به گزارش رصد روز،هلدینگ پتروفرهنگ، بزرگترین بازوی اقتصادی صندوق ذخیره فرهنگیان، مجموعهای عظیم از شرکتها و پروژههای نفت، گاز، پتروشیمی و نیروگاهی را در اختیار دارد؛ اما پشت ویترین پرزرقوبرق داراییها، یک پرسش جدی بیپاسخ مانده است: این امپراتوری شرکتی دقیقاً چه منفعت واقعی، نقدشونده و قابلاندازهگیری برای فرهنگیان ایجاد کرده است؟
نخستین ایراد، تاریکبودن اتاق مالی این هلدینگ است. باوجود تبدیل پتروفرهنگ به شرکت سهامی عام، سهام آن هنوز وارد بازار سرمایه نشده و اطلاعات روشن و منظم درباره صورتهای مالی تلفیقی، بدهیهای درونگروهی، تعهدات ارزی، قراردادها و بازده تفکیکی پروژهها بهسادگی در دسترس عموم نیست. چنین سطحی از ابهام برای مجموعهای که با سرمایه فرهنگیان اداره میشود، نه یک نقص جزئی، بلکه ضعف جدی حکمرانی اقتصادی است.
بخش مهمی از منابع هلدینگ نیز سالها در پروژههای طولانی و نیمهتمامی مانند سیراف انرژی، کیان و مهتاب پارسیان قفل شده است. هر سال تأخیر، به معنای جهش هزینه ساخت، نیاز به تزریق منابع تازه و فرسایش ارزش واقعی سرمایه فرهنگیان زیر فشار تورم است. بااینحال، مدیران غالباً از درصد پیشرفت پروژهها سخن میگویند، بیآنکه صورتحساب تأخیرها و فرصتهای ازدسترفته را شفاف ارائه کنند.
تمرکز سنگین پرتفوی بر متانول نیز نشانه یک راهبرد پرریسک و کمتنوع است. پتروفرهنگ سرمایه گستردهای را به صنعتی گره زده که همزمان در معرض نوسان قیمت جهانی، کمبود خوراک گاز، تحریم، هزینه سنگین حمل و تخفیفهای اجباری صادراتی قرار دارد. افزایش ظرفیت متانول بدون توسعه جدی زنجیره پاییندستی، بیش از آنکه خلق ارزش باشد، تکرار خامفروشی در لباسی صنعتی است.
ساختار تودرتوی شرکتهایی مانند انرژی سپهر، قطب سپهر لاوان، سکو، سبلان و سیراف نیز ردیابی جریان پول و تعیین مسئولیت مدیران را دشوار کرده است. این هزارتوی شرکتی میتواند هزینه مدیریتی را افزایش دهد و پاسخگویی را میان چندین هیئتمدیره گم کند.
بورسیسازی شرکتها نیز سالها در حد وعده باقی مانده است؛ خراسان تنها شرکت این پرتفوی است که عملاً معامله میشود و سهم پتروفرهنگ از آن فقط حدود ۱۹ درصد است. سبلان نیز با وجود درج نماد، هنوز عرضه عمومی نشده و وعده بورسیشدن مروارید، مفنا و خود هلدینگ همچنان به نتیجه نرسیده است.
پتروفرهنگ نباید پشت آمار تولید و فروش پنهان شود. معیار واقعی موفقیت، بازده خالص هر ریال سرمایه فرهنگیان پس از کسر تورم، هزینه مالی، تعهدات ارزی و زیان تأخیر پروژههاست. مشکل اصلی این هلدینگ کمبود دارایی نیست؛ انباشت داراییهایی است که ارزش اسمیشان بزرگ، اما سهم ملموس فرهنگیان از منافعشان همچنان مبهم است.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید