ابهام در واگذاری ایرباس ۳۴۰ هواپیمایی آسمان به آشیانه جمهوری

واگذاری ایرباس ۳۴۰ هواپیمایی آسمان با قیمت کارشناسی ۱۵.۵ میلیون دلار، در حالی با دستور معاون اول رئیس‌جمهور دنبال شده که سند واگذاری از مابه‌ازای معامله، نحوه پرداخت و منافع آسمان توضیح روشنی ارائه نمی‌کند.

به گزارش اختصاصی رصد روز، یک سند رسمی، ابهام‌های تازه‌ای درباره نحوه واگذاری یک فروند ایرباس ۳۴۰ هواپیمایی آسمان به آشیانه جمهوری ایجاد می‌کند؛ هواپیمایی که بر اساس اطلاعات موجود، ۱۵.۵ میلیون دلار قیمت کارشناسی شده و اکنون پرسش اصلی درباره سرنوشت ارزش این دارایی و منفعتی است که قرار بوده نصیب آسمان شود.

ماجرا از نامه‌ای با موضوع «درخواست واگذاری یک فروند هواپیمای ایرباس ۳۴۰ تحت اختیار شرکت هواپیمایی آسمان با قیمت کارشناسی و یا با ترک تشریفات مزایده» آغاز می‌شود؛ نامه‌ای که از سوی فرماندهی آشیانه جمهوری اسلامی ایران خطاب به معاون اول رئیس‌جمهور ارسال شده و در آن، واگذاری هواپیما درخواست شده است.

در ادامه این نامه، معاون اول رئیس‌جمهور نیز دستور می‌دهد موضوع با فوریت و با همکاری وزارت راه و شهرسازی، سازمان برنامه و بودجه و دفتر رئیس‌جمهور بررسی شده و حداقل نیاز آشیانه اعلام شود اما نکته قابل تأمل در این سند، چیزی است که در آن وجود ندارد.

در متن دستور و نامه، هیچ اشاره‌ای به این موضوع نشده که در ازای واگذاری ایرباس ۳۴۰، آشیانه جمهوری متعهد به اورهال چهار فروند ایرباس ۳۲۰ و یک فروند بوئینگ ۷۳۷ متعلق به آسمان شده باشد.

این نکته از آن جهت اهمیت دارد که در روایت‌های بعدی درباره این انتقال، موضوع اورهال پنج فروند هواپیمای زمین‌گیر آسمان به‌عنوان بخشی از توافق مطرح شده است؛ اما سندی که مبنای درخواست و دستور واگذاری ایرباس ۳۴۰ است، چنین مابه‌ازایی را تصریح نمی‌کند.

بنابراین پرسش نخست کاملاً روشن است:

اگر واگذاری ایرباس ۳۴۰ با ارزش کارشناسی ۱۵.۵ میلیون دلار در ازای دریافت خدمات اورهال انجام شده، مستند حقوقی و مالی این مابه‌ازا کجاست؟

و اگر چنین تعهدی در قرارداد نهایی پیش‌بینی شده، چرا در سندی که فرآیند واگذاری را آغاز کرده، اثری از آن دیده نمی‌شود؟

موضوع زمانی جدی‌تر می‌شود که وضعیت خود هواپیمایی آسمان را در نظر بگیریم.

آسمان در شرایطی با مشکلات مالی، بدهی‌های سنگین و محدودیت‌های عملیاتی مواجه است که یک فروند ایرباس ۳۴۰، حتی اگر زمین‌گیر باشد، همچنان یک دارایی با ارزش قابل توجه محسوب می‌شود. بنابراین تصمیم درباره انتقال چنین دارایی‌ای نمی‌تواند صرفاً از منظر رفع نیاز عملیاتی یک مجموعه دیگر بررسی شود؛ بلکه باید مشخص باشد این تصمیم چه منفعت اقتصادی مشخصی برای مالک هواپیما ایجاد کرده است.

سؤال بعدی حتی ساده‌تر است:

۱۵.۵ میلیون دلار کجاست؟ آیا این مبلغ به حساب هواپیمایی آسمان واریز شده است؟ اگر واریز نشده، مابه‌ازای دقیق این دارایی چیست؟

اگر قرار بوده خدمات فنی یا اورهال هواپیماهای دیگر آسمان جایگزین پرداخت نقدی شود، ارزش‌گذاری این خدمات چگونه انجام شده و آیا ارزش آنها با ارزش کارشناسی ایرباس ۳۴۰ برابری می‌کند؟

و مهم‌تر از همه، این معامله در دفاتر مالی هواپیمایی آسمان چگونه ثبت شده است؟

این پرسش‌ها زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم آسمان خود برای تأمین هزینه‌های عملیاتی و حفظ نیروی انسانی متخصص با محدودیت‌های مالی مواجه است. در چنین شرایطی، انتقال یک دارایی ۱۵.۵ میلیون دلاری نیازمند شفافیتی به مراتب فراتر از یک دستور اداری است.

از سوی دیگر، سابقه همین ایرباس نیز موضوع را قابل تأمل‌تر می‌کند. این هواپیما در مقاطعی در ناوگان آسمان مورد استفاده قرار گرفته و حتی در مأموریت‌های خاص و مهم کشور به کار گرفته شده است. بنابراین نمی‌توان ارزش آن را صرفاً با توجه به زمین‌گیر بودن در یک مقطع زمانی نادیده گرفت.

یک ابهام مهم دیگر

در سند موجود، موضوع «حداقل نیاز آشیانه» نیز به‌طور مشخص مطرح شده است.

این عبارت می‌تواند یک سؤال اساسی دیگر ایجاد کند: اگر هدف، تأمین نیاز عملیاتی آشیانه جمهوری بوده، چرا باید دقیقاً یک ایرباس ۳۴۰ متعلق به آسمان برای این منظور انتخاب شود و مبنای تعیین ارزش ۱۵.۵ میلیون دلاری چه بوده است؟

آیا کارشناسی صرفاً ارزش بدنه و وضعیت فعلی هواپیما را در نظر گرفته یا ارزش اقتصادی هواپیما پس از بازگشت به چرخه عملیاتی نیز محاسبه شده است؟

همچنین مشخص نیست کارشناس رسمی یا مرجع کارشناسی‌کننده چه نهادی بوده، تاریخ کارشناسی چه زمانی است و وضعیت فنی هواپیما در زمان ارزیابی چگونه در قیمت نهایی اثر گذاشته است.

اینها جزئیاتی نیستند که بتوان از کنار آنها عبور کرد؛ زیرا اختلاف میان ارزش یک هواپیمای زمین‌گیر و ارزش یک هواپیمای قابل بازگشت به عملیات، می‌تواند قابل توجه باشد.

پرسش درباره زمان انتقال

ابهام دیگر، زمان اتخاذ این تصمیم است.

آسمان در شرایطی با بحران نقدینگی، بدهی و چالش‌های عملیاتی مواجه است که انتقال یک دارایی ارزشمند آن می‌تواند مستقیماً بر توان شرکت برای تأمین منابع اثر بگذارد.

بنابراین لازم است متولیان امر توضیح دهند منافع اقتصادی آسمان از این واگذاری دقیقاً چه بوده است.

نه صرفاً اینکه هواپیما برای چه منظوری در اختیار آشیانه قرار گرفته، بلکه اینکه خود آسمان در قبال خروج این دارایی از اختیارش چه دریافت کرده است.

درباره ارتباط احتمالی این تصمیم با تحولات سیاسی و موضوعات مربوط به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز بدون ارائه سند نمی‌توان ادعایی مطرح کرد. اما همین همزمانی یا احتمال ارتباط، ضرورت شفاف‌سازی فرآیند تصمیم‌گیری را بیشتر می‌کند، نه اینکه به‌تنهایی دلیلی برای اثبات ارتباط باشد.

سؤال‌هایی که حالا باید پاسخ داده شود

۱. قیمت کارشناسی ۱۵.۵ میلیون دلار توسط چه مرجعی تعیین شده است؟

۲. گزارش کارشناسی قیمت در اختیار چه نهادی است و آیا امکان انتشار آن وجود دارد؟

۳. آیا ۱۵.۵ میلیون دلار به حساب هواپیمایی آسمان واریز شده است؟

۴. اگر وجهی پرداخت نشده، مابه‌ازای دقیق واگذاری چیست؟

۵. تعهد آشیانه جمهوری برای اورهال چهار فروند A320 و یک فروند B737 دقیقاً در کدام قرارداد آمده است؟

۶. ارزش این خدمات چقدر تعیین شده و آیا با ارزش کارشناسی ایرباس ۳۴۰ تطابق دارد؟

۷. این معامله در حساب‌های هواپیمایی آسمان چگونه ثبت شده است؟

۸. مبنای انتخاب این هواپیما برای تأمین نیاز آشیانه جمهوری چه بوده است؟

۹. سرنوشت حقوق مالکانه و منافع اقتصادی ناشی از بهره‌برداری از این هواپیما پس از انتقال دقیقاً چگونه تعیین شده است؟

دو نکته مهمی که نیاز ه شفافیت حداکثری دارد؛

۱- مگر خود هواپیمایی آسمان دارای آشیانه و نیروی متخصص فنی نیست؟ چرا با وجود همچین پتانسیلی در شرکت آسمان که شرکت های هواپیمایی دیگر مبادرت به واگذاری تعمیر و نگهداری هواپیماهای خود به شرکت آسمان می کنند ، شرکت آسمان باید همچین خدمات موجود در خود را برونسپاری کند!؟

۲- هواپیما های انتخاب شده برای اورهال دارای بدنه قابل اطمینانی نیستند (بویینگ ۷۳۷) مذکور تا شش ماه قابلیت پرواز دارد و بعد از آن از رده پروازی باید طبق قوانین خارج شود مانند اتفاقی که جدیدا برای MD های موجود در ایران رخ داده، بنابراین اساسا این کار اصطلاحا آفتابه خرج لحیم می باشد.

ایرباس های موجود در آسمان که زمانی از هواپیمایی ماهان خریداری شده از نوع موتورهای V2500 می باشد که تولید آن در جهان متوقف شده و اورهال این نوع موتور ایرباس ۳۲۰ نیز عاقلانه و اقتصادی نمی باشد.

نکته آخر اگر اطمینان به شرکت آسمان از طریق صندوق بازنشستگی و هلدینگ آتیه صبا برای واریز پول فروش ۳۴۰ وجود ندارد چرا پول در هلدینگ مذکور نگهداری نمی شود !؟ و جهت خرید هواپیما با سایکل پروازی کمتر اتفاق نمی افتد؟!!

درست است که وجود تحریم های ظالمانه خرید هواپیما را مشکل و زمانبر کرده ولی وجود ده ها شرکت هواپیمایی خصوصی تازه تاسیس و ورود هواپیما از خارج از کشور گواهی  بر این موضوع است که امکان خرید از سه ماه پیش که دستور واگذاری ۳۴۰ آسمان صادر شده وجود داشته ، و راه اندازی هواپیماهای زمینگیر و از رده خارج ایجاد شک و شبهه را افزایش می دهد مدیر عامل این شرکت که خود خلبان بوده چطور زیر بار چنین قرارداد “ترکمن چای “ رفته است!!!!

در نهایت، مسئله اصلی این گزارش مخالفت با استفاده از یک هواپیما برای مأموریت‌های ملی نیست؛ مسئله، شفاف نبودن اقتصادی و حقوقی فرآیندی است که طی آن یک دارایی ۱۵.۵ میلیون دلاری از اختیار هواپیمایی آسمان خارج شده است.

وقتی مالک دارایی شرکتی است که خود با مشکلات مالی جدی مواجه است، طبیعی است که افکار عمومی و نهادهای نظارتی بپرسند: آسمان در قبال این دارایی دقیقاً چه به دست آورده است؟

و تا زمانی که قرارداد، گزارش کارشناسی، نحوه تسویه و مابه‌ازای واقعی واگذاری منتشر نشود، این پرسش همچنان پابرجاست.

رسانه رصد روز آماده انتشار پاسخ هواپیمایی آسمان در خصوص موارد مطرح شده می باشد.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار