلیلگران مستقل بوده است؛ متفکرانی که تلاش می‌کنند پیش از تبدیل شکاف‌های موجود به گسست‌های عمیق و بدل شدن نارضایتی‌های انباشته به خیزش‌های اجتماعی، نشانه‌های خطر را بازشناسی کرده و به حاکمیت گوشزد کنند. با این حال، چنان‌که روزنامه «اعتماد» نیز در گزارشی تحلیلی به آن پرداخته، متاسفانه یکی از متداول‌ترین و مخرب‌ترین واکنش‌ها به این ارزیابی‌های کارشناسی، متهم کردن تحلیل‌گران به «سیاه‌نمایی» یا «التهاب‌آفرینی» است. این رویکرد انفعالی نه تنها مانع از درک درست واقعیت‌های روی زمین می‌شود، بلکه ساختار تصمیم‌گیری را از هشدار‌های پیشگیرانه محروم کرده و کشور را در معرض غافلگیری‌های به‌مراتب بزرگ‌تر و پرهزینه‌تر قرار می‌دهد.

وقتی درآمد خانوار تنها پاسخگوی ۱۰ روز از ماه است

در میان تمامی ریشه‌های نارضایتی، «بحران معیشت» بدون تردید در صدر انگیزه‌های اعتراض عمومی جای گرفته است. گزارش‌های میدانی و آمار‌های اخیر نشان می‌دهند که میان هزینه‌های واقعی سبد معیشت و میزان درآمد اکثریت مطلق جامعه، شکافی بس عمیق و شکافنده رخ داده است. هنگامی که درآمد یک خانواده کارگری یا کارمندی تنها برای ۱۰ روز نخست ماه کفایت می‌کند، مسئله دیگر یک «کاهش قدرت خرید ساده» نیست، بلکه فرسایش مستقیم کرامت انسانی و فروپاشی پیوند‌های فرد با نظم اجتماعی است. در چنین شرایط فرسایشی، تورم دیگر صرفاً یک شاخص یا عدد خشک در آمار‌های مرکز آمار نیست، بلکه به یک «تجربه زیسته» و روزمره بدل شده که سفره‌های خالی مردم را مستقیماً به میدان پتانسیل اعتراض تبدیل می‌کند.

هزینه سنگین انکار؛ از بی‌اعتنایی نهادی تا انسداد اجتماعی

با این حال، نارضایتی اجتماعی تنها از جیب‌های خالی و سفره‌های کوچک‌شده متولد نمی‌شود، بلکه به همان اندازه از احساس «بی‌شنیده ماندن» و بی‌اعتنایی ساختاری تغذیه می‌کند. اعتراف صریح مسئولان استانی درباره حوادث گذشته مبنی بر اینکه «ما بی‌تقصیر نیستیم و حاضر نیستیم بپذیریم که اشتباه کردیم»، یک سند مهم جامعه‌شناختی است که نشان می‌دهد ریشه بخش بزرگی از بحران در خطا‌های داخلی، سوءتدبیر و ناکارآمدی در گفت‌و‌گو و اقناع نهفته است. نادیده گرفتن حق زیست شادمانه نسل جوان و سرکوب رفتار‌های نشاط‌آور آنان، شکاف ارتباطی میان بدنه جامعه و ساخت قدرت را عمیق‌تر کرده است؛ چرا که جامعه‌ای که برای عزا فضا می‌سازد، اما برای سرزندگی و جشن مجرایی باقی نمی‌گذارد، به‌تدریج دچار فقر عاطفی و انسداد سنگین اجتماعی می‌شود.

انبار باروت سوخت و آسیب‌های امنیتی‌سازی مطالبات

در کنار تعمیق بحران‌های معیشتی، سایه شوک‌های قیمتی محتمل در حوزه انرژی و بنزین نیز بر نگرانی‌ها افزوده است. بنزین در فرهنگ اقتصادی ایران، فراتر از یک کالای سوختی، شاخص اصلی سنجش نرخ تورم انتظاری و میزان تحمل جامعه است و هرگونه اتخاذ تصمیمات شتاب‌زده در این زمینه روی بستری از نارضایتی‌های انباشته، می‌تواند معادلات اجتماعی را به سرعت دستخوش تغییر کند. از سوی دیگر، اصرار بر «امنیتی‌سازی» مطالبات صنفی و اقتصادی کارگران، بازنشستگان و کادر درمان، نه تنها کمکی به حل مسئله نمی‌کند، بلکه صرفاً پاک کردن صورت‌مسئله است. تقلیل دادن فقر و مطالبات برحق به تهدید امنیتی، اعتماد عمومی را بیش از پیش ناپدید می‌سازد.

مسیر‌های اصلاحی؛ آخرین فرصت‌ها برای مهار بحران

هشدار درباره احتمال بروز تنش در نیمه دوم سال، سیاه‌نمایی نیست، بلکه تلاشی دلسوزانه برای جلوگیری از هزینه‌های ناگوار برای کشور است. برای مهار این وضعیت، اتخاذ گام‌های عملی و فوری از سوی حاکمیت اجتناب‌ناپذیر است. دولت و نهاد‌های تصمیم‌گیر باید فوراً با مداخله هدفمند، حمایت از دهک‌های پایین و افزایش یارانه‌های معیشتی را در دستور کار قرار دهند و میزان حقوق و دستمزد‌ها را متناسب با تورم افسارگسیخته، در بازه‌های زمانی کوتاه‌تر اصلاح کنند. در کنار این اقدامات اقتصادی، اتخاذ سیاست شفافیت و صداقت با مردم، ترمیم اعتماد آسیب‌دیده از طریق شنیدن صدای منتقدان، پرهیز از برخورد‌های سلبی با اعتراضات صنفی و باز کردن کانال‌های دیپلماسی برای کاهش فشار‌های خارجی، تنها راهکار‌هایی هستند که می‌توانند بستر‌های بحران را پیش از اشتعال مهار کنند. سکوت و چشم‌پوشی در برابر انباشت نارضایتی‌ها بی‌طرفی نیست، بلکه پذیرش ریسک یک غافلگیری بزرگ است؛ فرصت برای تدبیر همچنان باقی است، مشروط بر آنکه اراده‌ای واقعی برای شنیدن و اصلاح وجود داشته باشد.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار