به گزارش اختصاصی رصد روز، مسئله ایمنی پرواز، موضوعی نیست که بتوان از کنار آن بهسادگی عبور کرد؛ بهویژه زمانی که پای انتصاب مدیران در صنعت هوانوردی به میان میآید. اکنون انتشار نامهای از خردادماه سال ۱۳۹۹، امضاشده از سوی ایوذر شیرودی، در کانون توجه قرار گرفته است؛ نامهای که در زمان مسئولیت او بهعنوان عضو هیئتمدیره و معاون اداری و پشتیبانی شرکت هواپیمایی آسمان خطاب به محمد حیدری شالی نوشته شده است.
مضمون این نامه، اعلام عدم امکان استفاده از خدمات حیدری شالی در انجام پروازها به دلایل مرتبط با مسائل ایمنی و عملیاتی و درخواست اقدام برای ثبت ورود و خروج اوست؛ مکاتبهای که با توجه به مسئولیت کنونی طرفین، اهمیت آن از سطح یک سند اداری قدیمی فراتر میرود.
ایوذر شیرودی اکنون ریاست سازمان هواپیمایی کشوری را بر عهده دارد و محمد حیدری شالی نیز سرپرست شرکت هواپیمایی آسمان است. همین همزمانی، پرسشی اساسی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد: آیا موضوع مطرحشده در نامه سال ۱۳۹۹، در ارزیابی صلاحیتهای مدیریتی و حرفهای سرپرست فعلی آسمان بررسی شده است؟
کاپیتان شیرودی در جایگاه رئیس سازمان هواپیمایی کشوری، مسئولیتی مهم در نظارت بر رعایت الزامات ایمنی و مقررات صنعت هوانوردی دارد. از این منظر، شفافیت درباره سوابق و الزامات حرفهای مدیرانی که در شرکتهای هواپیمایی مسئولیت میپذیرند، موضوعی قابل چشمپوشی نیست.
البته نامه سال ۱۳۹۹ بهتنهایی اثبات نمیکند که حیدری شالی در حال حاضر فاقد صلاحیت پروازی یا مدیریتی است؛ همانطور که نمیتوان بدون بررسی مستندات، میان این مکاتبه و وضعیت کنونی انتصاب او رابطهای قطعی برقرار کرد. بااینحال، محتوای نامه پرسشهایی را مطرح میکند که پاسخگویی به آنها میتواند به روشنشدن ابعاد موضوع کمک کند.
نخست آنکه مبنای فنی و عملیاتی تصمیم سال ۱۳۹۹ چه بوده است؟ آیا موضوع صرفاً به شرایط و ضوابط همان مقطع مربوط میشده یا ارزیابیهای تخصصی دیگری نیز در این تصمیم نقش داشتهاند؟ دوم آنکه آیا وضعیت حرفهای و صلاحیتهای موردنیاز حیدری شالی از آن زمان تاکنون تغییر کرده و مستندات لازم برای مسئولیتهای کنونی او بررسی شده است؟
پاسخ به این پرسشها مستلزم بررسی سوابق رسمی و اخذ توضیحات از مسئولان ذیربط است؛ اما بیتردید، هنگامی که موضوع ایمنی پرواز مطرح است، شفافیت درباره مبانی تصمیمگیری اهمیت ویژهای پیدا میکند.
پرسش مهم دیگر به وضعیت مدیریتی شرکت هواپیمایی آسمان بازمیگردد. با توجه به اینکه حیدری شالی همچنان در جایگاه سرپرست این شرکت فعالیت میکند، این سؤال مطرح است که چه موانع یا الزاماتی تاکنون مانع صدور حکم مدیرعاملی او شده است.
آیا فرآیند انتصاب او با ملاحظات اداری و مدیریتی روبهروست؟ آیا تأییدیههای حرفهای یا الزامات نظارتی خاصی هنوز تکمیل نشدهاند؟ یا موضوع به دلایل دیگری ارتباط دارد که تاکنون بهصورت عمومی توضیح داده نشده است؟
در این میان، موضوع فرم تغییرات مدیریت یا MOC نیز نیازمند بررسی دقیق است. برای اظهارنظر درباره نقش این فرم در وضعیت انتصاب حیدری شالی، باید مشخص شود که آیا دریافت یا تأیید آن در این پرونده الزامی بوده، مسئولیت تأیید بر عهده کدام مرجع است و آیا اساساً نقص یا مانعی در این فرآیند وجود دارد.
بنابراین، نمیتوان صادرنشدن حکم مدیرعاملی را بدون سند به فقدان صلاحیت حرفهای یا تأییدنشدن فرم MOC نسبت داد؛ اما همین ابهام، ضرورت پاسخگویی شفاف مسئولان را دوچندان میکند.
اکنون پرسش مشخصی پیش روی کاپیتان شیرودی قرار دارد: نامهای که در دوران مسئولیت او در شرکت هواپیمایی آسمان درباره محدودیت استفاده از خدمات حیدری شالی در پروازها صادر شده، امروز چه جایگاهی در ارزیابی سوابق حرفهای و صلاحیتهای موردنیاز سرپرست فعلی این شرکت دارد؟
آیا موضوع نامه سال ۱۳۹۹ در بررسیهای بعدی مورد بازبینی قرار گرفته است؟ آیا الزامات حرفهای و نظارتی لازم برای تصدی سمت مدیرعاملی آسمان از سوی حیدری شالی احراز شدهاند؟ و آیا صادرنشدن حکم مدیرعاملی او با موضوع تأیید صلاحیتها یا فرآیند MOC ارتباط دارد؟
پاسخ به این پرسشها نه به معنای پیشداوری درباره اشخاص، بلکه در راستای ضرورت شفافیت در صنعت هوانوردی است؛ صنعتی که در آن، تصمیمهای مدیریتی و رعایت مقررات باید بر پایه مستندا
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید