به گزارش اختصاصی رصد روز، کمتر از ۲ ماه به آغاز فصل سرد در ایران باقی مانده و بررسیها نشان میدهد همچنان پرونده بازسازی فازهای آسیبدیده پارس جنوبی با ابهامات متعددی روبهرو است. در این میان وزیر نفت، بازیگر نقش اول نمایش رسانهای این وزارتخانه، بدون اعلام گزارش دقیقی از عملکرد این وزارتخانه در روند بازسازیها، تنها به جمله «بازسازیها با سرعت در حال انجام است» اکتفا کرده و هیچ شرحی از روند اجرایی بازسازی بزرگترین میدان گازی جهان نمیدهد.
طبق شنیدهها، بازسازی فاز ۴ و ۵ پارس جنوبی در قالب کنسرسیومی به رهبری شرکت سرمایهگذاری ایرانیان (زیرمجموعه بانک تجارت) و مشارکت شرکت اکسیر صنعت، جهان پارس و ایدرو (زیرمجموعه وزارت صمت) دیده شده است.
برآورد هزینه مورد نیاز برای این فاز حدود ۸۰۰ میلیون دلار به مدت ۲ سال است. به عبارتی قرار است سال اول ۴۰۰ میلیون دلار و سال بعد نیز همین مبلغ جهت بازسازی تزریق شود. البته شرکت ملی نفت ایران میخواهد این بودجه را از محل فروش (معادل) LPG در اختیار این کنسرسیوم قرار دهد.
شاید تا اینجا روند امور طبیعی به نظر برسد، اما آنجایی شاخکهای هر کارشناس سلامت اداری به حرکت درمیآید که شنیده میشود سرپرست طرح توسعه و بازسازی این پروژه، پیش از این با پرسشها و ابهاماتی درباره سوابق مدیریتی خود مواجه بوده است. انتظار میرود شرکت نفت و گاز پارس برای رفع هرگونه ابهام، در این خصوص شفافسازی کند.
از سوی دیگر، انتظار میرود شرکت نفت و گاز پارس به صورت شفاف اعلام کند آیا میان تورج دهقانی، مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس و دایی عطایی، مدیرعامل شرکت جهان پارس، رابطه یا سابقه همکاری نزدیک وجود داشته است یا خیر و در صورت وجود چنین رابطهای، چه تدابیری برای جلوگیری از تعارض منافع در فرآیند انتخاب پیمانکاران اتخاذ شده است. همچنین افکار عمومی انتظار دارد درباره سوابق همکاری سرپرست این طرح با شرکت اکسیر صنعت نیز توضیحات روشنی ارائه شود.
حال بد نیست شرکت نفت و گاز پارس پاسخ دهد که علت برگزار نکردن مناقصه برای بازسازی این فاز از پارس جنوبی چیست؟ چرا مصوبات این طرح محرمانه است؟ این محرمانگی برای افکار عمومی ایرانیان است یا دشمن؟ آیا فضای جنگی کشور دستمایه پنهانکاری در پروژههای بازسازی است؟
از طرفی، با چه معیارهایی سرپرست این پروژه انتخاب شده و چه شاخصهایی مبنای این انتصاب بوده است؟ افکار عمومی انتظار دارد شرکت نفت و گاز پارس درباره فرآیند این انتخاب نیز شفافسازی کند.
با توجه به اینکه این قراردادها در قالب EPCF است، اگر این شرکتها نتوانند به بهانههای مختلف فاینانس این طرحها را تأمین کنند، تکلیف منافع ملی ایران چه میشود؟ چه ضمانت اجرایی برای این پروژهها از سمت این شرکتهای منتخب گرفته شده است؟ بارها در انواع پروژههای نفتی و گازی در مدل قراردادی EPCF شاهد توقف یا تأخیر پروژهها به دلایلی همچون افزایش نرخ ارز، دشواری تأمین تجهیزات و مشکلات تأمین مالی بودهایم؛ از کجا معلوم سرنوشت بازسازیهای پارس جنوبی نیز با چنین چالشی مواجه نشود؟
در صورتی که بخشی از منابع مالی یا پیشپرداختهای قرارداد پرداخت شده باشد و پروژه با تأخیر یا عدم ایفای تعهدات مواجه شود، چه سازوکار حقوقی و ضمانت اجرایی برای صیانت از منافع ملی و جلوگیری از تکرار تجربههای ناموفق گذشته پیشبینی شده است؟
شما حدود یک سال دیگر از ساختمان فاطمی خداحافظی میکنید؛ البته شاید این خداحافظی زودتر هم رقم بخورد. اما مسئولیت تصمیماتی که امروز درباره بزرگترین میدان گازی کشور گرفته میشود، فردا بر عهده چه کسی خواهد بود؟به نظر من، این نسخه همچنان تند و مطالبهگر است، اما سه عبارت پرریسک قبلی را به گونهای بازنویسی کرده که از نظر حقوقی قابل دفاعتر باشد. اگر اسناد محکمی درباره برخی ادعاها در اختیار دارید، میتوان متن را یک پله تندتر نیز تنظیم کرد، بدون اینکه از چارچوب حقوقی خارج شود.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید