آقای موسوی بانک دی را از دست برات کریمی نجات دهید!!

آقای موسوی، کارنامه دو دوره مدیریت برات کریمی در بانک دی، از آنچه در صورت‌های مالی و عملکرد بانک قابل مشاهده است، مدیریتی کم‌اثر و ناموفق را نشان می‌دهد؛ آیا وقت نجات بانک از این مدیریت نرسیده است؟

به گزارش اختصاصی رصد روز، بانک دی سال‌هاست با مشکلات جدی مالی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ اما آنچه امروز بیش از هر چیز محل سؤال است، تداوم مدیریتی است که یک‌بار تجربه آن برای بانک دی با نتایج نامطلوب همراه شد و حالا پس از بازگشت دوباره، همچنان نشانه روشنی از یک تحول اساسی در وضعیت بانک دیده نمی‌شود.

برات کریمی نخستین‌بار در دی‌ماه ۱۳۹۸ بر صندلی مدیرعاملی بانک دی نشست؛ مدیریتی که قرار بود نقطه شروعی برای سامان‌دادن به وضعیت بانک باشد، اما بررسی عملکرد بانک در همان دوره، تصویر چندان امیدوارکننده‌ای ارائه نمی‌کند.

در پایان سال ۱۳۹۹، بانک دی اگرچه سود خالص حدود ۳ هزار و ۶۰۰ میلیارد ریالی شناسایی کرد، اما زیان انباشته بانک همچنان ۸۳ هزار و ۳۴۷ میلیارد ریال بود.

یک سال بعد، نشانه‌های وخامت وضعیت مالی بانک آشکارتر شد.

در ۹ ماهه سال ۱۴۰۰، بانک دی ۳۹ هزار میلیارد ریال زیان خالص ثبت کرد؛ در حالی که همین بانک در ۹ ماهه سال ۱۳۹۹، یعنی در ابتدای دوره مدیریت کریمی، ۲۹ هزار و ۸۷۳ میلیارد ریال سود خالص شناسایی کرده بود.

زیان انباشته نیز در پایان ۹ ماهه ۱۴۰۰ با رشد ۵۷ درصدی به ۱۰۶ هزار و ۴۱۳ میلیارد ریال رسید.

کریمی در دی‌ماه ۱۴۰۰ مدیرعاملی بانک را ترک کرد و علیرضا قیطاسی جای او را گرفت. طبیعی است که نمی‌توان تمام عملکرد سال ۱۴۰۰ را به مدیر جدید نسبت داد؛ چراکه بخش عمده آن سال همچنان تحت مدیریت کریمی سپری شده بود.

اما پایان سال ۱۴۰۰ نیز تصویر روشنی از یک تحول مثبت ارائه نکرد؛ زیان خالص بانک به ۵۱ هزار و ۴۲۱ میلیارد ریال رسید، زیان انباشته به ۱۴۳ هزار و ۶۹۲ میلیارد ریال افزایش یافت و حقوق مالکانه بانک نیز منفی ۴ هزار و ۷۴۴ میلیارد ریال شد.

این‌ها صرفاً چند عدد پراکنده نیستند؛ این ارقام بخشی از کارنامه دوره نخست مدیریتی برات کریمی در بانک دی هستند.

اما عجیب‌تر آنجاست که پس از این دوره، کریمی همچنان در ساختار مدیریتی بانک حضور داشت و نهایتاً در بهمن‌ماه ۱۴۰۳ بار دیگر به مدیرعاملی بانک دی بازگشت.

حالا باید از خود پرسید: بازگشت دوباره برات کریمی چه تغییری در وضعیت بانک دی ایجاد کرده است؟

در پایان سال ۱۴۰۴، اگرچه بانک دی در صورت‌های مالی خود سود خالص شناسایی کرد، اما گزارش‌های عملکردی بانک همچنان از مشکلات جدی حکایت داشت. تراز مالی بانک در پایان سال منفی ۱۴۴ هزار و ۷۸۴ میلیارد ریال بود، زیان انباشته به ۳۹۶ هزار و ۱۱۸ میلیارد ریال رسید و حقوق مالکانه نیز منفی ۲۱۱ هزار و ۷۱۳ میلیارد ریال ثبت شد.

و این پایان ماجرا نیست.

در سال ۱۴۰۵ نیز وضعیت چندان متفاوت نیست. اگرچه صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای سه‌ماهه بانک دی منتشر نشده، اما بررسی عملکرد ماهانه بانک در پایان پنج‌ماهه سال جاری از تراز منفی ۷۷ هزار و ۵۷۹ میلیارد ریالی حکایت دارد؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲۰.۷ درصد افزایش نشان می‌دهد.

حالا پرسش از رئیس بنیاد شهید دیگر نمی‌تواند یک پرسش تشریفاتی باشد.

آقای موسوی! از یک مدیر چه چیزی جز نتیجه باید مطالبه کرد؟

وقتی عملکرد قابل مشاهده یک مدیر در دو دوره حضورش در یک بانک، نتوانسته تصویری از یک تحول پایدار و اساسی در وضعیت بانک ارائه کند، ادامه این مدیریت بر چه مبنایی توجیه می‌شود؟

بانک دی محل آزمون و خطای مدیریتی نیست. منابع و سرمایه سهامداران و در نهایت منافع جامعه ایثارگری در میان است.

اگر قرار بود مدیریت کریمی نسخه نجات بانک دی باشد، خروجی این نسخه در کدام شاخص‌ها قابل مشاهده است؟

اگر قرار بود بازگشت او به مدیرعاملی، نقطه عطفی برای بانک باشد، چرا همچنان با چنین ارقام سنگینی در صورت‌های مالی و گزارش‌های عملکردی مواجهیم؟

و مهم‌تر از همه، چرا باید مدیری که کارنامه دوره نخست حضورش چنین پرسش‌هایی ایجاد کرده، بار دیگر فرصت مدیریت بانک را در اختیار داشته باشد؟

این مطالبه، مطالبه‌ای درباره شخص نیست؛ مطالبه درباره نتیجه مدیریت است.

کارنامه مدیریتی را نمی‌توان با عنوان‌ها و وعده‌ها سنجید. آنچه باقی می‌ماند، عملکرد است و عملکرد بانک دی در سال‌های گذشته، دست‌کم بر اساس ارقام قابل مشاهده، پرسش‌های جدی درباره اثربخشی مدیریت کریمی ایجاد کرده است.

سیداحمد موسوی به‌عنوان رئیس بنیاد شهید و مجموعه‌ای که بانک دی زیرمجموعه آن قرار دارد، نمی‌تواند نسبت به این وضعیت بی‌تفاوت بماند.

آقای موسوی! بانک دی به تصمیم نیاز دارد، نه ادامه وضع موجود.

اگر عملکرد برات کریمی قابل دفاع است، باید دستاوردهای آن شفاف و با عدد و سند برای سهامداران توضیح داده شود.

اما اگر آنچه در صورت‌های مالی و گزارش‌های عملکردی بانک دیده می‌شود، با ادعای موفقیت مدیریتی همخوانی ندارد، سؤال اساسی این است:

چرا باید بانک دی همچنان هزینه این مدیریت را بپردازد؟

بانک دی امروز بیش از هر چیز به مدیریتی نیاز دارد که بتواند نتیجه ایجاد کند؛ مدیریتی که بتواند وضعیت بانک را از این چرخه فرسایشی خارج کند و اعتماد سهامداران را بازگرداند.

آقای موسوی، این بار نوبت شماست؛ بانک دی را از دست برات کریمی نجات دهید.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار