به گزارش رصد روز، جنگ ایران و آمریکا این روزها وارد فاز فشار حداکثری اقتصادی شده است و به نظر میرسد کاخ سفید این برنامه را برای طولانی مدت جهت گرفتن امتیازات بیشتر از ایران در دستور کار دارد. تداوم محاصره دریایی، حتی اگر در کوتاهمدت با راهکارهای جایگزین و تغییر مسیرهای تجاری قابل مدیریت باشد، در بلندمدت میتواند به یکی از جدیترین فشارها بر اقتصاد کشور تبدیل شود.
وابستگی بخش بزرگی از تجارت خارجی به حملونقل دریایی باعث میشود طولانی شدن محدودیتها، تنها به کاهش واردات و صادرات محدود نماند و از مسیر افزایش هزینه حمل، اختلال در تأمین مواد اولیه و قطعات، کاهش درآمدهای ارزی و افزایش ریسک فعالیت اقتصادی، خود را در قیمت کالاها، تولید، اشتغال و رفاه خانوارها نشان دهد. در این خصوص با یک کارشناس اقتصادی گفتوگو کردیم.
آلبرت بغزیان، کارشناس اقتصادی با اشاره به تبعات ادامهدار شدن محاصره دریایی و محدودیتهای تجاری، معتقد است تداوم چنین شرایطی در نهایت به کاهش رشد اقتصادی، افزایش تورم و بیکاری و افت شدید رفاه مردم منجر خواهد شد.
بغزیان با بیان اینکه در مواجهه با هرگونه تحریم یا محدودیت تجاری، مسئله اصلی این است که کشور چگونه میتواند نیازهای خود را تأمین کند، گفت: باید ببینیم در چنین شرایطی چگونه میتوانیم محدودیتها را دور بزنیم. از ابتدا مشخص است که اگر محاصره یا تحریم طولانی شود، باید به دنبال راههایی برای تأمین نیازهای کشور باشیم، اما سؤال این است که این نیازها قرار است از چه مسیری و با چه هزینهای تأمین شوند.
وی افزود: در هر حال، تحریم و محاصره در نهایت به ضرر رشد اقتصادی و رفاه مردم تمام میشود و پیامدهایی مانند تورم، بیکاری و رکود اقتصادی را به دنبال دارد. بهویژه اینکه کاهش رفاه مردم، یکی از نخستین نتایج استمرار چنین شرایطی است.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: پاسخ به هرگونه تحریم و استمرار محاصره این است که باید دید در عمل چگونه میتوان آن را دور زد. آیا قرار است نیازهای کشور را از کشورهای دیگر تأمین کنیم یا در نهایت بخش قابلتوجهی از این نیازها از طریق قاچاق تأمین خواهد شد؟
بغزیان با اشاره به اهمیت تردد کشتیها در مسیرهای دریایی برای تجارت ایران اظهار کرد: اگر کالایی نتواند از مسیر دریایی وارد کشور شود و هیچ کشتی نتواند به سمت ایران حرکت کند و در بنادر پهلو بگیرد، طبیعتاً با کاهش درآمدهای ارزی و محدودیت دسترسی به مواد اولیه، قطعات یدکی و سایر کالاهای مورد نیاز تولیدکنندگان، صادرکنندگان و واردکنندگان مواجه خواهیم شد.
وی گفت: ممکن است گفته شود میتوان نیازهای کشور را از مسیر عمان، عراق، روسیه یا کشورهای دیگر تأمین کرد، اما اگر قرار بود این کشورها بتوانند جایگزین مسیر دریایی شوند، تا امروز نیز از این ظرفیت استفاده میکردیم. مسئله این است که حملونقل دریایی، در بسیاری از موارد، بهصرفهترین مسیر برای جابهجایی حجم بالای کالا است و نمیتوان به سادگی آن را با مسیرهای دیگر جایگزین کرد.
بغزیان تأکید کرد: نمیتوان در بلندمدت محاصره دریایی را پذیرفت و در عین حال انتظار داشت اقتصاد کشور بدون تبعات جدی به فعالیت خود ادامه دهد. باید به سمت یک توافق مناسب حرکت کرد، چراکه استمرار این وضعیت، طبیعتاً با کمبود، بیکاری، رکود و تورم همراه خواهد بود.
وی ادامه داد: اگر قرار است محدودیتهای موجود ادامه داشته باشد، باید به آن به عنوان یک وضعیت موقت نگاه کرد؛ یعنی در فاصلهای که طرفین به یک توافق برسند، باید بتوان نیازهای ضروری کشور را تأمین کرد. اما اینکه این وضعیت بخواهد به یک شرایط دائمی تبدیل شود، اصلاً نتایج مطلوبی نخواهد داشت.
این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه ممکن است در سطح سیاسی گفته شود امکان ادامه این شرایط وجود دارد، گفت: ممکن است از نظر سیاسی گفته شود که میتوانیم این وضعیت را ادامه دهیم، اما واقعیت اقتصادی چیز دیگری است. باید شرایط کشور را در نظر گرفت. ممکن است کالا در بازار وجود داشته باشد، اما اگر قدرت خرید مردم کاهش پیدا کرده باشد، صرف وجود کالا به معنای حل مسئله نیست.
بغزیان در ادامه با اشاره به محدودیت ظرفیت حملونقل زمینی و ریلی کشور اظهار کرد: بخش عمده کالاهایی که از مسیر دریا وارد میشوند، با کشتی حمل میشوند. اگر بخواهیم این حجم از کالا را از طریق ریل جابهجا کنیم، باید دید اصلاً چنین ظرفیت ریلی در اختیار داریم یا خیر. حملونقل هوایی نیز به ناوگان مناسب و ظرفیت بسیار بالایی نیاز دارد که در شرایط فعلی در اختیار نداریم.
وی افزود: در مورد حملونقل زمینی و جادهای هم اگر چنین ظرفیتی وجود داشت، طبیعتاً تا امروز از آن استفاده میکردیم. نمیتوان انتظار داشت در مدت کوتاهی تمام تجارت دریایی کشور را به جاده منتقل کرد.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به ایده انتقال کالا از مسیر کشورهای دیگر گفت: ممکن است گفته شود کالا از چین وارد پاکستان شود، در آنجا تخلیه و از طریق مسیر زمینی به مرز ایران منتقل شود و سپس دوباره بارگیری و وارد کشور شود. اما آیا ما واقعاً چنین پتانسیلی را در مقیاس مورد نیاز داریم؟ این فرآیند نیازمند زیرساخت، امکانات، زمان و هزینه بسیار زیادی است و نمیتواند به سادگی جایگزین حملونقل دریایی شود.
بغزیان با تأکید بر اینکه نباید محاصره را به یک وضعیت دائمی تبدیل کرد، گفت: اگر قرار باشد برای یک وضعیت موقت، زیرساختهای گستردهای مانند مسیرهای ریلی یا هوایی ایجاد کنیم، باید توجه داشته باشیم که ممکن است پس از رفع محدودیتها، بخش قابلتوجهی از این ظرفیت بلااستفاده بماند؛ بنابراین باید میان یک راهکار موقت برای عبور از شرایط فعلی و یک سرمایهگذاری بلندمدت تفاوت قائل شد.
وی ادامه داد: برای تأمین کالاهای ضروری، مانند دارو، قطعات یدکی و برخی کالاهای مورد نیاز، شاید بتوان در یک دوره موقت از مسیرهای جایگزین استفاده کرد تا زمانی که توافقی حاصل شود. اما اینکه بخواهیم برای جایگزینی کامل مسیر دریایی، سرمایهگذاری گستردهای در حملونقل ریلی، هوایی یا حتی زمینی انجام دهیم، موضوع متفاوتی است.
این کارشناس اقتصادی در پایان گفت: توسعه چنین زیرساختهایی به سرمایهگذاری بسیار زیادی نیاز دارد و در شرایطی که دولت با محدودیت منابع مالی مواجه است، نمیتوان به سادگی انتظار داشت چنین هزینههایی انجام شود؛ بنابراین راهکار منطقی این است که محاصره و محدودیتهای موجود به عنوان یک وضعیت موقت مدیریت شود و همزمان تلاش برای رسیدن به توافقی که بتواند مسیر تجارت و تأمین نیازهای کشور را به حالت عادی بازگرداند، ادامه پیدا کند.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید