به گزارش رصد روز، یکی از این ویدیوها را شهروندی در یک واحد فروش نان فانتزی در کرج ضبط کرده و از نان شیرمال ۱۸۰ هزار تومانی، باگت فرانسوی ۹۰ هزار تومانی و نان بربری ۹۰ هزار تومانی گلایه میکند. ماجرا فقط به اعتراض شهروندان محدود نمانده است. یک مجری صداوسیما نیز با اشاره به افزایش قیمتها گفته است: «خیلی گرونی شده؛ دیشب نان سنگک خریدم، دانهای ۱۳۰ هزار تومان.»
در همین وضعیت قاسم نودهفراهانی، رئیس اتاق اصناف ایران، از برنامه عرضه وزنی نان خبر داده و گفته است این طرح در مرحله نخست از نانواییهای دولتی سنگک آغاز خواهد شد. به گفته او، وزن چانه خمیر سنگک ۶۰۰ گرم است و نان پختهشده باید با وزن ۳۸۰ تا ۴۰۰ گرم به مشتری تحویل داده شود. با این حال، نرخ قطعی هر کیلو نان و جزئیات نهایی اجرای طرح هنوز در گزارش منتشرشده مشخص نشده است.
اصل ایده فروش وزنی میتواند به شفافیت بازار کمک کند. وقتی مشتری بداند در برابر پولی که میپردازد چه مقدار نان دریافت میکند، امکان مقایسه قیمت و پیگیری کمفروشی بیشتر میشود. اما مسئله اینجاست که تغییر شیوه فروش، بدون اعلام نرخ روشن، نظارت مؤثر و تضمین کیفیت، لزوماً به نفع مصرفکننده تمام نمیشود. اگر قیمت هر کیلو مشخص نباشد یا اجرای طرح در نانواییهای مختلف یکسان نباشد، چه چیزی قرار است جای سردرگمی امروز را بگیرد؟
از سوی دیگر، نانوایان نیز درباره پیامدهای فروش وزنی نگرانیهایی دارند. به گفته فعالان این صنف، وزن نان پس از خروج از تنور و با تبخیر رطوبت کاهش پیدا میکند. اگر ضوابط اجرایی دقیق نباشد، اختلاف بر سر وزن نان برشتهتر یا تازهتر میتواند به درگیری میان مشتری و نانوا منجر شود. حتی این نگرانی وجود دارد که برخی نانوایان برای حفظ وزن، زمان پخت را تغییر دهند و کیفیت نان را قربانی کنند. بنابراین، طرحی که با هدف کاهش کمفروشی مطرح شده، بدون استانداردهای روشن و نظارت مستمر ممکن است به مشکلات تازهای بینجامد.
افزایش هزینه آرد آزاد، دستمزد، انرژی، اجاره و مواد اولیه فشار واقعی بر نانوایان وارد میکند و نمیتوان از آنها انتظار داشت با هزینههای فزاینده، بدون اصلاح اقتصادی به فعالیت ادامه دهند. اما اگر دولت قیمتها را افزایش دهد و در مقابل، نظارت بر نرخ مصوب، وزن نان و کیفیت محصول را جدی نگیرد، نتیجه چیزی جز انتقال بخشی از هزینهها و ناکارآمدیها به مصرفکننده نخواهد بود.
در نهایت، مسئله فقط گرانشدن یک قرص سنگک یا قیمت بالای نان فانتزی نیست. اهمیت نان در سبد مصرفی خانوار باعث میشود فشار قیمتی آن، بهویژه برای اقشار کمدرآمد، آثار مستقیمی بر کیفیت تغذیه و سایر هزینههای ضروری داشته باشد. خانوادهای که نمیتواند نان را از فهرست خریدش حذف کند، ناچار است هزینه آن را از بخشهای دیگر زندگی کم کند؛ از مواد غذایی دیگر گرفته تا پوشاک، درمان و آموزش.
دولت و نهادهای مسئول نمیتوانند با اعلام یک طرح تازه، مسئولیت خود را در قبال معیشت مردم پایانیافته بدانند. فروش وزنی باید با اعلام عمومی نرخ هر کیلو، نصب ترازوهای دقیق، انتشار وزن استاندارد، رسیدگی سریع به شکایتها و برخورد یکسان با تخلفات همراه باشد. در کنار آن، باید روشن شود یارانه نان چگونه به دست مصرفکننده واقعی میرسد و چرا با وجود حمایت دولتی، همچنان از اختلاف قیمت و تخلف در بازار گزارش منتشر میشود.
نان کالایی نیست که مردم بتوانند در واکنش به گرانی، بهسادگی از خرید آن صرفنظر کنند. به همین دلیل، هر تصمیم درباره قیمت و شیوه عرضه آن باید پیش از هر چیز با یک معیار سنجیده شود: آیا هزینه دسترسی خانوارها به غذای روزانه را کاهش میدهد یا فقط شکل تازهای به پرداخت بیشتر میدهد؟ تا زمانی که پاسخ این پرسش روشن نباشد، باید به طرح فروش کیلویی نان نیز با تردید و نگرانی نگریست.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید