به گزارش اختصاصی رصد روز، حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، در نشست راهبردی بررسی طرحهای توسعهای شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب، از تدوین «برنامه جامع جهش تولید» سخن گفته و اعلام کرده است افزایش تولید در سه افق کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت دنبال خواهد شد.
اما یک برنامه تولید، با عنوان و وعده سنجیده نمیشود؛ با عدد سنجیده میشود.
در اظهارات منتشرشده از بورد، از «افزایش قابل توجه تولید» سخن گفته شده، اما مشخص نیست این افزایش دقیقاً چند بشکه در روز خواهد بود. حتی چارچوب روشنی از میزان سرمایهگذاری، پروژههای مشمول، زمان ورود پروژهها به مدار تولید و سهم هر میدان در افزایش تولید ارائه نشده است.
اینجاست که یک مطالبه روشن شکل میگیرد:
آقای بورد؛ عدد بدهید.
اگر قرار است تولید افزایش پیدا کند، چرا میزان هدف اعلام نمیشود؟ اگر پروژهها مشخص شدهاند، چرا سهم هر پروژه از افزایش تولید اعلام نمیشود؟ اگر زمانبندی وجود دارد، چرا افق تحقق اهداف بهصورت دقیق منتشر نمیشود؟
عبارتهایی مانند «شتاببخشی»، «رفع موانع»، «افزایش قابل توجه» و «استفاده حداکثری از ظرفیت داخلی» در ادبیات مدیریتی قابل استفادهاند؛ اما هیچکدام بهتنهایی شاخص عملکرد نیستند.
آنچه در نهایت باید روی میز باشد، یک جدول ساده است:
تولید فعلی؛ هدف تولید؛ میزان سرمایهگذاری؛ پروژههای مؤثر؛ زمان بهرهبرداری و میزان افزایش واقعی تولید.
بدون این اطلاعات، افکار عمومی چگونه باید تشخیص دهد برنامه اعلامشده یک جهش واقعی است یا صرفاً مجموعهای از طرحهای توسعهای که بخشی از آنها از قبل نیز در دستور کار بودهاند؟
از سوی دیگر، توسعه میدان با تولید واقعی یکسان نیست.
ممکن است پروژهای سالها درگیر مطالعه، قرارداد، تأمین تجهیزات یا عملیات اجرایی باشد. بنابراین قرار گرفتن نام یک پروژه در فهرست طرحهای توسعهای نباید با اضافهشدن تولید آن به آمار واقعی کشور اشتباه گرفته شود.
موضوع مهمتر، افت طبیعی تولید میدانهای قدیمی است.
اگر پروژهای مثلاً ۵۰ هزار بشکه به ظرفیت تولید اضافه کند، اما همزمان افت تولید میدانهای موجود بخش قابل توجهی از آن را خنثی کند، آنچه برای ارزیابی برنامه اهمیت دارد، افزایش خالص تولید است.
پس سؤال بعدی نیز روشن است:
افزایش خالص تولید مناطق نفتخیز جنوب پس از اجرای این برنامه چقدر خواهد بود؟
بورد همچنین از ایجاد فرصتهای شغلی جدید در خوزستان سخن گفته است. این وعده نیز باید با عدد و شاخص همراه شود. چند شغل مستقیم؟ چند شغل غیرمستقیم؟ چه تعداد از این مشاغل پس از پایان اجرای پروژهها پایدار خواهد ماند؟
همچنین تأکید بر استفاده حداکثری از ظرفیت داخلی، بدون اعلام شاخص عملکرد، نمیتواند بهتنهایی معیار موفقیت باشد. مهم این است که استفاده از ظرفیت داخلی چه میزان در کاهش هزینه، کاهش زمان اجرای پروژه و افزایش تولید اثر خواهد گذاشت.
مسئله، مخالفت با افزایش تولید نیست؛ اتفاقاً افزایش تولید و نگهداشت آن، از مهمترین مأموریتهای صنعت نفت است.
مسئله این است که وعده بزرگ، پاسخ بزرگ و عدد دقیق میخواهد.
وقتی از «برنامه جامع جهش تولید» سخن گفته میشود، جامعه حق دارد بداند این جهش دقیقاً چه اندازه است و چه زمانی باید آثار آن را در تولید واقعی مشاهده کند.
بنابراین انتظار میرود شرکت ملی نفت ایران و شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب، به جای کلیگویی درباره جهش تولید، جزئیات این برنامه را شفاف کنند:
چند بشکه؟
با چه میزان سرمایه؟
از کدام میدانها؟
با اجرای کدام پروژهها؟
در چه بازه زمانی؟
و با چه میزان افزایش خالص تولید؟
چرا که در صنعت نفت، جهش را نمیتوان با تعداد نشستها، وعدهها و تیترهای رسمی اندازه گرفت؛ معیار نهایی، بشکههای واقعی تولیدشده است.
آقای بورد؛ حالا نوبت عددهاست.