به گزارش اختصاصی رصد روز به نقل از ۲۵ آبان ۱۴۰۴، هیئت سرپرستی مؤسسه اعتباری ملل با حضور مهدی صیدی، علیرضا صادقی و جعفر جمالی تعیین و معارفه شد؛ تیمی که قرار بود سکان مؤسسهای گرفتار ناترازی را در دست بگیرد و مسیر اصلاح را آغاز کند.
در این میان، جعفر جمالی به عنوان سرپرست معرفی شد و چند ماه بعد، در اردیبهشت ۱۴۰۵، به صندلی مدیرعاملی مؤسسه اعتباری ملل رسید.
حالا اما صورتحساب عملکرد این دوره، یک سؤال جدی را پیش روی مدیرعامل، هیئت سرپرستی و البته بانک مرکزی قرار میدهد: نتیجه این تغییر مدیریتی برای ناترازی ملل چه بوده است؟
پاسخ را نه میتوان در وعدهها جستوجو کرد و نه در مصاحبهها؛ عددها پاسخ میدهند.
ناترازی مؤسسه اعتباری ملل در پایان سال ۱۴۰۴ به منفی ۶۹ هزار و ۲۵۷ میلیارد ریال رسید.
اما این عدد در پایان تیرماه ۱۴۰۵ نهتنها بهبود پیدا نکرد، بلکه به منفی ۷۵ هزار و ۵۴۵ میلیارد ریال رسید؛ یعنی شکاف مالی مؤسسه طی این دوره ۶ هزار و ۲۸۸ میلیارد ریال عمیقتر شده و نسبت به دوره مشابه نیز رشد ۸۵.۷ درصدی را ثبت کرده است.
این اعداد برای یک مؤسسه اعتباری که قرار بود با استقرار هیئت سرپرستی و تغییر مدیریت، مسیر اصلاح را طی کند، بهشدت قابل تأمل است.
آقای جمالی؛ شما برای درست کردن آمده بودید، نه خراب کردن.
اگر مأموریت تیم مدیریتی جدید، مهار ناترازی و بازگرداندن مؤسسه اعتباری ملل به مسیر ثبات بوده، نتیجهای که فعلاً روی کاغذ دیده میشود، با این مأموریت فاصله معناداری دارد.
مسئله فقط افزایش ناترازی نیست. وقتی شاخصهای مالی و بازار سرمایه را کنار هم قرار میدهیم، تصویر نگرانکنندهتر میشود.
EPS فعلی «وملل» منفی ۷ هزار و ۱۶۹ ریال است. یعنی مؤسسه از منظر سودآوری، همچنان با وضعیت نامطلوبی مواجه است و این شاخص بهتنهایی پرسشهای جدی درباره کیفیت عملکرد مالی و چشمانداز اصلاح ایجاد میکند.
از سوی دیگر، بازدهی و نقدشوندگی سهماهه نماد «وملل» تنها ۲.۹۸ درصد اعلام شده است؛ رقمی که در کنار ناترازی منفی ۷۵ هزار و ۵۴۵ میلیارد ریالی و EPS منفی، نمیتواند بهسادگی از کنار توجه کارشناسان و سهامداران عبور کند.
بانک مرکزی؛ این نتیجه انتخاب شماست، یا فقط نتیجه مدیریت جمالی؟
اینجا دیگر موضوع صرفاً عملکرد یک مدیرعامل نیست.
بانک مرکزی به عنوان نهاد ناظر بر شبکه پولی کشور باید توضیح دهد تیمی که برای اداره مؤسسه اعتباری ملل تعیین شد، با چه شاخصهایی ارزیابی شده و اساساً معیار موفقیت این دوره چه بوده است؟
اگر هدف از تعیین هیئت سرپرستی، اصلاح ساختار مالی، کاهش ناترازی و بازگرداندن مؤسسه به وضعیت باثبات بوده، چرا خروجی اعداد در تیرماه ۱۴۰۵ خلاف این مسیر را نشان میدهد؟
بانک مرکزی نمیتواند صرفاً در زمان بحران وارد میدان شود؛ نظارت مؤثر یعنی قبل از آنکه ناترازی بزرگتر شود، درباره عملکرد مدیران و مسیر اصلاح تصمیم گرفته شود.
اکنون باید روشن شود در فاصله استقرار هیئت سرپرستی تا پایان تیرماه ۱۴۰۵ چه اقداماتی برای کاهش ناترازی مؤسسه انجام شده، چه برنامهای اجرا شده و مهمتر از همه، کدام شاخص قابل اندازهگیری نشان میدهد این مدیریت در مسیر اصلاح قرار دارد؟
جعفر جمالی امروز باید پاسخ دهد که چرا مؤسسهای که قرار بود تحت مدیریت تیم جدید سامان بگیرد، از منفی ۶۹ هزار و ۲۵۷ میلیارد ریال در پایان ۱۴۰۴ به منفی ۷۵ هزار و ۵۴۵ میلیارد ریال در پایان تیرماه ۱۴۰۵ رسیده است.
این فقط یک اختلاف عددی نیست؛ روایت عملکرد است.
اگر مدیریت جدید برای اصلاح آمده، باید نشانههای اصلاح در صورتهای مالی دیده شود؛ نه اینکه ناترازی عمیقتر شود، EPS در محدوده منفی ۷ هزار و ۱۶۹ ریال قرار داشته باشد و نماد «وملل» نیز بازدهی و نقدشوندگی سهماهه تنها ۲.۹۸ درصدی را تجربه کند.
آقای جمالی، افکار عمومی اقتصادی منتظر توضیح است: برنامه شما برای نجات ملل دقیقاً چیست و چرا خروجی اعداد تاکنون خلاف وعده اصلاح را روایت میکند؟
و در سوی دیگر، بانک مرکزی باید پاسخ دهد آیا این اعداد را نشانه موفقیت میداند یا زنگ هشدار؟
چرا که در اقتصاد، برخلاف شعارها، ترازنامه تعارف ندارد؛ عدد یا اصلاح را ثابت میکند یا شکست اصلاح را.
فعلاً عددها، روایت خوشایندی از عملکرد این تیم مدیریتی ارائه نمیکنند.